|
مقالات جدید
محمد علی برهانی شهرستانی
کلیّات و دستوراتي در باره ی هنر نوشتن
ن
والقلم وما يسطرون. (القلم /1)
در
اين آيه ي مباركه خداوند متعال به دو نعمت بسيار
عظيم خود كه به نسل آدمي اعطا فرموده سوگند ياد
نموده مي فرمايد : قسم به قلم وآنچه مي نگارد
، بر اهل سواد پوشيده نيست كه سوگند به چيزي مهم
وبزرگ ياد گرديده مي شود .
قلم ونوشته از بزرگترين ومهمترين نعمت هاي الهي
است كه خداي بزرگ بشررا به وسيله ي آن هدايت كرده
وتعليم داده است
.(الذي علّم با لقلم - علق/4)
به وسيله ي قلم وآنچه مي نگارد ، احاد بشر مي
توانند به اندوخته هاي دروني همديگر دست يابند ،
وعلما و
دانشمندان به اين وسيله امكان مي يابند كه علم
ودانش شان رابه اندازه ي وسعت كره ي زمين و
به
تعداد اولاد آدم پخش ونشر نمايند.
نوشته نشانه ي خرد مندي ونماينده ي دانشمندي اهل
قلم مي بوده باشد و
ميزان فضل وپايه ي درستي وبزرگي قلم بدست را روشن
مي نمايد . قلم با زبان بسيار گويا و
رسا
از جانب صاحب قلم سخن مي گويد ونوشته سفيري است
كه از سوي نويسنده در سطح دنيا ونسل آدمي نمايندگي
مي كند.
پس بسيار شايسته است كه اين نماينده ي صادق و امين
را به صلابت منطق و
استحكام درون مايه و ظاهر زيبا ودل نشين آراسته
نماييم . رعايت نكات و دستورات ذيل ما را در اين
مهم ياري مي نمايد .
اساس هر نوشته سه چیز است :
الف-
قالب
: اندیشه در آن متجلی می شود و خیال در آن
شکل می گیرد .
ب- موضوع :
چیزی که درباره ی آن سخن گفته می شود .
ج- محتوا :
نتیجه ی ترکیب صورتهای ذهنی و تخیل.
موضوع
نوشته ها ممکن است سه چیز باشد :
1-
انسان .2- وابسته های زندگی انسان .3- طبیعت
وماورای آن .
نوشته های که موضوعش انسان است، انسان را از
نظر روحی ، اخلاقی ، اجتماعی ، پرورشی ، تاریخی ،
فلسفی ، مذهبی ، سیاسی ، عشقی ، علمی، و...بررسی
می کند .
نوشته های که موضوعش وابسته های زندگی انسان
است از محیط ، ابزار زندگی ، کار انسان و...بحث می
کند .
نوشته های که موضوعش طبیعت است از آسمان ،
کوه ، دشت ، دریا، گل و گیا، جنگل و درختان و...
سخن می گوید و جنبه ی تخیلی دارد .
موضوع هر نوشته را در قالب های مختلف می توان
در آورد . تعاریف قالب ها و گونه های نوشته ، طی
مقاله ای تحت عنوان « آشنایی با قالبها و گونه
های بیان» از همین قلم ، در سایت وزین « کاتب
هزاره » منتشر شده است ، مراجعه شود .
واما محتوا ، گاهی ادبی و هنری است که مایه ی اصلی
آن تخیل و عاطفه است . و گاهی ادبی و هنری نیست،
بلکه بقصد بیان واقعیتی به رشته ی تحریر درمی آید
. اول را ادبیات محض گویند ودوم را ادبیات غیر محض
.
محتوای هر نوشته :
1-
به استدلال و بیان علل و نتایج پدیده ای می پردازد
.
2-
و کیفیت واقعه یا حادثه یا چیزی و یا شخصیتی
و...را توصیف می کند .
3-
برای پدیده ای ، صورتی را که دارای مشابهت ظاهری و
اشتراک جزئی با آن پدیده است یاد میکند .
4-
جزئیات موقعیتی را شرح می دهد .
برای توانا شدن در شرح جزئیات مفاهیم ، مطالعه ی
بسیار لازم است و حفظ الفاظ و معانی گسترده با
پیوند یکدیگر ضرورت دارد ، تا بتوان به شرح
اطلاعات و جزئیات مربوط به موضوع بهتر پرداخت واز
نمونه ها و شواهد تاریخی نیکو استفاده کرد و از
توصیف و تشبیه و کنایات واستعارات وسایر صناعات
استفاده ی بجا نمود. پس برای توسعه ی اطلاعات در
زمینه های گوناگون باید از نیروی حافظه ، تحقیق ،
تتبع ، دقت نظر ، تفکر و اندیشیدن استفاده ی بهینه
نمود.
اما نوشته های هنری و ادبی و بطور اعم هر
اثر هنری بر چهار پایه ی بنیادی استوار است:
1- پیام یا تم ( موضوع ، مبحث ، ماده و مایه
)
2- قالب ، فرم ، شکل ، ساخت .
3- محتوا .
4- تعبیر .
• پیام یا تم ، مقصود ویا غرض آن اندیشه ی
مرکزی و حرف اصلی هنرمند است که در محتوا و قالبی
خاص به تعبیر کشیده می شود.
تم یا درون مایه ، در حقیقت عنصر اصلی یک کار
ادبی است واز طریق همین عنصر است که مسیر وجهت
اندیشه و تفکر صاحب اثر روشن می شود.
• قالب را قبلا شرح داده ایم .
محتوا : مجموعه ی شاخ و برگهای است که پیرامون
پیام تنیده می شود . گاهی در این قسمت پرگوئی به
کار لطمه می زند و گاهی بر عکس ، اما در هر صورت
ایجاز های مفید واطنابهای غیر مخل در همین زمینه
کار برد دارد .
در داستان نحوی وکشتیبان ، نحوی ، کشتی بان ،
دریا ، نحو وشناگری وآن مکالمات ، مجموعا محتوا را
تشکیل می دهد .
به دیگر بیان : محتوا ، گسترده تر از مضمون است؛
زیرا هنرمند بنا دارد تا با گسترش مضمون و پیام در
محتوا ، شدت تأثیر آن را بسیار افزایش دهد . غالبا
هنرمندان می کوشند برای شدت بخشیدن به اثر پیام از
حوادث و جریان های فرعی نیز در محتوا سود جویند ،
یکی از بهترین نمونه های این کوشش « کلیله ودمنه »
است .
• تعبیر : عظمت کار هنری در تعبیر
معین می گردد . تعبیر ، طرز برخورد ونحوه ی
استفاده از موضوع محتوا و فرم به صورت هنری است.
در این قسمت هنرمند طرز بر خوردش را با کل اثر و
جوهر اندیشه به نمایش می گذارد . تعبیر تا حد
زیادی به جهان بینی هنرمند وابسته است . تفاوت
هنرمندان بیشتر در تعبیر دیده می شود. ممکن است دو
نویسنده پیام و محتوای واحدی را در دو قالب مشترک
بیان کنند اما آنچه آن دو را متفاوت می کند تعبیر
و طرز برخورد آن دو با قضیه است .
یکی از دوستان طلبه ام (حسین عظیمی شهرستانی )از
زبان استاد بزرگوار آیت الله صالحی ، نقل می کرد
که : مرحوم آخوند خراسانی صاحب کفایت الاصول ، با
آیت الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی صاحب
عروةالوثقی در مجلسی که باهم بوده ، صاحب کفایه به
صاحب عروه می گوید: جناب شما معجزه می کنید .
- چطور؟
- چون مشکل ترین و پیچیده ترین موضوع را
چنان با تعبیرات ساده و روان بیان می فرمایید که
همه کس می فهمد .
صاحب عروه می گوید: نه جناب ، حضرت عالی
معجزه می فر مایید چون مطالب ساده و پیش پا
افتاده را چنان با تعبیرات مغلق و پیچیده بیان می
کنید که جز افراد معدود تیز هوش کسی نمی فهمد .
به نظر نگارنده هر دو بزر گوار معجزه کرده اند .
دو اثر معروف ( کفایه وعروه ) آن دو نابغه ی دوران
معجزه است . و واقعا هنرمند با تعبیرات و ترکیب
کلمات معجزه می آ فریند .
البته گاه پیش می آید که نویسنده تأملی می کند وبا
درد و حسرت بخود می گوید که همه چیز قبلا نوشته
شده است ، همه ی قصّه ها قبلا گفته شده است . در
چنین وضعی نویسنده باید به یاد بیاورد که داستان «
رو مئووژولیت ) قبلا توسط یک داستان نویس
ایتالیایی نگاشته شده بود ولی بعد از او شکسپیر آن
را زیباتر بیان کرد و اینکه همان قصّه را بعدها به
صورت « گل رز ایرلندیایبی » و اخیرا به شکل «
داستان سمت غربی » یا « داستان وست ساید» دوباره
به تحریر آورده اند .
عوامل اصلی خلاقیت ادبی این است که آدم خوانده ها
و نوشته هایش را بگیرد ترکیب کند و از مزاوجت
اینها در واقع پدیده ی تازه خلق کند .
یک
نکته بیش نیست غم عشق وزین عجب
کز هر زبـان که می شنــوم نا
مکّرر است
مقاله چهار رکن دارد :
1-
موضوع : ( چیزی که در باره ی آن سخن گفته می شود .
)
2-
مقدمه : ( شامل تعریف کلمه ها و تذکرات چیزهای است
که مربوط به موضوع است . )
3-
متن : ( بررسی جوانب موضوع ) مثلا:
• نویسنده در متن ، مشابهت و اختلاف و
ارتباط بین پدیده ها را تجزیه و تحلیل و بیان می
کند .
• موضوع مورد نظر را توجیه و تفسیر نموده
دلیل وعلّت بیان می کند ، در نتیجه یاردّ یا قبول
می نمایند .
• موضوع را شرح و تفصیل می دهد ، اهمیت و
زیانها و معایب و محاسن را و شرایط و هدف و وظیفه
را بیان می کند .
4-
نتیجه : که گاهی جنبه ی امری دارد ، گاهی جنبه
ی خبری دارد ، گاهی تکرار موضوع است ، گاهی پاسخ
کوتاه برای موضوع مقاله است که به صورت پرسشی بوده
، گاهی خلاصه ی متن است ، وگاهی هم مطلب تازه ای
است که از متن استخراج می گردد .
نکات و دستوراتی در باره ی نوشته
:
1- چیزی برای نوشتن داشته باشیم .
2- موضوع نوشته را مشخص کنیم .
3- پیرامون موضوعی مقاله بنویسیم که مورد
علاقه ی مان باشد.
4- طرح سؤال کنیم و مقاله ی بنویسیم که به
سؤالها پاسخ دهد .
5- مغرور نشویم وبا یک به به گفتن
اطرافیان خیال نکنیم که تمام مشکلات را پشت سر
گذاشته وبه سر حد کمال رسیده ایم ، همواره ضعف مان
را پیدا و برای رفع آن تلاش بیشتری نماییم .
6- قبل از شروع به نوشتن مقاله ، مواد مقاله را
تهیه کنیم مواد مقاله از طریق خاطرات ، مشاهدات ،
تجربیات ، مصاحبه و گفت وگو با دیگران ، خواندن و
مطالعه ی بسیار و یاد داشت برداری ، مقایسه ،
نتیجه گیری ، استنباط ، تفکر و تعمق و... تهیه می
شود .
7- زبده ی نویسندگی دو حرف است : چشم باز و
بیان ساده . باید نگاه کرد ، دید ، شنید و
فهمید و آنگاه دیده و فهمیده را آسان و ساده گفت و
نوشت . یکی دنیا را می نگرد و توشه نمی گیرد و
دیگری از گردش کوی وبرزنی یک دنیا گفتنی می آورد.
چه آن یکی ندیده و نفهمیده گذشته واین یکی برای
دیدن و فهمیدن نگاه کرده و شنیده است .
توماس کار لایل می گوید : شخصی که از مشاهده ی
دنیا به شگفت نیاید مانند عینکی است که پشت آن چشم
نباشد .
در خانه یا بیرون به عزم نوشتن در چیزها و
پدیده ها بدقت بنگریم و هرچه را به چشممان می آید
بدون کم و کاست بنویسیم و صحنه هارا طوری تر سیم
کنیم که خواننده از خواندن نوشته ی مان صحنه را
بیابد .
8-
برای تهیه ی مقاله بیندیشیم و گوشه گیری انتخاب
کنیم .
9-
تهیه کردن مقاله مانند زائیدن است که باسرعت
انجام می شود گرچه همراه با درد و رنج فراوان باشد
ولی رشد جنین ماهها صبر و انتظار می خواهد .
10-
ولتر می نویسد : کتابها از کتابها به وجود می آید
.
11-
نوابغی از نویسندگان ستاره می شکنند و آفتاب می
سازند .
12-
یکی از ادبا ( مکاولی ) برای نوشتن یک جمله 20
کتاب را مطالعه و برای نوشتن یک سطر تو صیفی صد
میل مسافرت می کرده است .
13-
امروز فکر کنیم و فردا بنویسیم . دقت و اندیشه
کردن که چه بگوییم بهتر است از پشیمانی خوردن که
چرا گفتیم . بدون تفکر و اندیشه و بدون تحلیل و
بررسی موضوعات هر چه بنویسیم قابل تجدید نظر است .
14-
موضوعات کلی را محدود کنیم و وارد جزئیات شویم .
جزئیات معانی را همانطور ی که در ذهن نقش می بندد
به تعبیر آوریم ودر پروراندن مطالب کمال ذوق و
سلیقه را به خرج دهیم .
15-
وحدت عقیده و هماهنگی فکر را رعایت کنیم ودر نوشته
ی ما تضاد فکر و منافات عقیده و عدم هماهنگی معانی
به چشم نخورد . از آغاز تا پایان از یک هدف معین و
موضوع واحد و عقیده ی واحد پیروی کنیم .
16- نوشته ی خود را با عبارات مناسب شروع وبا
کیفیت خوشایند به پایان ببریم .
17-
از آوردن مطالبی که ربط به موضوع ندارد گرچه به
ذات خود با اهمیت باشد خودداری نماییم ، وبه تعبیر
دیگر : کنترول اطلاعات و معلومات داشته باشیم .
18-
مطالب را خوب دسته بندي و فصل بندی کنیم و بطوری
سر هم نماییم که تسلسل منطقی آن حفظ شود .
19-
اگر مقاله طولانی باشد باید آن را به چند دسته و
عنوان های فرعی تقسیم وهر دسته را جدا گانه مورد
بر رسی و ارزیابی قرار دهیم ودر طرح بندی مقاله
دقت کامل به عمل آوریم .
20- سعی کنیم در آخر مقاله مان مطالب جالب تر و
مهم تر بیاوریم تا خواننده تا آخر مقاله کشانده
شود ، و همواره توجه داشته باشیم که برای که مقاله
می نویسیم .
21-
مقاله را کوتاه وپرمعنا بنویسیم « جود ت الکلام فی
الاختصار » نیکویی کلام در اختصار
است . « خیر الکلام ما قلّ و دلّ ولم یمل »
یعنی بهترین کلام این است که کوتاه باشد وبر معانی
زیاد دلالت کند و ملال آور نباشد.
22-
در کلمات و الفاظ صرفه جویی کنیم . به قول
دانشمندی : کلمات، مانند اشعه است که هرچه فشرده
تر شود نفوذش بیشتر می شود. الفاظ اضافی نوشته را
زشت می کند ، همانطور که تزئینات بیجا ساختمان را
زشت می کند .
23-
هر سخن جایی وهر نکته مکانی دارد .
24-
از تطویل کلام و اطاله ی سخن و حاشیه پردازی پرهیز
کنیم.
25-
نویسندگی مانند طرّاحی و معماری و نقاشی است .
نویسنده ی خوب هنر وذوقش در طرّاحی آ شکار می شود
. خوب بریدن بهتر از خوب دوختن است .
26-
جمله ها را بی عیب بسازیم . چیچرون می گوید
: همانطورکه سگنهایی که خوب تراشیده اند بدون
سیمان متصل می گردند ، همچنان جملاتی که کامل وبی
عیب باشد خود بخود بهم پیوسته ، مقاله را به و جود
می آورد .
27-
وقایع را طوری تر سیم کنیم که خواننده احساس
کند که در خود آن وقایع به سر می برد.
28-
نوشته ی ما وقتی روی خواننده تأثیر می کند که
خود شدیدا تحت تأثیر آن قرار گرفته باشیم .
29-
نوشته را نا گهانی تغییر ندهیم. یعنی از اسلوبی به
اسلوبی دیگر نپردازیم و هرگز از موضوع
خارج نشویم. چون سبب انحراف خواننده از معنی به
لفظ ویا از موضوع اصلی به مسائل حاشیه ای می شود و
در نتیجه مقصود را آنطور ی که باید درک کند درک
نمی کند.
30-
باید کلمات معمولی را بر کلمات نا مأنوس ترجیح
دهیم مگر در صورتی که با کلمات معمولی بیان مطلب
غیر ممکن گردد.
31-
الفاظ و عبارات زیادی در حافظه داشته باشیم ، اما
از آوردن الفاظ و عبارات نا هموار و ناپسند
خودداری کنیم .
32-
از آوردن الفاظ و جملات نا مطبوع و رکیک و
زننده و دور از فهم اجتناب نماییم .
33-
از آوردن الفاظ و لغات پر تلألؤ و کلمات متعددی
که یک معنا از آنها منظور باشد خود داری
کنیم.
34-
از دو یا چند کلمه ی هم معنی باید آنی را انتخاب
نماییم که گویا تر ، زیباتر و خوشایند تر باشد.
35-
از آوردن صفات متعدد وهم معنی برای مو صوف واحد
اجتناب ورزیم.
36- از کلمات لبریز از حیات ، و حرکت و موسیقی
استفاده کنیم .
37-
از استعمال کلمات انتزاعی و مغلق و پیچیده و
عبارات نا مفهوم و دور از ذهن حتّی الا مکان پر
هیز نماییم .
38
– برای پیدا کردن معنا و مفهوم لغات از کتب فرهنگ
کمک بگیریم .
39 از بکار بردن الفاظ و عبارات عربی و نامأنوس و
غیرفارسی خودداری کنیم .
40-
از بکار بردن جملات معترضه حتّی الا مکان اجتناب
کنیم .
41-
باید کلمات ساده و کوتاه را بر کلمات بلند وپر
طمطراق ترجیح دهیم.
42
نوشته ی ما هر اندازه بی تکلف و ساده باشد به
همان اندازه مقبول طبع خواننده قرار خواهد گرفت .
43-
از تشبیهات ،کنایات ، استعارات وسایرصناعات
استفاده ی بیجا وبی مورد ننماییم .
44- به اغراق و مبالغه گویی و گزافه سرایی
نپردازیم .
45-
باید از آوردن حکایات و اشعار طولانی و سرگذشت
های خسته کننده خود داری کنیم.
46-
بر طبق مقتضای سخن وبحسب ایجاب موضوع با آوردن
اشعار مناسب و ضرب المثلهای گویا و سخنان
کوتاه بزرگان و آیات و روایات نوشته ی خو درا
مستدل و مستند نماییم.
47-
در نقل مطالب از دیگران امانت را رعایت کنیم و
حتما ذکر منبع و مأخذ کنیم.
48-
کلمات را به صورت عامیانه ( گفتاری) نیاوریم
. اما در جمله های که عینا از کسی نقل قول می کنیم
، اشکالی ندارد که کلمه ها را به همان صورت شکسته
و عامیانه بنویسیم .
49-
مطابق قواعد و اصول دستور زبان بنویسیم . اما
سلامت شیوایی بیان را قربانی قواعد و اصول دستور
زبان نکنیم .
50-
در جمع بستن فارسی از علامت های جمع عربی استفاده
نکنیم.
51-
باید وحدت و هماهنگی زمان افعال را در نوشته رعایت
نماییم و کلیه ی افعالی را که در یک یا چند جمله
مورد استعمال است ویک زمان را افاده می کند هر گز
تغییر ندهیم .
52
از تکرار افعال اضافی وبی مورد و مکرر باید
خودداری کنیم .
53-
باید افعال را از نظر جمع و مفرد بودن با فاعل
مطابقت دهیم . اگر فاعل انسان باشد مطابقت
فعل و فاعل الزامی است . واگر غیر ذوی
العقول باشد مطابقت و عدم مطابقت یکسان است .
54-
نوشته ی خو د را پاراگراف بندی کنیم وهر جا لازم
باشد از سر سطر شروع نماییم . هر مطلب مشخص را در
یک بند یا پاراگراف جای دهیم . وسعی کنیم پاراگراف
ها را مانند جملات کوتاه بیاوریم تا خواننده نفسی
تازه کند .
• مجموعه ی چند حرف که مفهومی داشته باشند
یک کلمه را تشکیل می دهند . چند کلمه که در ست تر
کیب شده و مفهوم کاملی را برساند جمله را تشکیل می
دهند . مجموعه ی چند جمله ی مربوط بهم که یک مطلب
را یا جنبه ی خاص از مطلب مورد نظر را بررسی ،
تحلیل ، تشریح یا مقایسه می کند یک بند را تشکیل
می دهند و چند بند ( پارا گراف ) مربوط با یکدیگر
تشکیل فصل را داده و مجموعه ی چند فصل پیوسته ومر
بوط بهم ، کتاب را تشکیل می دهند .
• هر بند فقط یک بار در ابتدای آن از حاشیه
ی طرف راست صفحه ی کاغذ حدود یک سانتی متر تو
رفتگی دارد.
• هر بند فقط یک موضوع را برسی و تشریح می
کند .
• تا موضوع مورد نظر خوب بررسی و تشریح
نشده نویسنده ی قابل بدون علّت (باصطلاح نقطه
نگذاشته) سر سطر نمی رود.
• جمله ی گویا و کلمات اساسی و کلیدی: اگر
چند بند حاوی جملات متعددی در تعریف و تشریح یک
موضوع است اما یکی از جملات آن ( که غالبا اوّلین
جمله ی بند نیز می باشد ) از سایر جملات مهم تر
است و بدین معنا که خود به تنهایی گویای منظور و
هدفی است که نویسنده در پی تشریح آن در آن بند
است، این جمله را جمله ی گویا می نامیم .
ضمنا منظور و هدف اصلی از تشریح بند را غالبا می
توان در یک کلمه یا یک شبه جمله پیدا کرد که به آن
کلمه ی اساسی (کلیدی ) می گوییم ، این کلمه یا شبه
جمله نیز اکثرا در متن جمله ی گویا قرار دارد .
55-
نوشته ی خو درا نشانه گذاری کنیم .
منظور از نشانه گذاری آشنایی با نشانه هایی است که
به کمک آن ها خواندن و درک مطالب آسانتر می شود .
56-
بعد از طی این مراحل و رعایت دستورات نویسندگی ،
مقاله را پیش نویس کنیم و چند بار خود بخوانیم و
نقایص وعیوبی که به نظر مان می رسد بر طرف کنیم و
بطور دقیق نشانه گذاری کنیم .
حضرت امام علي (ع) مي فرمايد : « اذا كتبت كتابا
فاعدفيه النظر قبل ختمه فانّما تختم علي عقلك »
هرگاه نامه وكتابي نوشتي پيش از آنكه آن را ختم
كني دوباره در آن نظر كن ( وكلمات را بدقت بررسي
نما ) زيرا كه تو عقل خود را مهر مي زني وختم مي
كني . ( غرر الحكم
)
57
بعد پاک نویسی کنیم ، همیشه نوشته ی خو درا بر یک
روی کاغذ و خط در میان با خط تمیز وخوانا بدون خط
خوردگی پاک نویسی نماییم .
58-
در اطراف کاغذ حدود سه سانتی متر حاشیه بگذاریم .
59-
بعد از پاک نویسی نوشته ی خو درا نزد منتقد ببریم
.
60-
باید یاد بگیریم که از نامه های در زمینه ی قبول
نشدن نوشته های مان برای چاپ که بدست مان می رسد
برای چرک نویسی استفاده کنیم نه اینکه آنها را به
عنوان سند پایان یافتن جهان تلقی کنیم ، باید شکست
را قبول نماییم ولی مأیوس نشویم و کار را از نو
شروع کنیم . ممکن است نویسنده ای یک نوشته اش را
صدها بار باز نویسی کند ، تا اثر قابل قبول در سطح
دنیا شود .
61-
آخرین دستور مهم دراین مجموعه ی از دستورات اینکه
: در موقع خستگی مفرط روزانه به نوشتن مقاله
مبادرت نورزیم زیرا فشار های عصبی موقعیّتی برای
مان نمی گذارد.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منابع ومآخذ :
1-
قرآن كريم .
2غرر الحكم ودررالكلم
. كلمات قصار مولا
امير المؤمنين علي (ع) .
3-
بهشت سخن
.
محمدمصری.
4-
هنرنوشتن ومهارتهای مقاله نویسی .
دکتربهرام طوسی.
5-
فارسی وآیین نگارش.
سال اول دبیرستان.
6-
فن
نویسندگی.
مهردادمهرین.
7-
برسمند سخن
.
دکتر نادر وزین پور.
8-
روشها
.
جوادمحدثی.
9-
راهنمای نگارش وویرایش .
دکترمحمد جعفر یا حقی ودكتر محمد مهدي ناصح.
10-
مجله ی جوانان امروز-ش1259ص23 .
11-
دفتر يادداشت های نگارنده (محمد علی برهانی
شهرستانی) .
&n |