به  سایت  کاتب  هزاره  خوش  آمد ید


K A T E B   H A Z A R A

تماس با ما همکاران قلمی آرشیف زنان حقوق بشر اخبار مقالات جدید هدف صفحه اصلی
 


مقالات جدید

 

نما

گزیده هایی از سخنان رهبر شهید، استاد عبدالعلی مزاری

... و مزاری اینگونه جاودانه شد (گزیده هایی از سخنان رهبر شهید، استاد عبدالعلی مزاری)

ما سرزمين افغانستان را سرزمين مان مي دانيم. اين خاك را براي آزاديش بيش از يك ميليون شهيد داديم، وجب به وجب از اين ميهن را دفاع مي كنيم و بدين معني نيست كه ما حق نداشته باشيم، ما سرنوشت خود را تعيين نكنيم. اگر بي تفاوت باشيم، اتحاد خود را حفظ نكنيم، مي توانند ما را 300 سال ديگر باز حذف كنند، آنوقت براي «جوالي گري» باشيم!!

كد خبر: 164 تاريخ انتشار: 2008-03-12

هیچکس، نه مخالفین داخلی شهید مزاری و نه دشمنان بیرونی اش، نتوانستند محبوبیت او را میان مردمش کم کنند. پس از گذشت 13 سال از شهادتش، امروز بیش از گذشته تصاویر مصمم و مغرور مزاری زینت بخش دیوار خانه های مردمش است. به راستی راز این جاودانگی در چیست؟

سخنان زیر بخشی از گفته هایی است که از رهبر شهید به یادگار مانده است. شما می توانید برخی از رازهای جاودانگی مزاری را در لابلای این گفتار بیابید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ولي گرامي ترين شما در نزد خدا مُتقي ترين شما است. «متقي» يعني چه؟ «متقي» يعني كسي كه قانون و (سنت الهي) را رعايت مي كند. «تقوا» را هر كس، هر معنا كرده باشد، خوبترين معنايش اين است كه: حالت و ملكه اي در انسان باشد براي رعايت كردن اين قانون. باز در اينجا، من معتقدم و برداشتم اين است كه در اينجا صداي رساي قرآن محدود نيست. «گرامي ترين شما، متقي ترين شماست» اختصاصي به اسلام ندارد. ما مي توانيم از اين آيه اينطور استفاده كنيم كه اگر يك مسيحي، دستورات و قانون مسيحيت را رعايت مي كند، در بين مسيحيان پيش خدا با فضيلت تر است. اگر يك يهودي، دستورات و قانون يهوديت را رعايت مي كند، گرامي تر است. امتياز از آن اين قوم و آن قوم نيست. خداوند براي تكامل جامعة بشريت، مسابقه گذاشته و اعلام داشته است كه شما اقوام مختلف، صورتهاي مختلف، شكلهاي مختلف، زبانهاي مختلف، نژادهاي مختلف، همة تان آزاديد و هر كدام از شما كه قانون و سنت خدا را خوب رعايت كند پيش ما با فضيلت تر است. مي بينيم كه در اينجا هيچ امتيازي بر مبناي تبعيض نيست. اما حالا سئوالي كه پيش مي آيد، اين است كه چرا در دنيا و در بين يك جامعه، بر سر سلب حقوق يك تعداد، نزاع در مي گيرد؟ اگر اين نزاع، مذهبي است، مذهبي بر مذهب ديگر ظلم مي كند، حق مذهبي اش را نمي دهد و نفي مي كند. اگر نزاع نژادي است، نژاد بر سر نژاد ديگر ظلم مي كند و حقش را حذف مي كند. مسأله اصلي اينجاست.

***

در فلسفة اسلامي مقوله اي وجود دارد بنام «وجود» و «عدم». فلاسفة عزيز اسلامي «وجود» را خير مي دانند و «عدم» را شر. مي گويند: هر چه در دنيا شر است از «عدم» است و هر چه در دنيا خير است از «وجود» است. در اجتماع نيز اين مسأله قابل درك است. در اينجا وجود اقوام شر نيست. سلب حقوق يك تعداد شر است. اگر يك آدم مي آيد و كسي را در يك جامعه مي كشد، اين كشتن و حيات كسي را به عدم بردن، شر است. چنانكه وقتي خانه اي منهدم مي شود عدم اين خانه شر است. وجودش شر نيست. دربارة اين مقوله بيشتر از اين صحبت نمي كنم. فقط يك اشاره كردم. گرفتاري بشر بخاطر همين مسأله حذف يكديگر و ضايع ساختن حقوق يكديگر است.

***

مشكل افغانستان هم بر سر اين مسأله است. اگر اقوام ساكن در افغانستان، هويت و شخصيت و حقوق همديگر را نفي نكنند، اگر كسي در اينجا ظلم نكند، حق ديگري را ضايع نكند، ديگر مشكلي وجود ندارد. تمام جنجال ها و درگيريها بر سر همين مسألة امتياز طلبي و حذف همديگر است. اين امتياز طلبي يكدفعه در چهرة مذهب است، يك دفعه چهرة نژاد است. اما ما معتقديم آنچه كه فعلاً در افغانستان جريان دارد، بخاطر مسألة نژاديست. تضاد مذهبي است اما كم رنگ است. تضاد اصلي بخاطر نژاد است.

***

ما سرزمين افغانستان را سرزمين مان مي دانيم. اين خاك را براي آزاديش بيش از يك ميليون شهيد داديم، وجب به وجب از اين ميهن را دفاع مي كنيم و بدين معني نيست كه ما حق نداشته باشيم، ما سرنوشت خود را تعيين نكنيم. اگر بي تفاوت باشيم، اتحاد خود را حفظ نكنيم، مي توانند ما را 300 سال ديگر باز حذف كنند، آنوقت براي «جوالي گري» باشيم!!

***

باز براي برادران عزيز، مجاهدين عزيز، فرماندهان عزيز، شوراهاي ولايت و موسفيدان و مأمورين دواير توصيه مي كنم، تقاضا دارم كه امروز روز وحدت، روز هماهنگي، روز عفو، روز گذشت، روز اين است كه گذشته را ناديده بگيريد، و به كنار هم دست به دست هم داديد كه از يك ميليون شهيدي كه در راه اسلام داديد، نتيجه بگيريد. شهدايي كه براي حكومت اسلامي و عدالت اجتماعي، امنيت و سربلندي مردم افغانستان خون دادند. نه براي قدرت طلبي يك عده رياست طلب.

***

در رابطه با مسأله آينده چيزي روشن است كه از نگاه بين المللي همه روي اين مسأله قناعت ‏دارند كه حكومت آينده را رأي مردم بايد تعيين كند و با هر كس كه در اين روزها مطرح مي سازيم ‏مي گويند، خوب اگر مردم شما زياد بود نفوس شما زياد بود در آينده مردم برايتان رأي مي دهد. ولي ‏ما و شما مي دانيم كه در كشورهاي آسيايي و كلاً در شرق رأي مردم تعيين كننده نيست. قدرتي كه ‏در رأس حكومت است تعيين كننده است. يعني صرف از مردم يك مشروعيت درست مي كنند. شما ‏خوب مي دانيد كه در پاكستان قدرت در دست ارتش است. ارتش از هر كس حمايت كرد، او رأي را ‏مي برد و از هر كس حمايت نكرد، رأي را مي بازد. اگر احياناً بُرد كودتا مي شود. در مدتي كه ما ‏سراغ داريم در پاكستان ارتش حكومت كرده، نامش انتخابات هم است. مسأله افغانستان كه از لحاظ ‏دموكراسي سياسي هنوز بپاي پاكستان هم نيست. در آنجا اين آزادي وجود دارد كه هر كس در ‏روزنامه ها نظر خود را گفته مي تواند، امّا در افغانستان اين مسأله هم نيست. ما در زمان «ظاهر» چهار ‏دوره رأي گيري داشتيم. وكيل در پارلمان مي آمدند، از تمام هزاره جات كه هر ولسوالي اش يك ‏صدو شصت هزار نفر داشت، سي نفر وكيل مي آمد و از جنوبي و مشرقي كه نفوس هر ولسوالي اش ‏پانزده هزار نفر بود يك وكيل مي آمد. تا دوهزاروهشتصد نفر هم يك وكيل داشت. يكبار كه روي ‏موضوعي كه در پارلمان طرح شد و فارسي زبانها يكجا شدند اكثريت را در پارلمان تشكيل دادند ‏ولي بلافاصله در دوره دوم هر چه علاقه داري بود به ولسوالي تبديل شد تا اكثريت را افغانها تشكيل ‏بدهد.

***

در بين مردم ما مطرح شده كه جامعه ما را از نگاه نظامي و تشكيلاتي دو قطبي كند و در اينجا ‏فكري بوجود آمده كه بين حزب اسلامي و جمعيت اسلامي، ما در كنار هر يك باشيم خوب است. ‏طرفداري يكي از جمعيت بكند، يكي از حزب. حتي نسبت داده شده اين مسأله در بين مردم براي ‏مسئوولين حزب وحدت اين باور، باور غلطي است شما را هم اگر كسي مي آيد اينجا القاء مي كند ‏اين مسأله را قبول نكنيد. اين را دوستان شما القاء نمي كند، براي گمراه كردن و انحراف فكريست. ‏هر مردم هر ملتي و هر تنظيم سياسي بايد روي مسأله خودش و مردمش فكر بكند. براي كسي ديگر ‏فكر كردن غلط است. ما با همه تنظيم ها سر جنگ نداريم، دوست هستيم، با همه ملتها سر دشمني ‏نداريم و دوست هستيم و وحدت ملي را ما در افغانستان يك اصل مي دانيم. اگر دانسته و ندانسته ‏براي مردم ما اين مسأله(دودسته شدن) را كسي مطرح بكند، اين براي مردم ما ذلت است، براي مردم ‏ما عزت نيست. معني اش اينست كه ما توانايي زندگي و دفاع از حقوق خودمان را نداشته باشيم. چرا ‏ما اين مسأله را نگوييم كه ديگران در كنار ما باشند خوب است. كه ما بياييم در بين مردم القاء بكنيم ‏كه ما در كنار كي باشيم خوب است. اين مسأله فكر انحرافي است هر كس بيايد در اينجا بگويد ‏تعدادي از حزب اسلامي دفاع بكند و تعدادي از جمعيت، براي مردم ما فاجعه است. ما اينها را ‏بعنوان خائنين ملي مي شناسيم. مردم ما يك مردم سرافرازيست كه با برادري با همه مليت ها مي ‏خواهيم زندگي بكنيم، با برادري زندگي بكند. اين افغان باشد، تاجيك باشد، ازبك باشد، همه برادرند ‏حقوق مساوي مي خواهيم، چرا ما سر پاي خودمان اين فكر را نكنيم و روي توان خود ما فكر نكنيم. ‏اين فكر، فكر غلطي است و هر كسي القاء بكند نادرست است(تكبير حضار) ما روي بازوان پرتوان ‏شما مردم فكر مي كنيم. حق هم اگر مي خواهيم براي شما مي خواهيم. اين حق خواستن بمعني ‏دشمني با حزب اسلامي و جمعيت اسلامي نيست. ما معتقد هستيم در اينجا مسأله افغانستان وقتي ‏حل مي شود كه مردم و احزاب همديگر را تحمل بكند، در صدد حذف يكديگر نباشند. چه از نگاه ‏اقوام چه از نگاه احزاب، چه از نگاه مذاهب. روش حزب وحدت اين است كه با كسي جنگ نداريم، ‏براي همه ي احزاب و مليتها احترام قائليم و براي همه حق مساوي طبق نفوس شان مي خواهيم و بر ‏همين اساس براي مردم خود حق مي خواهيم راه حل براي افغانستان تفاهم است نه حذف يكديگر. ‏لهذا هر كسي كه مي آيد در اينجا براي حذف يك ملت و براي حذف يك تنظيم فعاليت مي كند ‏سخت اشتباه مي كند. 20 ماه گذشته اثبات كرده كه توانايي حذف كسي را ندارد.

. اينها وظيفه ملي ماست ما اگر بخواهيم در افغانستان زندگي بكنيم و ‏زنده باشيم، مجبور هستيم جلو كسي كه تخلف مي كند و خيانت مي كند بايستيم. با همه اين مسايل ‏ما اثبات كرديم كه نمي خواهيم كه جنگ راه حل باشد ولي ما موضع سياسي خود را داريم و مي ‏گوييم هر كه اين خيانت را بكند مي گوييم در مقابلش، هر كه حق هر كس ديگر را ناديده بگيرد مي ‏گوييم در مقابلش، هر كه در حق ما تجاوز بكند برايش جواب مي گوييم.

***

خبرنگار: ما شنيديم كه بعضي گروهها عليه جنبش ملي- اسلامي شمال فتواي جهاد داده اند، شما ‏در اين مورد چه نظري داريد؟

استاد مزاري: در رابطه با فتواي جهاد، اين هم از نگاه شرعي درست نبود و هم از نگاه ملي و هم ‏از نگاه اينكه حل مسأله افغانستان را مشكل مي كند. چون از نظر شرعي فتوا را كسي بايد بدهد كه ‏اهليت فتوا را داشته باشد، و اين كسانيكه فتوا داده، هيچكدام شان اهليت فتوا را نداشته و از نگاه ملي ‏هم امروز جنبش ملي- اسلامي مربوط به يك مليت سمت شمال است كه نيروهاي جهادي و غير ‏جهادي اش در اين مسأله شامل اند و اين فتوا از نگاه ملي و تماميت ارضي هم بيجا بود. از نگاه حل ‏مسأله سياسي افغانستان هم مناسب نبود، براي اينكه آقاي رباني قبلاً جنبش ملي- اسلامي را به ‏رسميت شناخته بود و جنرال دوستم را به عنوان قهرمان و مجاهد خطاب كرده بود و به كفالتش به ‏رياست جمهوري جا داده بود. روي اين مسأله تا آن وقتي كه از او حمايت مي كرد، هم مسلمان بود و ‏هم مجاهد بود، ولي وقتي كه با وي مخالفت كرد، عليه اش فتوا داد. اين در مصالح ملي نبود و حزب ‏وحدت اين مسأله را محكوم مي كند و اين را قبول ندارد.

***

خبرنگار: آيا شما مثل اكثر رهبران، از روزهاي نخست، شوق چوكي دولتي را در سرداريد؟‏

استاد مزاري: تا حال براي خودم چوكي نخواستم و بعد از اين هم نخواهم خواست. حتي نمي ‏خواهم كه رئيس جمهور باشم ما فقط حقوق ديگران را مي خواهيم [كه به آنها داده شود] و براي ‏خودم مطرح نيست، و در آينده ثابت خواهد شد كه هيچ نوع پست را قبول نخواهم كرد. البته براي ‏حقوق مردم هزاره و شيعه، در كابل و در پهلوي ديگران اگر حقي براي شان قايل نشوند، مبارزه ميكنم.

***

ولي مي بينيم كه براي قدرت طلبي و انحصارطلبي اين همه ظلم را براي مردم شان ‏با سرمايه ي خود اين مردم روا مي دارند. نه امروز اينها حكومت اسلامي اند و نه 250 سال گذشته. و ‏بايد ببينيم و نتيجه بگيريم كه ظلم اشخاص، ظلم قوم نيست و اين را به مردم افغانستان با صراحت بيان ‏مي كنم كه مردم افغانستان از اقوام مختلف تشكيل شده و همه برادر و همه از يك سرزمين اند و مي ‏خواهند در يك سرزمين زندگي بكنند و مردم، هيچكدام دشمن ديگري نيستند و هيچكس نمي تواند ‏قوم يا اقوام ديگر را حذف بكند. اگر به حساب قوميت، به حساب نژاد، ظلم مي كنند اين ظلم مربوط ‏شخص يا اشخاص قدرت طلب است. لهذا براي مردم افغانستان از همه چيز مهمتر برادري و اخوت و ‏دوستي ضرورت دارد و مردم هم تشنه ي آن هستند.‏

از نما( نهضمت مدنی افغانستان) اقتباس گردید.

 

تاریخ نشر مطلب: روز پنجشنبه 23 حوت 1386 خورشيدی برابر با 13 مارچ 2008  ميلادی/ آلمان

 
 
 
 

بازگشت

بالا

 

 


Publisher:

Ghulam Sakhi Oruzgani

Phone: +49 162 3702587

www.kateb-hazara.net

Email: info@kateb-hazara.net

 


مدیرمسؤل: غلام سخی ارزگانی

.استفاده از سایت کاتب هزاره با ذکر آن مجازاست

.مسؤلیت مقالات به دوش نویسندگان آن می باشد

.
از انتقادات و پیشنهادات سازنده شما استقبال می گردد