به  سایت  کاتب  هزاره  خوش  آمد ید


K A T E B   H A Z A R A

تماس با ما همکاران قلمی آرشیف زنان حقوق بشر اخبار مقالات جدید هدف صفحه اصلی
 


مقالات جدید

 

بنام خدا

اسدالله جعفري

بوسه بر مزار مادر

بوسه بر عرش خداست

از گل روي توست كه جهــان بهـار وپر نگار است.

گيسوي توسرمه ي حوران بهشت هميشه بهار است

دو ابــــروي تـــــو گلوبـــــند عشـــــق نـــاب اسـت

دانه دانه مژگانت رگ رگ جان تاك شـــراب اسـت

مـــــردم چشــــم تــــــو جـــــــام جهـــــان نمـــاست

لعـــــل لبـــــان تــــــو شهـــــــد كـــــلام خـــــداست

تو يگانه شريك خداي يگانه وقديري:

وَوَصَّيْنَا الإنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ «لقمان(١٤)»

ما انسان را در باره پدر ومادر وبويژه مادر كه او را دوسال با سختي بر پشت خود داشت، سفارش كرديم كه شكرگذار من وآنان باشند.

تو مادري!

مادر!

مادر! از ميم نام توست كه پيغمبران معلم انسان شدند وتو معلم ايشان.

مادر! الف نام توست كه خدا انسان را فرمان به احسان داد:

وَقَضَى رَبُّكَ أَلا تَعْبُدُوا إِلا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاهُمَا فَلا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلا كَرِيمًا«اسراء (٢٣)»

پروردگار تو فرمان داد كه جزءاو كسي ديگر نپرستيد وبه پدر ومادر نيكي كنيد وآنگاه كه يكي از آن دو، ويا هر دوي شان به كهن سالي رسيدند، مبادا به آنان سخني درشت بگوييد، ومبادا كه آنان را به خشم از خود برانيد ، با آنان بزرگوارانه سخن بگوييد.

قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا «انعام(١٥١)»

(اي پيغمبر ما) به آنان بگو : بياييد تا هران چه را خدا برشما حرام كرده است بر شما بيا موزم وآگاه باشيد كه مبادا به خدا شرك بورزيد وبه پدر ومادر نيكي كنيد آن گونه كه سزاوار ايشان است.

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلا قَلِيلا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ«بقره (٨٣)»

ما از بني اسرائيل پيمان گرفتيم كه جزء خدا كسي ديگر را نپرستند وبه پدر ومادر احسان كنند وحق خويشاوندان ويتيمان وتهي دستان را ببخشايند وبا مردم با نيكويي سخن بگويند...

مادر! از دال دامن تو انسان به معراج مي رود[1]

مادر ! «ر» نام توست كه رضا ي خدا در رضاي توست:

رضي الله كله في رضاءالوالدين وسخط الله في سخطهما

رسول خدا: تمام خشم و رضا ي خدا در خشم و رضاي والدين خلاصه مي شود[2]

تومادري، مادر!

مادر

مادر

مادر!

خدايي كه بي پدر ومادر است در باره تو چنين فرمان مي دهد:

إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَرِيماً

وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً اسرا 24

وآنگاه كه يكي از آن دو، و يا هر دوي شان به كهن سالي رسيدند، مبادا به آنان سخني درشت بگوييد، ومبادا كه آنان را به خشم از خود برانيد ، با آنان بزرگوارانه سخن بگوييد.

آنگاه كه آنان به كهن سالي رسيدند ، توبر آنان بال تواضع بگستران وبه پيشگاه خدا چنين دعا كن: اي پروردگارم به پدر ومادرم رحمت عطاكن چنان كه آنان در كودكيي من بر من مهربان بودند .نان بگستر 

وَوَصَّيْنَا الإنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ«لقمان (١٤)»

ما انسان را در باره پدر و مادر وبويژه مادر كه او را دوسال با سختي بر پشت خود داشت، سفارش كرديم كه شكرگذار من وآنان باشند.

اگر خدا خود مادر مي داشت با تو چه مي كرد؟

خداي كه مادر ندارد به پيغمبرش دستور مي دهد تا به همه زينهاردهد:

اكبر الكبائر الشرك بالله وعقوق الوالدين

بزرگترين گناهان كبيره دو چيز است : شرك به خدا و پاس نداشتن حرمت پدر ومادر[3].

آري تو مادري مادر!

آن خداي ناچشيده مهر تو، بهشت را فرش پاي تو قرار داد:

الجنة تحت اقدام الامهات[4][1]

بهشت زير پاي مادران است.

اگر خدا شراب لبان تو را مي چشيد چه مي كرد؟

خدا، در تو چه ديد كه لبخند رضايت تو را كليد بهشت قرارداد:

وليعمل العاق ماشاء ان يعمل فلن يدخل الجنة[5]

به خشم در آوردگان پدر ومادر، هر كاري مي خواهند انجام دهند، انجام دهند، ولي بدانند كه به خشم در آوردگان پدر ومادر هرگز به بهشت وارد نمي شوند.

مادر تو چه كردي كه خدا احسان به تو را همطراز عبادت خود قرارداد:

وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً«نساء36 »

فقط خدا را بپرستيد وبه او ذره اي شرك نورزيد وبه پدر ومادر احسان كنيد

تومادري مادر!

تو يگانه گل باغ خدايي

تومشعل منير اوليـايي

تومادري مادر!

ابر از چشمان تو بخشش آموخت

چشمه از سينه ي تو جوشش آموخت

آنگاه كه تو لب بررخ كودك ات نهادي غنچه شكفتن آموخت

بابرق نگاه تو خورشيد گرما مي بخشد

بااشارت پلك تو ستارگان مي رقصند

طراوت گل از طراوت روي توست

بوي ختن شميم گيسوي توست

آري تو مادري مادر!

من اكنون بر مزار تو ايستاده ام با دو چشم باراني

يك سينه نيستان

من اكنون بر مزار تو ايستاده ام.

مزار تو! مزار غريب!

درعمق دره

در كمر كش كوه

كنار رود

بر مزار تو ايستاده ام

مزاري تو كه فرشتگان دامن گسترانده اند

زنبق ايمان تورا بر گيسوانش سينچاق كرده وتا قدس بالا مي برند

شرق ابديت را براي عروج ابدي تو گشوده اند.

من غريب وتنها بر مزار تو ايستاده ام

با مژگانم خاك غربت از مزارت مي روبم

باگلاب دل مي شويم

پروانگان چشمم بر مزارتو طواف مي كند

شبنم گلبرك دعايم چكه چكه بر مزارت مي چكد.

بر مزاربه خاك نشسته ات بوسه مي نشانم

بو سه بر مزار تو ،بوسه بر عرش خدا ست.

مادر

مادر

مادر

سر ازخاك بر دار، بر رخم بوسه بنشان

سر از خاك بردار مراگرم در آغوش گير

آغوش تو قلب خورشيد است

آغوش تو گلخانه امـــيد است

سر از خاك بر دار مادر!

دو باره در گوشم لالايي بخوان وبخوان وبخوان تا مست شوم و رقصي بسوي خداكنم

بخوان مادر بخوان كه با لالايي تو چكاوك چهچهه به باغ وبهار مي بخشد.

بخوان مادر بخوان كه با لالايي تو مرغ حق شبانگان ترانه مي خواند.

بخوان مادر تا من از نو زبان باز كنم .

با تو بگويم از از فراق وجدايي

از غربت وتنهايي

از تاريكي ها ونامردي ها

از آنان كه در شهرت «شريف» اند ودرسيرت «خبيث»

در نام «امين» اند ودر منش «خائن»

بر پيشاني داغ «عرفان» دارد و دردل لانه شيطان.

بخوان مادر بخوان تا سرود رهايي از يادم نرود.

تو اگر نخواني غزل در منقار بلبل گل نمي كند

تو اگر نخواني فرهاد به خواب شيرين مي رود

بخوان مادربخوان كه اگر تو بخواني:

آنچه را مادردر كنار گهواره مي خواند ، تا گور از خاطر نمي رود «هانري-واردبيچير»[6]

بخوان مادر كه تا طنين صداي تودركوهستان جانم در پژواك باشد ؛ سلطان قلبم توي:

كساني كه بند گهواره كودكان به دست دارند ، از آنهاي كه زمام حكومتي را در دست گرفته اند مؤثرتر وبا نفوذ تر هستند.

«ساموئل- اسمايلز»[7]

مادر شاهكار خلقت است           «يوهان ولفگانگ- گوته»[8]

مادر يگانه موجودي است كه حقيقت عشق را مي شناسد       «انورهدو-بالزاك»[9]

مادر سازنده جهان وتابلوي آفريدگاراست      «الكساندر-دوما»[10]

پروردگار بهترين شاهكار خود را اگرچه اسرار آميز، درطبيعت مادران به كار برده است                 «مادام-دواشتال»[11]

آنگاه كه فرشتگان در آسمان ها سر در گوش يك ديگر نهاده ونجوا گرانه نغمه هاي پرشور عشق را سر مي دهند هرگز نمي توان كلمه اي آسماني تراز كلمه مادر يافت «ادگار-آلن پو»

مادر شعر بهشت است                  «آندره- ژيد»[12]

مادر مايه زندگي است                   «لئون- تولستوي»[13]

دل ما ساخته و پرداخته روح مادر است         «محمد حجازي»[14]

آري تو مادري مادر!

بهشـــت فـــرش پـــاي توست

رضاي خدا در رضاي توست

حال كه بوسه زدن بر پايت ميسر نيست ؛ بر مزارد بوسه مي زنم كه بوسه بر مزار مادر، بوسه بر عرش خداست

 

[1] اشاره است به سخن مشهور امام خمين :از دامن زن است كه مرد به معراج مي رود.

اين سخن امام خميني اشاره دارد به معراج محمد (ص)آخرين قرستاده خدا

[2] ينابع الحكمه ج5 ص338باب 193 حديث 29

[3] مستدرك ج15 ص193باب75

[4] همان ج15ص180باب70

[5] همانج15ص193باب75

[14]

از شماره 8 تا 14از كتاب افكار بزرگان –گردآوري حسين رحمت نژاد –انتشارات جزيل1376ص289اخذ شده است

 

تاریخ نشر مطلب: جمعه 20 ثور 1387 خورشیدی برابر با 9 می 2008 میلادی/ آلمان

 
 
 
 

بازگشت

بالا

 

 


Publisher:

Ghulam Sakhi Oruzgani

Phone: +49 162 3702587

www.kateb-hazara.net

Email: info@kateb-hazara.net


مدیرمسؤل: غلام سخی ارزگانی

.استفاده از سایت کاتب هزاره با ذکر آن مجازاست

.مسؤلیت مقالات به دوش نویسندگان آن می باشد

.
از انتقادات و پیشنهادات سازنده شما استقبال می گردد