|
مقالات جدید
لینا روزبه حیدری
از حوزه ادبیات افکار پراکنده
فرستنده: انجنیر برات فرهید
هنوز در کشور ما (افغانستان) بحث اقوام، زبان و
مذهب، مبنای انتصابات و انتخاب اشخاص به مقام های
ارشد را تشکیل می دهد. آیا روزی به شایسته سالاری
و فراهم آوردن فرصت برای فردی غیر وابسته که لیاقت
نجات کشور را دارد، ولی از اقلیت است؛ جوانی تحصیل
کرده که قابلیت آوردن اصلاحات را دارد، ولی واسطه
ندارد؛ و انسانی شایسته که صلاحیت اداره امور را
داراست، ولی به حزبی وابسته نیست؛ عادت خواهیم
کرد؟
"برایان تریسی" نویسنده آمریکایی می گوید که نقطه
آغاز تصمیم های بهتر، نقطه پایان تصامیم بد است.
هنوز ما افغان ها برای تحول مثبت طرزفکر و تحلیل
امور وقت داریم. تنها در صورت اتحاد می توان به
مصائب این ملت خاتمه داد، و فرصت دخالت همسایگان
در امور افغانستان را از بین برد. وگرنه چپاولگر
همیشه بدنبال خانه ای می گردد، که دروازه ندارد و
اعضای خانواده مغشوش و متفرق هستند.
ما
افغان ها باید قبل از آنکه میهنمان به سرنوشت
یوگسلاوی و دیگر کشور های تجزیه شده دچار آید،
تحولی جدی را در نحوه اداره امور آن رونما
گردانیم. همچنین عملا با از میان برداشتن طرز فکر
قومی، نژادی و لسانی، به مردم خویش اتحاد را
بیاموزانیم. زیرا تنها اتحاد می تواند افغانستان
را بسمت ترقی هدایت کند. تاریخ نشان می دهد که به
جز نفاق و بی عدالتی، هیچ مشکل دیگری نتوانسته است
یک ملت را واژگون ساخته و از نقشه کره زمین محو
گرداند.
مرثیه وطن
در
میهن مخروبه یی
در
دامن فقر و فساد
در
اجتماع صد مرض
با
مردمانی بیسواد
در
قحطی و خشکسالی اش
صد
چشمه ی بیرنگ و سرد
در
مزرعه، تریاک و بنگ
هر
خانه در چنگال درد
مردم همه حیران و گم
نی
نان بود نی پیشه یی
نی
راست و نی چپ نی وسط
نی
فکر و نی اندیشه یی
در
این خراب آباد درد
بازار جهل و جاهلان
بازی شطرنجست و ما
قربانیان در صف روان
هر
کو بنفع خود زند
شرطی در این دیر قمار
میدان قطعه بازی بین
بازیگرانند بیشمار
گه
نام دینست بر بساط
گه
نام قوم و یک نژاد
گه
بر زبانست تیغ شان
گه
منکر علم و سواد
در
آخرش دانی که بس
این
دین و قوم یک بازیست
نی
کس غم پشتون خورد
نی
کس به تاجیک راضی است
مثل
همیشه دین و قوم
راهی برای بردنست
راهی برای کسب نام
یا
رسم کرسی جستنست
با
نام دین، قوم و زبان
قرنهاست بر ما تاختند
در
پشت پرده هر کدام
ثروت بخود انباشتند
پشتون و تاجیک را بهم
از
بدو تاریخ وطن
تحریم لفظ و لهجه را
دین
و زبان و هر سخن
افروختند افروختند
تا
جنگ ها کردند بپا
تا
خوار کردند این وطن
بیچاره شد هر قوم ما
اینست غمگین ملتی
بیچاره مام این وطن
در
مردمانش درد و رنج
در
خاک آن آشوب و جنگ
قوم
و زبان و دین همه
زیبایی یک کشورست
آنجا که یک قومست و بس
کی
رنگ شیر و شکرست
نی
تو زمن افغان تری
نی
کس ز تو افغان ترست
با
این جدال بی اساس
تا
کی دو چشم مان ترست
از
ما گذشته هر چه بود
نسلی دگر خیزد بپا
خواهی که این نسل جوان
سوزد به آتش همچو ما
دیرست ولی وقتست هنوز
از
رخوتت بیرون بیا
از
خواب دیرینه بخیز
ای
هموطن ای همنوا
سبقت ز ما جستند همه
ما
در جدال و بیصدا
آباد گردیدست جهان
ما
کاسه بر دست و گدا
حیف
است که مهد مولوی
از
جور ما ویران شود
نابود گردد این وطن
افسانه ی دوران شود
لینا روزبه حیدری خبرنگار با سابقه افغان، با
واشنگتن پریزم همکاری می کند
نقل
ار سایت واشنگتن پریزم
تاریخ
نشر مطلب: جمعه اول سنبله 1387 خورشيدی برابر با
22 اگست2008 ميلادی/ آلمان |