به  سایت  کاتب  هزاره  خوش  آمد ید


K A T E B   H A Z A R A

تماس با ما همکاران قلمی آرشیف زنان حقوق بشر اخبار مقالات جدید هدف صفحه اصلی
 


مقالات جدید
 

بنام خدا

اسدالله جعفري

درحاشيه ي پاسخ آيت الله العظمي منتظري به دكتر سروش

مصاحبه ي كجمدار وبيمار گون حضرت استاد دكتر سروش پيرامون قرآن نظريات موافق ومخالف بسياري  از علما و روشنفكران را درپي داشت  .

آنچه كه قابل ذكر مي باشد اين نكته است كه آقاي سروش در پاسخ حضرت آيت الله العظمي سبحاني نامه ي وپاسخي را تقديم داشته بود كه به نحوي بر نظريات خود در آن مصاحبه پاي فشرده بود وبا همان زبان چهارپهلو ونثر نيش دار خود به آيت الله سبحاني انگ تحجر ونافهمي زد ودر آخر حضرت آيت الله سبحاني را به يك مناظره علمي فراخوانده بود وحضرت آقاي سبحاني هم با كياست ديني وشم ايمان خود در يافته بود كه اين دعوت دعوتي براي روشن شدن مطلب و رسيدن به حقيقت نيست بلكه براي نوعي مغالطه آفريني وغوغا سالاري مدرن وآبرو مندانه است

لذا حضرت استاد سبحاني جناب استاد سروش را به يك مناظره علمي صادقانه ي بدور از ريا دعوت كرد .

نكته جالب در غوغا سالاري استاد دكترسروش در اين است كه استاد سروش از امام محمد غزالي بسيار سخن مي گويد واو را به عنوان الگوي معرفتي خود مطرح مي كند واز احيا ءالعلوم غزالي بسان قرآن ياد مي كند واو را از بزرگترين عالمان راستين دين مي داند. اما در عمل چرخشي هشتاد درجه اي عليه امام محمد غزالي دارد. چون كه امام محمد غزالي مي گفت، من عهد كردم كه در هيچ جلسه ي مناظره اي شركت نكنم  براي اين كه در مناظره كسي بدنبال اثبات حق نيست بلكه در سدد مغلوب كردن طرف مقابل است.

اما دكتر سروش هميشه بر طبل مناظره مي كوبد وخير خواهان را به آلت دست سياستمداران متهم مي كند واز عدم آزادي سخن مي گويد ودر مظلوميت وحقانيت خود از شعر مولانا و... استمداد مي گيرد وچنان مغالطه آفريني به راه مي  اندازد كه خدا هم انگشت حيرت به دندان مي گزد .

به هرحال عليه وله استاد سروش سخن بسيار گفته شد وتكفير وتقدير فراوان شنيد اما با همه ي اين تلخي ها ونيش ونوش ها ، مصاحبه دكتر سروش باعث رويش وجوشش در عقل ها وايمان ها شد واين البته جاي تشكر دارد .

من در همان روزها ابتدا نامه ي به آيت الله العظمي منتظري نوشتم كه دفتر ايشان طي نامه ي اطلاع دادند كه حضرت آقا به سؤالاتي پيرامون مصاحبه دكرسروش در آينده بدور از غوغا سالاري  پاسخ علمي مي دهند .

   بعد از نوشتن  نامه به آيت الله منتظري، در يك نوشته اي مصاحبه استاد دكترسروش را نقد كردم كه در سايت هاي افغانستاني چاپ شد ولي نمي دانم خود استاد سروش آن نقد را ديده وخوانده يانه؟.

خوشبختانه پاسخ آيت الله منتظري پيرامون نظريات  دكتر سروش در باره بشري بودن قرآن ، شب گذشته از طريق اميل بدستم رسيد كه من بعد ازمطالعه ي پاسخ آيت الله منتظري ،نكاتي را ياد آور مي شوم.

1 – آيت الله منتظري درنهايت ادب وبزرگواري از دكترسروش به عنوان «دانشمند محترم جناب‏ ‏آقاي دكتر سروش» ياد مي كند اين بيانگر اين نكته است كه عالمان راستين بر اساس دستور خدا در قرآن كريم           •     •                 •   •           همواره با موعظه حسنه وبرهان سخن مي گويد.

اين ويژگي آيت الله العظمي منتظري همان ويژگي اولياءخدا است .

2 – آيت الله منتظري ،در اين پاسخ مدعيات استاد سروش را با قلم شيوا وبر هان قويم وحسن نيت وسيعه ي صدر در سه محور به نقد گشيده وپاسخ داده است:

1 – معرفت شناسي

2 -  عرفان

3 – قرآن وسنت

آنچه كه در اين پاسخ قابل توجه است تقرير آيت الله منتظري از عرفان مي باشد .

تقرير آيت الله منتظري از عرفان و عرفان نظري ابن عربي ، تقرير كشفي مبتني بر برهان است نه كشف وشهود ي بر اساس تجربه ديني برهان گريز .

اين تقريرآيت الله منتظري  از عرفان نشان مي دهد كه معظم له عرفان بوعلي سينا وملاصدرارا بيشتر ترجيح مي دهد تا عرفان ابن عربي .

دليل اين مطلب  كه آيت الله منتظري عرفان بوعلي وملاصدرا را بر عرفان ابن عربي ترجيح مي دهند اين است كه عرفان بوعلي وملا صدرا،عرفان  برهان پذير است وبا ظاهر شرع وآيات قرآن وروايات معصومين قابل جمع مي باشد .

آيت الله العظمي منتظري در تقرير از قواعد فقه وفلسفه (تا آنجا كه من درس هاي فقهي وفلسفي آقا را گوش كرده ام) برهان را بر اقوال مشهور وسخنان غلط انداز عرفا ترجيح مي دهد.

البته در درس هاي فلسفه از اشعار عرفا وكلمات آنان استفاده مي كند اما هيچ گاه اثبات قواعد وامهات را بر اساس آن اشعار وسخنان شطح گونه، بنا نمي كند. چنان كه در همين پاسخ ايشان شما اين روش ومأدبه علمي را مشاهده مي كنيد ، در عين حالي كه از ابن عربي ومولوي نقل قول مي كند ، آنها را به برهان بر مي گرداند ونه بر هان را به آنها.

  3 -. چنان كه خوانندگان عزيز (سايت  پندار، مشعل، فراتراز مرزها،آريائي وكاتب هزاره) در همين سايت ها قبلا نقد من به استاد سروش ودرضمن آن نقد، متن مصاحبه استاد سروش را در باره قرآن خوانده اند ، مي دانند كه آقاي سروش مدعي بود كه پيغمبر هم فاعل وحي هست وهم قابل وي مي باشد.

منتقدان سروش همين مقوله را از راه نقل آيات و روايت رد ونقض كردند وهيچ كدام از منتقدان بزركوار از طريق برهان عقلي وبديهيات اوليه اين نظريه ي سروش را به نقد نكشيدند.

اما آيت الله منتظري همين نظريه را بسيار حكيمانه و بر اساس ارجاع به وجدان  وبديهيات اوليه پاسخ داده اند به اين بيان:

«اينكه گفته ميشود‏ ‏در هر دو روش ، تراوش علوم از بيرون به درون است به معناي يكي بودن‏ ‏عطا كننده علم و دريافت كننده آن و اتحاد فاعل و قابل آن در يك رتبه‏ ‏نيست ; زيرا هرچند در اين عرصه فاعل و قابل به گونه اي باهم متحد‏ ‏ميگردند ولي اين اتحاد همان به اصطلاح اتحاد حقيقت و رقيقت ، مطلق و‏ ‏مقيد، محيط و محاط و متن و حاشيه است ، و اين دو به ملاك همين اتحاد‏ ‏احيانا بر هم حمل ميشوند. حمل آن دو بريكديگر حمل شايع و براساس‏ ‏اتحاد دو امر همطراز در رتبه نيست ; و گرنه لازمه اينكه در اينجا فاعل و قابل‏ ‏علم يكي بوده و همطراز باشند اين است كه فاعل علم و اعطاء كننده آن كه‏ ‏واجد علم است با قابل و دريافت كننده آن كه به خودي خود فاقد آن‏ ‏ميباشد يكي باشند، و اتحاد فاعل و قابل و يكي بودن آنها در يك رتبه‏ ‏مستلزم اجتماع نقيضين است»

4 -نمونه دوم از نقد معظم له بر سروش نقد فلسفه زبان است كه ديگر منتقدان سروش به اين سبك وشيوه به سروش پاسخ نداده اند وتنها آيت الله منتظري است كه باچنين تقرير زبان شناسانه پاسخ گفته است:

«‏ ‏همچنين آياتي كه با خطاب و امر "قل " به پيامبر(ص ) فرمان داده كه آنچه را‏ ‏به دنبال امر "قل " آمده است بگويد، دلالت دارد كه آن آيات صورت داده و‏ ‏قالب يافته از سوي پيامبر(ص ) نيست ; چرا كه معنا ندارد پيامبر(ص ) خود‏ ‏عبارت پردازي كرده باشد و در صدر آن تعبير به "قل " بنمايد. و همچنين‏ ‏چنانچه پيامبر(ص ) براي درخور فهم كردن معناي عميق وحي براي مردم ،‏ ‏خودش به صورت بخشي آن همت گماشته باشد، ذكر حروف مقطعه در‏ ‏اوايل سوره ها كه تاكنون رأي جازمي برآن قرار نگرفته است چگونه تبيين و‏ ‏توجيه ميگردد؟ اگر صورت عبارات ، سخن مبدأ غيبي باشد ميتوان آنها را‏ ‏رمزي بين پيامبر و آن مبدأ دانست ولي در غير آن صورت چطور؟»

5 –اما راجع به علم حضوري بودن وحي نيز معظم له تقرير منحصرومخصوص به خودرا دارد كه بدون هيچ توضيحي اين تقرير را مي آورم:

‏ ‏اگر مراد از آن ، جستجو كردن از علت ضمانت به حسب عالم ثبوت و واقع‏ ‏است ، جواب اين است كه - همان طور كه قبلا اشاره شد - همان مبدأ غيبي كه‏ ‏با كشف معنوي و صوري از حقيقت پرده برمي دارد همان مبدأ فاعلي است‏ ‏كه مفهوم و صورتي مطابق با آن حقيقت را بر ذهن زلال مبدأ قابلي يعني‏ ‏شخص مكاشف و وحي شده القاء و ابقاء مينمايد.(سنقرئك فلا تنسي )‏ (اعلي ، 6) و در واقع آن مفهوم و صورت ذهني همان حقيقت كشف شده توسط‏ ‏مبدأ غيبي است كه به علت برطرف شدن حالت كشف و شهود و رجوع‏ ‏نمودن شخص مكاشف به حالت عادي ضعيف شده و اثر عيني و خارجي‏ ‏خود را كه در حالت كشف داشته از دست داده و به علم حصولي و مفهوم و‏ ‏صورتي ذهني تبديل شده ; و اين امري وجداني است كه شخص مكاشف به‏ ‏خودي خود آن را درمي يابد، همان گونه كه ما آنچه را در خواب ميبينيم و از‏ ‏آن حقيقتا لذت ميبريم يا اندوه ميكشيم پس از بيداري صورتي بي اثر از آن‏ ‏در ذهنمان باقي است و اين صورت بي اثر باقيمانده عينا همان حقيقتي‏ ‏است كه با علم حضوري در خواب كشف گرديده و در آن حال لذت بخش يا‏ ‏اندوهناك بوده است ، يا مثل اشيائي كه آنها را با چشم خود حضورا ميبينيم‏ ‏و با چشم برهم نهادن صورت آنها را كه در خزينه ذهن و خيالمان داريم‏ ‏ادراك مينماييم . آنچه در هر دو حالت ادراك ميشود حقيقتا يك امر است‏ ‏منتها يكي به خاطر حضور، با اثر است و عيني ; و ديگري به خاطر غيبت ،‏ ‏بي اثر و ذهني . و از اين رو حقيقت دريافت شده با كشف ، با صورت ذهني از‏ ‏آن كه يكي هستند در كسي كه به مقام شامخ نبوت و عقل كلي رسيده است‏ ‏از دستبرد دسيسه قوه واهمه و متخيله محفوظ ومطابق با واقع است .****

‏ ‏ممكن است گفته شود: درست است كه كشف و شهود، علم حضوري به‏ ‏حقيقت ميباشد و طبعا خطابردار نيست ، ولي جان سخن در اينجاست كه‏ ‏به چه ضمانتي آن علم حصولي و صورت و معناي ذهني كه پس از حالت‏ ‏كشف و وحي در ذهن شخص مكاشف و وحي شده وجود دارد و حكايت‏ ‏از كشف او ميكند با آن حقيقت و واقعيتي كه به ادعاي او برايش كشف شده‏ ‏و با علم حضوري براي او معلوم گرديده است مطابقت دارد، و به عبارتي‏ ‏ديگر چه تضميني براي درست تبديل شدن علم حضوري او به علم‏ ‏حصوليش و مطابقت آنها با هم و عكس برداري صحيح ذهن او از حقيقت‏ ‏ديده شده و معصوم بودن وي در بيان دريافت هاي خودش وجود دارد****

تذكر لازم:

اين ياد آوري ها وبرداشت از نقد حضرت آيت الله العظمي منتظري ،برداشت من از نقد معظم له در مقايسه با ديگر نقد هاي بزرگان بر سروش است. حال ممكن است كه من هم در مقايسه وهم در برداشت از نقد حضرت آيت الله منتظري اشتباه كرده باشم.

لذاخواندن  اين نوشته بدون مطاله متن نقد آيت الله منتظري ،شايسته نيست كه برداشت من از نقد ايشان را به خود ايشان نسبت داد.

مشهدالرضا1/1/1387

 

تاریخ نشر مطلب: چهارشنبه 11 ثور 1387 خورشيدی برابر با 30 اپريل 2008  ميلادی/ آلمان

 
 
 
 

بازگشت

بالا

 

 


Publisher:

Ghulam Sakhi Oruzgani

Phone: +49 162 3702587

www.kateb-hazara.net

Email: info@kateb-hazara.net


مدیرمسؤل: غلام سخی ارزگانی

.استفاده از سایت کاتب هزاره با ذکر آن مجازاست

.مسؤلیت مقالات به دوش نویسندگان آن می باشد

.
از انتقادات و پیشنهادات سازنده شما استقبال می گردد