|
مقالات جدید
ا
هجوم کرگدن ها
موسی رستگار
فرستنده: اسد بودا
دزي: كسي نيست كه يكي از خويشان يا دوستانِ نزديكش
”كرگدن“ نشده باشد، و اين خودش انجام هر طرحي را
پيچيدهتر ميكند.
برانژه: پس همه دست به دستِ هم دادهاند.
این خانم بهسودی که بر اساس منش و برنامه سیاسی
طالبان کوچی نقاب و حامیان نژادپرست دولتی شان به
شهادت رسیده است.

دودار: همسبتگي سراسري است؛ دارد از هر حياطي
كرگدنهاي تازة بيرون ميآيد. از هر پنجرهاي. هر
كرگدن تازهاي ميدود و به بقيه ميپيوندد، تا چشم
كار ميكند كرگدن است، هيچ موجودِ انساني به چشم
نميخورد.
يونسكو
چندين هفته است كه كرگدنهاي كوه سيلمان به
«جمهوريسكوتِ هزارهجات» هجوم آورده و مشغول قتل
و غارت و تاخت و تاز هستند، خانهها را آتش
ميزنند، كودكان و زنان را با تيغ و تبر ميكشند،
مزارع را نابود نموده و در كل به هر نوع عملِ
حيواني و ضدِ انساني تا آنجا كه برايشان امكان
دارد، دست ميزنند؛
این تهاجم سیاسیِ سازمانیافته كه تا هنوز ادامه
دارد فاجعه گسترده ای را در پی داشته است:
حدود بيستهزار نفر از اهالی بهسود آواره
شدهـاند، چندين نفر، از جمله دو كودكِ خردسال
را، نه با گلوله بلكه با چوب و سنگ و تبر تكهتكه
كردهاند، شش نفر از روستائيان توسط يغماگرانِ
پشتون مثله و بیش از بیست روستا به خاکستر بدل
شده؛ دامنة اين خشونت تا تجاوزهاياخلاقي نيز
رسيده است. با وجود اين فاجعة انساني
گسترده و عظيم، جامعة جهاني، سازمانملل، دولت،
پارلمان و رسانههاي افغانستان و حتي رهبران و
روشنفكران هزاره با نگاه سرد و بياعتنا از كنار
اين فاجعة انساني ميگذرند، گويي به گفتهاي
”اوژن يونسكو“ «ديگر كسي از ديدنِ اين همه گلة
كرگدن كه به سرعت در خيابان([جمهوريِ سكوت])
ميتازند، تعجب نميكند، مردم راه را براي شان
باز ميكنند و وقتي رفتند، به راه شان ادامه
ميدهند، انگار هيچ اتفاقي نيافتاده، كارهاي عادي
خود شان را انجام ميدهند.(يونسكو،
۱۳۸۰:
۱۸۶»
این جوان بهسودی در حریم مقدس خویش
در
اثر تهاجم خونین طالبان کوچی نقاب و شبکه های
فاشیستی دولت کنونی به شهادت رسیده است.

اشتباه
است اگر اين همسبتگي سراسري پشتونها را که از هر
خیمه و خانه کوچی بیرون میخزد و به بقیه
میپیوندد، به «كوچيهاي مسلح» فروبكاهيم، ادبياتي
مضحك و اشتباهي كه موزهپاكان وابسته به كريم
خليلي در سايتِ رسمي
«حزبِوحدتِاسلاميِافغانستان» به آن دامن
ميزنند و اغلب مطبوعاتچيها و تحليلگران صادق،
اما ساده انديش هزاره، تعبيرهاي اشتباه از اين
قبيل را در سايتها و رسانههاي حزبي و غيرحزبي
بسط و گسترش داده، به ياد مظلوميتِ چشمانِ
زنكوچي از ديدگان اشك ميريزند و حتي برخي آنقدر
مسئله را كج فهميدهاند كه متجاوزينِ كوچي، اين ”
گلة وحشی كرگدن“ را «مظلوم» ياد ميكنند.
واقعیت آن است که همه چيز مطابق قاعدة تاريخي
اتفاق افتاده است، همان قاعدة تاريخي كه سبب شده
پشتونها مكرر در مكرر سرشتِ جانوربودگيِ و
نژادپرستي شان را در منازعات سياسي آشكار سازند:
نه هجوم كرگدنها به «جمهوريسكوت هزارهجات»
رخدادِ تازه و فاقد پييشنة تاريخي است و نه
وحشيگري پشتونها را ميتوان امر استثنای.
ادامه در وبلاگ
http://shbehsood.blogfa.com/
تاریخ
نشر مطلب: شنبه 5 اسد 1387 خورشيدی برابر با 26
جولای 2008 ميلادی/ آلمان |