به  سایت  کاتب  هزاره  خوش  آمد ید


K A T E B   H A Z A R A

تماس با ما همکاران قلمی آرشیف زنان حقوق بشر اخبار مقالات جدید هدف صفحه اصلی
 


مقالات جدید
 

 

محمد اسحاق فياض

فرامين تبعيض آميز را به زباله دان تاريخ بايد سپرد

پس از جنگ هاي خونيني كه  ميان كوچي ها و مردم محل در چندين نقطه هزاره جات رخ داد، هزاران خانوداه ازمردم بومي اين مناطق آواره شدند و دهها خانه توسط كوچي ها به غارت رفته و به آتش كشيده شد. بازهم نمايندگان كوچي ها درپارلمان افغانستان  از جمله علم گل كوچي در يك مصاحبه مطبوعاتي بارديگر رسما اعاد كرد  و گفت: " قبايل کوچی 60 سال قبل درزمان حکومت عبدالرحمان خان، فرمان ورود به هزاره جات و سایرمناطقي كه داراي علفچر است، بدست آوردند و اسناد شرعی و فرمان دولت وقت(عبدالرحمان خان) را دراختیاردارند".

البته علم گل كوچي چندان از تاريخ اطلاعات دقيق ندارد. زيرا اين فرمان بعد از جنگ هزاره ها با عبدالرحمان صادر شد. جنگ هزاره ها با عبد الرحمان جابر كه به قتل عام و مهاجرت اجباري حدود 60 درصد از آنان گرديد، بيش از يك صد سال مي گذرد، زيرا جنگ هزاره ها با عبدالرحمان ستمگر درسال 1890 ميلادي آغاز و تا سال1893 ادامه يافت.  دراين جنگ قسمت هاي وسيعي از زمين هاي مردم هزاره به روز و اجبار توسط قشون عبدالرحماني از تصرف مردم هزاره بيرون شده و به پشتونها داده شد. بعد از شكست اميرمستبد كه هزاره جات را زندان و تبعيد گاه طبيعي براي مردم هزاره تبديل كرده بود، براي آن كه اين مردم ديگر سربلند نتوانند و در زندان  و تبعيد گاه طبيعي به مرگ تدريجي نابود گردند، چندين نوع ماليات اجباري را براين مردم تحميل كردند كه اين قلم فعلا در صدد بيان و توضيح اين گونه ماليات ها نيست و خوانندگان مي توانند در كتاب سراج التواريخ ملافيض محمد كاتب و نيز  كتاب "هزاره ها و پناه گزيني" نوشته بصير احمد دولت آبادي مراجعه نمايند.اما آنچه دراين جا تعجب اين قلم را برانگيخت اين است كه نماينده كوچي ها انگشت روي تبعيضي ترين فرماني مي گذارد كه بعد از جنگ براي نابودي تدريجي هزاره ها صادر شده بود كه آقاي علم گل كوچي يا ازروي ناآگاهي و يا از عمد تاريخ اين فرمان را به 60 سال قبل برگردانده است، در حالي كه در 60 سال قبل محمد ظاهر شاه براين سرزمين مصيبت زده حكومت مي كرد و قبل از ظاهرشاه تا زمان عبدالرحمان مستبد سه پادشاه به نامهاي حبيب الله خان، امان الله خان و نادرخان سلطنت كرده اند و هزاره ها بيش از صد سال است كه دربرابرفرمان اين امير مستبد شانه خم كرده اند. استبدادي كه درطول زمان و در گذر يك صدسال براين مردم ادامه يافت. درحالي كه هزاره جات سرزمين و موطن اصلي مردم هزاره بود، اما آنها درزماني كه كوچي ها در طول شش ماه در هزاره جات جولان مي كردند، اختيار مراتع و حتي زمين هاي زراعي شان را نداشتند. دولت هاي استبدادي يكي پس از ديگري با زورسرنيزه از كوچي ها حمايت كردند، حتي خون يك فرد هزاره دربرابر شكستن پاي شتر كوچي خونبهاي بسيار اندك داشت، چنانچه كه مرحوم طالب حسين قندهاري در كتاب خود اين داستان و چند داستان غم انگيز ديگر ازظلم و ستم كوچي ها وقضاوت هاي خلاف دين و شريعت سارنوالان دولتي را در قبال مردم هزاره نقل مي كند.

اين قلم نه تنها چنين فرماني را انكار مي كند بلكه برخلاف آقاي كوچي مي گويد كه اين فرمان نه تنها 60 سال بلكه بيش از يك صد سال است كه برمردم بيچاره و بيگناه هزاره تحميل شده است، همانطوري  كه بعد از جنگ قسمت هاي وسيعي از زمين هاي زراعي هزاره ها در ارزگان و ديگر مناطق هزاره جات به روز و اجبار به پشتونها داده شد، فرمان ورود كوچي ها توسط عبدالرحمان نيز تحميلي و اجباري بوده است. چنين فرماني از همان آغاز برخلاف شريعت اسلام و براي نابودي تدريجي مردم هزاره بوده است. اين گونه نيست كه هزاره ها در گذشته تاريخ بااين فرمان تحميلي سر تسليم كامل فروكرده باشند، بلكه در هرمقطع از تاريخ يك صد ساله اخير بارها و بارها مردم هزاره در موطن خود شان مورد هجوم و اذيت و آزاد كوچي ها قرارگرفته اند و دربرار آنها ايستادگي كرده اند و مخالفت خود را با اين فرمان اظهار داشته اند، اما ازآنجايي كه حكومت تبعيض و استبداد براين سرزمين حاكم بود، كوچي ها درواقع به عنوان سربازان و چماق بدستان دولت هاي استبدادي، وارد هزاره جات شده و براين مردم ظلم مي كردند.

اكنون با توجه به اين پسمنظر تاريخي خونبار و تبعيض آميز، مردم  هزاره به اين باورند كه درسايه نظام دموكراسي و پايه ريزي حكومتي كه شالوده و اساس آن در كنفرانس بن برمبناي عدالت اجتماعي و برابري همه اتباع افغاني از نظرحقوق وآزادي هايث مدني، گذا شته شد و نيز قانون اساسي كشور كه همه اتباع افغاني را آزاد و برابر مي دانند و عدم تبعيض قومي، زباني و نژادي را اساس نظام سياسي افغانستان مي داند. ديگر ظلم و ستم و زمان اجراي فرمانهاي تبعيض آميز به پايان رسيده است.

اكنون باتوجه به تحولات نظام سياسي درافغانستان، بايد از دولت مردان افغانستان پرسيد كه چنين فرماني استبدادي و تبعيض آميز را چرا درهمان آغاز استقرار نظام دموكراسي درافغانستان، لغو نكرد؟ چرا بابرخورد دوگانه زمينه ي بازگشت دوباره استبداد و تبعيض را  برمردم فقير مناطق مركزي فراهم كرد؟ ايا دولت مردان افغانستان برخلاف قانون اساسي جديد بازهم به فكر تبعيض هاي قومي و استبداد هاي گذشته است؟ آيا هنوز هم دولت مردان افغانستان كه داد ازعدالت و دموكراسي مي زنند، تفكر و انديشه ها و علايق شخصي شان در فاشيزم و برتري طلبي قومي آبشخوردارد؟

دراين كه كوچي ها هزاره جات را دريك فرمان استبدادي و تبعيض آميز ملك طلق خود مي دانند و يا درپارلمان همه مردم افغانستان را مهاجر خطاب نموده و فقط خود شان را ساكنان اصلي افغانستان مي دانند، هيچ گله اي نيست زيرا اين برادران از گذشته تاامروز نيرو و چماق استبداد حاكميت هاي گذشته براقوام محكوم دراين سرزمين بوده است.اما جاي تعجب ازنظام سياسي به اصطلاح دموكرات و برابر محور بعد از كنفرانس بن است كه  دربرابر غايله آفريني كوچي ها سكوت اختيار كرده و برخي از دولت مردان مخفيانه از كوچي ها حمايت مي كنند. بايد از دولت فعلي افغانستان پرسيد كه چگونه از فرماني حمايت مي كند كه خود مي داند تبعيض آميز و براي نابودي تدريجي يك قوم صادر شده است و ديگر زمينه اي براي اجراي اين فرمان باقي نمانده است.

باتوجه به حوادث خونين سال گذشته و امسال در بهسود و ديگر مناطق مركزي اگر دولت براي حل حقوقي اين مسئله كاري انجام ندهد و چنين فرمان ضد انساني و تبعيض آميز را كه از عبدالرحمان مستبد به ارث مانده است، لغو نكند، نزاع و فتنه اي كه دوسال است آغاز شده تبديل به نفاق قومي و تنش هاي نژادي درافغانستان خواهد شد و چنين رويكردي هرگز به نفع افغانستان نخواهد بود، زيرا كساني كه هنوزهم درمغز شان انديشه هاي استبدادي موج مي زنند و به فكر برتري طلبي است بايد دانند كه افغانستان طي سي سال از تب نزاع هاي قومي و تنش هاي گروهي هزاران زخم برداشته و ديگر تحمل زخم بيشتر را ندارد و اگر مي خواهند همه مردم افغانستان به سعادت و آسايش  برسند، بايد افكار برتري طلبي و تبعيض قومي به زباله دان تاريخ سپرده شود و درسايه عدالت اجتماعي، همه آثار تبعيض و برتري طلبي از افغانستان  زدوده شود و از فرمانهاي تبعيض آميزگذشته خبري نباشد.

Mif_1967@yahoo.com

 

تاریخ نشر مطلب: جمعه 7 سرطان 1387 خورشيدی برابر با 27 جون 2008 ميلادی/ آلمان

 
 
 
 

بازگشت

بالا

 

 


Publisher:

Ghulam Sakhi Oruzgani

Phone: +49 162 3702587

www.kateb-hazara.net

Email: info@kateb-hazara.net


مدیرمسؤل: غلام سخی ارزگانی

.استفاده از سایت کاتب هزاره با ذکر آن مجازاست

.مسؤلیت مقالات به دوش نویسندگان آن می باشد

.
از انتقادات و پیشنهادات سازنده شما استقبال می گردد