به  سایت  کاتب  هزاره  خوش  آمد ید


K A T E B   H A Z A R A

تماس با ما همکاران قلمی آرشیف زنان حقوق بشر اخبار مقالات جدید هدف صفحه اصلی
 


مقالات جدید
 


سخی ارزگانی

اعمار تندیس رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری

در شـــــــهر بــــاستـــــــــــانی بـــامیـــــــــــــــان

تاریخ هزاره ها در درازنای سه قرن آخر نسبت به سایر اقوام و مردم کشور ما نهایت دردناک بوده و پیوسته مردم هزاره با هرگونه شکنجه ها، اسارت ها، بردگی ها، بی سرنوشتی ها، نسل کشی ها و خلاصه با بحران های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، روانی، محیطی، فرهنگی، نظامی ویژه ایی در افغانستان از سوی حاکمان اجیر و دولت های ظلمتگرای وقت مواجه بوده اند. آن حق کشی، مصائب، آواراگی، کوچاندن اجباری، غصب ملکیت شخصی عامه، تغییر مذهبی، نسل کشی، کله منارها، بردگی که از سوی حاکمیت های قبیلوی و بیدادگر تا پایان عصر خونین امارت اسلامی طالبان با شدت هر چه تمام بالای مردم هزاره سنگینی نموده اند، آیا چند در صد آن بالای سایر اقوام کشور تحمیل شده اند؟ این بدین معنا نبوده و نیست که سایر اقوام توسط حکام جابر قبیله گرا و اجیر مورد حق تلفی، زجر، بی سرنوشتی، اسارت، قتل و... قرار نگرفته اند؛ و تاریخ گواهی می دهد که اعم از مسلمان و غیر مسلمان کشور ما مورد خشن ترین ظلم طبقاتی، جنایت دولت های خودکامه، خود محور، نژادپرست و ایدیولوژیک کشور قرار گفته اند؛ اما نه با آن پیمانهء جنایات خانمان برانداز، جبران ناپذیر و نسل کشی که توسط حاکمیت های وقت بالای هزاره ها بوده اند. آخرین نمونه نسل کشی هزاره ها در مزارشریف، مرکز بامیان و یکاولنگ توسط دولت امارت اسلامی طالبان نژاد پرست و تمدن ستیز در سال  1998 میلادی می باشد. قابل توجه اینست که طالبان با چنین عمل نسل کشی خویش تا کنون مورد محاکمه ملی و بین المللی قرار نگرفته  و بلکه عده ای از آنها در مقامات عالی دولتی نیز ارتقاء یافته اند.

بلی!

هر زمانی که یک عده محدود از نخبگان و یا یک شخصیت خردمند مستقل ملی هر قوم و قبیله کشور ما به دفاع از استقلال کشور، تمامیت ارضی، هستی اجتماعی و حقوق انسانی مردم شان قد برافراشته؛ به کم ترین فرصت از سوی دولت های قبیله گرا، مستبدین داخلی و با حامیان خارجی شان با انواع گوناگون از بین برده شده اند که اوراق تاریخ ما آنرا به خوبی شهادت می دهند.

از جمله در تاریخ سیاسی- اجتماعی افغانستان همواره شخصیت سازنده مردم هزارستان باستان و مناطق هزاره نشین که در سدد خواست های انسانی، آزادی، عدالت، برابری برای مردمان کشور خویش اعم از مسلمان و غیر مسلمان وطن ما بودند از سوی حاکمیت های بیدادگر و اجیران بیگانه یا به شهادت رسیده، یا آواره شدند، یا زندانی شده اند. از جمله 13 سال قبل شهید استاد عبدالعلی مزاری با توطئه های داخلی و خارجی بالاخیر توسط سیه ترین نیروها به نام طالبان به شهادت رسید. ازآن روز تا کنون شاهد هستیم که همه ساله سالروز شهادت مزاری توسط طرفداران، نهادهای فرهنگی و مردم عادی هزاره تجلیل به عمل می آیند. مصارف سالگره شهید مزاری توسط بودجه دولت و یا منابع خارجی تمویل نگردیده و این فقط توسط آن عده از علم برداران با شهامت و بادرد شهید مزاری در داخل و خارج افغانستان بوده که تا کنون به مصرف رسیده است. اما هستند کسانی که القاب بابای ملت، قهرمان ملی، مارشال و... شهید را از سوی دولتمداران، ناقضین حقوق بشر، تشکلات تمدن ستیز، حلقات خاص خارجی بدست آورده و سالگرد فوت این مرحومی و یا آن مرحومی قومی شان توسط دولت و گروههای انحصارگر نه تنها سازماندهی می گردند، بلکه مصارف آن از خون مردم کشور ما نیز پرداخته می شود. آیا لقب « بابای ملت» را تمام مردم افغانستان به محمد ظاهر شاه محمد زایی در وقت حیاتش عطا نمودند و یا اینکه توسط یک عده ای قومگرا و تمامیتخواه روی ملحوظات سیاسی وغیره چنین کاری صورت گرفت و حتا به صورت بیشرمانه این نام تقلبی درج قانون اساسی افغانستان نیز گردید؟ آیا این چنین «بابا سازی ها» در مدت این سه قرن در کشور ما به صورت غیر واقع بینانه و غیر عادلانه انجام نشده اند؟

حال برعکس گذشته، مسأله  لقب «بابه» در مورد شهید مزاری چگونه می باشد:

 آیا این مردم هزاره نبودند که  زن و مرد و خرد و بزرگ در غرب کابل به استاد عبدالعلی مزاری «بابه» می گفتند؟ خوب ملاحظه نماییم که «بابای» تقلبی و «بابه» طبیعی و مردمی از اساس با هم تفاوت دارد که تاریخ کشور در زمینه داوری خواهد نمود.

استاد مزاری در ایام حیات خویش نه لقب «بابه» را از دولتمداران، جنگ سالاران، قاچاقبران مواد مخدر، ناقضین حقوق بشر، دزدان مسلح و... گرفت و نه از مراجع خارجی کمایی نمود.  مردم هزاره شاهد صداقت، فداکاری، شهامت، دینداری، مبارزه، عدالتخواهی، انسان دوستی و... استاد عبدالعلی مزاری در تمام دوران جهاد و به خصوص در غرب کابل بودند که نام پرافتخار«بابه » را به او دادند که بعد از شهادتش بیشتر انعکاس یافته است. و اگر شهید مزاری شایستگی «بابه بودن» را نمی داشت؛ آیا بعد از شهادتش چگونه امکان داشت که مردم عادی «پیکر خون آلود» شهید مزاری را در زمستان پر برف و سرد طاقت فرسا با پاهای پیاده دره به درده، قریه به قریه، کوه به کوه و... از غزنی به شهر باستانی بامیان انتقال دادند؟

از طرف دیگر از روز تا حال همه ساله شاهد برگزاری مراسم تجلیل از سالگرد شهادت مزاری در خارج و به خصوص داخل کشور خویش از سوی هواداران، فرهنگیان و مردم دردمند و با شهامت خویش عامه هستیم. امسال هم شاهد تجلیل گسترده ای از سیزدهمین سالگروز شهادت مزاری در امریکای شمالی، استرالیا، اکثر کشورهای اروپایی، عربی، ایران، پاکستان و... به ویژه در افغانستان بودیم.

نمونه دیگر ابتکار حاضر از سوی مردم مدنیت خواه و دلیر خود هستیم که در این اواخیر «تندیس بزرگ شهید استاد عبدالعلی مزاری» در شهر باستانی بامیان در مقابل مجسمه های تاریخی آن شهر ساخته شد که اینهم علاقمندی طبیعی مردم هزاره و خاصتا، مسؤلین بادرد، فرهنگیان و هنرمندان را نسبت به رهبریت خجسته و شایسته شان شهید مزاری نشان می دهند. اعمار تندیس شهید مزاری در بامیان یک تأثیر خیلی مهم را در روان و شخصیت مردم هزاره به جاه خواهد گذاشت و برای این مردم یک دست آورد خیلی ارزشمند می باشد. باید احترامانه اعتراف نمود کسانی که از لحاظ فکری، اقتصادی، فرهنگی، تخنیکی، اجتماعی، سیاسی، هنری وغیره در اعمار تندیس رهبر شهید مزاری سهم گرفته اند از تک تک شان صمیمانه تشکر نموده و از خداوند لایزال صحت، سرافرازی، سعادت، خوشی و کامگاری شان را در دنیا و آخرت خواهانم. بدون ریا باید گفت که واقعا اعمار تندیس شهید مزاری نه تنها یک ابتکار نهایت عالی و ماندگار در کشور می باشد، بلکه بیانگر هویت رهبری شایسته جامعه هزارستان و مناطق هزاره نشین را نیز می باشد که به داوری تاریخ گذاشته شده است.

این چند نمونه از تندیس شهید مزاری را که آقای سلمانعلی ارزگانی از ولایت دایکندی به اداره سایت کاتب هزاره فرستاده است به صورت ذیل تقدیم می گردد:

 

 

خلاصه:

اگر تمامی مردمان صلح دوست ترقی خواه کشور ما و به خصوص دست اندرکان دولت، سیاست، اقتصاد، فرهنگ، اجتماع و... به صورت آگاهانه از گذشته های تاریخی به صورت اساسی نیاموزند، نه شناخت ریشه ای از اوضاع بحرانی موجود کشور حاصل خواهد گردید و نه کدام نسخه حل بحران کنونی افغانستان بدست خواهد آمد.

 منجمله مردم هزاره و به خصوص نسل جوان و دورانساز و از آنهم نخبگان طراز اول کنونی هزاره باید این شرایط موجود را با دید خردمندانه و عاقلانه خودها مورد ارزیابی دقیق، عالمانه و دوراندیشانه قرار دهند و جهت سازندگی فکری، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، محیطی، سیاسی و... کل افغانستان، جامعه هزارستان و مناطق هزاره نشین تلاش خردمندانه و سعی لازم را به خرج دهند تا سایر اقوام را نیز در یک مسابقه مثبت انسان دوستی، مدنی سازی جامعه، خدمتگذاری به کشور ترغیب و تشویق نمایند. اگر محور اصلی خدمت به انسان و انسانیت، تمام اقوام و مردمان میهن و کشور افغانستان به صورت آگاهانه و صادقانه برای هر فرد افغانستان عملا مطرح باشد که انشاالله می باشد؛ آنگاه چه کسی خواسته باشد و یا نباشد همه مردم کشور اعم از مسلمان وغیر مسلمان  افغانستان تدریجا در آینده از حقوق مساوی برخوردار خواهند شد. این چیزیست که شهید مزاری برای تمام مردم افغانستان مطالبه می نمود که متأسفانه به جرم انسان خواهی، وطن دوستی، عدالت، برابری برای همه اقوام و تساوی حقوق زنان با مردان بالاخیره توسط طالبان تمدن ستیز و اجیر به شهادت رسید.

امیدوارم که نخبگان تمام اقوام و پیروان ادیان و مذاهب در افغانستان به این عقیده رسیده باشند که چون سرنوشت همه اقوام و مردمان کشور مشترک می باشد و ضرر و نفع مردم با هم گره خورده؛ بر همه واجب است که خواسته های مردم و مصالح ملی کشور را قربانی خواست های شخصی، سیاست بازی های سبک سرانه و... فدای سیاست های آزمند بیگانگان ننمایند و به پاس انسانیت و به لحاظ خدا و مردم منبعد تمام توانایی فکری و فزیکی خودها را در راه خدمت به وطن مشترک و مردم تحت ستم افغانستان به مصرف برسانند تا مردم و خداوند لایزال از ایشان راضی گردند.

و من الله التوفیق

 

تاریخ نشر مطلب: سه شنبه 13 حمل 1387 خورشيدی برابر با اول اپريل 2008  ميلادی/ آلمان

 
 
 
 

بازگشت

بالا

 

 


Publisher:

Ghulam Sakhi Oruzgani

Phone: +49 162 3702587

www.kateb-hazara.net

Email: info@kateb-hazara.net


مدیرمسؤل: غلام سخی ارزگانی

.استفاده از سایت کاتب هزاره با ذکر آن مجازاست

.مسؤلیت مقالات به دوش نویسندگان آن می باشد

.
از انتقادات و پیشنهادات سازنده شما استقبال می گردد