|
مقالات جدید
نوشته شهيد دكتر علي شريعتي
فاطمه ، فاطمه است
اشاره: در باره فاطمه زهرا ، مسلمان وغير مسلمان،
كتاب هاي فروان نوشته اند .
اما
هيچ كتابي به شيوايي كتاب ،فاطمه فاطمه است،
نوشته شهيد تشيع سرخ علوي ، زنده ياد دكتر شريعتي
نيست.
اگر
چه عده ي از روحاني نما ها وجهال در لباس علم
وامام زادگان بي معجزه ومگسان دور سفره معاويه هاي
دوران ، با انديشه هاي انقلابي شريعتي مبارزه كرد
وحتا دانشمندي مثل شهيد مطهري بطور رسمي به امام
خميني نامه نوشت واز ايشان خواست كه كتاب هاي
شريعتي را ضاله اعلام نموده بطور رسمي از وزارت
فرهنگ وارشاد اسلامي بخواهد كه كتاب هاي دكتر علي
شريعتي را ممنون اعلام كند.
از
آن جاي كه امام خميني، هم خودش آثار دكتر شريعتي
را خوانده بود وبعد هاادبيات شريعتي در نوشته هاي
امام خميني تجلي يافت وهم خانواده امام خميني آثار
شريعتي را مطالعه مي كردند ،لذا امام خميني شريعتي
را خوب مي شناخت واز ادبيات انقلابي دكتر شريعتي
تأثير پذيرفته بود واين تأثير پذيري امام خميني از
ادبيات دكتر شريعتي در نوع تركيبات امام خميني
كاملا مشهود است، اين چنين بود كه امام خميني با
اين نظر شهيد مطهري موافقت نكرد.
امروز هم فيلسوف صفوي انديش ، محمد تقي مصباح يزدي
وشاگردانش با انديشه هاي شريعتي مبارزه مي كنند.
در افغانستان هم نوعا سادات از جامعه هزاره راه
اين فيلسوف صفوي انديش ايران را دنبال مي كنند.
اما
علا رغم اين افراط وتفريط، نسل جوان امت اسلامي به
انديشه هاي شريعتي باور مند تر مي شودند .
در
اين فرصت پيش آمده بمناسبت ميلاد فاطمه ،گزيده ي
از بخش پاياني كتاب فاطمه فاطمه است دكتر شريعتي
را ، تقديم خوانندگان عزيز سايت كاتب هزاره مي
كنم.
اسدالله جعفري
از
شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است. فاطمه یک
زن بود ، آنچنان که اسلام می خواهد که زن باشد.
تصویر سیمای او را پیامبر ، خود رسم کرده بود و او
را در کوره های سختی و فقر و مبارزه و آموزش های
عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود.
وی
در همه ابعاد گوناگون «زن بودن» نمونه شده بود.
مظهر یک دختر در برابر پدرش
مظهر یک همسر در برابر شویش
مظهر یک مادر در برابر فرزندانش
مظهر یک زن مبارز و مسئول در برابر زمانش و سرنوشت
جامعه اش
وی
خود یک امام است. یعنی یک نمونه مثالی ، یک تیپ
ایده آل برای زن ، یک اسوه ، یک شاهد برای هر زنی
که می خواهد شدن خویش را خود انتخاب کند.او با
طفولیت شگفتش ، با مبارزه مدامش در دو جبهه داخلی
و خارجی ، در خانه پدرش ، خانه همسرش ، در جامعه
اش ، در اندیشه و رفتار و زندگی اش ، چگونه بودن
را به زن پاسخ می داد.
نمی
دانم از او چه بگویم ؟ چگونه بگویم ؟ خواستم از
بوسوئه تقلید کنم ، خطیب نامور فرانسه که روزی در
مجلسی با حضور لوئی ، از مریم سخن می گفت.گفت هزار
و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم
، داد سخن داده اند.هزار و هفتصد سال است که همه
فیلسوفان و متفکران ملت ها در شرق و غرب ، ارزش
های مریم را بیان کرده اند.هزار و هفتصد سال است
که شاعران جهان در ستایش مریم همه ذوق و قدرت
خلاه شان را بکار گرفته اند. هزار و هفتصد سال است
که همه هنرمندان ، چهره نگاران و پیکره سازان بشر
، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی های
اعجازگر کرده اند. اما مجموعه گفته ها و اندیشه ها
و کوشش ها و هنرمندی های همه در طول این قرن های
بسیار ، به اندازه این کلمه نتوانسته اند عظمت های
مریم را بازگویند که :
«مریم مادر عیسی است»
و
من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم ، باز
درماندم :
خواستم بگویم
فاطمه دختر خدیجه بزرگ است
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم
فاطمه دختر محمد (ص) است
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم
فاطمه همسر علی (ع) است
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم
فاطمه مادر حسنین است
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم
فاطمه مادر زینب است
باز
دیدم که فاطمه نیست.
نه
، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه ، فاطمه است
تاریخ
نشر مطلب: چهارشنبه 5 سرطان 1387 خورشيدی برابر با
25 جون 2008 ميلادی/ آلمان |