|
مقالات جدید
محمد اسحاق فياض
امنيت، بازيچه تروريست ها در كابل
درسال جاري حمله انتحاري در سفارت هند اولين حمله
انتحاري قوي و دهشت ناك دركابل بود. البته در طول
سال حملات انتحاري متعدد و خونيني در نقاط مختلف
كشور روي داده است، اما درطول سال اين خونين ترين
حمله انتحاري در كابل بوده است.هرچند كه حمله
طالبان در مراسم هشت ثور امسال خود يكي از حملات
شديد و خونين بود اما اين حمله به صورت انتحاري
صورت نگرفت بلكه طي يك برنامه ريزي حساب شده و
اطلاعاتي صورت گرفت.
حمله تروريستي به سفارت هند با همان شيوه حمله
انتحاري صورت گرفت، ولي ممكن است دست هاي متعدد
ديگري غير از طالبان در پشت اين قضيه پنهان باشد،
رقابت هاي منطقه اي و بازي هاي اطلاعاتي كه ميان
هند و پاكستان جريان دارد ويا گروههاي افراطي
كشميري و... عواملي است كه ممكن است دراين قضيه
نقش داشته باشد.
برخي از كارشناسان سياسي احتمال دست داشتن عوامل
آي اس آي پاكستان را دراين قضيه بعيد ندانسته اند.
هرچند كه هرگونه قضاوت دراين باره قبل از تحقيق
كار درستي نيست و همانطوري سازمان ملل اعلام كرده
است كه هرگونه قضاوت و اتهام بستن قبل از اتمام
تحقيق انفجار در سفارت هند كار عجولانه اي خواهد
بود، اين قلم نيز چنين صبر و حوصله اي را نيكو مي
داند، اما به شرط آنكه درميان سياست مداران ما
چنين صبري وجود داشته باشد و براي حل گره هاي كور
اين قضيه صبر و برد باري پيشه سازند، زيرا درطول
شش سال تجربه نشان داده است، بعضي از موضع گيري
هاي عجولانه و شتابزده سياسي خود چالش هاي ديگري
و بحران تازه اي را با همسايگان افغانستان بوجود
آورده است.
حال
اگر دراين قضيه عوامل يكي از كشور هاي خارجي دخالت
داشته باشد، طبيعي است كه اين انفجار شرايط پيچيده
تري را پيدا خواهد كرد و برروابط افغانستان با آن
كشور و هند تاثير خواهد گذاشت، بخصوص اگر ثابت شود
كه اين دست خارجي سروريس اطلاعاتي پاكستان بوده
است. دراين صورت درعين حالي كه تنش را ميان كابل و
اسلام آباد افزايش مي دهد ميان اسلام آباد و دهلي
نيز بي تاثير نخواهد بود، بخصوص آن كه مظنون بودن
عوامل پاكستاني دراين قضيه قبل از آن كه كاملا
ثابت شود، منجر به درگيري و آتش باري مرزي ميان
دوكشور در دوسه روز اخير شده است.
به
هرحال اين كه دراين قضيه عوامل داخلي دخالت دارد
يانه، سئوالي است كه بايد صبر كرد تا پاسخ آن را
تحقيقات جرم شناسي ثابت كند و آنوقت بايد درباره
پيامد هاي آن را تحليل كرد. اما دراين مقاله بايد
به دو نكته اساسي اشاره شود كه مربوط به داخل
افغانستان مي شود.
اول
اين كه درحمله تروريستي در سفارت هند در كابل چه
عوامل داخلي طالبان و يا خارجي نقش داشته باشد،
اين عمل را با همان روش معمول تروريستي انجام داده
است، يعني حمله انتحاري. اين عمل نشان مي دهد
كساني كه بازي گران اصلي اين حمله تروريستي بوده
اند با تروريست ها و انتحار گران جاهل ارتباط
نزديك داشته اند وتوانسته اند از نظر عقيدتي و
بارو چنان برآنان نفوذ نمايند كه آنان را راضي به
چنين جنايتي هول ناك نمايند. برهمين اساس اگر سرنخ
هايي از عوامل خارجي دراين قضيه يافت شود، آن
مدارك يك حقيقت ديگر را نيز ثابت خواهد كرد و آن
اين است كه عوامل خارجي با تروريست ها و
انتحارگران بين المللي ارتباط نزديك دارند و آنان
را در چتر حمايت خود دارند طوري و چنان برآنان
مسلط اند كه به راحتي آنان را به سوي هدفي كه
استعمال مي كنند، حاضر مي گردند و جان شان را
دراين راه فدا مي كنند.
نكته دوم مسئله امنيت و ساختار هاي امنيتي در
افغانستان است كه هميشه شكننده بوده و هيچ وقت
نتوانسته ترفند هاي تروريست ها را خنثي نمايند.
شهر
كابل طي دو سال اخير بيشترين آماج حملات انتحاري
بوده است، همانطوري كه در سال گذشته تروريست هاي
انتحارگر سايه هاي ترس و وحشت را براين شهر حاكم
كرده بود، امسال نيزتلاش دارند كابل را به آشوب
زده ترين شهر تبديل نمايند.
اين
بار نيز يك موتر كرولا و يا صرف پر از قوي ترين
مواد منفجره از ميان شديد ترين ايست گاههاي امنيتي
عبور كرد و در شلوغ ترين ساعت صبحگاهي خود را تا
درب ورودي سفارت هند در كابل رساند و خود را با
دهها كيلو مواد منفجره انفجار داد و حمام خون
ديگري در شهر كابل به راه انداخت. آمار تلفات
اكنون به 45 تن رسيده است كه از اين جمع فقط چهار
نفر شان هندي بوده است، دو محافظ و گارد هندي
سفارت، يك مشارور سياسي ويك وابسته نظامي سفارت در
اين انفجارخونين كشته شده اند، اما بقيه كشته
شدگان وزخمي ها همه افراد عادي و بي گناهي بودند
كه براي كار هايي اداري در اين خيابان آمده بودند.
متاسفانه حملات انتحاري از گذشته تا كنون در كابل
طوري اتفاق افتاده است كه تعجب همگان را برانگيخته
است، زيرا انتحارگران از شديد ترين موانع امنيتي
عبور كرده اند و عمل شيطاني شان را انجام داده اند
و يا اين از چنان طرح ساده امنيتي استفاده كرده
اند وبه راحتي نيروهاي امنيتي را بارها و بارزها
در دام خود گرفتار كرده اند. به عنوان مثال
انتحارگران فقط با لباس مبدل نظامي وارد، موتر
ماموران پوليس يا اردوي ملي گرديده گرديده و خود
را منفجر كرده اند، تاكنون حد اقل سه بار اين اين
صحنه به همين شكل تنها در كابل تكرار گرديده است و
نيروهاي امنيتي و نظامي به همين سادگي شكار
تروريست هاي انتحارگر شده اند. در كناراين مسئله
جاي سئوال اين است كه تروريست انتحارگر چطور از
شديد ترين موانع امنيتي در كابل و خياباني منتهي
به سفارت هند عبور كرده و خود را به هدف رسانده
است؟ زيرا دراين خيابان مهمترين مراكز دولتي و
سفارت خانه هاي چند كشور درآن قرار دارد. هردو طرف
خيابان به شدت توسط نيروهاي امنيتي كنترول مي گردد
و درهريك از كوچه هاي منتهي به اين خيابان ماموران
پوليس ايستاده اند، با اين وجود تروريست انتحارگر
چگونه موفق شده است از ميان اين همه موانع امنيتي
به سادگي عبور نمايد؟ آيا نيروهاي امنيتي در دو
سوي اين خيابان خواب بودند يا كور بودند كه يك
موتر مملو از مواد منفجره را نديده اند؟ با توجه
با اين سستي و ضعف نيروهاي امنيتي چگونه مي توان
به اين گونه نيروها اعتماد كرد كه آنان امنيت مردم
و ديپلمات هاي خارجي را دربرابرهجوم تروريست هاي
انتحارگر تا مين مي توانند؟
جاي
تعجب اين است كه اكنون مقامات امنيتي افغانستان
اعلام كرده اند كه آنان پيش از پيش ازطرح حمله
تروريستي به سفارت هند با خبر بوده اند! حال اگر
واقعا آنان از چنين طرح حمله اي باخبر بوده اند،
تروريست ها چگونه به راحتي توانسته اند از موانع
امنيتي عبور كنند و حمله تروريستي شان را به اجرا
بگذارند؟
اگردراين خيابان فقط همين انفجار انتحاري رخ مي
داد، باز هم شايد قابل توجيه بود، اما متاسفانه
دراين جاده يا خيابان تاكنون چندين بار خونين ترين
حملات انتحاري صورت گرفته است و نيروهاي امنيتي
كاملا مي دانند و توجيه شده اند كه اين منطقه و
خيابان بزرگ ترين هدف حملات تروريست هاي انتحار گر
قرار دارد و براساس گفته خود آنان با توجه به
اطلاعي ازطرح اين حمله بدست آورده بودند بايد به
همه نيروهاي امنيتي اين منطقه احضارات نمبر يك
داده مي شد، اما بازهم ديده مي شود كه در كنار اين
احضارات اضطراري نيروهاي امنيتي كشور چنان در خواب
غفلت فرورفته اند كه به راحتي يك موترشخصي مملو از
قويترين مواد منفجره از جلو چشمان شان عبور مي كند
و با آرامي به سوي هدف به پيش مي رود. سفارت هند
يكي از مستحكم ترين ديورا ها را داشت و حفاظ هاي
زيادي در اطراف اين سفارت كشيده شده بود، اما موتر
كرولا چنان مملو از مواد منفجره بود كه به سادگي
در سايه انفجار ديوار ضخيم سفارت را ويران كرد و
انفجارحتي محوطه سفارت را هم درنورديد و چند هندي
را به كام مرگ فروبرد.
به
راستي كابل چند باراز يك سوراخ گزيده مي شود؟ آيا
كسي پاسخ گوي اين سئوال است؟ آيا نيروهاي امنيتي
از اين انفجار خونين مي توانند تجربه حاصل كنند و
درس بگيرند كه ديگر از يك سوراخ گزيده نمي شوند؟
آيا بازهم اين جاده يا خيابان وزارت داخله يكبار
يا بار هاي ديگر به خيابان مرگ تبديل خواهد شد يا
نيروهاي امنيتي از اين انفجار درس مي گيرند و ديگر
انفجار انتحاري دراين خيابان صورت نمي گيرد؟ هرچند
كه مقامات امنيتي افغانستان خود شان نيز اعلام
كردند كه ساختار امنيتي درافغانستان ضعيف است و
بايد اين ساختار تغيير اساسي پيدا كند، اما در عين
اين اعترافات اگر به پسمنظر گذشته نگاه شود، بايد
گفت كه چنين تغييري به اين زودي تحقق پذير نخواهد
بود و بايد منتظرحملات و انتحارهاي خونين ديگر نيز
در كابل بود، زيرا تا اين ساختار تغيير يابد صدها
تروريست انتحار گري كه ازايالت سرحد به سوي
افغانستان سرازير گرديده اند كار خود شان را انجام
مي دهند، انتحار گراني كه يا اصليت پاكستاني دارند
و يا در ايالت سرحد شستشوي مغزي شده اند.
نيروهاي امنيتي بايد درك كنند كه تابستان وپاييز
فصل حملات انتحاري تروريست ها است و صدها انتحارگر
براي خلق فاجعه هاي خونين وارد افغانستان شده اند
و اين اولين و آخرين حمله انتحاري خونين دراين شهر
نبوده و نخواهد بود، پس تا ديرنشده و فرصت از كف
نرفته لااقل نيروهاي امنيتي از برخي از فاجعه هاي
انتحاري جلوگيري نمايد وهوشيارتر از گذشته دربرابر
تروريست ها عمل نمايند.
تاریخ
نشر مطلب: پنجشنبه 27 سرطان 1387 خورشيدی برابر با
17 جولای 2008 ميلادی/ آلمان |