|
مقالات جدید

توسلی غرجستانی
افغانستان؛علل، پیامدها و
راهکارهای عقب ماندگی اقتصادی
بخش اول:
کشور جمهوری اسلامی افغانستان سرزمینی کوهستانی و
محاط بر خشکی است. این کشور دارای 652،225 کیلومتر
مربع مساحت می باشد.
البته در منابع دیگر از جمله نشرات ملل متحد،
افغانستان دارای 647497 كيلو متر مربع می باشد و
قرار گزارش 1975میلادی ملل متحد، دارای 675500
كيلو متر مربع و یا 250000 ميل مربع می باشد.
طبیعت افغانستان به خاطر ارتفاعات سر به فلک شیده
و رودخانه هایی که از آن سرچشمه می گیرد، زیباست
و تنوع آب و هوا در آن مشهود است.
زمستان هایش بسیار سرد (تا 20 در جه زیر صفر) و
تابستانهایش بسیار گرم( تا 40 درجه بالای صفر)
می باشد. آب و هوا از یک ولایت تا ولایت دیگر و از
یک شهر به شهر دیگر تفاوت دارد. بارندگی نیز در
نقاط مختلف، متفاوت می باشد و بین 100 تا 400 میلی
متر در نوسان است.
این مقدار در مناطق شرقی بین 250 تا 400 و در
مناطق غربی و جنوب غربی بین 100 تا 150 میلی متر
است. در مناطق مرکزی ( هزاره جات) به علت وجود
ارتفاعات و بارندگی بیشتر، هوا از نواحی دیگر
سردتر است ولی در مناطق جنوبی و غربی به علت کمی
بارندگی، هوا گرمتر بوده و دارای تابستان های گرم
و خشک و زمستان های معتدل تر است. کشور افغانستان
باوجود منابع طبیعی از قبیل معادن آهن، لاجورد،
لعل، ذغال سنگ، نفت، گاز، سنگ ها ساختمانی -
تزئینی و... و استعداد تولیدات محصولات زراعتی،
باغی و دامی را دارا می باشد.
امروز از بسیاری از کشورهای آسیای بخصوص کشورهای
همجوار خود، عقب مانده و منابع و استعدادهای طبیعی
آن دست نخورده باقی است.
در
مقاله حاضر سعی گردیده
تا علل و عوامل عقب ماندگی، عواقب و خطرات ناشی از
آن و راهکارهای برای بیرون رفت از آن مد نظر قرار
گیرد.
علل و عوامل عقب ماندگی اقتصادی:
1-
پادشاهان و زمامداران ( زمینه های تاریخی- سیاسی )
بدون شک یکی از عوامل عقب ماندگی افغانستان،
پادشاهان و امیران بی لیاقت و بی درایت بوده اند و
این معضل در دهه های اخیر و بحران های کنونی نیز
قابل انطباق است. برای روشن شدن بحث؛ در این زمینه
به طور گذرا به چند نمونه اکتفا می شود.
الف- وجود زمامداران فاشیزم و قوم گرا:
یکی
از مشکلات که در راه توسعه کشور افغانستان وجود
داشته، وجود برخی زمامداران جابر و ظالم بودند که
برای تأمین نیازمندی دولت و تأدیه معاش بالای
خاندان شاهی، نوکران و عساکر دولتی، مالیات های
سنگین و غیر عادلانه از برخی از مردم می گرفتند. «
درست است که حکومت و نهادهای حکومتی هزینه و بودجه
میخواهند که تا به وظایف محوله و برنامه های
انکشافی و اقتصادی عمل کنند» ولی باید وضع مالیات
براساس قانون موضوعه کشور و برای همۀ تابعین آن
کشور به طور یکسان و به نحوی عادلانه تطبیق و عملی
گردد. متأسفانه حکومت های وقت بدون توجه به این
فاکتور، برخی از اقوام را برای تأدیه مالیات سخت
در تنگناه قرار دادند. این شدت عمل و ظلم بگونه ای
بسیار غیر منطقی اجراء می شد تا آنجا که عده ای از
مردم بخاطر عدم توانایی پرداخت مالیات، زمین و
اموال عقاری خود را به اقوام دیگر که از پرداخت
مالیات معاف بوده و یا قدرت پرداخت مالیات آن را
داشتند، با قیمت بسیار نازل می فروختند. برای درک
بهتر این مطلب به نمونه های از تاریخ پرفراز و
نشیب کشور از باب مشت نمونه خرواراشاره می کنیم.
مورخین در مورد وضع مالیات سنگین توسط عبدالرحمان
خان چنین می نویسند:
بعد از سركوبي قيام هزاره جات و استقرار نيروهاي
مسلح امير كابل، ماليات مختلف بر هزاره ها تحميل
شد از جمله:
الف- ماليات بر نفوس:
سالانه از هر نفر دو قران ماليات اخذ مي شد كه اين
مبلغ بعدا به چهار قران افزايش يافت كه اكثر مردم
توان پرداخت آن را نداشتند.
ب- ماليات دو پولي:
هزاره ها مجبور بودند علاوه بر ماليات بر نفوس،
ماليات ديگري كه بر هر خانه وضع و تعيين گرديده
بود نیز بپردازند.
ج- ماليات ساليانه:
ماليات فوق العاده سنگين نيز بر هزاره ها تحميل شد
كه بر اساس آن هر خانوار هزاره مجبور بودند نه
قران سالانه به نفع خانواده هاي سربازان مقتول
دولتي كه در جريان اشغال هزاره جات كشته شده بودند
به حكومت كابل بپردازند.
ه- ماليات اراضي و احشام:
مأموران و گماشتگان امير براي جمع آوري ماليات از
زمين داران زمين هاي آن ها را به قيد مساحت در مي
آوردند و ماليات هنگفت را وضع مي كردند و هم چنان
براي تحصيل ماليات از مالداران تعداد حيوانات را
تعيين و ماليات آن ها را وصول مي كردند.
ماليات زمين به گونه ي وضع شده بود كه نصف تمام
محصولات بنام ماليه اخذ مي شد حتي از آسياب آبي
ماليات به نام ‹ آسياب پولي › گرفته مي شد.
تحميل ماليات سنگين بر هزاره ها و اجبار آن ها در
پرداخت ماليات مذكور، سبب شد كه هزاره نتوانند
ماليات را يك جا و نقدا بپردازند براي اين كه از
شر مأموران امير خون آشام در امان باشند به راه
هاي ذيل رو آوردند:
1-
عده ي كثيري از آنان با ترك زمين و خانه هاي خود،
راه مهاجرت به كشور هاي همسايه را پيش گرفتند.
چنان كه عده از همين مهاجرين در كشورهاي همجوار
ايران و پاكستان آمدند و تابعيت اين كشور ها را
اخذ كردند.
2-
آن عده ي كه در ساحات محل زيست خود باقي ماندند
براي تأديه ماليات جديد، از روي ناچاري زمين، باغ
ها و حيوانات خود را بفروش رسانيدند . مشتريان هم
افغان هاي بودند كه امير ستم پيشه كرارا با آن ها
در مورد تملك و اخذ اراضي و دارايي مردم هزاره سخن
گفته بود، چنين موقعيتي براي آن ها فرصت طلايي
بحساب مي آمد. دولت " به اصطلاح" حامي حقوق و
ناموس مردم براي تأديه ماليات كه خود وضع كرده بود
فرماني را صادر كرد كه:
«
اگر مردم شيعه بخواهند زن و دختر و پسر خود را
بفروشند به سجل ‹ثبت› و مهر قاضي و حاكم هر قدر كه
كاركنان دولت مي خواهند غلام و كنيز خريده ده يك
بهاي آن را ‹ به عنوان ماليات › محصول به دولت
بدهند.»
3-
مأموران جمع آوري ماليات آن چنان خشن و ستمگر
بودند كه مردم براي حفظ جان و حیثیت خود، علاوه بر
ماليات تعيين شده و تأمين مخارج مأموران و تهيه
علوفه براي اسب هاي آن ها، مجبور بودن مبالغ
هنگفتی را به آنان رشوه دهند.
مورد دوم:
آقای فرهنگ در مورد ستمگری عبدالرحمان خان بعد از
تسلط بر ترکستان چنین می نگارد:" قرار روایت
معروف یک تعداد از اشخاص به جرم اینکه به قول امیر
« چشمان شان به اسحاق خان می ماند» بینایی شان را
از دست دادند و سرزمین ترکستان به یک شکنجه گاه
عظیم مبدل گردید علاوه بر مجازات انفرادی، مردم
ترکستان که با اسحاق خان نظر به رویه ی ملایم او
علاقه مندی نشان داده بودند، به طور دسته جمعی نیز
مورد خشم و غیظ و انتقام امیر قرار گرفتند. زمین
داران شان مکلف شدند تا علاوه بر باقیات گذشته،
مالیه یک سال آینده را هم پیشکشی تأدیه کنند، یک
تعداد مردم محلی که بیشتر ازبک بودند مجبور ساخته
شدند تا محل بود و باش شان را در حواشی سرحد ترک
نموده با خانواده شان به مناطق دیگری که امیر
تعیین کرده بود کوچ نمایند."
چه
بسيار از اموال مردم به بهانه ي گرفتن ماليات به
زور از آن ها گرفته شد كه صاحبان اموال نتوانستند
از حق خويش در مقابل عمال امير و جیره خواران وی
دفاع کنند. به احتمال بسیار قوی این فشارها به
دستور شخص امیر برای در هم شکستن شیرازه اقتصادی
اقوام محکوم اجرا می شد و یا لا اقل با چراغ سبز
حاکمان و شخص امیر انجام می گردید. طبیعی است که
با این وضعیت، رشد توسعه و انکشاف کشور دچار بحران
گردیده و روز بروز بر وخامت آن افزوده می شد.
ب- وجود حکومت و زمامداران بی لیاقت:
یکی
از عوامل عدم توسعه و انکشاف کشور وجود حکومت
زمامداران نالایق و بی کفایت در این مرزبوم بوده و
می باشد. از زمان استقلال و تأسیس حکومت بنام
افغانستان و تثبیت مرزهای کنونی؛ پادشاهان و
حاکمانی بر آن حکومت کرده اند. در طی این چند قرن
نمی توان حکومت و حاکمانی را پیدا کرد که برنامه و
پلان منسجم و مدون برای پیشرفت و توسعه کشور داشته
باشند و اگر در روی کاغذ چیزی نوشته بودند به
مرحله اجرا در نیامد و کاری برای اعمار و پیشرفت
کشور انجام داده نشد. ما برای ارائه نمونه فقط نظر
گذارا به دوره طولانی و نسبتا آرام پادشاهی و
حکومت چهل ساله ظاهر شاه می اندازیم [ چهل
سال«480ماه » حکومت بر یک کشور زمان کمی برای
تطبیق پلان ها و برنامه های مدون انکشافی نیست،
این مدت طولانی، هشت پلان بلند مدت اقتصادی پنج
ساله را احتوا می کند] تا به بررسی ریشه ها و
اساس عقب ماندگی یا عقب نگهداشتن کشور در طول
زمامداری زمامداران نالایق پی ببریم. در برسی های
که در کتابهای تاریخی انجام شد، پلان های انکشافی
و اقتصادی که در خلال این چهل سال [14640 روز ]
زمامداری و پادشاهی " بابای ملت! "، صورت گرفته از
شمار انگشتان تجاوز نمی کنند. اینک توجه شما را به
پروژه ها و فعالیت های اقتصادی و انکشافی این دوره
جلب می نماییم:
1- نساجی گلبهار:
فابریکه نساجی گلبهار در ولایت پروان در سال 1332
شمسی تهداب گذاری شد و در سال 1339 شروع به فعالیت
نمود. محصولا آن بیشتر تکه های نخی بوده که به سان
گلبهار معروف است.
2- نساجی پلخمری:
این فابریکه در سال 1315 تهداب گذاری شده و در سال
1321 با سرمایه پنجاه میلیون افغانی شروع به کار
نموده است. ظرفیت تولیدی آن در شبانه روز 45 هزار
متر تکه می باشد در صورت فعال بودن 300 نفر در آن
باید کار نمایند.
3- کارخانجات جنگلک:
در سال 1339 شروع به فعالیت نمود کارگران روسی و
افغانستانی در آن کار می کنند.
4- تصدی افغان صنایع:
در سال 1351 به سرمایه 27 میلیون افغانی شروع به
فعالیت نمود و ظرفیت آن در شبانه روز به 6/6 تن
صابون می رسد.
5- تأسیس بانک ملی:
بانک ملی در سال 1313 توسط عبدالمجید خان زابلی و
همکاران وی (دوست محمد خان ایماق و غلام حیدر خان
مختارزاده) به کمک و حمایت محمد هاشم خان صدر اعظم
وقت و عموی ظاهر شاه تأسیس شد. آقای میر محمد صدیق
فرهنگ در این مورد می نویسد: " بانک ملی در سال
1934م (1313هجری شمسی) با سرمایه 35 میلیون افغانی
معادل 3/5 میلیون دالر آن زمان بنیانگذاری شد، تا
سال 1948 (1327 شمسی)سرمایه آن به 454 میلیون
افغانی معادل 40 میلیون دالر افزایش یافت، ... در
این سال به پیشنهاد عبدالمجید خان بانک دیگری با
عنوان « د افغانستان بانک » با سرمایه 200 میلیون
افغانی به صفت بانک مرکزی تأسیس شد و سرمایه ی
دولت از بانک ملی به آن انتقال یافت."
6- زراعت لبلبو ( نیشکر):
در برخی از ساحات از جمله در قطغن زراعت لبلبو
رایج شد و بدنبال آن " فایریکه قند سازی بغلان از
چکسلواکیا خریداری و در آنجا به کار افتاد.
تولیدات این فابریکه در حدود 5000 تن شکر در سال
بود که تقریبا 20 درصد احتیاجات کشور را تأمین می
کرد."
7- کارخانه کود شیمیایی مزار شریف و کارخانه سیمان
سازی غوری:
"فابریکه کود شیمیایی آزوتی به ظرفیت سالانه صد
هزار تن در مزار شریف، کارخانه سمنت سازی
در(دهانه) غوری پلخمری" در زمان صدارت داوود خان
احداث و شروع به کار نمود.
8- توسعه کشت پنبه:
"در طرح اقتصادی که به همکاری و حمایت دولت توسط
بانک ملی در محل تطبیق گذاشته شد، تولید پنبه و
تأسیس صنایع نساجی نخی مقام برجسته داشت. چون
زمینهای شمال کشور خصوصا ولایت قطغن برای زراعت
پنبه بیش از هر محل دیگر مساعد بود، نهرهایی در آن
ولایت از طریق بیگاری یعنی کار جبری (اجباری)
بالای مردم حفر گردید. اما زمینهایی که از این
طریق بدست آمد به دهقانان و کارگران داده نشد،
بلکه در بین شرکتها و رجال بانفوذ تقسیم شد. در
عین حال زمینداران با تشویق و فشار به کشت پنبه
وادار ساخته شدند. در نتیجه ی این اقدامات، مقدار
تولید پنبه که پیش از 1935م ( 1314شمسی) در آن
ولایت ناچیز بود، در سال 1946 به ده هزار تن پنبه
پاک شده رسید"
9- احداث نهر بغرا و بند کجکی:
محمد هاشم خان در دوره اخیر صدارت خود به احداث
نهر بغرا در مسیر رودخانه ارغنداب دست زد و او "
این کار را در زیر نظر متخصصین جاپانی با نیروی
بشری و وسائل محلی تا حدی پیش برد، اما در پایان
جنگ دوم جهانی چون معلوم شد که تکمیل نهر مذکور
بدون وسایط تخنیکی عصری امکان پذیر نیست. حکومت با
یک شرکت آمریکایی به نام موریسن ندسن داخل مذاکره
شده، قرار دادی در مورد احداث دو بند آبگردان بر
رودخانه های هلمند و ارغنداب و حفر نهرهای اصلی و
فرعی وابسته به آن امضاء کرد"... چون طرح مذکور با
بودجه پیش بینی شده به نتیجه نرسید، دولت
افغانستان برای به ثمر نشاندن این طرح قرضه های را
از دولت آمریکا در یافت کرد " برای این منظور در
سالهای 1949و 1953 بانک واردات و صادرات آمریکا دو
قرضه را به مبالغ 21 میلیون و 18/5 میلیون دالر
منظور نمود و از مدرک آن کار ساختن بند دهله بر
رودخانه ی ارغنداب و بند کجکی بر رودخانه ی هلمند
به تکمیل رسیده و نهرهای اصلی ظاهر شاهی و بغرا
حفر شد."
10- کارهای زیر بنای دیگر:
کارهای زیر بنای دیگر این دوره را فرهنگ این گونه
بر می شمارد: در پایان پلان دوره اول ”در این مدت
سرکهای بین کابل و قندهار، قندهار و سپین بولدک،
کابل و تورخم، کابل و قزل قلعه در کنار رودخانه ی
آمو به شمول تونل سالنگ در هندوکش و سرک قندهار،
هرات و قره تیپه، یا تکمیل گردید و یا به مرحله
تکمیل نزدیک شد. کار تأسیس دستگاههای برق آبی
نغلو، به ظرفیت شصت و شش هزار کیلو وات و ماهی پر
به ظرفیت ده هزار کیلو وات، درونته به ظرفیت یازده
کیلو وات و مزار شریف به ظرفیت ده هزار کیلو وات
پیشرفت نمود."
همان طوری که از لابلای این نوشته تا هنوز روشن شد
و به وضوح بیانگر این واقعیت است که زمامداران
برای انکشاف و توسعه کشور اهمیت نشان نمی دادند،
بلکه تمام نیرو و توان آن ها برای رسیدن به قدرت و
چوکی و حفظ آن؛ به تحلیل می رفت و دیگر فرصتی برای
پلان گذاری انکشافی و توسعه رفاه عمومی باقی نمی
ماند. و الا چگونه ممکن است که در طی چهل سال
حکومت بر یک کشور، پروژه های اقتصادی و انکشافی به
این آمار و ارقام ناچیز ختم شوند. اگر نسبت پروژه
های اقتصادی و انکشافی را با چهل سال زمان پادشاهی
ظاهر شاه بسنجیم، در هر چهار سال تقریبا یک پروژه
اقتصادی و انکشافی ایجاد شده است با این وضع چگونه
توقع و انتظار توسعه و انکشاف کشور را داشته
باشیم.!
با
ارائه این نمونه روشن شد که یکی از عوامل عدم
توسعه یافتگی و مشکلات ناشی از آن، وجود زمامداران
بی تدبیر و بی کفایت بودند که بدون برنامه مشخص
اقتصادی، بر گرده مردم فقیر و رنجدیده مدت های
طولانی سوار بودند! این جهات باعث شد که کشور
افغانستان با توجه به سابقه درخشان فرهنگی که
داشت، از بسیاری از کشورهای همسایه عقب می افتد به
عبارت دیگر عقب نگهداشته می شود. به قول شاعر:
ما
و لیلی همسفر بودیم اندر ره عشق ***** او به
مقصد ها رسید و ما هنوز آواره ایم
بخش دوم:
2-
عدم استفاده از ظرفیت ها و منابع طبیعی ( زمینه
های اجتماعی- طبیعی)
توسلی غرجستانی
الف عدم اسخراج و استفاده بهینه از معادن کشف
شده:
کشور افغانستان طبق سروی انجام شده و برخی از
گزارش ها، از کشورهای است که دارای منابع و معادن
طبیعی مفید و غنی می باشد. البته بسیاری از معادن
آن تا هنوز کشف نشده یا در حال سروی و نقش برداری
است. متأسفانه که تا کنون از معادن کشف شده
استفاده در ست و بهینه صورت نمی گیرد. اینک به طور
گذارا به ارقام معادن کشف شده که در برخی از کتاب
ها و نشریات به چاپ رسیده؛ اشاره می شود:
1- ذغال سنگ دره صوف
2- ذغال سنگ کرکر پلخمری
3- ذغال سنگ سبزک هرات
4- ذغال سنگ شاشک سمنگان
5- مس لوگر
6- نفت و گاز شبرغان
7- نفت احمد آباد هرات
8- نفت خام سرپل
9- سنگ آهن حاجیگگ بامیان
10- ذغال سنگ اشپشته بامیان
11- معادن سنگ های ساختمانی- تزئینی ( مرمر،
گرانیت و...) که در نقاط مختلف کشور فراوان وجود
دارند.
12- لاجورد پنجشیر
13- معادن سنگ های قیمتی ( لعل بدخشان و ...)
14- کشف معادن نفت و گاز در ساحات فاریاب ( در
این اواخر)
در
حال حاضر، کشور نیازمندی شدید به منابع نفتی و
گازی دارد تا سوخت مردم از داخل کشور تأمین شود.
بسیاری از درآمد مردم بی بضاعت افغانستان برای
خرید این دو قلم مهم و ضروری از کشور خارج می شود.
مثلا قیمت یک لیتر نفت سفید در برخی از کشورهای
همجوار در حدود یک افغانی است اما در داخل کشور
قیمت یک لیتر تیل خاک ( نفت) 30 افغانی می باشد.
بنا براین سرمایه گذاری برای استخراج معادن و
منابع طبیعی افغانستان یکی از اولویت های کاری
دولت مردان باید باشد از این طریق هم عده ای زیادی
از مردم بیکار افغانستان صاحب درآمد می شود و هم
آهنگ روند رشد اقتصادی کشور فراهم می گردد.
ب- عدم استفاده بهینه از رود خانه های جاری و آب
های سطحی:
از
جمله منابع طبیعی که تاهنوز استفاده درست و
مکانیزه از آن نمی شود، آب های جاری و زمینهای
مستعد کشور است، آب های زلال و شیرین که کوههای
زیبا و سر به فلک کشیده کشور به مردم و کشور
افغانستان هدیه کرده است، بدون استفاده ای درست و
بهینه از کشور خارج گردیده و کشورهای همجوار از
آن استفاده می کنند.
رودخانه های مهم کشور
اینک به نحوی مختصر به برخی از ردوخانه های مهم
کشور اشاره می شود:
"
رودهای افغانستان (که به آن دریا می گویند(، از
کوههای مرکزی( هزاره جات) و مناطق شرقی کشور سر
چشمه گرفته، به سمت غرب و جنوب جریان می یابد. به
دلیل ارتفاع زیاد کوهها و کاهش نسبتاً سریع ارتفاع
کوهها، سرعت آب ها بسیار زیاد است و به همین جهت
برای تولید انرژی برق مناسب است. مهمترین رودهای
کشور عبارتند از:
1- آمودریا (جیحون):
از کوههای پامیر سرچشمه گرفته و حدود 1126 کیلومتر
از آن در قسمت مرزهای شمالی کشور با تاجیکستان،
ازبکستان و ترکمنستان می باشد و قسمت هایی از آن
قابل کشتیرانی است در سواحل آن رودخانه شیرخان
بندر و بندر حیرتان قرار گرفته، که کالاهای
صادراتی یا وارداتی افغانستان به ممالک آسیای
میانه از این طریق مبادله می شود. جیحون دارای
آبشارهای متعدد است و برای تولید نیروهای هیدرولیک
قابل استفاده است.
2-
هیرمند (هلمند): از
کوههای پغمان در غرب کابل سرچشمه گرفته و 1400
کیلومتر طول دارد و در جنوب غربی افغانستان قسمت
کمی از مرز مشترک ایران و افغانستان را تشکیل می
دهد و مهمترین منبع تامین آب دریاچه های سیستان و
بلوچستان و اراضی زراعی شمالی آن است.
3- هریرود:
از کوه بابا در مرکز افغانستان سرچشمه گرفته، از
هرات می گذرد و در شمال غربی کشور اندکی از مرز
مشترک ایران و افغانستان را تشکیل داده سرانجام در
ریگزارهای ترکمنستان فرو می ریزد. 1230 کیلومتر
طول داشته و دارای آبشارهای متعدد است و برای
تولید نیروی برق مناسب است.
4- کابل رود:
از کوههای شرقی سرچشمه گرفته از وسط دو شهر مهم
«کابل» و «جلال آباد» عبور کرده وارد خاک پاکستان
می شود و به رود «سند» می ریزد."
5-
دریای پامیر
6-
در یای کوکچه
7-
دریای فرخار
8-
دریای کندوز
9-
دریای خلم
10-
دریای بلخ
11-
دریای بند امیر
12-
دریای پنج شیر
13- دریای ارغنداب
14-
خاش رود
15-
فراه رود
16-
شیرین تکاب
17-
دریای مرغاب
17-
دریای پلخمری و...
لیست ارائه شده به برخی از مهمترین رودخانه های
کشور اشاره داشت که تا هنوز از آن استفاده درست و
بهینه نمی شود.
3- عدم حمایت از سرمایه گذاری در کشور:
از
گذشته های دور تا کنون از سرمایه گذاری در بخش های
مختلف اقتصادی و انکشافی (بخشهای معادن، صنایع،
کشاورزی، تجارت، ترانسپورت و ارتباطات) حمایت صورت
نگرفته است. لذا بخش های اقتصادی که با رفاه و
آسایش عمومی ارتباط دارد تا هنوز از لحاظ ساختاری
و زیر بنایی با مشکل مواجه می باشند.
وجود راههای ارتباطی که حکم نبض زندگی اقتصاد یک
کشور را دارد و از لحاظ فیزیکی از وضعیت بسیار
خرابی برخوردار می باشد. چنانکه بجز جاده های(
کابل- مزار شریف و کابل- قندهار و مزار شریف-
شبرغان و هرات- اسلام قلعه) سایر جاده های ارتباطی
کشور از لحاظ حمل و نقل کالا و مسافر، دارای وضعیت
فوق العاده بحرانی می باشد که حتی بسیاری از این
سرک ها جغل ریزی هم نگردیده است. از باب نمونه
سرکی که از میدان شهر به سمت بهسود و از آنجا به
طرف ولایات بامیان، دایکندی و غور ( سه ولایت
مرکزی) متصل می شود، از لحاظ فیزیکی بسیار خراب
است بگونه ی که تردد وسایط نقلیه مسافر کشی و
باربری در آن به سختی انجام می شود. در زمستان
گاهی تقریبا سه ماه یا بیشتر تردد وسایط نقلیه از
طرق مذکور غیر ممکن می گردد. در این مسیرها از
ترمیم پلچک ها، زیر سازی و جغل اندازی جاده ها و
ایجاد پل بر روی رودخانه ها تا کنون ( 1384) خبری
نیست. با توجه به اینکه حد اکثر فاصله این ولایات
تا کابل طبق برخی گزارش ها از 500 کیلومتر ( از
مرکز ولایت دایکندی و مرکز ولایت غور تا کابل)
تجاوز نمی کند؛ ولی در حال حاضر طی مسافت مزبور از
ولایات مذکور تا کابل تقریبا دو تا سه شبانه روز
را در بر می گیرد که این کندی تردد هم از لحاظ
زمانی برای مردم آن ساحات هزینه دارد و هم از لحاظ
اقتصادی.
بقیه راه های کشور هم وضعیت مطلوب تر از نمونه که
بیان شد ندارند.
اندک کارهای که در حوزه تولیدات و صنعت در برخی
از شهرها صورت می گیرد با کم لطفی دولت مردان و
نبود قانون حمایتی از تولید کنندگان داخلی، بعد از
چند مدتی ورشکست گردیده و از چرخه تولید باز می
ماند.
امروز کشور افغانستان تنها یک کشور مصرف کننده
کالاهای خارجی می باشد. محصولات خارجی اعم از
پوشاک، مواد غذایی، مواد سوختی، کالاهای صنعتی (
انوع موتر، لوازم خانگی، صوتی و تصویری، مواد
بهداشتی و...) بدون مالیات یا با کمترین حق گمرکی
وارد بازار افغانستان می شود. بیشترین سرمایه ای
بخش خصوصی در این قسمت مشغول |