|
مقالات جدید

داریوش غوربندی
كه نامي بزرگي به گيتي كه جست
كه نامي بزرگي به گيتي كه جست
ندارد كس آن روزگاران به ياد
بگويد ترا يك به يك در به در
كرا بود از آن برتران پايه بيش
كه از پهلوانان زند داستان
كيومرث آورد و او بود شاه
جهان گشت با فر و آيين و آب
كه گيتي جوان گشت ازآن يكسره
نخستين به كوه اندرون ساخت جاي
پلنگينه پوشيد خود با گروه
كه پوشيدني نو بد و نو خورش
به خوبي چو خورشيد بر گاه بود
چو ماه دو هفته ز سرو سهي
ز گيتي به نزديك او آرميد
از آن بر شده فره و بخت او
وزو برگرفتند آيين خويش
هنرمند و همچون پدر نامجوي
كيومرث را دل بدو زنده بود
ز بيم جداييش بريان بدي
فروزنده شد دولت شهريار
سخن گوي دهقان چه گويد نخست
كه بود آنكه ديهيم بر سر نهاد
مگر كز پدر ياد دارد پسر
كه نام بزرگي كه آورد پيش
پژوهنده نامهء باستان
چنين گفت كآيين تخت و كلاه
چو آمد به برج حمل آفتاب
بتابيد ازآن سان ز برج بره
كيومرث شد بر جهان كدخداي
سر بخت و تختش برآمد به كوه
ازو اندر آمد همي پرورش
به گيتي درون سال سي شاه بود
همي تافت زو فر شاهنشهي
دد و دام و هر جانور كش بديد
دوتا ميشدندي بر تخت او
به رسم نماز آمدنديش پيش
پسر بد مراورا يكي خوبروي
سيامك بدش نام و فرخنده بود
به جانش بر از مهر گريان بدي
برآمد برين كار يك روزگار
dariushghorbandi@yahoo.com
تاریخ
نشر مطلب: يکشنبه 20 اسد 1387 خورشيدی برابر با 10
اگست2008 ميلادی/ آلمان |