به  سایت  کاتب  هزاره  خوش  آمد ید


K A T E B   H A Z A R A

تماس با ما همکاران قلمی آرشیف زنان حقوق بشر اخبار مقالات جدید هدف صفحه اصلی
 


مقالات جدید
 

 

نگارش: يوسف عارفي

ديــــدگـــاه هـــا در زبـــان قــــرآن

خداوند به چه نحوي با آدميان سخن گفته است، به زبان عرفي يا فني؟ به زبان صريح و مستقيم يا غير مستقيم...؟

رويكردهاي مختلف در پاسخ به اين سؤال، مبحثي را باعنوان «زبان دين» در حوزة فلسفة دين به وجو آورده كه شديداً مورد اهتمام دين پژوهان است.

قبل از پرداختن به پاسخ هاي داده شده و بررسي ديدگاهها، براي اينكه نشان داده شود كه بسياري از اين ديدگاها، در حوزة قرآن قابل طرح نيست و نبايد تحميل شود، نكاتي شايستة ياد آوري است:

1. گرچند بحث از زبان قرآن در ميان مسلمانان و حوزة تفكر اسلامي چندان غريب نيست و از همان قرون اوليه مورد توجه و اهتمام بوده است ولي بيشتر به جنبه اي زيبائي زبان قرآن توجه شده است تا به آن شكلي كه امروزه مطرح است. آنچه كه امروز به عنوان زبان قرآن مطرح مي شود بيشتر آبشخور غربي دارد و تحت تأثير آراء غربيان و مباحث زبان دين است. چيزي كه دراينجا بايد به آن توجه شود، تفاوت دو اصطلاح «زبان دين» و «زبان ديني» است. مراد از زبان دين، زبان وحي است؛ زباني كه پيام خداوند در قالب آن ابلاغ شده است. اما زبان ديني، زبان تعبير گزاره هاي كلامي، تجربه هاي معنوي، زبان دين داران و زبان اعمال ومناسك ديني است. (1)

زبان ديني اعم از زبان دين است و نظريه هاي مطرح در زبان ديني به مفهوم عام نمي تواند در باب زبان دين مطرح باشد و اينكه بعضي ها عادت كرده اند كه هرچه در زبان ديني گفته شده بر سر قرآن پياده كند صحيح نيست و گمراه كننده مي باشد.

2. چنانكه در بخش دوم گفته شد، الفاظ قرآن همان واژگان گويشي و قالبش همان قالب زباني قوم پيامبر(ص) است و خداوند براي انتقال مقاصد خود اين قالب و واژگان را استخدام نموده، از ادبيات و قواعد زباني، زبان عربي بهره برده است و در سخن گفتن سطح دريافت عامة مردم را

 

در نظر داشته و به گونه اي سخن گفته است كه براي آنان غريب و نا مفهوم و نا مأنوس نباشد. ولي وجود ويژگيهاي چون برخورداري از يك رشته حقايق و معاني فرا حسي و فرا مادي، وجود تأويلات و متشابهات و جنبة تمثيلي داشتن آن نسبت به بطوني كه دارد؛ قرآن را از هم سطحي با افهام عادي و آلوده به آلودگيهاي مادي و همانندي با كلام بشري بالاتر مي دارد و قواعد و اصولي را كه براي درك كلام بشري و فهم عرفي به كار مي آمد ناكافي و حتي در برخي موارد نا كارآمد مي سازد. علت اين است كه قرآن وبيان آن بر مجراي اين اصول جريان ندارد بلكه الفاظ و عباراتش در عين اينكه از يكديگر جدا است به يكديگر متصل اند؛ به اين معني كه هر يك بيانگر ديگري است «بيان قرآن به گونه اي است كه الفاظش درعين اينكه ازيكديگرجدا است به يكديگر متصل اند؛ به اين معنا كه هريك بيان ديگري است. و به فرمودة امام علي(ع) شاهد بر مراد ديگري است. پس نبايد به مدلول يك آيه، با آنچه كه از به كار بردن قواعد ادبي مي فهميم، اكتفا نماييم بدون اينكه در ساير آيات مناسب آن مورد دقت و كوشش نماييم.» (2)

اين، از كليدي ترين ويژگيهاي قرآن است كه معناي واژگان كليدي بلكه قريب به تمام مفاهيم آن در يك شبكة ارتباطي گسترده، به صورت نظام مند با يكديگر پيوستگي دارد. هر كلمه يا عبارتي از اين شبكه در پيوند با كل شبكه، مفهوم واقعي خود را مي يابد و چه بسا معناي كه به دست مي آيد با معناي عرفي و لغوي منطبق نشود.(3)

بنا بر اين آشناي با الفاظ و واژگان و قواعد زبان و لغت عربي، براي راهيابي به تمام ابعاد مفهومي و محتوايي آيات قرآني و دريافت مقصود وحي كافي نمي باشد.

3. همانگونه كه در بخش دوم گفته شد، زبان قرآن از سطوح ولايه هاي گوناگون معناي برخوردار است و شناخت لايه هاي دروني آن از فهم عادي و معمولي بالاتر است. اين خصوصيت همان ظهر و بطن داشتن قرآن است كه در سراسر قرآن جاري است و ظاهر وباطن، هر دو، از كلام اراده شده اند اما به گونه اي كه ارادة ظاهر، باطن را نفي نمي كند چنانكه ارادة باطن مزاحم ارادة ظاهر نمي باشد. «قرآن از نظر معني، مراتب مختلفي دارد، مراتب طولي كه مترتب و وابسته به يكديگر است و همة آنها در عرض واحد قرار ندارند تا كسي بگويد اين مستلزم آن است كه يك لفظ در بيشتر از يك معني استعمال شده و استعمال لفظ در بيشتر از يك معني صحيح نيست و ياديگري بگويد از باب لوازم متعدد براي ملزوم واحد است؛ نه، بلكه همة آن معاني، معاني مطابقي است ولفظ آيات بر آن معاني به صورت مطابقي دلالت دارد، چيزي كه هست، هر معناي مخصوص به افق و مرتبه اي از فهم ودرك آدمي است.» (4)

4. معارف غيبي براي اينكه در دسترس فهم مردم قرار گيرد بايد در قالب زباني آنان تنزل يابد در حالي كه بسي وسيع تر و بالاتر از اين قالبها است. از اين رو، چارة جز اين نبوده است كه با استفاده از ساختهاي زباني چون تشبيه (معقول به محسوس)، مجاز، كنايه، استعاره، تمثيل، ظهر و بطن، آن معاني بلند و غيبي را در سطوح مختلف و ساحت هاي گوناگون، به زبان چند لايه و چند پهلو عرضه كند و با در نظر داشت ابعاد وسيع روح انسانها، در سطوح مختلف و شرايط و موقعيت هاي گوناگون گاه با استدلال عقلي مطالب را بيان كند، گاه وجدان فطري انسان را نهيب زند، گاه عواطف را تحريك نمايد، گاه با زبان قصه و تاريخ سخن بگويد، گاه لب به اندرز و موعظه بگشايد،گاه الگوهاي از انسان كامل معرفي نمايد و گاه از تكاليف، احكام و حقوق سخن به ميان آورد. (5)

اينها به زبان قرآن، خصوصيت و ويژگي بخشيده است كه او را از همه متمايز مي سازد و بسياري از نظرياتي را كه در مبحث زبان دين مطرح شده، در حوزة قرآن غير قابل طرح مي گرداند.

بنا بر اين، با توجه به مطالب ونكات ياد شده، بسياري از ديدگاههاي كه با ولع در مبحث زبان قرآن مطرح مي گردد، اصلاً قابليت مطرح شدن در اين مبحث را ندارد و تخصصاً خارج است ولذا نيازي نيست كه به بررسي آن ديدگاهها پرداخته شود.

به هر روي، برخي از نظرياتي را كه مي تواند در زبان قرآن مطرح باشد به طور گذرا و گزارشوار بررسي مي كنيم:

1.زبان عرفي

بر اساس اين ديدگاه، زبان قرآن همان زبان تفاهم و تخاطب عقلاء است وقرآن، زبان رايج عرف و اصول عقلاي را رعايت كرده و بر خلاف آن عمل ننموده و زبان خاصي را پي نيفكنده است.

بايد توجه داشت كه «زبان عرفي» دو استعمال دارد. گاه در مفهومي به كار مي رود كه شامل زبان استعاري، رمزي، كنايي و تمثيلي هم مي شود و منظور از آن، همين محاوراتي است كه هة عقلا دارند و زبان عقلا اينها را در بر دارد يعني هم مجاز دارد هم تمثيل و... اما گاه منظور از زبان عرفي استعمال لفظ بطور مستقيم در معناي حقيقي است و هيچ گونه مجاز، استعاره، تشبيه و... در كار نيست. (6)

اگر مراد از زبان عرفي تفسير اول باشد؛ زبان قرآن تا حد زيادي عرفي است اما اگر مراد تفسير دوم باشد؛ هيچ ارتباطي با زبان قرآن ندارد.

به هر صورت، زبان عرفي داراي مشكلات زيادي است و نمي شود با آن تمامي جوانب آيات را در گسترة كل قرآن، از نظر زباني تبيين كرد. زيرا نه مي توان همة آيات را با زبان عرفي فهم و تحليل كرد و نه شيوة بياني قرآن، با زبان عرفي متداول در بين مردم يكسان و متناظر است. از تسامح و سهل انگاري، اختلاف و نا هم خواني پيش پا افتاده بودن مفاهيم و امثال آن كه جزء لوازم زبان عرفي مي باشد در قرآن خبري نيست. (7) از اين گذشته ويژگيهاي زبان قرآن، خود بخود او را از زبان عرفي و مشكلاتش متمايز و دور مي سازد.

2. زبان تركيبي (تلفيقي)

طرفداران اين نظريه معتقدند كه براي قرآن نمي توان زبان خاصي قائل شد و يا آن را محدود به يكي از زبانها دانست «زبان قرآن متناسب با مضامين و سنخ گزاره ها و نيز اهدافي كه صاحب وحي از نزول آيات قصد كرده است، هم چنين برابر با جهان بيني حاكم بر قرآن، هويت و ساختار زباني آن شكل گرفته است و بر اين اساس سبك بيان و ساختمان معناي مفاهيم و مطالب قرآني به صورت آميزه اي از شيوه هاي گوناگون و تركيبي از زبانهاي متعدد مي باشد». (8)

بر اين اساس، زبان قرآن با هيچ يك از زبانهاي متعارف علمي، عرفي، رمزي ... يكسان نيست ودرقالب هيچ يك از آنها نمي گنجد بلكه داراي ساختار بي مانند ومتمايز است كه تمام انواع زبان را به صورت تلفيقي در آيات گوناگون خود به كارگرفته است و اين به كارگيري به نحوي شگفت انگيزي با اهداف و مقاصد، مفاهيم و آموزه ها و سطح فهم و دريافت مخاطبان، متناسب است.

بنا بر اين نظرية تركيبي اين است كه قرآن انواع سبك هاي زباني مانند حقيقت، مجاز، كنايه و... به كار گرفته است و تركيب از تمام زبانها و سبك ها است. اگر اين باشد. با زبان عرفي به تفسير اول يكي است. و لذا اشكالاتي كه بر آن وارد بود بر اين نيز وارد است.

3ـ زبان رمز و اشاره (نمادين)

مراد از رمز اين است كه الفاظ در معناي عرفي ياا موضوع له خود به كار نرود و كسي كه آن را به كار مي برد معناي خاصي براي آن در نظر مي گيرد كساني كه قائل به رمزي بودن زبان قرآن است مي گويند كه قرآن به زبان صريح و مستقيم نيست بلكه به زبان رمز و اشاره است از اين رو آنچه از ظاهر به دست مي آيد مراد نيست بلكه ظاهر، رمز براي حقايقي است كه نمي شود آنها را جز بطور نمادين بيان كرد. مطابق اين نظريه، دلالتهاي ظاهري آيات الهي مقصود نيست. اين ديدگاه در شكل باطني گري و گاه در قالب رويكردهاي كلامي جديد براي تحليل زبان وحي، خود را نشان داده است.

به هر حال، رمزي قلمداد كردن تمام آيات ادعاي بدون پشتوانة نظري و گزاف است. اما چنين هم نيست كه هيچ گونه رمزي در قرآن نباشد بلكه آيات زيادي است كه فراتر از معاني عرفي و لغوي اشاره دارد و نمي توان معناي لغوي و عرفي آن را اخذ كرد. مانند آيه 22 سوره فجر: ﴿وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفّاً صَفّاً﴾ و آيات 22 و 23 سوره قيامت: ﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ﴾، ﴿إِلَي رَبِّهَا نَاظِرَةٌ﴾

تفسير ديگر از نمادين بودن زبان قرآن

 بسياري از دانشمندان و مفسرين معتقدند كه تمام معاني قرآن در زبان مستقيم ظاهر نمي شود و آنچه كه از ظاهر عبارات قرآن فهميده مي شود تمام حقايق قرآني نيست بلكه اين ظاهر، نماد و اشاره است براي حقايقي كه آنها را جز به زبان نمادين نمي توان بيان كرد.

به عبارت ديگر؛ قرآن ظاهري دارد و باطني. ظاهر قرآن همان معناي است كه همه مي فهمند. و همين معناي ظاهري در عين اينكه خودش متعلق اراده است، نماد براي معاني باطني است كه نمي توان ‌آنها را جز از اين طريق بيان كرد. واين معاني تماماً از كلام اراده شده و به گونه اي است كه معناي ظاهري، معاني باطني را و بالعكس معاني باطني معناي ظاهري را نفي نمي كند. «بيانات قرآن مجيد نيست به بطوني كه دارند، جنبة «مثل» به خود مي گيرند؛ يعني نسبت به معارف الاهيه اي كه از سطح افهام عاديه بس بلندتر و بالاتر مي باشد، مثل هاي هستند كه براي نزديك كردن معارف نام برده، به افهام زده شده است». (9) و به اين معني تمامي آيات قرآن جنبة مَثَل و نماد دارد «همة بيانات قرآني نسبت به معارف عاليه كه مقاصد حقيقي قرآنند امثال مي باشند.» (10)

اكثر و بلكه همة عرفا و فيلسوفان كه مي گويند زبان قرآن زبان رمز و اشاره است، رمز به اين معني مرادشان است. از جمله ملا صدرا(11) و علامه طباطبائي، اين تفسير از زبان رمز و اشاره بودن قرآن، همان نظرية است كه زبان قرآن را چند سطحي و چند لايه اي مي داند و معتقد به سطوح و ساحت هاي گوناگون و تو در تو براي قرآن است. اين نظريه هماني است كه به نظر واقع بينانه مي رسد. و چون در بخش دوم اين نوشته و نكاتي كه در ابتداي اين قسمت آمد به مقدار كافي توضيح داديم؛ نياز به توضيح بيشتر نيست.


 

منابع و مآخذ:

1.                         آريان حميد؛ زبان قرآن، ساختار و ويژگيها، www.bashaan.org.

2.                         طباطبائي، سيد محمد حسين؛ الميزان، ج3، ص76.

3.                         آريان، حميد؛ زبان قرآن ساختار و ويژگيها و.... www.tebyan.net.

4.                         طباطبائي، سيد محمد حسين؛ الميزان،ج3،ص64.

5.                         كاملان، محمد صادق؛ خدا در آئينة جمال و جلال، نامة مفيد، ش1، ص145ـ147.

6.                         مصباح، محمد تقي؛ ميزگرد زبان دين؛ معرفت، ش19،ص16.

7.                         آريان، حميد؛ زبان قرآن ساختار و ويژگيها و.... www.tebyan.net.

8.                         همان.

9.                         طباطبائي، سيد محمد حسين؛ قرآن دراسلام ، ص32.

10.                    همان.

11.                    صدرالمتأ الهين، محمد ابن ابراهيم؛ مفاتيح الغيب، ص10.

 

تاریخ نشر مطلب: دوشنبه 28 اسد 1387 خورشيدی برابر با 18 اگست2008 ميلادی/ آلمان

 
 
 
 

بازگشت

بالا

 

 


Publisher:

Ghulam Sakhi Oruzgani

Phone: +49 162 3702587

www.kateb-hazara.net

Email: info@kateb-hazara.net


مدیرمسؤل: غلام سخی ارزگانی

.استفاده از سایت کاتب هزاره با ذکر آن مجازاست

.مسؤلیت مقالات به دوش نویسندگان آن می باشد

.
از انتقادات و پیشنهادات سازنده شما استقبال می گردد