|
مقالات جدید

محمدعلی برهانی شهرستانی
آشنـایی بـا قالـب هـا و گـونـه های بیـان
بعضی از دانشمندان گفته اند : « البیان بیا نان ،
بیان اللسان و بیان الا قلام ، بیان اللسان تدرسه
الا عوام و بیان الا قلام باق علی مرالایام »
بیان دوگونه است : بیان زبان و بیان قلم ، بیان
زبان با گذشت زمان کهنه می شود واز بین می رود ،
ولی بیان قلم ها برای همیشه با قی می ماند .
این دو بیان در قالب های گوناگون قابل ارایه است،
بیان زبان در قالب های : سخنرانی ( خطابه ) ، گفت
وگو ( مصاحبه ) درس ، جلسه ، سمینار ، کنفرانس ،
محاورات ، مکالمات ،مشاورات و...ارایه می شود و
همینطور قالب های بیان قلم که بعدا خواهند آ مد
گونه های مختلف دارند ، وهرکدام فن خاصی است و
اصول و قواعد و دستورات خاص مربوط به خودش را
دارد که در کتب مربوطه به طور مفصل بحث و بررسی
شده است و طالبین به آن کتب مراجعه و خود را مجهّز
به این فنون نمایند و اصول و قواعد و فرمول ها و
دستورات آن را فرا بگیرند .
این نبشته در صدد است تعاریف کلّی از مهمترین و
مبتلا به ترین قالب های این دو بیان را در اختیار
خوانندگان عزیز قرار دهد .
تعاریف قالب های بیان زبان
1 - خطابه :
« جامع ترین توصیفی که می توان از این فن نمود این
است که : خطابه فن تصرف در عواطف و عقول مخاطبین
از رهگذر الفاظ و جملات بلیغ بر اساس مشافهه
بمنظور اقناع عقل و احساس شنوند گان وتر غیب آ نان
به سوی هدفی است که سخنور در نظر دارد، به موجب
این فن سخنوری بر پنج پایه استوار می گردد :
1- رویارویی سخنور با شنوندگان :
اگر خطیب از رهگذر نوار یا به وسیله ی رادیو یا
تلویزیون یا به زبان مقاله و پیام با شنوندگان و
خوانندگانش سخن بگوید، مفهوم خطابه تحقق پیدا نمی
کند واین نوع سخن گفتن از مقوله ی پیام یا مصاحبه
محسوب می شود نه از مقوله ی خطابه .
2- حضور مستمع و مواجهه ی آن ها با خطیب:
اگر خطیب در پشت میز خطابه قرا گیرد ولی شنونده
نداشته با شد و صرفا از طریق بلند گو با رهگذران
صحبت کند باز هم خطابه محسوب نمی شود چون رویارویی
صورت نگرفته است و علاوه بر آن مستمع نیز به عنوان
شنونده حضور ندارد ، بلکه نا خود آگاه سخنانی
گوشهایی را به اهتزاز در می آورد.
3- اقناع عقل و احساس :
سخنور باید سخنان خود را طوری ادا کند که عقل و
احساس شنوندگان را ارضاء نماید و برای نیل به این
اهداف باید خطابه اش با دلیل و منطق و عبارات زیبا
و شور انگیز توأم باشد که به وسیله ی دلایل و
شواهد ، عقل ها قانع شود وبا کلمات شور آفرین و
تجسم صحنه های مهیج و خیال انگیز عواطف و احساسات
را بر انگیزاند
.
4- تصّرف در عقل و عاطفه :
سخنور توانا و هنرمند باید عقل و عواطف مستمعین
خویش را به گونه ای قبضه کند که با قدرت سخن
بتواند در موقع لزوم با یک جمله بگریاند وبایک
کلام بخنداند و در صورت ضرورت تحریک کند و یا
خشمگین سازد و با لا خره خطیب از نظری به منزله ی
یک « اسپرتسیت » ( یعنی کسی که روح را تسخیر و
احضار می کند ) یا «منوم ) است که می تواند روح و
توجه شنوندگان را در طول ایراد سخن همواره در
سیطره ی خویش قرار داده و با خود همراه سازد و عقل
و احساس مردم را به دلخواه خود به اندیشیدن وا
دارد و برانگیزاند .
5- آرایش کلام :
امتیاز خطابه با مکالمات معمولی این است که در گفت
و گوی روز مره زیبایی ها ی ادبی و نظام فنی در سخن
مراعات نمی شود اما به هنگام خطابه باید سخن بر
اساس سیستم ادبی باشد و به فصاحت الفاظ و بلاغت
معانی آرایش پیدا کند و ازعبارات زیبا و دلپذیر و
تشبیهات واستعارات عالی وکم نظیر استفاده شود . »
(1)
بنابر این « سخنوری هنری است که گوینده به
وسیله ی آن شنوند گان را به قبول مقاصد و عقاید
خود تشویق می کند ومی کوشد که آنان را با دلایلی
که ارایه می دارد ، قانع سازد ، از این رو سخنوری
را فن « ترغیب و اقناع » نا میده اند .
سخنوری را از روزگاران قدیم یکی از فنون والا به
شمار آورده و برای خطیب ویا ناطقی که بتواند در
حضور جمع سخنان نغز و مؤثر بیان کند ، مقام بس
بزرگ قایل گردیده اند .» (2)
2- مصاحبه :
مصاحبه در لغت به معنی با کسی صحبت داشتن وبا کسی
یار و همدم شدن است. و در اصطلاح روز ، گفت و گوی
خبر نگاران است با شخصیت ها و مقامات دولتی و صاحب
نظران و کارشناسان و متخصصین و... پیرامون مسایل
سیاسی، اجتماعی، اقتصادی ، فرهنگی ، آموزشی ،
تربیتی ، بهداشتی ، و... و بمنظور اطلاع رسانی
برای عموم انجام می گیرد که معمولا از طریق
مطبوعات، رادیو ، تلویزیون و رسانه های جمعی ،
مردم در جریان موضوع مصاحبه قرار می گیرند .
3 سمینار :
«
گروهی از دانشجویان دارای تحصیلات عالی که زیر نظر
استاد به تحقیق در موضوع یا رشته ای خاص بپردازند
وبا هم بحث و مذاکره کنند ، آموزشگاه یا مؤسسه ای
که دسته یا گروهی از اهل یک حرفه در آنجا گرد آیند
و مطالب مربوط به حرفه ی خو درا فرا گیرند . » (3)
4- درس:
« مطلبی که آموزگار از روی کتاب به شاگرد یاد دهد
، هر جزء و قسمتی از کتاب که در یک نوبت آموخته
شود.» (4)
این بود تعاریف مهمترین قالب های بیان زبان ، و
قبلا گفتیم که هر مطلب و موضوعی که با زبان القاء
شود اگر در قید کتابت در نیاید در مرور زمان از
ذهن ها محو ودر تاق نسیان سپرده می شود .
تعاریف قالب های بیان قلم :
در نگارش فارسی چند مسأله لازم و ضروری است که هر
نویسنده ای باید آنها را فرا گیرد . در مرحله ی
نخست مطالعه ی زیاد متون ادبی و تفکر و تعمق در
باره ی آنچه مطالعه نموده است وبا چشم باز
نگریستن به پدیده هایی که می خواهد در باره اش
مطلب بنویسد ، از اهمیت خاصی بر خور دار است و نقش
مؤثر در امر نگارش دارد ، تا ذهن انباشته از کلمات
و جملات و مملو از معانی و مفاهیم و سرشار از
احساس نشود و اندیشه شکل نگیرد ، قلم به دست گرفتن
بی فایده است . بدون مطالعه و تفکر و اندیشه ،
استعداد ها رشد نمی کند و خلاقیت های ذهنی حاصل
نمی شود . نویسنده باید به قصد نوشتن مطالعه کند و
به منظور نگارش به پدیده های اطرافش به دقت بنگرد
و آنگاه آنچه را که خوانده و دیده و شنیده به رشته
ی تحریر کشد .
توماس کارلایل می گوید : « شخصی که از مشاهده ی
دنیا به شگفت نیاید ، مانند عینکی است که پشت آن
چشم نباشد »
نویسنده ی دیگری می گوید : من هر وقت تصمیم می
گیرم که مطلبی بنویسم ابتدا یک اثر معروف ادبی را
مطالعه می کنم تا در آوردن کلمات و جملات گیر
نداشته با شم .
شرط دیگر قلم به دست گرفتن ، آشنایی با اصول و
قواعد دستور زبان است نویسنده باید در
تنظیم تعبیرات و ترکیب جملات از قواعد دستوری
پیروی کند ، کلمات و جملات را در جایگاه اصلی شان
قرار دهد و مطالب را گویا و رسا بنگارد وچه، یک
اشتباه دستوری فهم مطلب را مشکل ویا حد اقل نوشته
را سست و خواننده را دل زده می کند .
آشنایی با شیوه ی نگارش از شرایط دیگر نویسندگی
است ، نویسنده باید بداند که اندوخته های خود را
که حاصل سال ها زحمت و رنج بردن است چگونه بنویسد
ودرچه قالبی بریزد .
به دیگر تعبیر ، نویسنده بداند که معانی و مفاهیمی
را که در درون نهفته دارد ، وقتی در ملأ عام ظاهر
می کند چه مدل لباس در تنش کند تا در انظار زیبا و
دلپذیر جلوه نماید .
اگر یک دختر زیبا وخوشگل را لباس کهنه و
مندرس ویا تنگ و فراخ و نامناسب در تنش کنند ، در
نظرها زشت وکریه جلوه می کند وآن زیبایی چهره و
تناسب اندام در پوشش نا متناسب گم می شود وبا لعکس
.
نوشته نیز همین حکم را دارد ، اگر زیبا ترین معنا
ها و عالی ترین مفهوم ها را در قالب جملات و
تعبیراتی بریزد که قواعد دستوری ، اصول نگارشی ،
صنایع و فنون ادبی در آن رعایت نشده باشد ، نوشته
خام وبی مایه و زشت جلوه می کند وآن زیبایی معانی
و مفاهیم در قالب های نا زیبا نفله می شود و اهمیت
خو د را از دست می دهد .
ونیز یکی از شرایط مهم نویسندگی آشنایی با قالب
های نگارشی است نویسندگان تازه کار وآن هایی که
برای اولین بار نوشته های شان را جهت چاپ و نشر به
مطبوعات و سایت ها می فرستند در این مورد دچار
اشتباه می شوند . مثلا به گمان شان داستان می
نویسند امّا نوشته شان چیزی دیگر از آب در می آید
، یا خاطره می شود یا گزارش یا چیز دیگری که در
قالب هیچ یک از نوشته ها جور در نمی آید .
بدین لحاظ نگارنده ، تعاریف کوتاه و مختصری را از
قالب ها و گونه های نوشته های منثور و منظوم ، از
کتاب ها و نویسندگان مورد اطمینان جمع آوری نموده،
در اختیار دوستانی که تازه می خواهند قدم به وادی
قلم و نویسندگی بگذارند قرار می دهد بدان امید که
مفید واقع شود .
قالب (form)
«
قالب ، شکل (فرم) ویا ساخت ، عبارت است از ارایه ی
پیام و محتوا در نظم و ترتیبی خاص ، زبان و بیان
ویژه که از ذوق ، مهارت و خلاقیت هنرمند سر چشمه
می گیرد ، در واقع فرم و ساخت جامه ای است که بر
اندام پیام و محتوا پوشانده می شود ، خلاقیت های
هنرمندان معاصر در ارایه ی فرم ها ی جالب و شگفت
انگیز ، قابل توجّه است » (5)
بعد از اینکه با نفس « قالب » آشنا شدید یاد آوری
این مطلب لازم است که در یک تقسیم کلّی قالب « سخن
دوگونه است : نظم و نثر ، نثر در لغت به معنی
پراکندن و افشاندن ونیز به معنای افشانده و
پراکنده است ، در اصطلاح سخنی است که مقید به وزن
و قافیه نباشد ، نظم در لغت به معنی به یکدیگر
پیوستن وبه رشته کشیدن دانه های جواهر، ودر اصطلاح
سخنی است که موزون ومقفا باشد » (6)
آنچه بیشتر مورد استفاده است قالب های منثور
است ، بدین لحاظ ابتدا با قالب های منثور آشنا
خواهید شد .
انواع قالب های منثور
1- مقاله :
مقاله را حسن عمید در فرهنگ عمید ش اینگونه معرفی
می کند : « مقاله، سخن گفتن ، گفتار ، سخن ، یک
قطعه یا یک فصل از کتاب ، یک مطلب که تحت عنوان
معینی نوشته شده باشد ، مقالات جمع » (7)
در کتاب « زبان و نگارش فارسی » از مقاله چنین
تعریف شده است : « مقاله ، صورت فارسی کلمه ی
«مقاله » عربی است به معنای گفتن از ریشه ی « قول»
ودر اصطلاح ، نوشته ی در باره ی موضوع خاص است و
شامل انواع گسترده ی از نوشته های علمی ، ادبی ،
تحقیقی ، مذهبی، انتقادی ، وجزآ ن ها ست و نوشته
هایی که در قلمرو جهان و طبیعت ، از دریا ، جنگل ،
و... یا مسایل و پدیده های زندگی چون خانه، مدرسه
، اداره ، خیابان ، وصدها و هزار ها مسأله ی دیگر
نگاشته می شود » (8)
به تعریف دیگر: « مقاله ، متن تحقیقی ، تخصصی ،
استدلالی ، و مستقیم گو است که سازماندهی اطلاعات
، آمار واقعی و بدور از خیال و احساس ، مقاله نویس
در صدد اثبات مطلبی نا گفته در ذهن خواننده است ،
مخاطبان مقاله نسبت به گزارش محدود ترند امّا کار
برد آن عمیق تر و ماندنی تر است » (9)
دکتر حسین رزمجو ، این تعریف را برای مقاله آورده
است : « در اصطلاح ادبی مقاله ، به نوشته ای اطلاق
می شود که طبق موازین و مبتنی بر اصولی که ذیلا
بدان اشارت خواهد شد ، در باره ی موضوعی نوشته می
شود واز لحاظ نویسندگی امروز ، به نوشتار های که
پیرامون موضوعات مختلف ادبی، سیاسی ، اجتماعی،
اقتصادی در روز نامه ها و مجلات چاپ می شود ویا
توسط پژوهنده گان برای ارایه در جلسات سخنرانی ،
کنگره ها ، سمینار ها، یا در رادیو و تلویزیون فرا
هم می گردد ، مقاله گویند ، مقاله را گاه «رساله»
نیز گفته اند که خود مترادف کتاب استعمال می شود ،
با این تفاوت که رساله معمولا از مقاله مفصل تر
است و کتاب نوشتاری است که کامل در یک فن است ،
اما رساله همان نوشته است بلکه مختصر و کوتاه تر »
(10)
از مجموع این چند تعریف یک تعریف جامع و کامل برای
مقاله بدست می آ ید که هم شامل افراد وهم مانع
اغیار باشد.
گونه های مقاله :
الف - مقالات علمی و تحقیقی :
« مقالات علمی و تحقیقی ، برای بیان یا ارزیابی یک
حقیقت علمی است ، بر اساس آزمایش یا تحقیق و تجربه
، در بیان این گونه مقالات ، احساسات جای ندارد ،
سخن باید برپایه ی منطق و استدلال ، استوار با شد
، نقل قول از دیگران هنگامی قابل قبول است که آن
گفتار در جوامع علمی جهان به عنوان یک اصل مسلم
پذیرفته شده باشد » (11)
ب- مقالات سیاسی ، اجتماعی وتر بیتی :
« این گونه مقالات زمینه های گسترده ای دارد
، زیرا در هر اجتماعی ، صدها دشواری و موضوع و
نظریه مطرح است ، آ موزش و پرورش ، اعتیاد به مواد
مخدر ، روابط مالک ومستأجر ، روابط خانوادگی ، گرا
نفروشی ، جنگ ، وضع دانشگاه ها و دانشجویان ، وضع
دانش آموزان و آموزشگاه ها، روابط کار گر و کار
فرما و... بدیهی است که درباره ی هریک از این امور
نظریات مختلفی وجود دارد وهر کدام از این ها می
تواند مبنای یک مقاله قرار گیرد » (12)
ج- مقالات ادبی :
«
این نوع مقاله ها خود به دو گونه تقسیم می شود ،
مقاله هایی که در باره ی یک شاعر یا یک جریان ادبی
و مانند این ها باشد ، براساس تحقیق استوار است و
احساس و خیال نویسنده مورد استفاده قرار نمی گیرد
، نوع دیگر، نوشته های ادبیّ است که به وصف تخیلی
یک منظره یا یک پدیده می پردازد ، مثلا نویسنده با
دیدن منظره ی بهار یا با دیدن برف و امثال آن ویا
در باره ی عواطف و احساسات خویش بایاری گرفتن از
نیرو های خیال و احساس سخن می گوید» (13)
د- مقالات دینی ، عرفانی و فلسفی :
«
مواد این گونه مقالات تنها از راه مطالعه و تحقیق
در کتاب های مهم و قابل استفاده فراهم می شود مگر
در مقاله هایی که یک نظریه ی جدید مطرح شود، در
این صورت استدلال و منطق صحیح اساس کار را تشکیل
می دهد » (14)
ه- مقالات انتقادی :
« در چنین مقاله ها ، یک نوشته یا یک کتاب ، ارز
یابی می شود وبدی و نقص و کمال آن بی هیچ غرض شخصی
و تنها با توجه به واقعیات و جمله ها و مطالب آن
نوشته مطرح و بررسی می شود » (15)
ونیز « در مقاله ها و نوشته ها ی انتقادی ،
نویسند برای ترویج معنویت ، مکارم اخلاق و فضیلت
ها ، پیکار با مفاسد اخلاقی ورذیلت ها ، ارشاد
جامعه به سوی ترقی و تکامل ، تنویر افکار عمومی ،
تقویت حس انسان دوستی ، میهن دوستی ، رشد فرهنگی ،
اجتماعی و سیاسی افراد جامعه ، از نیروی قلم خویش
مدد می گیرد ، درد ها و نقطه ضعفها ی جامعه را باز
می نماید و درمانها و راههای چاره را نشان می دهد
و پیش پا می گذارد وروش های نادرست تحقیق ، تعلیم
و تربیت و شیوه های نا صواب حکومت و مدیریت رامی
کوبد و محکوم می سازد ، بر عکس ، اصول وروش های
صحیح را تأیید می کند ، از راه تشویق پاکان و
شایستگان و توبیخ افراد ناپاک وناشایست جامعه را
به شاهراه صواب و سلامت رهنمون می شود ، نخستین
شرط رواج و نشر این گونه نوشته ها و استفاده از
تأثیر خلاقه ی آن ، وجود آزادی قلم و بیان در هر
اجتماع می باشد ، انتقاد باید صحیح و سازنده باشد
و نویسنده ی انتقاد باید از غرض ورزی و کینه توزی
و تخطئه و اهانت به افراد اجتناب ورزد »(16)
2- گزارش:
« گزارش ، خبری کوتاه ، کلّی و صریح است که
در زمانی نسبتا کوتاه ، به شکل کتبی و شفاهی ،
تصویری ( ویا آمیخته ی از آن ها ) بدون نتیجه گیری
تهیه می شود ، مخاطبان گزارش جمع زیادی از مردمند
ولی کاربرد آن سطحی و موقت است » (17)
گونه
های گزارش :
الف- گزارش کوتاه :
گزارش کوتاه « نوشته ای است که به تحقیقات
وسیع نیازی ندارد ، در بعضی از ادارات و سازمان ها
بر اساس مدارکی که در پرونده موجود است گزارش
کوتاه برای مقامات مسؤول تهیه می کنند تا آنان
بتوانند در مورد چگونگی پاسخ یا عمل تصمیم بگیرند
» (18)
ب-
گزارش خبری :
گزارش خبری « نوشته ای است که در باره ی یک رویداد
هنری ، ورزشی ، اجتماعی ، سیاسی ، و مانند این ها
نوشته می شود ، نویسنده ی چنین گزارشهایی باید خود
تا حدی با آن رویداد آشنا باشد» ( 19)
وبه عبارت دیگر :« گزارش را از نظر نوع ,
هدف ، اندازه و سایر نکات می توان به انواع زیر
تقسیم کرد :
1_ از لحاظ کاربرد :
الف- گزارش تحصیلی و تحقیقی : این نوع
گزارش اغلب بر مبنای تحقیق خالص آ ماده می شود ،
یعنی انگیزه ی دانشجو ، یا محقق در تهیه ی این
گونه گزارشها ، صرفا ذوق ، علاقه ی به مطالعه وحل
مشکل مورد نظر است ، منظور و هدف از این گزارش ،
بالا بردن سطح اطلاعات دانشجو، یا محقق در زمنیه ی
موضوع مورد تحقیق ، مطالعه و ارایه نتیجه ی
اقدامات تحقیقی و اظهار نظرها و پیشنهاد ها به نحو
صحیح می باشد .
ب- گزارش اداری :
این نوع گزارش معمولا در سازمانها ی مختلف مانند
بانکها ، شرکتها ، وزارت خانه ها ، مؤسّسات و نهاد
ها تهیه می شود و گزارشهای مالی و سالانه ی شرکتها
و گزارشهای ادواری ، همه از نوع گزارش اداری محسوب
می شوند ، مورد مصرف این گونه گزارشها ، استفاده
در جهت برنامه ریزی و اتخاذ تصمیمات اداری است .
2-
از لحاظ منابع و اندازه ، گزارش به اقسام زیر
تقسیم می شود :
الف- گزارش ساده :
منبع و مأخذ چنین گزارشی صرفا اطلاعات دست اول است
، چون تهیه ی خلاصه ی یک کتاب یا تهیه ی گزارش
مصاحبه با یک فرد معروف در یک مورد خاص یا اظهار
عقیده ی شخص در باره ی یک مطلب .
ب- گزارش تفصیلی :
اطلاعات مورد لزوم این گونه گزارش علاوه بر منابع
دست اول از منابع ومأ خذ دست دوم و سوم نیز تدارک
می شود ولازم است با بهترین طریق ممکن وبا رعایت
اصول جمع آوری اطلاعات آماده گردد ، نتیجه ی منعکس
شده در این گزارش حقیقی تر و اطلاعات آن قابل
اطمینان بیشتر است ، در گزارش تفصیلی و طولانی
لازم است از تطویل کلام خودداری شود ودر عین حال
چندان هم خلاصه و فشرده نباشد که به اصل مطلب لطمه
بزند و از رسایی وتأثیرآن بکاهد .
3- گزارش از لحاظ ارزش ور سمیت :
الف- گزارش غیر رسمی : گزارشی است که برای
دادن اطلاعات فوری تهیه می شود و برای نوشتن آن از
طرح خاصی پیروی نمی گردد ، مانند گزارش ساده و
اداری ، مقالات روز نامه ها و مجلات .
ب- گزارش رسمی : دراین گزارش مخصوصا گزارش
تحقیقی و رساله های دانشگاهی که بر اساس تحقیق
دقیق طولانی و مستقل تهیه می شود ، در یافت کنند
گان آن افراد مطّلع و تحصیل کرده اند وبا رعایت
اصول خاص وروش علمی آماده می گردد تا مورد قبول و
پذیرش یک مرکز و مجمع علمی واقع شود .
4-
گزارش از لحاظ نحوه ی انعکاس اطلاعات و مطالب :
الف- گزارش انشائی : اطلاعات و مطالب منعکس
شده در این نوع گزارش در کل به صورت متن ساده ی
ادبی یا انشائی است مانند گزارش تحقیقی یک دانشجوی
رشته ی ادبیات فارسی در باره ی سر گذشت یک شاعر و
نویسنده .
ب- گزارش مختلط : در این گزارش ، برای
انعکاس اطلاعات علاوه بر متن ساده ، از ارقام ،
فرمول ها ، جداول ، منحنی ها و تصاویر نیز استفاده
می شود ، گزارش مطالب ریاضی ، مالی و حسابداری ،
شیمی ، فیزیک ، فرهنگی ، آموزشی و اجتماعی از این
گونه است » (20)
3- انشاء :
« انشاء در لغت به معانی آفریدن ، آغاز کردن
، به وجود آوردن واز خود چیزی گفتن است ، ودر
اصطلاح ادب عبارت است از بیان فکر و عقیده و اظهار
مقصود و اندیشه به صورت نوشتن کلمات و جملات بشر
طی که آن کلمه ها و عبارات در عین مطابقت با قواعد
زبان ، کلا مربوط بهم بوده ودر پیرامون موضوع
معیّن و مشخص نوشته شده باشد » (21)
4- تاریخ :
«
تاریخ متنی تحقیقی ، تخصصی و مستقیم گو ست که بدور
از خیال و احساس تاریخ نگار به ثبت و شرح کلّی
وقایع بزرگ و دور مثل ظهور و سقوط شاهان ، حکومت
ها ، تمدن ها و بروز جنگها ، شورش ها و انقلابها
می پردازد ، تاریخ در یک کلام بیان فشرده ی سیر
فرهنگ و تمدن بشر است ، مخاطبان تاریخ نسبتا قشر
باسواد مردمند و البته تاریخ تحلیلی مخاطبان
محدودتر وبا سواد تری دارد ، عمر یک متن تاریخی
معمولا بیشتر از عمر گزارش و مقاله است » (22)
5- خاطره
:
«
خاطره ثبت وقایع جزئی وکلی زندگی یک فرد به قلم
خودش است که بدون بهره گیری از خیال نویسنده ونیز
شگردهای ادبی اما به یاری عواطف و احساسات او با
بیان راحت و صمیمی شکل می گیرد ، کار برد خاطره
بجز در موارد استثنایی ( خاطرات مهم ویا خاطرات
اشخاص مهم ) شخصی است » (23)
6- سفرنامه :
«
سفرنامه در حقیقت در دل خاطره قرار می گیرد ، سفر
نامه آن دسته از خاطرات شخصی توست که به واسطه ی
سفر در ذهن ودلت حک شده است ، البته سفر نامه با
اینکه نوعی خاطره است و تقریبا تمام ویژگیهای آنرا
دارا است با این همه پسته ی ( شخصی بودن)را می
درّد و کاربرد عمومی پیدا می کند ، علّت این است
که خاصیت سفر وارد شدن به فضای تازه است که
نویسنده گفتنی های زیادی در باره ی فرهنگ و رسوم ،
روحیات و خلقیات و اعتقادات مردم ، اقتصاد و کسب و
کار آن ها شرایط محیطی و طبیعی که آن منطقه دارد ،
ثبت همین موارد می تواند برای دیگران هم جالب باشد
،همین تفاوت کافی است که سفر نامه رابا اینکه
خصوصیات خاطره را دارد ، قالبی جدا از آن شماره
کنیم » (24)
در تعریف دیگری ، سفرنامه را نوعی گزارش به حساب
آورده است .
« سفرنامه نوعی گزارش است که نویسنده در قالب آن
مشاهدات خو درا از اوضاع شهرها یا سرزمین های که
بدان مسافرت کرده است شرح می دهد و اطلاعاتی از
بناهای تاریخی ، مساجد ، کتابخانه ها ، بازار ها ،
بزرگان ، آداب و رسوم ملّی و مذهبی مردم ، موقعیت
جغرافیایی ، جمعیت ، آب و هوا ، زبان اهالی ،
مناطقی که باز دید نموده است در اختیار خوانند گان
می گذارد.
سفرنامه ها گنجینه هایی از اطلاعات هستند که از
طریق آنها گاه می توان به افقهای از وضع اجتماعی ،
سیاسی ، اقتصادی ادواری از تاریخ مردم یا منطقه ای
پی برد که دست یابی به آنها از طریق کتب تاریخی
میسر نیست » (25)
گونه های سفرنامه :
الف- سفرنامه های تمثیلی : |