|
مقالات جدید
بنام خدا

اسدالله جعفري
با سخنراني دكتر راسخ،
اربعين استاد علي اكبر مهدوي در مشهد گرامي داشته
شد

چهل
ومين روز درگذشت زنده ياد استاد علي اكبر مهدوي از
بنيان گذاران كتابخانه رسالت واز پيشگامان جامعه
روشنفكري مردم هزاره ، درمشهد مقدس برگزار شد.
صدها تن از علما ، روشنفكران، اساتيد حوزه
ودانشگاه وعلاقه مندان مهدي ، در مراسم ياد بود
چهل ومين روز در گذشت آن سعيد فقيد شركت نموده، با
قرائت فاتحه و كلام الله مجيد ياد او را گرامي
داشته از انديشه هاي او تجليل بمعل آوردند.
دراين مجلس، بعد از قرائت فاتحه وكلام الله
مجيد،ابتدا آقاي جعفري رضايي يك تن از طلاب جوان
حوزه علميه مشهد واز اساتيد مدرسه علميه امام مهدي
و سردبير فصل نامه دين پژوهي بصير، زندگي نامه
كوتاهي از مهدوي را كه به قلم يك تن از شاگردانش،
آقاي سيد افشار نوشته شده بود ، براي حاضران قرائت
نمود.
بعد
از قرائت زندگي نامه مهدوي توسط آقاي رضايي، آقاي
دكتر راسخ ، ازهزاره مقيم كانادا، در باره انديشه
هاي فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي، استاد
مهدوي ، سخنراني كرد.
دكتر راسخ سخنرانيش را در دوبخش حول ومحور:
1 –
انديشه هاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي وسياسي
مهدوي.
2 –
نقد انديشه هاي وعمل كرد اجتماعي وسياسي مهدوي.
3 –
نقد جامعه هزاره.
4 –
نقد جامعه روحاني، سخن گفت.
دكتر راسخ ، از مهدوي بعنوان ناجي هزاره ياد كرد
وخاطره ي از ابتداي ورود خود درمشهدرا ، از مهدوي
اينگونه نقل كرد:
من
در آن اوايلي كه وارد مشهد شدم ومي خواستم طلبه
شوم، درعين حال شبانه به كلاس دولتي هم مي رفتم؛
اما پول نداشتم كه براي خود يك دوچر خه بخرم.
اما
نمي دانم مهدوي از كجا شنيده ويا فهميده بود كه من
براي رفتن به مدرسه شبانه نياز به يك دو چرخه دارم
و پول ندارم كه دوچرخه بخرم.
مهدوي دوهزار تومان آن روز به من داد در حالي كه
من او را نمي شناختم وبعد ها فهميدم كه مهدوي آن
پول را از جاي قرض كرده بوده و به من داده بود تا
من دوچرخه بخرم و بتوانم درس بخوانم.
دكتر راسخ گفت مثل من ده ها نفر از روحانيان
وفرهنگيان مديون مهدوي هستند.
راسخ از ناسپاسي هاي كه جامعه روحانيت و روشنفكران
در حق مهدوي رواداشته اند اينگونه دردمندانه سخن
گفت:
مهدوي وقتي مريض شد وآقاي ابراهيم زاده از هرات به
مشهد پيام دادند كه مهدوي مريض شده است ونياز به
دكتر وپرستاري دارند ، متأسفانه يك نفر هزاره پيدا
نشد كه مهدوي ودكتر وپرستاري مهدوي را تقبل كند.
ووقتي مهدوي را در مشهد آوردند وسيد هاشمي بستره
مهدوي را پشت كرده به كتابخانه رسالت برده بود
كتابخانه رسالت را به روي مهدوي باز نمي كند ،
مهدوي يي كه از بنيان گذاران كتابخانه رسالت بود
وباز مهدوي را سيد هاشمي به خانه اش مي برد.
راسخ از مهدوي بعنوان يك انسان بزرگ وتأثير گذار
در جامعه روشنفكري حوزه ياد كرد.
راسخ در بخش دوم از سخنرانيش ابتدا به تعريف هزاره
پرداخت وبعد از هزاره وهزاره گرايي به معناي ممدوح
ومضمومش به نقد جامعه هزاره وجامعه روحانيت پرداخت
واز مشاهدات سفر اخيرخود به افغانستان وحمله كوچي
ها به مناطق هزارستان سخن گفت كه متن كامل اين
سخنراني بزودي از طريق سايت كاتب هزاره در اختيار
علاقه مندان قرار خواهد گرفت.
در
پايان، متن زندگي نامه ي مهدوي را كه به قلم سيد
افشار نوشته شده است تقديم نموده ياد مهدوي بزرگ
را گرامي مي دارم.
حجت
الاسلام علی اکبر مهدوی در سال 1330 در روستای
خلبرگ از توابع سنگ تخت در خانواده متدین و
دوستدار علم و عالم چشم به جهان گشود ، پدرش از
موسفيدان و معتمدین محل بود و خانه اش جایگاه آمد
و شد علما. همین موضوع سبب شد که علی اکبر پس از
طی دوران کودکی و اتمام درسهای مقدماتي به مكتب
خانه آن روزگاران در سال 1342 همراه با جمعی از
همسن و سالانش عازم محل قلعه سنگ شود تا از محضر
آيت ا... خسروی کسب فیض نماید که آوازه جذبه تدریس
ایشان همه جا پیچیده بود. حوزه درسی ایشان پس از
کابل از پربار ترین و موفقترین حوزه ها بود طلاب
از سراسر هزاره جات برای فراگیری علوم دینی عازم
آن روستای کوچک که احیای فرهنگ تشیع که در مناطق
هزاره نشین می شدند امروزه آنها يي که داعیه رهبر
جامعه شیعی هزاره دارند از شاگردان مستقیم یا با
واسطه آیت ا... خسروی هستند.
مهدوی نیز در چنین محیطی درس علوم دینی را آغاز
کرد. بر اثر استعداد سرشاری که داشت خیلی زود از
طلاب هم دوره اش پیشي گرفت و مورد توجه خاص آیت
الله خسروي قرار گرفت. تاجایی که لقب جناب را به
وی داد. بین طلاب به جناب معروف شدومورد اقدام
طلاب بزرگتر از خودش قرار گرفت .
مهدوي در سال 1345 همراه باپدرش به قصد ادامه
تحصیل عازم مشهد مقدس شد در حوزه علمیه مشهد ر حل
اقامت افکندو در مدرسه آیت ا... ميلانی که یکی از
بهترین و منظم ترین مدرسه های مشهد بود مشغول
تحصیل شد و خیلی زود توجه اساتید و مسئوولین
مدرسه را به خود جلب کرد تا آن حد که چندین بار در
پایان امتحانات سالانه مدرسه شاگرد ممتاز شناخته
شد و برنده جوایز گردید. همزمان با برنامه های
درسی مدرسه آیت ا... میلاني در دروس ـ مغنی ومطولد
حجت ها شمی که یکی از بهترین اساتید ادبیات و
معانی و بیان حوزه مشهد است شرکت می نمود در اثر
استعداد ذاتی خود همه مطالب را بدون نوشتن حفظ می
کرد. در حالي که سایرین با نوشتن و زحمات زیاد
مطالب را درک می کردند، مهدوی پس از چند سال اقامت
در حوزه مشهد ، روح پرتلاش و جستجوگرش ارا م
نگرفت. او که همیشه در پی درک حقایق متعالي تربود
در سال 1350 همراه با احمدی خلبرگ عازم عتبات
عاليات شد و در جوار بارگاه ملکوتی مولای متقیان
علی (ع) رحلت اقامت افکند و در حوزه هزار ساله
نجف اشرف مشغول به تحصیل گردید تا روح جستجو گر او
از زلال فیوضات معنوی مولا علی سیراب گردد. در
این جا بود که مهدوی با جریانات سیاسی، مبارزاتي و
روشنفکری آشنا گردید زیرا نجف اشرف در آن روزها به
خاطر و جود امام خمینی کانون نواندیشی دینی و
مبارزه با ظلم و فساد بود. مهدوی به صف پیروان
امام خمینی پیوست و یکی از مبلغین خستگی ناپذیر
اندیشه های امام شد زیرا تحقق آرمان های خود را در
اندیشه های امام یافته بود. مهد وي پس از چند سال
اقامت در حوزه کهن و تاریخی نجف همراه با تنی چند
از همفکران خود عازم دمشق در کشور سوریه گردید. در
آن زمان آیت ا... سید حسن شیرازی تصمیم داشت
درجوار عقیله بنی هاشم و پیام آور انقلاب عاشورا
زینب کبری «س» حوزه عملیه شیعی تاسیس نماید. پس از
ملاقات با مهدوی و همفکرانش آیت ا... شیرازی در
این راه مصمم تر از قبل می شود. آیت ا... شیرازی
از مهدوی و یارانش می خواهد که در دمشق بماند تا
این تصمیم مهم عملی گردد. مهدوی در اجابت به این
تقاضا مدتی در سوریه ماند تا امور حوزه مبارکه
زینبیه رونق گرفت. امروزه می توان ادعا کرد که
مهدوی و یارانش در تاسیس حوزه پر رونق زینبیه نقش
اساسی داشته است.
از
جانب دیگر، اقامت در سوریه و مشاهده اوضاع
نابسامان آوارگان فلسطینی روحیه مبارزاتی و ظلم
سیتزی او را بیش از پیش تحریک کرده و از او یک
انسان دردمند و انسان دوست ساخت. چنانچه خود سالها
در جمع دوستان اوضاع رقت بار آوارگان فلسطینی در
کشورهای عربی را بازگو مي کرد و افسوس می خورد.
در
این وقت چهارمین مرحله هجرت مهدوی آغاز می شود. او
به رغم اصرار آیت ا... شیرازی به مبنی بر ماندن در
سوریه، در سال 1354 عازم ایران شد و در حوزه قم که
دارای شور و حرارت انقلابي بود اقامت گزید. در
مدرسه مومنیه سکنی گرفت و در درس کفایه آیت ا...
فاضل لنکرانی شرکت کرد. همزمان به مطالعه آثار سید
محمد باقر صدر و رهبران فکری ایران پرداخت.
کتابهای آیت ا... طالقانی و خامنه ای، آثار مهدی
بارزگان، حکیمی و دیگر صاحبان قلم و اندیشه را
مطالعه نموده و هم به طلاب جوان توصیه می کرد. او
تعداد زیادی از جوانان را در مسیر مطالعه و پرورش
فکر و اندیشه هدایت کرد. مهدوی در فصل تابستان و
هم زمان با تعطیلی حوزه علمیه قم به مشهد می رفت و
در آن جا به تشکیل جلسات تمرین و کتابخوانی در بین
طلاب جوان افغانستانی مقیم حوزه عملیه مشهد اقدام
مي نمود. که آثار و فوائد بی شمار داشت. او توانست
نسل جوان وطنش را که در فقر و تنگدستی و استضاف
فکری، ظلم و تبعیض و ستم ملی به سر می بردند با
ایدة انقلاب و دگرگون خواهي آشنا ساخته و افق
سعادت و بهروزی را فرار روی آنها بگشاید.
نتیجه اقدامات مهدوی منجر به تشکیل کتابخانه موسوم
به رسالت در ناحیه مهاجر نشین گلشهر گردید. این
کتابخانه به عنوان یک مركز فرهنگی نقش بزرگی در
تشکیل تدوین خواسته های نسل جوان کشور ایفا نمود
که مظهر آن تشکیل گروه فرهنگی سیاسی تحت عنوان
گروه مستضعفین در سالهای 1356 و 1357 بود.
پس
از پیروزی انقلاب ایران، که تحول جدیدی در منطقه
به وجود آورد و همزمان با تسلط کمونیست ها بر
افغانستان مهدوی درس حوزه را کنار گذاشته خود را
در خدمت جهاد بر حق مردم مسلمان افغانستان بر ضد
کفر و تجاوز خارجی قرار داد در ابتدای 1358 که فصل
رویش گروه های جهادی شیعه بود در مخالفت با شیوه
های حکومت احزاب خلق و پرچم برکشور بود، گروه
مستعفین به مثا به هسته اولیه سازمان نصر ایفا ي
نقش نموده و همراه با برخی از شخصیت های علمی ـ
سیاسی و مردمی جامعه تشیع افغانی که هر یک از نجف
یا از داخل کشور به جمهوری اسلامی آمده بودند، در
تشکیل سازمان نصر نقش برجسته داشت. چنانچه در
پیوند با گروه مستضعفین نام نشریه سازمان نصر پیام
مستعضفین گذارده شد که توضیح مطلب در شماره نخست
پیام مستعضفین منتشره در ماه اسد سال 1358 آمده
است.
کوتاه سخن این که مهدوی به مدت سه دهه تلاش های
صادقانه ای را در عرصه های فرهنگی و سیاسی جهت رشد
و اعتلای علمی و فرهنگی نسل جوان کشور به خرج داد
و از این بابت حق بزرگی به گردن نسل تحصیل کردة
امروزی دارد.
در
عین حال در طی این سه دهه مهدوی برنامه های
اقتصادی نیز در سر داشت.
او
بر این باور بود که استقلال فکری و سیاسی بدون
استقلال نسبی اقتصادی میسر نیست. تجربه مبارزه
مردم افغانستان با حمایت خارجی و آشنایی مهدوی با
نهضت های استقلال طلبانه در سطح جهان پشتوانه فکری
لازم را برای دنبال کردن برنامه هایی برای دستیابی
به استقلال اقتصادی فراهم کرده بوند. مهدوی طرحهای
مانند مرغداری، گاوداری و تجارت را روی دست گرفت ،
اما در نهایت موفقیت چندانی حاصل نشد . در واقع
این اقدامات خیرخواهانه و شجاعانه او بیش از سایر
جنبه های فعالیت های مهدوی به سلامت و آسایش او
آسیب زد. اما یک مساله روشن بود و آن این که مهدوی
آنچه انجام داد برای خدمت به مردم بود نه اندوختن
ثروت برای خودش.
مهدوی، همانگونه که تحول فکری در میان جوانان هم
وطنش ایجاد کرد، در عرصه اقتصادی نیز نقش مهمی
ایفا کرد. او عملاً با راهنمایی هایش شیوه زندگی و
فعالیت اقتصادی خیلی ها را تغییر داد. بنابراین،
به درستی می توان گفت که مهدوی خدمات بنیادی چند
سویه سیاسی، فکری و اقتصادی کرده است و در تمام
این زمینه ها تاثیر ماندگار مستقیم و غیرمستقیم در
زندگی نیروهای مرتبط با خود پدیده آورده است.
مهدوی انسان منظم و خود ساخته و دارای انضباط شدید
اخلاقی بود. پاک و منزه زیست و هرگز اهل کرنش و
معامله روی اصول اساسی وا عتقاد خود نبود وبه امور
دنیایي و زخارف مادی علاقه نشان نمی داد. تلاش های
مستمر و سختیهای کاری، قوای جسمی آن اسطوره صبر و
مقاومت را تحلیل برده و هجرت ابدی اورا نابهنگام
ساخت.
سرانجام در تاریخ 23/3/1387 در سن 57 سالگی در شهر
مقدس قم چشم از جهان فروبست و در بهشت معصومه (س)
رخ در نقاب خاک کشید. عاش سعيدا ومات سعيدا.
تاریخ
نشر مطلب: شنبه 5 اسد 1387 خورشيدی برابر با 26
جولای 2008 ميلادی/ آلمان |