به  سایت  کاتب  هزاره  خوش  آمد ید


K A T E B   H A Z A R A

تماس با ما همکاران قلمی آرشیف زنان حقوق بشر اخبار مقالات جدید هدف صفحه اصلی
 


مقالات جدید
 

بنام خدا

 

اسدالله جعفری

امام خمینی و بیداری دینی در جهان

تاريخ زيست جمعي انسان انقلاب ها وتحولات غظيم علمي و اجتماغي را در سينه خود دارد. انقلاب ها و تحولات سياسي و فرهنگي مولود وتابع اقتضاي ظرف زمان خويش اند . اين انقلاب ها وجنبش ها از جاي و توسط افرادي و گروهي آغازمي گردد و بستگي به عواملي درون  ذاتي و بيرن ذاتي جرز ومد ايجاد مي کند و به سمت ساحل زندگي مادي ويا عقلاني جغرافياي انساني دامن مي گستراند. دايره اين دامن گستري تابع آن ضربه ي وارد آمده بر گرده در ياي گاه خاموش وگاه طوفاني است . اين چيزي نيست جز اراده زنان ومردان انقلابي >اما همه زنان ومردان انقلابي نمي توانند بر گرده زمان باي کوبند وزمان را زير بر گيرند و توسن مراد را رکاب زنند .   ولي بعضي از اين مردان و زنان {به دلايل وعومل که فعلا به آن کار نداريم} فرا زماني مي شوند نه تنها با زمان همگام مي شوند که زمان در خدمت آنان قرار مي گيرد. اين مردان وزنان الهي هستند که جمعي از آنان بيغمبران داراي رسالت و کتاب مي باشند و بعضي فقط رايت رسالت بدو شان آن رسالت داران داراي کتاب مي باشند .

امروزه ما در برهه از زمان و قطعه از تاريخ فرزندان آدم زندگي مي کنيم که ديگر از آن مردان وزنان داراي کتاب ورسالت خبري نيست که نيست . چرا که با آمدن محمد {ص}ارسال رسل و انزال کتب پايان يافت وبشر هست وعقل جمعي او وقرآن. لذا مردان وزنان انقلابي عصر ما به دو

 گروه تقسيم مي گردند گروهي که عقلي جمعي را در بر توي متون قدسي بکار مي گيرند و گروهي که بر اساس عقل ابزاري وخود بنياد نظم حيات خويش را تنظيم وعيار مي کنند . صرف نظر از از اينکه کدام گروه از اينان در زندگي اجتماعي وفرهنگي صد درصد به اصول عقلاني ومتون وحياني خود شان متعهد بودند وهستند.

ما درعصر خود انقلاب هاي از هر دو نوع را تجربه کر ديم وتا هنوزهيچ يک آزمون موفقيت آميز بس نداداه اند. انقلاب هاي فرانسه ، روسيه و مائو در چين و کاسترو در کوبا را مي توان از جمله انقلاب هاي بر اساس عقل خود بنياد  ناميد. اگر چه کار لوتر را نمي توان انقلاب ناميد بلکه اصلاح تفکر ديني ناميدن به صواب نز ديک تر است. اما روي هم رفته لوتر وگاندي ودايالاما و مادر ترزا وماندلا وامام خميني از آنمردان وزناني هستند که انقلاب و نهضت خود را با تکيه برعقيده ديني بنا نهادند وهيچکدام به اندازه امام خميني از موفقيت در رسيدن به هدف بهره مند نشدند .امام خميني انقلاب اسلامي را در ظرف زمان آغاز کرد؛ اما نگذاشت که اين انقلاب اسير زمان گردد. کما اين که قبل از ايشان امثال سيد جمال الدين ها نهضت باز گشت به قرآن را آغاز کردند؛ ولي نتوانست نهضت را بگونه اي طراحي کنند که در بستر زمان نمو نکند . البته سيد جمال راه  را براي پيروزي نهضت امام خميني هموار ساخت. اگر نهضت سيد جمال نبود؛ نهضت امام نيز اسير زمان مي شد و اين بحثي جداي را مي طلبد که درجايش بايد بحث شود. همانطور که در بالا عرض شد امام خميني تنها رهبر نهضتي بود که گرد زمان بر دامان آن ننشست در آينده نيز نخواهد نشست . اصل اين بحث واثبات آن بصورت بحث هاي رايج در نظام هاي فلسفه سياست در غرب زبان ونثر ديگر مي طلبدکه فعلا بناي آنرا نداريم وارد چنين بحثي شويم.

ما ابتدا امام را از زبان انبياي امت محمد {ص}مي شناسانيم وبعد جزر و مد نهضتش را در گستره انديشه ها به نظاره مي نشينيم. امام از زبان مردان آيينه وآب عالمان رباني مرز بانان حريم

 حرمت انسان خاکنشنان آستان عصمت خدا وند گاران عقل و نقل زبان آشنايان برهان وعرفان و قرآن يعني انبياي امت محمد را مي توان مردان آيينه و آب ناميد. چرا که آنان آيينه داران جمال يارند و جلال خور شيد و دهقان حيات {به تعبير علامه جعفري} معقول و به تعبير خداي حيات در حيات نامه انسان قرآن حيات طيبه. پس چه بهترکه دريايي مرد دوران و امام آزادگان را از زبان آنان بشنويم که دريا را فقط  درياداران دريادل مي شناسند وبس. حضرت آيت الله العظمي اراکي که دوران جواني وميان سالي را در کنار امام به بار و بر نشاند و صداي روح پرور امام پرده هاي ريف گوش فقيه زمان و شيخ المشايخ دوران را نوازش مي داد وگاه گوش خدا نيوش روح خدا صداي عرشي مردي از تبار سلمان را جر عه جر عه مي نو شيد وعاشقانه ترين مباحثه طلبگي خلق مي شد. او فر موده است:سلام بر روح بلند و ملکوتي آن سلاله پاک رسول الله وخلف شايسته ائمه که گرانمايه خويش را در احياي جامعه اسلامي واحياي مجد وعظمت شريعت آسماني سپري نمود{پر توي از خور شيد . ويژه نامه روز نامه سالت12/3/78}حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني که در فقاهت وديانت مصداق کوثر بود. امام را نيک مي شناخت؛ لذا حضرت علامه محقق خراساني {ره}مي فرمود:{ حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني برزخي بود ميان امام و حوزه}اين کلام بلند آن فيلسوف صدراي وعارف علوي مقتبص از برهان وعرفان وقرآن است در فلسفه سلامي مبتني بر عقل ونقل . برزخ حد فاصل دنيا وآخرت است . برزخ دو جهت دارد از يک جهت روي به دنيادارد؛ لذا داراي کميت هست و روي ديگر يه جهان آخرت و به اين اعتبار مجرد از ماده ومدت مي باشد. بنا بر اين کسي که جهان بر زخ را درک کند او جامع کونين است.  آيت الله العظمي گلپايگاني برزخي بود ميان امام وحوزه به اين معنا که حوزه آن زمان نمي توانست انديشه هاي حکومتي امام را هضم کند و آيت الله گلپايگاني با جامعيت خود پيوند دهنده حوزه وامام بود.  آن جامع علوم در باره سيدالفقها امام فرموده است:سلام وصلوات خدا بر روح بزرگ مردي که با مجاهدات بزرگ وفداکاري ها و رهبري هاي قاطع خود اسلام را در عالم زنده

 کرد ونداي تکبير وتوحيد را به گوش جهانيان رساند ومجد وعظمت مسلمانان را به آنان باز گردانيد وفر ياد کوبنده اش دل هاي مستکبران ابر قدرت را به لرزه در آورد{همان}حضرت آيت الله العظمي مرعشي نجفي تکسوار عرصه هاي پر پيچ وخم روايت و درايت و خالق کم مانند ترين مجموعه نسخ خطي منحصر بفرد تاريخ عقلانيت اولاد آدم,او که هفتاد سال روي يک سجاده نماز شب{شب عاشقان را عاشقان دانند که چيست}  خواند اوکه ثلث ازهر سال عمر خود را روزه استجاري گرفت تا با بول آن باسدار عقل ونقل باشد او که خدايش ابراهيم وار آزمودش او ابراهيم وار کارت بر گلوي اسماعيلش نهاد :اواخر سال 82 بود که اين کمترين بنده خدا را توفيق حاصل شد تا فقط بمدت 15دقيقه از مخزن خطي کتابخانه آن عبد صالح ديدن کنم . مسئول مخزن براي مهمانان{طلاب ممتاز مرکز علوم جهاني حوزه مشهد}توضيحات لازم را مي داد از جمله گفت:روزي از روز ها يک نفر مسيحي{ايشان را نامبرد که فعلا اسم ايشان يادم نيست وبه ياد داشت هاي آن سفر مبارک دست رسي ندارم}آمد و گفت من دومين سرمايه دار جهان هستم وشنيده ام که قديمي ترين نسخه خطي زبور و انجيل که در جهان فقط همين يک نسخه است  را شما در اختيار داريد من حاضرم تمام{به اين جمله او خوب توجه شود} سرمايه ام را مي دهم وشما آن نسخه را بمن بدهيد . آقا قبول نکرد او گفت من حاضرم نيمي از سر مايه ام{دقت شود} رامي دهم وشما آن نسخه را به من نشان دهيد. آقا فرمود نه من اين کار را نمي کنم شما مي توانيد مجاني آن را ببينيد واز آن يک کو بي هم بشما مي دهيم. براستي اين همان ذبح اسماعيل نيست کسي که براي بدست آور دن يک کتاب چند صفحه ي چه خون دل مي خورد وچه ها که نمي کرد وحالا در برابر چه سرمايه که قرار نگرفته است. عقل معاش انديش وخود بنياد مي گويد بده آقا وبا پول آن ميليون ميليون کتابخانه بساز ودر گوشه گوشه جهان مسجد بنا کن وگرسنگان جهان را سير ساز...و..اما او به فراتر از اينها رسيده است او مي دانست که آن نسخه يک کله حق در باره محمد وقرآن دارد. واگر بدست نا اهلان افتد ممکن است آن کله حق را محو ونا بودکند وحق «اين را هرآدم نمي فهمد»   فراتر ازاين ماجرا ها است. چرا که جان وجهان براي حفظ حق است نه حق براي حفظ جان. «البته در فرهنگ دهن بر کن بسا بست مدرنيست اين مطلب برعکس است»

آري! آن ابراهيم کعبه علم وفرهنگ در باره ابراهيم بت شکن فرموده است:«با ستيز وبيکاري بي امان با دشمنان اسلام تمامي معادلات سياسي آنان را در هم شکست وبر بزرگترين قدرت هاي استعماري جهان پيروز گرديد«همان»جامع شريعت وطريقت حضرت آيت الله بهاءالديني که در تمام عمرش يک «ما را با نا اهلان سخني نيست که نيست» فعل مکروه از او سر نزد ,او از امام شب زند داران تفنگ بدوشان عصر زور وزر وتزوير چنين روايت دارد:«سلام وصلوات بر امام مسلمين که مقاومت ايشان در راه هدف ودر مقابل ظلم وستم وفراخواني امت اسلامي به خدا و رسول  جبهه کفر وشرک را به واکنش واداشت وبدين سان استکبار با تمام قدرت وتوان عليه آن بزرگوار به تو طيه بر خاست«همان» تکاپوگر «انديشه ها»گره گشاي «مثنوي» سالک «نهج البلاغه» مبين ومفسر«حيات معقول» حکايت گر «زندگي ايده آل» قابض وباسط «فلسفه وهدف زندگي» وکاشف قاره هاي ناشناخته روح علامه محمد تقي جعفري از معلم عرفان مثبت در قلمرو برهان وعرفان وقرآن گوشه ابروي نشان داده است:«در اولين روز حضور اينجانب در دروس اخلاق وعرفان ايشان ,قيافه ي بسيار روحاني با نگاههاي جالب ديدم که به مطالبي که در درس ابراز مي نمو دند حالت توافق با آنچه در درون مي گذشت را ارائه مي نمود . آنروز ها آيات آخر سوره حشر را تديس مي کرد با کمال وضوح به خاطر مي آورم وقتي اين آيه مبارکه«هوالله الخالق البارءالمصور له الا سماءالحسني يسبح له ما في السماوات والارض وهوالعزيزالحکيم» راتفسير مي فر مودند جذابيت مطالب به حد عالي رسيده بود و طلاب با يک انقلاب روحي به ايفاضات عرفاني ايشان گوش مي دادند. هيجان روحي وعمق مطالبي که ابراز مي شد بخوبي اثبات مي کرد که مطالب ابراز شده فوق معلومات حرفه اي و رسمي است که متاسفانه عده ي را به خود مشغول مي نما يد»{صحيفه دل ص39باب مئوسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني}سيدالحکما,احد ابدال عصر نا,معراي از تعلق ماسوي الله شارح ماثورات عصمت وطهارت «ع»زبان آشنا وزبان آفرين مسفورات مسافران قاب قوسين شب هاي دلدادگي و معراج

 دلبردگي وفصل رقصي بسوي خدا حکيم حکمت لدني فقيه مئويد عندالمهدي المنتظر المنتظراصولي صاحب اصول مفسر قواعد آفرين شمس الشموش سبهر تحقيق وتدقيق وسالک رسته ازمقامات صحو بعدالمحووصدرنشين صدرالمنتهي فناءبعدالفناء يعني جلال ديانت وجمال حکمت امام جلا ل الدين آشتياني از امام فانيان في الله وباقي بالله روح خدا مي گويد:يکي از آثار نفيس در مبحث نبوت وولايت به طريقه محققان از عرفاءوکمل از حکماي

اسلامي رساله مصباح الهدايه الي الخلافه والولايه اثر سيد سادات واماجد العرفا والفقها قدوه الحکما المتالهين استاد محقق درحکمت متعاليه مرحوم مبرور حضرت امام خميني سقي الله تربته مي باشد...يکي از علل جاذبه قابل توجه درآن بزرگ زمانه علاوه بر نظم وترتيب خاص در درس وبحث جامعيت او بود«مصباح الهدايه الي الخلافه والولايه-امام خميني- با مقدمه استاد جلا ل الدين آشتياني0ص11-10»در حقيقت بدون مجامله بايد گفت که آنجناب خاتم حکما وعرفادر عصر ما مي باشد .«شرح بر مقدمه قيصري –سيد جلا ل ا لدين آشتياني ص33-668»

امام از زبان کبوتران خونين بال

تا اينجا ابراهيم دوران را از زبان انبياي امت ناجيه ومرز بانان ايمان وعقيده حکايت کرديم {اين حکايت ها به اين شيوه ي از روايت به منظور خاص است} اکنون وقتي آناست که امام لاله جامه گان را در کلام وسلام سينه سرخان عاشق به سلام وصلوات نشينيم . سيدالشهداي حکمت وعزت وفقاهت {همو که شهيد قلم شريعتي در باره اش گفته بود :زبان وقلم صدر به ذوالفقار علي مي ماند}سيد باقر صدر فرموده اند:در ميان بيروان بيامبر اکرم طي چهار ده قرن که از تاريخ اسلام گذشته است کمتر کسي را مي توان بيدا کرد که تاثير جامعي چون امام خميني از خود بر جاي گذاشته باشد...در خميني ذوب شويد همانگونه که او در اسلام ذوب شده است «همان ويژه نامه رسالت»

شهيدي که در قرن ما به شهادت شرف داد يعني شهيد آيت الله اشرفي کام وزبان را با نام امام اينگونه متبرک نموده :ديگران را نمي شود با امام مقايسه کرد در زمان غيبت کسي را مانند امام امت نديئه ايم.«همان»

شهيد مکتب صادق ,صدوقي که صداقت در عقيده وعمل را با شهادت امضاءکرد فرموده اند:هر چه داريم ازاين مرد شريف است واو است که به ما حيات با عظمت در سايه معنويت داد.«همان»

حمزه الشهداي بعثت امام خميني عالم عامل به قرآن چريک بير عاشق آيت الله سيد اسدالله مدني دلدادگي توام با آگاهي و آزادگي خود را فوق فهم ما خاکنشنان بيان نموده است:دينم بمن مي گويد بايد امروز خودت را زير باي امام خميني بگذاري تا يک قدم بالا بيايد.«همان»

شهيد آدينه وبلبل حقيقت محمديه آيت الله دستغيب امام زمان را در باغ نگاه امام خميني نظاره مي کرد:اطاعت او اطاعت از امام زمان است مخالفت با او مخالفت باامام زمان است «همان» شهيد حکمت مطهر ,وجدان جمعي شيعه وباطل کننده سحر ساحران مدرن تجددو التقاد وخار چشم متعبدان خانقاي تحجر علامه مرتضي مطهري اشک هاي شبانه علي را روي گلبرک گونه هاي امام ديده بود: مردي که روز ها مي نشت واين اعلا ميه هاي آتشين را مي داد سحر ها اقلا يک ساعت با خداي خود ش راز ونياز مي کرد وآنچنان اشک هاي مي ريخت که باورش مشکل است اين مرد درست نمونه علي بود.«بيرامون انقلاب اسلامي-شهيد

 مطهري ص23»

آنچه تا اينجا خو انديم مباني نهضت امام در بيداري امت اسلام وايجاد رستاخيز فرهنگي ومعنوي در جهان بود. يعني انساني مي تواند رايت دار نهضت بيداري در جهان باشد که ابتدا خودش داراي شخصيت معقول باشد واين شخصيت معقول شخصيت معقول عقل خود بنياد نباشد بلکه عقل در بستر نقل وکسي که شخصيت او در قلمروعقل ونقل تکوين نيابد نمي تواند بر چمدار نهضت آگاهي بخشي به امت اسلامي وجهان انسانيت باشد .

از گزيده هاي که از زبان انبياي امت وشهداي عقيده وکرامت انساني نقل کرديم در مي يابيم که امام خميني داراي چنين شخصيت بود واين راغربي ها هم اعتراف دارند به طور نمونه آقاي هنر کسينجر مشاور رئيس جمهور امريکا {دهه70م} که در باره انقلاب اسلامي ايران بسيار مطالعه کرده وچندين کتاب هم در اين باره نوشته است از جمله آنان مي باشد :

آيت الله خميني غرب را با بحران جدي بر نامه ريزي مواجه کرد تصميمات اوآن چنان رعد آسا بود که مجال هر نوع تفکر وبر نامه ريزي را از سياستمداران ونظريه بردازان سياسي مي گرفت هيچ کس نمي توانست تصميمات او را از بيش حدس بزند. او با معيار هاي ديگري غير از معيار هاي شناخته شده در دنيا سخن مي گفت وعمل مي کرد. گوي از جاي ديگر الهام مي گفت. دشمني آيت الله خميني با غرب بر گرفته از تعاليم الهي او بود او در دشمني خود نيز خلوص نيت داشت.«عصر امام خميني –مير احمد رضا حاجي ص37-بوستان کتاب قم»

آري کسي که دوستي ودشمنيش روي مبنا باشد در قيد وبند اين که چه بشود ونشود که خوشش بيايد ونيايد نيست. اين چيزي است که در قالب فلسفه سياست مبتني بر عقل ابزاريي آکادميک بريده از وحي قاعده بذير نيست. لذا فيلسوفان سياست از شناخت آن نا توان هستند . بروفسور محمد هدي خاور شناس مسلمان در اتريش روي همين مطلب انگشت نهاده مي گويد :انقلاب اسلامي ايران در ذات خود هيچ شباهتي با انقلابات ديگري که در قرن حاضر به وقوع نپیوسته نداشته است به اعتراف غربيان غرب از شناخت آن عاجز مانده است.«همان ص4»

اصولا انقلاب مثل انقلاب امام  اگر چه درآغاز متکي به رهبري حضوري شخص رهبر مي باشد اما اين وابستگي {مثل ديگر انقلاب ها ي سياسي جهان} هميشگي نيست که اگر رهبر در گذشت روند تکامل وتاثير آفريني آ ن متوقف گردد :تصور پايان کار مکتب امام خميني با فوت ايشان يک تصور غلط است.«سيموفيني روز نامه نگار ايتالياي-همان ص49»

امام هر گيز نمرده است وهنوز زنده وفعال است.  «احمد هو بر متفکر تازه مسلمان سوئيسي –همان ص»49 »

جهان همچنان تحت تاثير انقلاب معنوي او قرار دارند.«شفکو عمر مفتي اعظم کرواسي-همان ص50»

انقلاب امام بر خاسته از يک نياز فطري وجمعي انسان ها بود که عبارت است از کمال خواهي انسان در حيات جمعي در چهار چوب حکومت قانون  قانوني که ريشه در ما وراي طبيعت تمامت خواه انسان داشته باشد وچنين انقلاب فراتر از مرز جغرافياي طبيعي ,ديني وفرهنگي دامن مي گستراند :امام خميني بيدار گر همه موحدان در عصر ما است ,احياي دين ومعنويت در روز گار ي که سيطره ماديت وابزار مادي وانديشه هاي ضد معنوي جامه بشري را در چنبره خود گرفته بود مديون امام خميني است.« برفسورياوس اوسوس تازه مسلمان آلماني=همان ص72»

بيتر ديد انقلاب امام خميني  نه تنها تصوير تازه اي ازاسلام در اروپا ارايه کرد بلکه حتي زندگي مذهبي غير مسلمانان را هم دگر گون ساخت. به عبارت ديگر امروز حتي در اروپا نيز مذهبي بودن ارزش ومعنا ي تازه اي يافته است. اين عبارت را رئيس جمهور سابق اتريش در يک سخنراني بيان کرد که :انقلاب اسلامي به تمامي افراد مذهبي اعتبار واتکائ  به نفس تازه اي ارزاني داشت.«محمد لنسل رئيس مرکز فرهنگي تجديد حيات در اتريش-همان ص72»امروز ه جهان خواران مي خواهند با قدرت نظامي نظم نوين جهاني را در دهکده واحد جهاني حاکم سازند ولي کسي که خود داراي هويت چهل تکه است چگونه مي تواند جهانيان را در يک دهکده واحد گردآورد ؟ آيا عقلا چنين چيزي واقع شدني و پذيرفتني مي باشد؟

انقلاب اسلامي امام خميني نه نظم نوين جهاني بلکه نظم عالي انساني را در قلمرو حيات معقول هديه نه تحميل جهانيان  مي کند واين انقلاب از استقبال جهاني بهره مند هست ان شاءالله که در برتوي اين انقلاب شاهد وحدت عالي همه انسان ها باشيم .این نوشتار قبلا در فصل نامه کلیک چاپ شده است.

 

تاریخ نشر مطل:سه شنبه 14 جوزا 1387 خورشيدی برابر با 3جون 2008  ميلادی/ آلمان

 
 
 
 

بازگشت

بالا

 

 


Publisher:

Ghulam Sakhi Oruzgani

Phone: +49 162 3702587

www.kateb-hazara.net

Email: info@kateb-hazara.net


مدیرمسؤل: غلام سخی ارزگانی

.استفاده از سایت کاتب هزاره با ذکر آن مجازاست

.مسؤلیت مقالات به دوش نویسندگان آن می باشد

.
از انتقادات و پیشنهادات سازنده شما استقبال می گردد