به  سایت  کاتب  هزاره  خوش  آمد ید


K A T E B   H A Z A R A

تماس با ما همکاران قلمی آرشیف زنان حقوق بشر اخبار مقالات جدید هدف صفحه اصلی
 


مقالات جدید

 

بنام خدا

ابرهيم حسن زاده يكاولنگي

آروزهـــــــــــــــاي مــــــــــــــــزاري

**مزاري احياگر حيات انسا ني در افغانستان **

مزاري را از نو بايد شنا خت. مزاري تجسم هويت مردم بي دفاعي است كه در زير فشار ستم له شده بود. او در رفتا ر و تعامل خواستا ر عدالت و عقلا نيت بود . به اين معني كه بر اراده انسان جهل وتعصب واحساسا ت غلبه نكند. اگر عاطفه، تعصب و احساسات همراه با جهل در تصميم انسان دخالت كند موجب ظهور بي منطق ترين افعا ل از انساني مي شود و اين اعمال اگر براي گروهي قدرتمند شادي آور و سود بخش آني با شد ، براي جا معه و قشر رعيت و نظا م سيا سي حاكم در دراز مدت رنج، الم وغصه واندوه ونا كامي را توليد مي نمايد و جامعه را به يك جمعيت فلكزده ي فقير بدون كرامت  انساني تبديل مي كند . كه در رفتار انسان خيانت فريب و بي اعتمادي ظاهر مي شود .

اگر عقلانيت تصميم گرنده ي هدف و اراده انسان نباشد، سو. و ي انسان بر اراده انسان چيره مي شو د وكسا ني كه در قدرت شريكند و يا نفوذ درقدرت دارند همه امكا نات را به نفع خود مصادره مي كنند وساير استعداد هاي اولاد وطن را درجهت كسب منافع خود استخدام مي نما يد و اين تبعيض، تعامل و رقابت سالم ومشورت با نخبگان جامعه را از بين مي برد وجهالت در صندلي قدرت تكيه مي زند وحا صل آن بدبختي انساني است.

مزاري شهيد بارها مي گفت))اگر عدالت به دو معني وسيع خود كه اهليت تمتع واهليت استيفا به وجود نيايد كشور افغا نستان از بن بست  بي ثبا تي سياسي و فقر نجات  پيدا نمي كند )) چون او معتقد بود كه اگر عقلانيت همراه با ابزار عدالت نگردد به شيطنت تبديل مي گردد وعقل در جهت استقرار نظام احسن ، تدبير نمي كند . آنگاه براي توطئه وغارت وتبعض وچپاول وآدم كشي نقشه مي كشد. وبه همين دليل درباره اهليت تمتع مي گفت : بايد توزيع ثروت وقدرت وصلاحيت  فرصت ها ومزايا، درميان جامعه برابر پخش شود تا در رقابت آزاد وسالم استعداد خلاق وكار آفرين در جامعه به كمال برسد وهركسي نصيب خود را به اندازه تلاش وشايستگي بدست بياورد . مدريت انسان توسعه يابد ، باتوسعه مدريت انساني مدريت كشو ر اصلاح گردد و ازعقل جمعي انديشمندان ونخبگان جامعه استفاده شود ، مديريت كه ملزم به مشورت عقلانيت است ، كشور رامديريت كند وبه همين دليل بر اهليت استفا پا فشاري مي كرد ،چو ن مي خواست راه رسيدن به قدرت و مشاغل عالي براي همه باز باشد وهركسي بتواند دريك رقابت برابرانه وسالم به ميدان آيند وقدرت هميشه درچرخش باشد.

 او استبداد و سلطنت ، تك حزبي ،  تك قومي ،سياست توتاليتر وتماميت خواه را محكوم مي كرد و در عين حال به اصالت كمال عقيده داشت وهمه چيز را براي خدا مي خواست. او با رها مي گفت معنويت با يد پايه هاي اساسي زندگي  انسان باشد و بايد همه چيز براي خدا باشد. وخودش جواني اش ، پولش وعزتش همگي  را درراه  نجات  مردم افغا نستا ن( به خصوص به تبا ري كه اوبه آن تعلق داشت ) و رضاي خداي سبحان داد. او درحقيقت از مصادق اين آ يه شريفه  قرآن كريم بود.

(قال سبحانه تعالي ومن الناس من يشري نفسه ابتغا مرضات الله ولله رؤوف بالعباد ) ([1]) بعضي از مردما ن از جان خود در راه خدا درگذرند وخدا دوست دار چنين بندگان است.

 مزاري آخر جان خو يش را در راه رهاي انسانيت درافغا نستان تقديم نمود. مزاري جوان مرد رقيب پرور بو د به استعدادها( صرف نظر از اينكه از كدام قوميت ومليت باشد) ميدان ميداد. شهيد مزاري بارها مي گفت اگر ديانت - معنويت نبا شد ، هيچ تضميني براي انسان وجود ندارد وهمواره وجدان درمقابل خواسته هاي نفساني وحب نفس وجاه،طلبي پايما ل ميشود شعارهاي روشنفكرانه بدون معنويت جز تباهي چيزي ديگر بار نمي آورد ونمو نه بارز آن دموكراتيك خلق افغانستان را مثال مي زد وبه اين آيه قر آن را استشها د مي نمود (قال سبحانه تعالي من الناس من يعجبك قوله في الحيا ة الدنيا ويشهدالله علي ما في قلبه هوالدالخصام واذتولي سعي في الارض ليفسد فيها و يهلك الحرث والنسل والله لايحب النار)([2])برخي مردمان گفتاري دلفريب وشعارهاي دهان پركن ميدهد كه تورا به شگفت آورند وچرب زباني شان مردم را فريب مي دهند و همين كه به قدرت رسيد ،برا ي بقا ي قدرت خود درزمين فساد مي كنند. براي نگهداري قدرت خود عمران وآبادي كشورراخراب مي كنند وفرزندان جامعه  ونسل جوان كشوررابه كشتن مي دهند ،خداوند مفسدان دورو ،منافق ومنافق نما را دوست ندارد. بنابر اين مزاري دركشور، احياگر حيات انساني بود كه چهارصد سال با سياست جهل و تعصبات قومي به ابزاري ترس مانند اعمال سياست پاكساز ي قومي وجابجاي جمعيت ونسل كشي وتكفير و بردگي بر افغا نستا ن حكومت مي كرد واگر خو ن اودراين راه نمي ريخت ،هرگز افغانستان به مفا هيم انساني وحقوق بشر آشنا نمي شد. پا فشاري ومقاومت او موجب گرديد تا ديگران نيز به شعارهاي مزاري براي يكبارگوش بدهند وسر عقل بيايند وامروز ماشاهد تفاهم ملي نيم بندي هستيم كه هرروز وارثان جهالت بي عدالتي وقاتلان مردم بنام طا لبان تفا هم ملي را تهديد مي كنند.پروسه عدالت ،معنويت را در افغانستان از بين برند تابار ديگر مردم افغانستان به عصر تاريكي وستم بر گردد.

مزاري احيا گر هويت مردم هزاره

مزاري شهيد به حق به هزاره  هويت داد و او گفت تا آنجا مبارزه مي كنم كه هزاره بودن ننگ نباشد . جريان ستم شئو نيژسيم قومي بادو حربه تكفير وبردگي موجب كشتار و اسارت ومهاجرت دسته جمعي اين قوم را فراهم كرد . چنان زمانه به اين مردم تنگ شده بود، راهي براي گذران  زندگي به جز تغير ماهيت وتاريخ شان باقي نماند . در داخل افغانستان بقيته السيف، كساني از دم شمشير وبردگي رها ي يافتند به هويت ازبك وتاجيك روي آوردند تا با تغير مذهب وقوميت خود چند روزي در كنار ساير اقوام افغانستان زندگي كنند و ابن بحران هويت دامنه مها جران اين قوم را نيز گرفت دردنيا اقوام كرد ، ترك درروسيه عراق تركيه وكشورهاي غربي با هويت قومي خود زندگي مي كنند ولي اين قوم مغضوب زمين در مهاجرت نيز آسايش نداشتند  ، حتي درايران بنام خاوري تغير ماهيت دادند  ودر عراق بنام ،عشير ةالخاوري ظاهر شد ودر سايركشور ها رابطه شان با قوميت شان مضمحل گرديد وتبار تاريخ شان براي هميشه دفن شد.   حال به شها دت اسنا د وزارت خارجه انگلس تعداد اين هزاره ها بيشترازهزاره هاي ساكن درافغا نستان است .

مبارزه خالصانه استاد مزاري چنان ثمر داد كه امروز هزاره بودن افتخا راست چون هفتا د درصد اسطوره مردم هزاره حضرت علي (ع)است هيچ قومي ازاقوام تشيع اسطوره بند امير را ندارد وخضور معنوي حضرت علي(ع) در زندگي مردم نشان ازاين است كه كلمه هزاره مترادف با  تشيع است چنان كه پشتون مي گويد (تول لاس خلاص بنوي دي ده تول هزاره گان دي) تشيع بودن هزاره درافغا نستا ن خيانت به تشيع است .

چون قوميت تشيع به وجود هزاره تبارز يافته ، شاخص ترين چيز ي كه قوميت هزاره راماهيت ميدهد تشيع است وچنان:قال الرسول يارب ان قومي اتخذ هذالقرْآن مهجورأ) .درآن روز پيامبر خدا پيشگاه خداوند شكايت مي كند مي فرمايد : خدايا ا ين قوم من قرآن را رها كردند وقوم كه قرآن به لساني پيامبر بيان مي كند وهمانا شالوده آن فرهنگ است ،قوميت مفهو مش به خو ن ونژاد بستگي ندارد .

قوميت مفهو مش به فرهنگ و تاريخ ربط دارد و به همين دليل بارها به عنوان يك درد مي گفت ، قزلباش ،هراتي و قندهاري به خاطر درايت سيا سي بايد زير پرچم قوم هزاره جمع شوند ت ادرسايه اتحا د درمبارزه سياسي توازن حاصل شود وافسوس مي خورد كه جهالت وناداني ،غرور مانع آن مي گردد كه ديگر طوايف تشيع افغا نستان به زير پرچم قوميت هزاره گرد بيايند ،تا مبارزه سياسي نتيجه بدهد وافسوس ميخورد كه ديگران بنام تشيع مينها قوميت هزاره تلاش مي كنند واين سياست خزنده را برا ي جامعه سياسي بيسا ر خطر ناك مي دانست.

و به هرحا ل استادگي و مقاومت استاد مزاري شرايطي را بوجود آورد كه حداقل مردم هزار ه با  دولت به توا فق بن به وجو د آمده ، سهم درمدريت كشور دارند. امروز توانائ وشكوفاي قوم هزاره با فرصت كه در اختيا ر دارد ظا هر مي شود حتي بسيار ي از ديپلما ت هاي خارجي دركابل وكارشناسان سياسي واجتماعي به اين عقيده رسيده اند كه افغانستان بايد به دست هاي فرزندان جوان هزاره ساخته شود .

ولي مزاري قوميت رابه عنوان يك واحد اجتما عي درنظا م قرارداد اجتماعي وتعامل سياسي مي دانست وهمواره مي فرمود :مبا رزه براي تحقق حقوق يك قوم ستم ديده به معنا ي آن نيست كه به حقوق ديگران صدمه واردگردد. وبايد اقو ام باحفظ هويت قومي از كرا مت انساني پاسدار ي نمايند ونبا يدبه كسي بنام حقوق خواهي نارواي شود وظلم ونابرابري ازهركسي تحت هرعنواني باشد محكوم است ودفاع از مظلوم ، يك رسالت انسا ني و درحقيقت احيا ي حقوق بشراست ، نقض حقوق بشر ازهركسي باشد ،ناپسند است . همين دليل باتوجه به ساختا ر سياسي وسنت تاريخ افغا نستان براي بازگرداندن هويت مردم هزاره وشخصيت دادن بمردم هزاره اولين سنك بنا راگذاشت.

 حضار محترم :امروز اگر كسي  در تاريخ خود قهرمان و اسطوره قهرماني نداشته باشد ملت زنده  به حساب نمي آيد ، قهرمان هاي ملي وقومي موتو ر حركت جامعه است و به همين دليل ياد بود ازمزاري وامثال آن مرد سترگ نشان زنده بودن ، پو ياي جامعه مي باشد  وكساني با قهرمان سازي درصدد تخريب چهره استاد مزاري است ويا درصدد مقبوليت تاريخي استا د شهيد است دشمنا ن ملت هزاره است ونمي خواهد اين مردم تاريخ قهر ماني و اسطوره هاي جوانمردي داشته باشد وما اعلا م مي كنيم مزاري ستيزي را مساوي با هزاره ستيزي و به منزله جنگ عليه قوميت هزاره مي دانيم ولي اين يك حقيقت عقلا ي است هروجدان بيدار آراتحسين مي كند

استراتژي سياسي واقتصادي مزاري

1-  استا دمزاري در عرصه سياست ،اعتما د سازي وروابط نيك را با كشور هاي همسايه آروزو داشت وازايجاد  فاصله ها رنج مي برد . و در عرصه سياست داخلي تفاهم وتعا مل وانصاف را ضروري مي دانست ومخالف هر نوع خشونت سياسي بوده و ازخشونت كه براو تحميل شد فوق العاده نارحت بود وبراي دوستانش اين گونه توصيه مي فرمود : افغا نستان داراي يك سيتم كه كار آمد باشد ودربر گيرينده وتامين كننده منافع تمام اقوام افغانستان باشد نيست امروز توزيع قدرت وثروت به دست قوم پشتون وتاجيك است وآنان ازفقرمالي استفاده سياسي مي كنند وهميشه با تطميع وتمو يل در صف قوم هزاره جداي سياسي ايجا دمي كند .

بنا بر اين اتحاد و همبستگي ميان عنا صر سياسي از واجبات ملي است وبايد قوميت هزاره به عنوان يك وزنه ي سياسي  -اجتماعي نظا م قدرت افغانستان ظاهر شود وچنين وزنه  كه درنظا م سياسي افغا نستا ن توازن ايجاد كند در گرو وحدت و همسوي عناصر سياسي - فرهنگي جامعه هزاره است اتحاد وهمسوي يك اصل خد ا پسندانه ويك تكليف ملي وشر عي است.

2-  استاد مزاري بارها مي فرمود ضعف  اقتصادي يك ازعوامل است كه مجموعه هاي سياسي وكشور هاي خارجي ازآن سوءاستفاده مي كنند بوسيله تمويل عناصر تأ ثير گزار ما ،خريدار ي مي شود ديگران با جذب از مجموعه هاي ما وزنه  تعادل قدرت را به نفع خود سنگين مي كند مي گفت ديگران ازما به عنو ان پنگ ترازو  دربازي سياست استفاده مي كنند وبه همين دليل در درون ما ايجاد اختلاف مي شود واختلاف وطمع از جا معه ما ريشه كن نمي شود مگراين كه مردم ما به تقوا روي بياورد وبا هواي نفس مبارزه كنند وخود سازيرا درپيش گيرند.

 به قول رسول خدا (ص) جهاد اكبر است وبايد هركس در راه خود سازي سنگ تمام را بگذارد ،بدون خودسازي ومبارز ه بانفس اماره كسي به جاي نمي رسد ،بايد سيره ائمه معصومين (ع) مو به موعمل شود

3-  به نسل جوان سفارش مي كردكه  جهت ايجا د ظرفيت وارتقا ي تواني ومهارت هاي شغلي تلاش كنند ،دنيا سياست ، تعا مل آن دنياي جنگلي است مردمان ضعيف هميشه پايمال است ،كسي مي تواند هم شأن ديگران حركت كنند كه ملت قوي باشد واين امر بدون مقاومت نسل جوان به عنوان يك تكليف انساني ميسر نيست وبا يد جوانان به ابزار داناي ومهارت شغل مجهز شوند وتا درمسابقه باديگران قهرمان ظاهرشود .امروز با توجه به كميت چشمه گيركه كيفيت نداريم  موردتوجه دينا وهمسا يگان قرار نمي گيريم ،كسي ازما حمايت نمي كند. چو ن دريك داد وستد تعادل ايجاد نمي توانيم و بايد از اين وضعيت ،با تلاش پگير جوانان ازبحران پيروزبيرون  شويم

4-  با يد فقر ازكشور قو م هزاره ريشه كن گردد فقر يك بيماري است كه هزاران بيماري ديگررا نيزمهمان ميكند وبايد مد يريت معشيت عقلاني شود وبا يد مردم به كار هاي جمعي عادت كنند ،تا كارها به شكل هسته مديرت نشود ديو فقر در سراي ما مهمان است . براي تمام مردم از طريق ايجاد شركت هاي سهامي بزرك بوسيله اقتصادي دانان امينان مردم اداره شود. درگير فعاليت اقتصا دي كردد ،تمام مردم با خريد سها م خود در با زار سهم بگيرند  وپو ل پس اندازي بيكار نماند وتا رسيدن به اين مرحله بايد از طريق صند وق تعاوني خانوادگي قومي ومحلي به فعاليت هاي اقتصاد جمعي تجربه كنيم. تا با تجربه به فعاليت اقتصا د ي بزرك دست يازيم ،ملتي پيروز است چنانچه امير المئو منين (ع) فرمود :شاركوا الذي اقبل عيلهم الرزق انه اخلق للفنا واجدرللاقبال الحظ . مردم با اعتبار مشاركت كنند اغيار فقر را در سرمايه گذاري شريك كند واين كار سر مايه دراي وبي نيازي پديدمي آورد وبهترين وسيله براي جذب بهره وري ازنعما ت خداوند است .اومي گفت همواره شمارا به تقواي وكا رهاي جمعي وصيت مي كنم ،سفارشم اين است هركسي به اند ازه توان خود مجموعه هايراكه  در آن كار جمعي هدايت مي شود بوجود بياوريد وچون نا توان وبي صبري از نبود تجربه كار جمعي است آنقد ر به كارجمعي مثل نماز يو ميه تان اهميت بدهيد واين يك ابزار مبارز ه بافقر است تافقر است ديانت هم تهديدمي شود.

5- به همه شما توصيه مي كنم هر كز از يارخدا غافل نشويد وخدارا هميشه حاضربدانيد چون درحكومت خدا در محضر خدا زندگي مي كنيد ،باادب باشيد وادب بزرگتر ين سرمايه بعد از علم است چون علم به آدم زينت مي دهد ،ولي ادب به انسان حلم مي دهدواين ادب بدون يادخدا بدست نمي آيد وبايد با ياد خدا،دوستي رادرجامعه افزايش بدهيم  ودوستي ابزار خوب دررابطه ها مي باشد  وهمگي وظيفه داريم با عوامل كه ايجاد دشمني مي كند ،يا دشمن تراشي ميشود مبارز ه كنيم كينه و عداوت رااز جامعه افغانستا ن ريشه كن  نمايم وظيفه ملي هر افغانستاني است درافغا نستان اعتماد سازي كنند سو ي نيت در رابطه ها بخا طر بي اعتما دي است  وبي اعتما دي منشأ ه همه فتنه ها است وجنگ وفقر فرزند فتنه مي باشد .

تا ريخ:3/12/1386 مشهد الر ضا –جامعةالرضا

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

منبع:

[1] بقره-207

[2] همان-205

 

تاریخ نشر مطلب: روزدوشنبه 20 حوت 1386 خورشيدی برابر با 10 مارچ 2008  ميلادی/ آلمان

 
 
 
 

بازگشت

بالا

 

 


Publisher:

Ghulam Sakhi Oruzgani

Phone: +49 162 3702587

www.kateb-hazara.net

Email: info@kateb-hazara.net

 


مدیرمسؤل: غلام سخی ارزگانی

.استفاده از سایت کاتب هزاره با ذکر آن مجازاست

.مسؤلیت مقالات به دوش نویسندگان آن می باشد

.
از انتقادات و پیشنهادات سازنده شما استقبال می گردد