به  سایت  کاتب  هزاره  خوش  آمد ید


K A T E B   H A Z A R A

تماس با ما همکاران قلمی آرشیف زنان حقوق بشر اخبار مقالات جدید هدف صفحه اصلی
 


مقالات جدید
 

 

سخی ارزگانی

اعتصاب استاد محقق

 در محکومیت جنایات خونین طالبان کوچی نقاب و حامیان دولتی شان در مناطق اشغال شدهء هزارستان

صبر بسیار بباید پـــدر پیر فلــک را      تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

همه خوب به خاطر دارند که مردم هزاره در هر مقطع زمانی و مکانی  توسط دولت های قبیلوی، تبارگرا و خود کامه افغانستان مورد بیشترین تعصب، بی عدالتی، حق تلفی، بی سرنوشتی، زجر، غصب دارایی، اسارت و حتا کله منارها و  نسل کشی نسبت به هر قوم دیگر قرار گرفته اند که تاریخ این چنین جنایات ضد بشری و ضد اسلامی را با شفافیت تمام شهادت می دهد. اما زمانیکه جنایات ضد انسانی امارت اسلامی طالبان در افغانستان به اوج خود رسیدند و حتا عامل انفجار و تخریب مرکز تجارت بین المللی و پنتاگون در ایالات متحده امریکا در یازدهم سپتمبر 2001 میلادی نیز گردید و در مقابل ائتلاف بین المللی مصمم به خلع فدرت طالبان- القاعده در افغانستان شدند؛ آنگاه مردمان تحت ستم کشور ما و به خصوص مردم هزاره که از این اقدام ائتلاف بین المللی به خاطر نابودی کامل طالبان و القاعده و همچنان تأمین امنیت، احیای مجدد و تحقق جامعه مدنی در کشور به طور خاص، صادقانه و داوطلبانه حمایت نمودند و تا حال بدان پابند می باشند.

به تعقیب آن مردم هزاره از توافق نامه بن، تشکیل اداره مؤقت، حکومت انتقالی، لویه جرگه اضطراری، قانون اساسی، دولت منتخب جمهوری اسلامی، حضور قوای ناتو، منشور عمومی سازمان ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق های بین المللی و... به خاطر تأمین امنیت، جمع آوری کامل اسلحه، استقرار صلح پایدار، ایجاد نهادهای وحدت ملی، تحکیم پایه های دولت، بازسازی، حاکمیت قانون، نوسازی، برگشت آبرومندانه مهاجرین به داخل و تحقق دموکراسی به صورت جانبازانه و دوستانه دفاع نمودند.

فراموش نباید نمود وقتی که مسأله اساکن کوچی ها در قانون اساسی جدید مطرح گردید، آنگاه قبل از همه مسؤلین مردم هزاره از اسکان نمودن کوچی ها به طور خالصانه و پیگیر دفاع کردند تا از یک طرف کوچی ها داخل مدنیت و پابند قانون کشور گردند و از سوی دیگر معضله کوچی  با مردمان محلی هزارستان به کلی حل شود تا دشمنان از این مسأله سود نبرند. زیرا که هزاره ها سالیان طولانی از مصائب کوچی ها که از حمات دولت های تک قبیلوی و تک قومی خود برخوردار بودند، همه هست و دارایی خویش را از دست داده بودند.

از سوی دیگر منجمله در ارتباط جمع آوری اسلحه، رهبران هزاره نخستین کسانی بودند که در پروسه دایاک و جمع آوری اسلحه نقش فعال و شایسته گرفتند و تمام اسلحه های سنگین و سبک خویش را در حضور جامعه بین المللی تسلیم دولت افغانستان کردند. اما متأسفانه جریان خلع سلاح عمومی در مورد دیگران کلا عملی نشد. و به خصوص باندهای قبیله گرا و طالبان نیکتایی دار از درون و برون دولت آقای کرزی با حامیان خارجی خودها در مناطق جنوب، شرق و جنوب غرب کشور نه تنها اسلحه را جمع آوری نکردند، بلکه لانه های تروریستی و طالبان تمدن ستیز را نیز در مناطق شان دست نخورده باقی گذاشتند که این چنین کارکردهای دولت خلاف قانون اساسی و معیارهای جامعه جهانی می باشند. و حتا تا کنون قوای ناتو و جامعه بین المللی را نیز اغفال نموده اند. وقتی منش ها و کنش های ضد قانونی و ضد دموکراتیک باندهای نژاد پرست قبیلوی از محور ریاست جمهوری دولت در برابر آحاد مردمان کشور ثابت گردیدند، آنگاه است که حتا جامعه جهانی را نیز اغوا نمودند و اعتماد مردم از دولت، ناتو، ائتلاف بین المللی و جامعه جهانی نیز سلب گردید.

آیا تبار گرایان متعصب، انحصارگر، طالبان منش، خود فروخته و خودکامه باعث احیای مجدد و تقویت تروریستان طالبانی در ارگان های دولتی تا حال نشدند و عامل تشدید اختلافات جدید قومی، مذهبی و همچنان باعث ارتشاء، فقر عمومی و هزاران مصائب دیگر در میان اتباع کشور نگردیده اند؟

همه خوب به حافظه دارند که آقای حامد کرزی با برخی از اعضای کابینه خویش چندین مراتبه از بامیان دیدن نمودند و از یگانه تأمین امنیت و ثابت در این مناطق ابراز نهایت خوشی و سپاس گذاری نموده و تعهد فوری بازسازی و کمک را به این مردم نمودند. حتا سفیر ایالات متحده امریکا در یک سفر خود در بامیان ابراز داشت که با چنین امنیت فوق العاده که در بین مردم هزاره عملا وجود دارد باید قبل از هر جای دیگر بازسازی، نوسازی، جامعه مدنی و دموکراسی در همین مناطق تحقق یابد که نه تنها نیازمندترین مردم هستند، بلکه نظام دموکراسی در بین اینها قابل پذیرش و هضم نیز می باشند.

اما با تمام صداقت و خدمات که مردم هزاره از سال 2001 میلادی تا حال در کشور نموده و بهترین همکار دولت، ناتو، قوای ائتلاف و جامعه جهانی بر ضد تروریزم و دشمنان افغانستان به حساب می آیند؛ بازهم ثابت گردیده که در این مدت نه تنها دولت تبارگرای آقای کرزی از آغاز تا حال  به تعهداتش در مورد بازسازی ولایات هزاره چندان وفا نکرده، بلکه طی این چند سال اخیر نیز طالبان کوچی نقاب را در تجاوز و تاراج بر حریم علفچرها و مزارع هزاره مورد حمایت آشکار هم قرار داده است.

پس از سقوط امارت سیه طالبان و برپایی حاکمیت آقای حامد کرزی همه مردم کشور انتظار داشتند که به صورت دایمی از چنگال خونین و نسل کشی طالبان نژاد پرست نجات خواهند یافت و با تأمین صلح در آبادانی کشور و تحقق نظام مردم سالاری مصروف خواهند شد. اما آنچنانکه انتظار می رفت، برآورده نشد. در این راستا کاملا به جا است که این سروده شیخ سعدی را در ارتباط عملکرد ضد انسانی حلقات نژاد پرست و مستبد دولت جمهوری اسلامی افغانستان در اینجا نقل نمایم:

شنـــیدم گوسفنـــدی را بـــزرگـی     رهانید از دهان و دست و گــرگی

شبانگه کارد بر حلقــــش بمالیــد     روان گوسفـــــند از وی بنالیـــــد

که از چنگال گرگــم در ربـــودی     چو دیدم عاقبت خود گرگ بـودی

آیا این کلام نغز سعدی در مورد عملکرد کنونی شبکه های خود محور و نژادپرست دولت آقای کرزی کاملا مطابق ندارد؟ آیا منجمله تقویت نظامی طالبان کوچی نقاب در اشغال خونین، تاراج، کشتار و کوچاندن اجباری مردم مناطق هزارستان توسط اجیران استخبارات پاکستانی و حتا مداخله شخص آقای کرزی در آن عملا ثابت نگردیده است؟ آیا نژاد پرستان از مقر ریاست جمهوری کارد  را بر گلون تمام افراد مصیبت زدهء کشور اعم از پشتون و غیر پشتون نگذاشته  و مردم را با انواع گوناگون ذبح نمی کنند؟ آیا آقای حامد کرزی و باندهای نژاد پرست شان با چنین سیاست بیمارگونه قبیلوی- قومی خویش در نقاب دموکراسی و مشارکت ملی مغایر کرامت انسانی، ارزش های اسلامی، قانون اساسی، اعلامیه جهانی حقوق بشر و تعهدات پذیرفته شده ای بین المللی در برابر تمام مردم کشور عمل نکرده و نمی کنند؟

به صورت خاص از سال گذشته به این سو حلقات قبیلوی قومگرا از مرکز ریاست جمهوری دولت اسلامی افغانستان طالبان را تحت پوشش کوچی و آنهم به صورت مسلحانه در اشغال مناطق ولسوالى هاى بهسود ، دايميرداد ولايت ميدان وردک و سایر مناطق هزاره مورد حمایت علنی قرار داده اند؛ که به این صورت این جنایت طالبان کوچی نقاب و قبیله گرایان دولتی شان تمام معیارهای حقوقی، مدنی ملی و بین المللی را زیر پا گذاشتند. آیا طالبان کوچی نقاب همراه با تروریستان القاعده در تاراج، کوچاندن اجباری و کشتار مردم هزاره نقش محوری را به عهده ندارند؟

حال چرا نهادهای مدنی ، حقوقی داخلی و بین المللی جنایات طالبان کوچی نقاب و القاعده را بالای مردم هزاره محکوم ننموده و از بیست هزار خانواده آواره در مناطق ولسوالى هاى بهسود ، دايميرداد ولايت ميدان، ناور، دایکندی و سایر مناطق هزاره اقلا حمایت بشردوستانه نمی نمایند؟ آیا در این زمینه تبعیض خاص حتا در حلقات جامعه جهانی در حق هزاره ها عملا صورت نگرفته است؟

از فصل بهار امسال به این طرف با یک برنامه از قبل ریخته شده توسط نژادپرستان دولتی هزاران طالبان کوچی نقاب به صورت مسلحانه بر حریم ولسوالى هاى بهسود، دايميرداد ولايت ميدان و دیگر مناطق هزاره تجاوز خونین را به عمل آوردند که باعث شهادت ١٣ نفر  وشش تن مفقود الاثر از مردم محل و فرار بیش از بیست هزار خانواده به سایر نقاط  کشور شدند. هیچ مرجع دولتی در رفع این جنایت اشغالگران اقدام انسانی، قانونی و ملی نکردند و حتا منابع حقوقی و مدنی داخلی و خارجی سکوت معنادار را در این فاجعه ملی اختیار نموده اند. آیا این چنین سکوت مرگبار مراجع حقوقی دلالت غیر مسقیم بر جانب داری از طالبان کوچی نقاب و القاعده بالای مناطق هزاره ندارد؟

 با وجود عرایض مجدد موی سپیدان، رهبران احزاب، شخصیت ملی، فرهنگیان، سیاسیون و سایر اقشار مردم ناشی از جنایات بی شمار طالبان کوچی نقاب در مناطق هزاره در حضور آقای حامد کرزی کدام تأثیر مثبت را نگذاشتند. نخبگان و مردم هزاره بارها مستقیما دسته های  مشخص تبار گرای متعصب دولت را با حمایت از تجاوز نظامی طالبان کوچی نقاب در حریم مقدس هزاره ها مورد نکوهش و انتقاد قرار داده ولی بازهم آقای کرزی در زمینه اقدام قانونی را به عمل نیاورده و قانون را قربانی بزم فاشیزم ، خواست های سیاسی و شخصی خوده نموده است.

 مسؤلین مردم هزاره بارها انسان دوستانه برای آقای کرزی پیشنهاد نمودند که باید برای کوچی های مستحق مطابق قانون اساسی کشور در مناطق جنوب و شرق زمین داده شود و تا پای آنها به صورت مطلق از مناطق هزاره قطع گردند و همچنان کوچی صاحب مدنیت، حقوق شهروندی و مسؤلیت پذیری قانون مدنی گردند. سوال اینست اگر واقعا کوچی های مستحق که اصلا بومی کشور ما  باشند و تابعیت قانونی افغانستان را دارا هستند پس چرا آقای کرزی آنان را در طی بیش از هفت سال در  مناطق پشتون مسکن گزین نکرده است؟  وقتی که بدون عذر معقول این کار نمی کند پس معلوم است که اینها کوچی نیستند و به نام کوچی همان تروریستان طالبی هر دو طرف خط دیورند را در اشغال مناطق امن هزارستان و سایر ولایات کشور به صورت عریان مورد حمایت قرار می دهد. آیا قبیله گرایان خود محور دولتی به این وسیله تروریستان طالبی و القاعده را به نام کوچی در نابودی مردم هزاره از مناطق بومی شان سازمان دهی و مسلحانه حمایت نکرده و نمی کنند؟ آیا آقای حامد کرزی با شکبه های نژاد پرست خویش عملا باعث پامال نمودن قانون اساسی، اعلامیه جهانی حقوق بشر و سازمان های حقوقی بین المللی در افغانستان نگردیده اند؟ آیا در آینده باندهای تبارگرای افراطی و خرد ستیز بخش دیگری از طالبان کوچی نقاب را در اشغال مناطق سایر اقوام تحت ستم سازمان دهی و گسیل نخواهند داشت؟

پرسش دیگری اینست وقتی بیش از 60 هزار قوای ناتو و 70 هزار ارتش و پولیس ملی به تأمین امنیت داخلی کشور ما توظیف گردیده اند؛ پس چطور امکان دارد که  کسانی به نام کوچی به صورت مسلحانه مناطق امن ولسوالی بهسود، دای میرداد، ناور، کجاب و دیگر مناطق بومی هزاره را با خون ریزی تمام اشغال می نمایند، آنگاه چرا جلو آنها را نمی گیرند؟ آیا در این زمینه دست های نژادپرستان دولتی و حتا حلقات خارجی نیز ذیدخل نیستند؟ آیا بازهم هزاره ها نسبت به هر یکی از اقوام کشور تا حال بیشترین قربانی استبداد و شؤنیزم قبیلوی- قومی در افغانستان نبودند و حال هم نیستند؟ آیا انسانیت در وجود این کسان مرده است که عطش خصم ددمنشانهء خودها را در تاراج، کوچناندن اجباری و قتل عام مردم هزاره ارضاء نموده و همچنان دین خدا، قانون اساسی، موازین پذیرفته شده بین المللی و اعلامیه جهانی حقوق بشر را بازهم با بی شرمی عریان زیر پا می کنند؟

اگر شخص آقای کرزی به نحوی از انحاء یکی از حامیان طالبان کوچی نقاب در اشغال، آوارگی و کشتار مردم هزاره سهیم نباشد؛ پس چرا با سکوت مکرر خویش مانند سال گذشته وقت کشی را به نفع تروریستان اشغالگر طالبی خویش ادامه می دهد و به کمک مردم منطقه قانونا عمل نمی کند؟ آیا اشغال مناطق هزاره توسط طالبان کوچی نقاب به  معنای اشغال تمام سرزمین مقدس افغانستان توسط دشمنان مردم می نمی باشد؟

اعتصاب غذایی سرنوشت ساز استاد محقق رهبر خردمند مردم هزارستان:

استاد حاجی محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان این فرزند صدیق و فداکار کشور از ابتداء تا کنون اشغال خونین مناطق هزاره را توسط طالبان کوچی نقاب به صورت علنی محکوم و این عملکرد آنها را مغایر ارزش های انسانی، اصول اسلامی، قانون اساسی و تعهدات رسمی بین المللی در کشور معرفی کرده است. و همچنان آقای استاد محقق که نماینده شهر کابل در شورای ملی نیز می باشد به طور آشکار دست اصلی تبارگرایان شوم دولتی را در عقب تجاوز خونین نظامی طالبان کوچی نقاب در حریم مردم هزاره دخیل دانسته و همچنان از دولت مکررا مطالبه نموده تا مناطق اشغال شده را از چنگ طالبان کوچی نقاب نجات داده و صلح و امنیت را در منطقه تأمین نماید. اما دولتمداران به هیچ صورت به تقضای انسانی و قانونی آقای محقق پاسخ عملی ارائه نکرد. لذا در همین رابطه است که استاد محقق دست به اعتصاب غذایی زده و تا زمانیکه تقاضای برحق انسانی و حقوقی مردمان ولسوالی های بهسود، دایمیرداد و سایر نقاط اشغال شده هزارستان به صورت اساسی حل نگردد، اعتصاب ادامه خواهد داشت. من این جان نثاری انسان دوستانه و بی ریای آقای استاد محقق را در این شرایط سخت و دشوار در خدمت مردم افغانستان قلبا تبریک گفته و پیروزی شان از خداوند لایزال خواهانم.

آقای استاد محقق با باوری های انسانی، دینی، عقلانی، ملی و همچنان با پیروی از قانون اساسی، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق های جهانی و تحقق مصالح ملی کشور دست به اعتصاب غذایی قانونی و حقوقی برده تا اشغالگران از مناطق هزاره خارج گردند، تلفات جانی و خسارات مادی مردمان محلی را فورا جبران  نمایند، قاتلان اهالی منطقه مورد محاکمه و مجازات قانونی قرار گیردند و پای دشمنان صلح و آزادی به صورت قطعی از مناطق هزاره قانونا و عملا برچیده شود و همچنان دولت افغانستان باید در زمینه از مردم هزاره  رسما عذر خواهی نماید.

تاریخ خوب به حافظه دارد که مردم هزاره همواره علم صلح خواهی، همپذیری، دوستی، برابری، مدنیت نگری، عقلانیت و... را در افغانستان به اهتزار درآورده و تا زمانیکه هستی و هویت کامل شان مورد خطر جدی از سوی دولت های جابر و نژادپرست قرار نگرفته اند؛ هرگز از خشونت کار نگرفته اند. فلهذا، استاد محقق به عنوان رهبر خردمند، عالم دینی، سیاست دان، مبتکر، صلح طلب، مدنیت خواه و جان نثار مردم هزارستان با تمام معنا مخالف خصم، توطئه، خشونت و جنگ در کشور بوده و می باشد. و از همین رهگذر است که مطابق با قانون اساسی و تعاملات قبول شدهء بین المللی جهت حل اساسی مسأله کوچی و هزاره با گزینش اعتصاب غدایی متوسل گردیده که از منظر انسانی، اسلامی، حقوقی، قوانین ملی و بین المللی کاملا قابل قبول می باشد.

طی این چهار روز که اعتصاب غذای آقای استاد محقق در زمینه جریان دارد، مورد استقبال اقشار عظیمی از اهالی کابل، منابع خبری، نهادهای اجتماعی، بین المللی وغیره قرار گرفته اند و دولتمداران را به نگرانی شدید واداشته است. و افزون برآن، حلقات شؤنیست تا هنوز در دولت بر سر عقل نیامده و بازهم از طالبان کوچی نقاب اشغالگر در چند ولسوالی  هزارستان حمایت می نمایند.

از آنجائیکه این اقدام استاد محقق کاملا قانونی، عادلانه و برحق می باشد و مورد حمایت مردم قرار دارد؛ فلهذا من شخصا از این گزینه آقای محقق عمیقا پشتی بانی خود را اعلان نموده و از این شهامت، صداقت، رهبری مبتکرانه و همچنان عملکرد انسانی، اسلامی و قانونی شان در برابر تمام دشمنان مردم افغانستان حمایت می نمایم.

این خود با تمام معنا ثابت شده است که آقای استاد محقق مرد راستین میدان، خردمند، صلح نگر، باعزت و یگانه رهبر برحق مردم هزارستان و پیروی صادق خط شهیدی مزاری می باشد که در گذشته ها در بدترین شرایط از حریم مقدس کشور در برابر متجاوزین سرسختانه دفاع نمود. و همچنان در عصر امارت خونین طالبان در مزارشریف، دره صوف، بامیان و سایر نقاط کشور علیه اشغالگران طالبی و القاعده به طور فداکارانه دفاع کرده که شواهد زنده و عینی هنوز هم وجود دارند.

آقای استاد محقق در اداره مؤقت معاون رئیس جمهور و زیر پلان  و همچنان در حکومت انتقالی که به سمت وزیر پلان کار می کرد؛ که هرگز بردگی نژادپرستان و طالبان نیکتایی دار این اجیران بیگانه را نپذیرفت و با قامت بلند و افتخار در برابر فاشیستان حاکم در  مقر دولت و سایر جیره خوران شان قد برافراشت و از مصالح انسانی، مدنی، حقوقی مردم و ملی کشور خویش دفاع نمود تا اینکه کرسی وزارت خویش را فدای منافع ملی کشور نمود.

 بار دیگر در این شرایط دشوار آقای استاد محقق «مزاری گونه» در جوار مردم خویش ایستاده و از منافع انسانی، حقوقی و عادلانه مردم خود «جان بازانه»  دفاع می نماید که به حق این راد مرد فولادین، مبارز، خداپرست، میهن دوست، صلح خواه و مدنیت طلب، یگانه ادامه دهنده راستین راه عدالت خواهانه شهید عبدالعلی مزاری در افغانستان می باشد. اینگونه درخشیدن انسانی و خردمندانه آقای استاد محقق ارواح شهدای گلگون کفن راه آزادی به خصوص روح شهید عبدالعلی مزاری را شاد می نماید که قابل اغماض نخواهد بود.

گزینه آقای محقق با اعتصاب غذایی خود ثابت کننده آنست که جان خود را در راه مصالح ملی کشور، تأمین صلح و امنیت «هدیه» نموده و تا مانع تنش های قومی ، مذهبی  و خون ریزی  میان مردمان بیچاره توسط دشمنان بومی و برونی مردم افغانستان گردد.

تجربه ها نیز ثابت نموده اند که دیگر رهبران نه تنها امتیازات کاذب حزبی، قومی، قبیلوی، سمتی و... خود ها را با  توطئه، نوکر منشی، چاپلوسی، غمازی، خفت و بردگی بدست می آورند، بلکه با زور خشونت و میله تفنگ نیز می گیرند. اما استاد محقق این مرد راستین صلح، پیام آور دوستی و مشارکت ملی با تمام قوا در برابر زورگویی، تعصب، خشونت، ترور، جنگ، وطن فروشی و فاشیزم قبیلوی قرار دارد و اکنون جان خود را با انتخاب اعتصاب غذایی هم فدای مردم ستم دیده و مصیبت زدهء افغانستان می نماید تا از خشونت، ویرانگری، بی سرنوشتی مردم و جنگ در کشور جلوگیری صورت گیرند.

خلاصه:

آقای استاد محقق گرانقدر رهبر مردم هزراستان!

شما با چنین سرسپردگی انسان دوستانه، داوطلبانه و عملی تان در جهت اعاده صلح، تأمین امنیت و تحقق مصالح ملی برای تمام اقوام و مردم افغانستان عاری از هرگونه سلایق شخصی، قومی، مذهبی، حزبی وغیره بار دیگر ثابت نمودید که قهرمان میدان نبرد مسالمت آمیز، انسانی، قانونی و حقوقی در کشور خویش در راستای تحقق نظام مردم سالاری هستید. خدا و مردم همیشه با شما می باشند و همه از شما حمایت می نمایند.

شما با این عمل قهرمانانهء خویش روزنه نوین مبارزه صلح آمیز و خردمندانه را در جهت زدودن استبداد قبیلوی و فاشیزم قومی حاکم برای نسل موجود و آیندگان در فرهنگ سیاسی و مبارزاتی طرازنوین کشور گشودید و این اقدام انسان دوستانه و عادلانه تان نخله های آزادی و عقلانیت را در نهادهای مردم بی وارث مظلوم افغانستان خلق می نماید و بزم فاشیزم تک قومی را از ریشه ویران خواهد نمود.

بنازم که این گزینه ای عاقلانهء را که استاد محقق، جان عزیزش را در راه تحقق صلح، تأمین امنیت، سعادت تمام مردم، آبادانی کشور و همچنان به خاطر نابودی تروریزم طالبانی، ریشه کن سازی جنگ، خلع سلاح فاشیزم حاکم قبیلوی در هرم قدرت سیاسی و... بالاخیره خروج اشغالگران طالبان کوچی نقاب از مناطق هزاره و ایجاد پایه های وحدت ملی شکست ناپذیر عرضه نموده است. آیا مصالح انسانی، اسلامی، ملی، مدنی و دموکراتیک کلیه مردم اعم از مسلمان و غیرمسلمان افغانستان در این مقطع خاص جنگ تحمیلی تروریستی طالبانی، استخبارات پاکستانی و.... در کشور ایجاب نمی کنند که از مطالبات عادلانه و پیشنهادات انسانی استاد محقق در برابر ترورستان طالبی، القاعده و فاشستان دموکرات مشرف حمایت صورت گیرند؟

از حضور آنان که دارای باورهای انسانی، اسلامی،عقلانی، ملی و دموکراتیک هستند و خلاصه از تمام مردمان عدالت پسند و صلح پرور افغانستان احترامانه تقاضا می گردد که از این فداکاری و قهرمانی نوین استاد محقق این فرزند پیکارگر، متعهد، عدالتخواه و انسان دوست افغانستان در جهت شکستن میکانیزم فاشیزم قبیلوی- قومی عملا مساعدت نمایند و از خواست های عادلانه و دموکراتیک وی به خاطر نجات مردم تحت ستم، گرسنه، بی سرنوشت و عذاب رسیده از استبداد تبارگرایان تمدن ستیز، طالبان تروریست، انحصارگر و نژاد پرستان دولت کنونی افغانستان پشتی بانی کامل نمایند. از شورای امنیت سازمان ملل متحد، مسؤلین میثاق های بین المللی، اعلامیه جهانی حقوق بشر، ناتو، اتحادیه اروپا، زمامداران جامعه جهانی و خلق های سراسر جهان انسان دوستانه متقاضی هستیم که از این اعتصاب غذایی آقای استاد محقق حمایت نموده، طالبان کوچی نقاب را فورا از منطقه خارج کرده، تلفات جانی وخسارات مادی مردم را جبران نموده و متجاوزین را مطابق قوانین بین المللی مورد محاکمه و مجازات قرار دهند. و همچنان در ساختار دولت نژادگرا و دست نشانده خویش در افغانستان تجدید نظر نمایند و بگذارند که مردمام کشور ما یک دولت دل انگیز خویش را تنها خود انتخاب نمایند نه از خارج افغانستان.

خـــدا آن ملـتی را ســـــروری داد     که تقدیرش بدست خویش بنوشت

بـــه آن ملــت سروکـــاری نــدارد     که دهقانــش برای دیگران کشـت

استاد محقق بزرگ عزمت پیروز باد!

راه عادلانه و انسانی ات جاویدان باد!

و من الله التوفیق

تاریخ نشر مطلب: شنبه 29 سرطان 1387 خورشیدی برابر با 19 جولای 2008 میلادی/ آلمان

 
 
 
 

بازگشت

بالا

 

 


Publisher:

Ghulam Sakhi Oruzgani

Phone: +49 162 3702587

www.kateb-hazara.net

Email: info@kateb-hazara.net


مدیرمسؤل: غلام سخی ارزگانی

.استفاده از سایت کاتب هزاره با ذکر آن مجازاست

.مسؤلیت مقالات به دوش نویسندگان آن می باشد

.
از انتقادات و پیشنهادات سازنده شما استقبال می گردد