به  سایت  کاتب  هزاره  خوش  آمد ید


K A T E B   H A Z A R A

تماس با ما همکاران قلمی آرشیف زنان حقوق بشر اخبار مقالات جدید هدف صفحه اصلی
 


مقالات جدید
 

 

عبدالشکور اخلاقی

غائله كوچي ها ، گسترش نا امني هاي كشور!

يكي از نشانه هاي عقب ماندگي ذهني و عدم درك سياست مداران كشور هاي جهان سوم هم چون افغانستان اينست كه رهبران سياسي آنان نه تنها از حل منازعات و مشكلات پيش پا افتاده عاجز اند ، بلكه قادر نيستند كه تنش ها و معضلات كوچك را نيز مهار و خاموش سازند.

اين نشانه اشاره به يك نكته بسيار مهم و تعيين كننده در سرنوشت سياسي و وضعيت اداره آن كشور ها نيز دارد، نكته ياد شده اينست كه زمامداران كشور هاي جهان سوم هرگز به باور هاي ملي و ميهن دوستي اعتقاد نداشته و بيشتر اشباع خود خواهي و جاه طلبي هاي خود را در عرصه سياست جستجو مي نمايند.

زمامداران افغانستان از گذشته هاي دور تا كنون متاسفانه به چنين بيماري لاعلاج مبتلا بوده اند. وضعيت سياسي و اجتماعي كشور از ازمنه هاي دور تا اكنون گواهي ميدهد كه حكومتگران افغانستان جز به منافع حقير و پيش پاي افتاده و حفظ آن موقعيت به هيچ چيز ديگري نيانديشيده اند. آنان براي حفظ اين موقعيت و در اختيار گرفتن اهرم قدرت به هر شيوه مشروع و نامشروع توسل جسته و از هر ابزاري كار گرفته اند ، حتي قباحت را بجايي رسانده اند كه مقدس ترين ارزشها و باور هاي ديني و انساني را هم ملعبه بازي هاي پليد و جاه طلبانه خويش قرار داده اند. آنان هميشه بر عوامل و زمينه هاي تفرقه انگيز و تخدير كننده جامعه تاكيد ورزيده اند. هرگز در پي نهادينه شدن ساختار هاي سياسي و اجتماعي و سامان يافتن وضعيت اقتصادي و رشد انديشه و باور هاي ملي و تكاملي بخش و انسجام جامعه و تامين سالم مناسبات بين المللي نبوده اند. ميراث سياست در افغانستان آن چنان پلشت ، تنفر آميز و غير انساني است كه در هيچ قاموسي نمي توان آن را بيان داشت. در حقيقت مظلوميت و محروميت افغانستان نيز از همينجا سرچشمه مي گيرد.

اگر موضوع را ملموس تر و عيني تر بيان نماييم ، اصل مسئله اينست كه حكومت هاي اسبق افغانستان به ترتيب و توالي دوران ها زخم هاي چركين ، درد هاي بي درمان ، كينه هاي ريشه دار، محروميتي مضاعف ، پريشاني مداوم ، سرگشتگي هميشگي و.... را بجاي گذاشته اند. مسئله كوچي ها يكي از هزاران آن مي باشد. در حالي كه جهان و حد اقل كشور هاي هم جوار مسئله كوچ نشيني و زندگي بر مبناي شباني را با استفاده از دست آورد هاي مدني بتدريج ارتقاء بخشيده و روزنه تازه و انساني و اميدبخشي را فرا روي كوچ نشينان قرار داده اند ، اما حكومت هاي فاسد افغانستان با روا داشتن ظلم و بي عدالتي مضاعف نه تنها كوچيان را از حقوق انساني و وضعيت انساني محروم داشته اند ، بلكه همواره از آنان در جهت تفرقه ملي و سركوب اقوام و مشتعل ساختن جنگ هاي قومي و داخلي استفاده برده اند. حيات و زندگي تباه شده كوچي ها در واقع ماحصل رفاه ، قدرت طلبي و عياشي زمامداراني مي باشد كه كوچي ها را بنام قوم جداگانه از تيره اصلي شان يعني پشتون جدا جلوه داده و آنان را سپر بلاي خود ساخته اند. از ديگر تبعات شوم اين سياست تفرقه انگيز و ضد ملي رودر روي قرار دادن اقوام كشور در مقابل كوچي ها مي باشد. امروزه تصوير كوچي ها در زمينه سياست تفرقه و نيرنگ ، بعنوان عناصر مهاجم و غاصب ، شمشير قساوت و ابزار غارت تجلي يافته است. بر اثر سياست هاي مغرضانه حكومت هاي وقت كوچيان افغانستان هم چنان بحالت عقب مانده و محروم از هرگونه شرايط امروزين قرار گرفته اند.

با روي كار آمدن دور جديدي از نظام سياسي و حكومت جديد تحت اداره حامد كرزي و پردازش شعار هاي بلند پروازانه انتظار مي رفت كه علاوه بر ايجاد تغيير و تحول مثبت در عرصه هاي گوناگون جامعه ، وضعيت كوچيان افغان نيز متغيير شود. نسبت به زندگي رقت بار و عقب افتاده آنان توجه مناسب صورت گيرد. با تقويت روند تغيير مثبت و تحولات رو به  انكشاف افغانستان مسير سازنده خود را دريابد. تفاهم اقوام زمينه تقويت و شكل گيري وحدت ملي را فراهم آورد. سياست و اداره كشور از مسير تفرقه آميز و جاه طلبانه بسوي انسجام و ترقي و توسعه سياسي و اقتصادي كشور تغيير جهت دهد. در حقيقت با چنين رويكردي اميد مي رفت كه ثبات و امنيت در كشور بحران زده افغانستان استقرار يابد. از گزينه هاي اساسي كه امنيت و ثبات را در كشور تقويت و تحكيم مي بخشيد يكي اين بود كه زخم هاي كهنه ، كينه هاي تاريخي ، كدورت هاي اجتماعي ، تيرگي هاي سياسي و.... در فضاي مناسب پيش آمده مداوا و اصلاح گردد. ولي چندي از پديد آمدن چنين اميد واري ها نگذشته بود كه روند اوضاع كاملا دگرگون گشت . دگرگوني اوضاع به اندازه اي غير مترقبه و دور از انتظار بود كه همه اميد ها و باور هاي مردم نسبت به حكومت موجوده به يكباره فرو ريخت. سياست هاي اعمال شده از جانب حكومت در واقع همان نيرنگ ها و شگرد هاي زمامداران ستمگر گذشته را در قالب و رنگ و بوي فريبنده جلوه گر ساخت. نشانه هاي اين نا اميدي و عدم باورمندي به حكومت را مي توان بوضوح در آيينه سياست ها و روشهاي آنان مشاهده نمود.

آقاي كرزي بعنوان كسي كه نقطه تلاقي آرزو ها و انتظارات مردم قرار گرفته بود در اثر سوء مديريت تمام زمينه هاي مناسب را فرو پاشاند. حكومتي كه از سوي ايشان تعيين گرديد از بي كفايت ترين حكومت هاي تاريخ سياسي كشور بشمار مي آيد. آنان قادر نگرديدند كه از فرصت پيش آمده در جهت سازندگي اداره و اقتصاد كشور استفاده نمايند. با فساد و محروميت و فقر نه تنها مقابله جدي صورت نگرفت ، بلكه بيش از گذشته گسترش يافت. امنيت و ثبات كه سنگ زيرين ترقي و اصلاح جامعه و حكومت بشمار مي رود روز بروز وخيم تر گرديد. اگر بيان نابساماني هاي جامعه و ضعف و ناكار آمدي حكومت قبل از اين اغراق آميز و دشمنانه تصور مي گرديد ؛ ولي امروز كه كارد به استخوان رسيده است ناله و صداي عجز آقاي كرزي را هم بلند نموده است . حاميان و دوستان خارجي وي را نيز وادار به شكايت و گلايه ساخته است. مردم را از حكومت و كارگزاران نه تنها دور گردانيده بلكه متنفر و منزجر نموده است. ميدان را براي فعاليت و حضور دشمنان ثبات و امنيت كشور فراخ گردانيده است. به راستي چرا اوضاع بدين حد بحراني و ناپايدار و در حال فروپاشي قرار گرفته است؟

يكي از پاسخهاي موجود همانست كه در ابتداء گفته شد؛ حكومتگران افغانستان ( از جمله حكومتگران امروزي ) فاقد دانش و درايت حكومتداري بوده و هيچ نوع روحيه دلسوزي و تعلق خاطر به افغانستان ندارند. آنان براي بقاي قدرت خويش و بدست آوردن امتيازات بيشتر به هر بهانه و وسيله اي توسل مي جويند. دامن زدن به نا امني ها يكي از اين شيوه ها است. شايد اين تصور براي عده اي غير قابل قبول جلوه نمايد. از لحاظ منطقي نيز اين تصور توجيه پذير نمي باشد. اما بايد گفت كه سياست افغانستان هيچگاهي پايه منطقي و مبناي توجيه پذير نداشته است. زمامداران افغانستان به اندازه اي در خود كامگي و خود پنداري غرق اند كه حتي برخي اوقات به سياست ها و روشهاي دست مي يازند كه فرجام آن سياست ها و روشها ممكن است به ضرر خود شان تمام شود.

موضوع كوچي ها يكي از مسايل بسيار ساده اي بود كه مي توانست با اتخاذ سياست درست و شيوه واقع بينانه بسود كوچي ها و تمام مردم افغانستان حل گردد. حقوقي كه در قانون اساسي كشور براي شهروندان در نظر گرفته شده است معيار و اجماع روشني بود كه اين مسئله نيز در پرتو آن حل گردد. اما متاسفانه حد اقل مدت دو سال مي شود كه زمامداران و حلقه هاي خاصي كه رئيس جمهور در پيرامون خود جمع نموده است تلاش ورزيده اند كه مسئله كوچي ها را به يك بحران مهار ناپذير تبديل نمايند. متاسفانه آنان توانستند به اين نيت شوم خويش جامه عمل بپوشانند. در حالي كه اكنون جنگ در مناطق مركزي بين كوچي هاي تحريك شده و باشندگان آنان ادامه دارد ارگ نشينان و زمامداران در سوداي آنند كه چگونه از اين وضعيت بهره برداري سياسي نمايند. چه سان برتري قومي خود را تثبيت نمايند. آنچه در دور نماي وضعيت متشنج و آتش شعله ورشده ميان كوچي هاي تحريك شده از سوي حلقه هاي ارگ نشين و باشندگان مناطق تحت تهاجم مي توان ديد اينست كه دست هاي غرض آلود با در نظر داشت اهداف چند جانبه تلاش دارند كه بحران را به مناطق مركزي سرايت دهند. زيرا آنان بر اين گمانند كه با گل آلود شدن آب قادر خواهند بود كه بهتر و مطمئن تر ماهي مقصود خود را صيد نمايند. چنين سياست و روشي درخور زمامدار يك جامعه و حكومت يك كشور نيست. چنين تصوري مي توانند نشانه دشمني و كينه توزي و بدخواهي تلقي گردد. عامل و زمينه اي كه تاكنون از جانب حكومتگران بكار گرفته شده است.  منبع: آریانانت.

 

تاریخ نشر مطلب: دوشنبه 31 سرطان 1387 خورشيدی برابر با 21 جولای 2008 ميلادی/ آلمان

 
 
 
 

بازگشت

بالا

 

 


Publisher:

Ghulam Sakhi Oruzgani

Phone: +49 162 3702587

www.kateb-hazara.net

Email: info@kateb-hazara.net


مدیرمسؤل: غلام سخی ارزگانی

.استفاده از سایت کاتب هزاره با ذکر آن مجازاست

.مسؤلیت مقالات به دوش نویسندگان آن می باشد

.
از انتقادات و پیشنهادات سازنده شما استقبال می گردد