|
مقالات جدید
بهرام که گور می گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

8صبح : شایع است که ریاست مبارزه با ارتشا و فساد
اداری طی مکتوبی از ریاست جمهوری خواسته است که
زمین های غصب شده توسط آقای عبدالجبار ثابت و از
جمله قطعه زمینی که در شیرپور توسط وی غصب شده
بود، از وی باز پس گرفته شود. این مطلب از قول
آقای سید محمد ستانکزی، معاون اداره مبارزه با
ارتشا و فساد اداری نقل شده است. در همین حال جمعی
از مامورین حکومتی که به فرمان آقای ثابت گرفتار و
از وظیفه سبکدوش و گرفتار شده بودند خواستار اعاده
حیثیت و حقوق شان شده اند. انجنیر معراج الدین
رییس سابق اداره برق ولایت ننگرهار که از جانب
آقای ثابت به اتهام 25 لک افغانی اختلاس گرفتار و
از وظیفه سبکدوش شده بود، با رد اتهام وارده
خواستار آن شده است که آقای ثابت ممنوع الخروج
اعلام گردد. اکنون بر آقای ثابت همان کاری روا
داشته می شود که وی حق یا ناحق بر دیگران روا می
داشت و می خواست برای خودش وجهه کمایی کند.
داستان همان مرد خیاطی که بر دروازه دکانش کوزه ای
آویخته بود و با عبور هر جنازه ای از جلو دکانش
سنگی در آن می انداخت و جنازه ها را می شمرد، تا
روزی شد که خودش نیز مرد و چون کسی از همسایه اش
علت غیبت وی را جویا شد، همسایه به طنز گفت خیاط
در کوزه افتاد. اکنون آقای ثابت در کوزه افتاده
است و آنهایی که به فتوای وی متضرر و خساره مند
شده اند و در زمان حکم فرمایی وی نمی توانستند
صدایی بلند کنند، چون که وی خود را مجری اوامر
رییس دولت معرفی می کرد، به فریاد آمده اند. اکنون
آقای ثابت در کوزه افتاده و مرده است و ما قصد آن
ندرایم که به مرده لگد بزنیم. با این وجود نکات
چندی را لازم به تذکر می دانیم که فکر می شود برای
عبرت گرفتن مفید واقع شود.
آنانی که هنوز در کوزه نیافتاده اند و مصروف جنازه
شماری هستند، باید از سرنوشت آقای ثابت عبرت گیرند
و بدانند که سرشت رژیم کنونی اقتضایی غیر از این
ندارد که از هر مامور خودش به مثابه مهره ای، تا
روزی که بکار آید بهره برد و چون غیر قابل استفاده
شد، دور انداخته شود. نکته یدیگر قابل ذکر در
این قضیه، عمق فساد و مصلحت نگری ادارات مسوول
افغانستان است که عادت کرده اند در مقابل ترکتازی
ها و خود کامگی های هر صاحب قدرتی، تا زمانی که وی
بر توسن قدرت سوار است خاموش بمانند و به انتظار
روزی بنشینند که وی از مسند قدرت برانداخته شود.
در فرهنگ سیاسی حاکم حق= قدرت است و از
این رو تا زمانی که کسی از قدرت برخوردار است خود
بخود حق نیز هست و کسی نمی تواند علیه وی اقامه
دعوا کند. یکی از خصوصیات همیشگی همه رژیم های
استبدادی و خود کامه نیز همین است و همگان مکلف
هستند همه چیز را از عینک حاکمان بنگرند و به
اقتضای آن سخن گویند. آقای ثابت توانسته بود در
پوشش اعلام جهاد علیه فساد، مرتکب اعمالی گردد که
جز فساد نامی بر آن نمی توان گذاشت. در حالی که
بعید به نظر می رسد حقیقت موضوع بویژه از دید آقای
کرزی و حاشیه نشینان وی مخفی بوده باشد. در عین
حال این نیز مسلم است که ممکن برکناری غیر منتظره
آقای ثابت به خاطر آن مسایل بوده باشد، زیرا در
حکومت آقای کرزی کسان زیادی هستند که دست اندر کار
غارت و رشوت و چوراند و مورد باز خواست قرار
نمی گیرند؛ مگر آن که بخت از او برگردد و از
چشم شخص اول دولت برافتد و خود را آن قدر صاحب
قدرت احساس کند که می تواند هر کاری را انجام دهد.
ماجرای برکناری آقای ثابت
همچون انتصاب وی از جمله تصامیمی بود که جز مصلحت
موقتی، مبنای دیگری نداشت؛ از این سبب تا زمانی می
توانست ادامه یابد که مصلحت دیگری اقتضای
کار دیگری را بنماید. این چیزی است که
سایر دولتیان باید آن را مدنظر گیرند و مطمین
باشند که بقا و دوام و استمرارشان بسته به مصلحت
هایی است که تشخیص آن نیز از جانب بالا صورت می
گیرد و در این رابطه ازمردم نیز کاری ساخته نیست،
زیرا در منطق مقام های عالیه حاکم مردم حق و
صلاحیت تشخیص این موارد را ندارند و از همین سبب
یک نفر با وجود اعتراض عمومی می تواند همچنان وزیر
یا رییس و والی و حاکم بماند و اگر از یک مقام و
منصب برکنار شود، در جایی دیگر و با حفظ همان حقوق
وامتیازها و بالاتر از آن ابقا گردد.
منبع: آریایی.
تاریخ
نشر مطلب: يکشنبه 6 اسد 1387 خورشيدی برابر با 27
جولای 2008 ميلادی/ آلمان |