|
مقالات جدید

نبی قانع زاده
فرهنگ عزاداری درعاشورا چگونه است ؟
ان الحسین مصباح الهدی وسفینه النجاه :
(پیامبرگرامی اسلام )
حادثه عاشورا یکی از بزرگترین حوادث بوده که
درتاریخ اسلام اتفاق افتاده است . درتاریخ بشریت
اگرمراجعه گردد وقایع زیادی رخ داده است که هرکدام
از اینها
ویژگی های خویش را دارند؛ ولی فاجعه ایکه درسال 61
هجری قمری درسرزمین کربلا روی داده است، دارای
خصیصه و برجستگی خاص خود میباشد .
با
یک دید کلی اگر دراین قضیه دقت گردد دو جبهه و دو
طرز تفکر درمقابل هم به صف آرایی پرداختند که در
یکطرف ارزش ، فداکاری ، ایثارگری ، هدف مندی ،
برادری ، برابری ، عدالت و آزادی قرارداشته و
درطرف دیگر ضد ارزش ، بی وفایی ، جاه طلبی ، مقام
پرستی ، دروغ ، نیرنگ ، چاپلوسی
و........محورعملکردشان قرار گرفته بود.
هرجنبش ونهضت موافقان ومخالفانی رادرپی دارند که
هرکدام به نقد یکدیگر می پردازند؛ ولی در حرکت
امام حسین (ع) اکثریت قریب به اتفاق به شکل از
اشکال با این نهضت اعلام همنوایی میکنند عاملان
این فاجعه را محکوم می کنند .
علت بقا وماندگاری نهضت خونین عاشورا درتاریخ
بشریت در کجا ست ؟
عوامل گوناگونی را می توان باز گو نمود؛ ولی بطور
مختصر می توان یاد آور شد که بقا وجاویدانگی این
جنبش به جنبه های انسانی ، اخلاقی واهداف بزرگی که
درآن نهفته است، بستگی دارد. حرکت ها و قیام های
که در جوامع بشری رخ داده است، خالی از تحریف های
نبوده است و حادثه کربلا نیز نمی تواند ازاین
دایره خارج گردد.
بعد
ازحادثه عاشورا تعدادی زیادی از جامعه ای که خود
را پیرو امام حسین(ع) میدانستند به شدت تحت تاثیر
این فاجعه قرارگرفتند، و این قضیه باعث شد که
یکنوع افراط گری به ابرازعلاقه مندیها صورت بگیرد.
در اینجا عوامل متعدد توانست نقش بازی نماید.
مبلغین که به تبلیغ راه حسین می پرداختند، چنانچه
ازبزرگان دین وائمه روایات و تاکیدهای فروانی در
حفظ یادی نهضت کربلا شده بودند، مبلغین این راه به
موعظه می پرداختند که این راه ورسم که همانا یاد
بود و تجلیل از مقام شهیدان کربلا است، محفوظ
بماند. با دلایل متعددی گوشزد میکردند که نهضت
عاشورا باید مستدام بماند واهداف آن به پیروان
مکتب عاشورا بازگوگردد؛ ولی آنها به یکطرف قضیه
توجه داشتند که همانا حفظ راه و رسم حسینی بود ولی
طرف دیگر قضیه که احتمال یکسری تحریفات بود متوجه
نبودند. براین اساس درارتباط باقیام کربلا
تحریفهای صورت گرفت. از جمله درمتن مجالس عزاداری
وسوگواری راه پیدا کرد که این اتفاق ها اصلا
درکربلا نبوده ، ولی دراین محافل با سوز گداز ازآن
یاد آوری میگردد. بطورمثال : مادر علی اکبر لیلا
در روز عاشورا نبوده و اصلا در کربلا نیامده بوده
ولی روضه خوانها با آب تاب ازآن یاد آوری میکنند و
یا قضیه دیگریکه باسوز گداز از آن یاد آوری میگردد
عروسی قاسم در صحنه کربلا میباشد که این قضیه با
عقل هیچ جور درنمی آید درحالیکه جمعی به رهبری
امام حسین (ع) با اهداف بسیار والاگردآمده اند
تااز یک سلسله ارزشهای الهی وانسانی دفاع کنند،
اینها دراین لحظات بس اساس ودشوار همه چیز را
فراموش می کنند. بزرگترین هدف قیام که همانا اقامه
عدل وحق میباشد، فراموش میشود. به مسایل پرداخته
می شود که هیچ سنخیت به اهداف این حرکت ندارد.
ویا مواردی دیگری نیز وجود دارد که اهداف این
قیام را این ها زیرسوال میبرد.
ولی
جمعی جاهل وجاعل بخاطر اشک گرفتن از پیروان امام
اینگونه تحریفات را وارد قضیه کربلا کردند که
دراین رابطه مرتضی مطهری درکتاب حماسه حسینی در
رابطه با تحریفات که درحادثه کربلا وبعد ازآن صورت
گرفته است، مطالبی راعنوان می کند. ایشان در کتاب
حماسه حسینی از کتاب تحت عنوان روضه الشهدا نام
میبرد که تعدادی از روضه خوانها درگذشته از همین
کتاب استفاده می کردند و اینها معمولا آدمهای کم
سوادی هستند وحوادث تراژدی کربلا را ازروی همین
کتاب را بازگومیکردند؛ چنانچه چند دهه قبل دربعضی
نقاط افغانستان نیز ازروی کتاب (بیاض) بازگو
وخوانده میشد.
کلمه روضه هم درفرهنگ سوگواری وعزاداری بعداز نشر
همین کتاب وارد شده است وازعمراین کتاب هم
بیشترازپنجصد سال نگذشته است .
وشکل صوری وظاهری برگزاری وتجلیل از واقعه کربلا
خالی ازتحریف نبوده ودرگذشته ها شکل عزاداری دربین
هرملت که برگزار می شده تقریبا دربین همان ملت
محفوظ می مانده وقدرت نشر وانتشار آن کم بوده تا
مورد نقد وبررسی قرار بگیرد. مثلا شکل عزاداریها
نظربه شرایط سیاسی واجتماعی مردم آن مناطق برگزار
میگردید. عزاداری در عراق ، ایران، هند ، پاکستان
، افغانستان و............فرق میکند. حتی درداخل
افغانستان شکل عزاداری وسینه زنی هرمنطقه با آداب
رسوم خاصی برگزارمیگردد. فرهنگهای بومی در شکل
عزاداریها بی تاثیرنبوده است درشبهه قاره
(هندوپاکستان) فرهنگ بومی یک گونه تاثیرگذاشته است
ودرعراق به شکلی دیگر، سینه زنی که درافغانستان
رایج است با سینه زنی که درایران صورت میگیرد
باهم متفاوت است. ولی یک چیز درمجموع وجود دارد
که همه به نحوی دررابطه با عاشورا ابراز محبت
میکنند.
دراینجا این پرسش پیش می آید:
که
آیاهمه ای مراسم های که برای تجلیل از ماه محرم
وعاشورا انجام می پذیرد مطابق به اهداف والای امام
حسین (ع) درقیام کربلا میباشد ؟
ویا اینکه اعمال سلیقه افراد، تاثیرگذاری
فرهنگهای بومی، ابرازعلاقمندی بطور افراطی درشکل
برگزاری مراسم بی تاثیر نبوده است ؟
ایا فلسفه برگزاری وتجلیل ازعاشورا بازگوکردن
پیام عاشورا نبوده ونیست ؟
وآیا درتجلیل از ماه محرم تمام اهداف امام حسین(ع)
بازگو میگردد ؟
وآیا بعضی اعمال که در تجلیل از شهیدان کربلا
انجام میگردد مطابق اهداف آن شهدا میباشد ؟
درگذشته قدرت نشروانتشارکم بود انعکاس آن بشکل
وسیع آن ممکن نبود ولی با رشد رسانه های تصویری
و.......که بسرعت درسراسردنیا انعکاس پیدامیکند.
درچندسال گذشته نشر تصویرهای زنجیرزنی ،قمه زنی
و.........باعث سوالهای زیادی درذهن هربیننده ای
میگردد که آیا تجلیل از اهداف والای انسانی والهی
امام حسین(ع) همین است ؟
دراینجا دودیدگاه دررابطه تیغ زدن وقمه زدن وجود
دارد :
اول
:
آنهایست که میگویند این عشق وابرازمحبت به اهل
البیت رسول الله (ص) و عشق به اولیاالله می باشد.
اگرما درآن روز نبودیم که برای امام حسین(ع)واهل
البیت اش فداکاری کنیم ولی حالا آماده هرگونه
ایثارگری هستیم.
آیا دراینجا جدال عقل وعشق است ؟
پای
استدلالیان چوبین بود پای چوبین سخت بی
تمکین بود
و نظر شرع وشریعت چه میباشد؟
دوم
:
دیدگاهی است که میگویند بعضی اعمال که درعاشورا
انجام می پذیرد ازجمله تیغ زدن وقمه زنی مطابق
شریعت نمیباشد. دراسلام عنوان وجود دارد تحت
سیره(روش) ائمه هدی (ع) وعمل به سیره هم وظیفه
پیروان آنها میباشد. ما در سیره ائمه، عملی تحت
عنوان قمه زنی و زنجیز زدن ندیده ایم. وحدیث معروف
وجوددارد بنام : ولاضررولاضرارفی الاسلام
(دراسلام ضرری وجود ندارد)
آیاتیغ زدن وقمه زنی مصداق ضرررسانیدن بخود
میباشد؟ اگرمصداق ضرررسانیدن به وجود انسان میباشد
که مسلما هرعملی ضرر آور دراسلام منع قرار داده
شده است .
تعدادی از علما ومراجع تقلید نیز این اعمال را
جایز نمیدانند. ازجمله کسانیکه دراین رابطه نظری
صریح دارد آیت الله محمد ابراهیم جناتی می باشد که
چنین فتوی دراین ارتباط صادرکرده اند :
از
انجام اين كارهاي ناشايست، وهن آور، نسنجيده و
خرافي كه در مباني فقهي و پايه هاي شناخت احكام
شرعي ريشه ندارد و موجب لكه دار شدن چهره برجسته و
درخشان دين و تشيع است، پرهيز شود.
آيت
الله اسماعيل صالحي مازندراني چنین فتوی داده اند
:
برادران ايماني ميدانند كه قمه را بايد بر فرق قمه
كشان خائن و قدّاره بندان جاني زد.
جمعی از این علما براین باورند هرعملی که باعث وهن
وآبروریزی اسلام میگردد جایز نمیباشد از جمله ی
مراجع آیت الله ناصرمکارم شیرازی میباشد که ایشان
درجواب سوال کننده ای چنین فتوی داده اند :
آیا
قمه زدن جایز است ؟
درجواب ایشان گفته اند :
عزاداری خامس آل عبا از افضل قربات ومایه بیداری
مسلمین است ، ولی از کارهای که موجب وهن مذهب
میشود وبهانه بدست مخالفان میدهد بایداجتناب کرد .
که
البته فتاوی ازعلما نسبت به مباح بودن وجواز قمه
زنی نیز وجود دارد.
درسایت حوزه دراین رابطه چنین آمده است:
قمه
زنی نیز، مثل زنجیر زنی و شبیه خوانی و...از دیر
باز مورد اختلاف نظر علما وپیروان و مقلدین آنان
بوده و به استفتا و افتاء مبنی بر جواز یا عدم
جواز آن میپرداختهاند.
این
مراسم،از نظر شرعی پایه و مبنای دینی ندارد و صرفا
روی علاقه شیعیان به ابا عبد
اللهالحسین«ع»انجام میگیرد. البته این احساس
مذهبی و عواطف دینی که سبب میشود به عشق
حسین«ع» چنینکارهایی کنند، باید در مسیر صحیح
هدایت شود و مورد بهره برداری قرار گیرد تا شور
وانگیزه جهاد و شهادت بیافریند. بعلاوه، آنان که
به خاطر حسین«ع» حاضرند خون بدهند، چه بهتر که
خون خویش را به درمانگاهها و مراکز انتقال خون
اهدا کنند. یا با تاسیس بانکخون، از فداکاران و
ایثارگران داوطلب، در روز عاشورا خون گرفته شود و
نگهداری گردد، تا از این طریق، جان انسانهای
بسیاری که نیازمند خونند، نجات یابد. گر چه این
کار، شاید مثل قمه زنی،تامین کننده احساس عاطفی
فرد نباشد.ولی قطعا رضایت خداوندو پسند سید
الشهدا«ع» را بیشتر در پی دارد. کاش روزی صدقه
دادن خون نیز، مثل صدقه و کمک مالی و لباس و غذا
و... مرسوم گردد و با قصد قربت انجام گیرد.
دکترعلی شریعتی شاید زیباترین تعبیر را از تیغ زدن
دارد. ایشان میگوید تشیع علوی تیغ را به پشت دشمن
میکوبد ولی تشیع صفوی تیغ رابه پشت خود میکوبد. در
جای دیگر چگونگی پیدایش این عمل در مراسم عزاداری
امام حسین چنین گفته است :
همه
این ها را دست پخت و سوغاتی یکی از درباریان حکومت
صفوی می داند که از سفرش به اروپای شرقی و تحقیق
در مراسم مذهبی مسیحیان برای ما آورده است . او در
کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی از مصلحت صحبت میکند .
مصلحت اندیشی که در تشیع علوی جایی ندارد. او از
انحرافات عزاداری عاشورا میگوید: در زمان صفوی عده
ای مامور شدند تا به اروپای شرقی بروند تا از نحوه
عزاداری برای مسیح الگوبرداری کنند. از همان دوران
... قمه زنی وارد، عزاداری حسینی شد. این نوع
عزاداری برای مسیح هنوز هم در اسیای جنوب شرقی
دیده می شود. همه این تیغ زنی ها و قمه زنی ها و
شمایل کشی تقلید کورکورانه ای است که از
۳
مراسم 7mysters,
miracles ,passions
که سالیانه در سالگرد شهادت مسیح در لورد دقیقا به
همین شکل برگزار می شود اخذ شده است.
یکی
از صاحب نظران درمسایل دینی چنین گفته است:
در
دنیا ، مدام میکوشیم، بگوییم اهل خشونت ، ترور و
جنگ نیستیم . مبانی اسلامی ما با رحمت و رافت
سازگار است نه با تندی و خشونت اما آ نان لنز
دوربین های شان را روی اینگونه رفتارها متمرکز
میکنند تا آنچه میخواهند به دست ارند . همانطور که
بد دفاع کردن از هر اندیشه و آرمانی بدتر از دفاع
نکردن از آن است . اینگونه عزاداری ها نیز نه تنها
تبلیغ اسلام و تشیع نیست بلکه ضد تبلیغ است .
موضع صریح فقها و اندیشمندان دین کدام است؟
کی گفت حسین، بر سرخویش بزن؟ با تیغ، به فرق
خویشتن نیش بزن؟
تیغی که زنی بر سرخود، ای غافـل بر فـــرق
ستمگران بد کیش بــزن
جواد محدثی
شاید خیلی مشکل باشد، آنانکه به باورهای دینی
ومذهبی شان چنین اعمال رسوخ کرده و اینگونه اعمال
را عین دین میدانند، مبارزه با چنین برداشت و بینش
خیلی ها دشوار خواهد بود .
نبی
قانع زاده - فنلند
سه شنبه 25 جدی 1386 خورشيدی برابر با 15 جنوری
2008 ميلادی/
آلمان
15
/ 01 /
2008 Germany : تاریخ نشر مطلب
|