به  سایت  کاتب  هزاره  خوش  آمد ید


K A T E B   H A Z A R A

تماس با ما همکاران قلمی آرشیف زنان حقوق بشر اخبار مقالات جدید هدف صفحه اصلی
 


مقالات جدید

 

 

محمد رفیعی

مـــــزاری و عدالــــتخو اهی

چه میشد سالهای درد میماند      کبو تر با خزان سرد میمانــد

بجایی ایـــن همـه آدم نما هـا      یکی میماند امــــا مرد میماند

برادران ، خواهران و هموطنان در غربت نشسته افغانستان . مر کز فر هنگی شما امروز بدو چیزافتخار دارد و بخود میبالد.

1- مر کز خود را میزبان  چهر ه های فر هنگی سیاسی  وقلم بد ستان صادق کشور چون جناب سخی ارزگانی و در خدمت  نما ینده محترم  مرجع تقلید اقای صادقی زاده و یکی از قوی ترین و توانا ترین زبان مردم خود جناب اقای حمیدی می بیند.

2- افتخار دارد که سا ل روز شهادت رهبر شان را با کیفیت بسیار عالی تجلیل می کند. من چون خودم را روحا و معنا  با این مر کز فر هنگی نزدیک احساس می کنم بر خود لازم می بینم که از حضور معنوی تمامی شما در این مر کز تشکر کنم و سزده همین سال عروج ملکوتی مبارز نستوه اسلا می و ملی ، با به مزاری «ره » شهید و یاران با وفا یش را ، به خانواده های سا لهای مقا ومت افغانستان وکا فه ملت و رهروان راستین شهدا و رهبر شهید و زنیب تنها یاد گار رهبر تسلیت گفته و روحشان را شا د وراه شان پر بر کت و پر بار بخو اهم .

همو طنان عزیز و اگاه  طوریکه مستحضر هستید  این سیمنار به منا سبت بزرگداشت شهادت مردی بر گزار شده که جامعه ومردم لقب سید شهدای افغانستان را بریش داده اند  و این مرد عبد العلی مزاری است . مزاری که  مردمش اورا بابه یعنی پدر خطاب می نما یند. باید گفت که بابه مزاری را پیش از دوران جهاد و مبارزه به غیر از دوستان منطقه و زاد گاه اش کسان دیگری نمی شناختند و با نام بلند او آشنایی نداشتند . اما امروز نه تنها جامعه هزاره ، شیعه و تمام ملت آگاه و روشن افغانستان او را می شناسند، بلکه کلیه کشور های منطقه و جهان که با مسایل سیاسی  اجتماعی افغانستان علا قمند ی نشان می دهند او را می شناسند و خوب می شناسند.

اری بودند و هستند  کسانیکه القابهای طویل و مردم فریبانه در پیشوند و پسوند اسم شان که در یک سطر تمام نمی شود با رهبر و قاید ما شهید مزاری بزرگ تعهد سپرده بودند  ولی امروز خاموشی اختیار کرده اند.

چنین بنظر میر سد که این آقا یان  تعهدات خو یش را در برابر مردم ،وطن وخون شهدا و رهبر بیاد فرا موشی سپرده اند. شاید  این بزرگوا ران به مراد دل خویش رسیده اند. چون مبارزه وتلاش شان احراز چو کی و ریاست در تشکیلات دولتی بود ه که رسید ند . امروز از سنگ صدا می اید از اینها هر گز . شاید میتر سند جا یگاه که دارند از دست بد هند.

اینکه به گفته وزیر دفاع اسبق ایا لت متحده امریکاه به مجرد که عسا کرش در افغانستان پیاده

شدند در یک مصا حبه رادیو یی خود گفت : که« بعد از این دالر کار خود را انجام می دهد.» خدا کند که چینین نباشد . خوب بگذریم ،عرض داشتم که قاید شهید مان را نه تنها ملت و مردم افغانستان بلکه تما می  کشور های دنیا که با مسایل سیاسی ، اجتما عی افغانستان علا قمند بودند او را خوب می شنا ختند. چرا؟

برای اینکه خواسته آن شهید ، آرمان آن شهید و بیان آن شهید با دیگران تفا وت داشت خو استه او

همان خواسته ملت و مردم زجر کشیده ، ستمدیده و عقب نگهداشته شده افغانستان بود و این در تمامی سخرانیها و مصا حبه هایش پیدا وروشن است . اری گفتار مزاری بیدار کننده و در پیام آن راه نجات ، عزت و سر بلندی ملت افغانستان نهفته بود.  با به مزاری همانطوریکه خود می اندیشید با سیر تاریخ کشور بحرکت افتاد و با مردم وملتش  بر ضد تجاوز قشون سرخ و رهایی کشور از چنگال خون خوار ترین ر ژیم جهانی شوروی سابق وهم بر علیه استبداد و بی عدالتی های حکو مت های مزدور و انحصار طلب مبارزه نمود. مزاری «ره» بزرگ در بستر تاریخ مبارزات سیاسی و جها دی مردم افغانستان علیه تجا وز گران آبدیده شد. او هم صداقت ،از خود گزری  افتخا ر آ فرینها ی تو ده هایی مردمی و ملی کشور را دید و هم خیانت و معا مله گری خودی و بیگا نه را . حضار محترم یک چیز را نبا ید از یا د برد در مسا یل سیاسی افغانستان ، چه در  حالت بحران و جنگ ها ی دا خلی  وخارجی و چه در حالت صلح و ارامی ، در هر صورت استعمار و استحمار نبض سیاست افغانستان را در دست دا شته و دارند . بنا برین استعمار رهبران را ستین مردم  را در افغانستان تحمل نمی توانند. هر زما نیکه مردی در این سر زمین فریا د عدالت اجتما عی ، سیاسی و شعار وحدت ملی مطرح کرده و عملا خود  در آن گامهای استوار بر داشته است بزود ترین فر صت با بد ترین وضع از بین برده می شود.

با به مزاری یکی از همین رهبران تاریخ ساز کشور است که در حرف و عملش صداقت و شجاعت  باهم جوش خورده بود و در گفتار ش نکته های وجود دارد که انسان را به تفکر وا مید ارد.

به هر  میزان که گو شه های تاریک تاریخ کشور ما روشن می شود به همان اندازه جا یگاه با به  به حیث یک رهبر ملی و دینی در اذهان آگاهان  و روشن اند یشان تبارز مینماید. مزاری فرزند تاریخ سیا سی اجتما عی دوره ای است که در جامعه اش بی عدالتی سیاسی ، اجتما عی و پس مانده گی اقتصادی و فر هنگی به پا ینترین در جه اش رسیده بود. سنت های سیاسی « انحصار گری قدرت در اختیار یک عده خاص » گرد یده بود و فر هنگ سیا سی به معیار های قومی قبیله ای و خود بر تر بینی به خورد جامعه و مردم عقب نگهداشته شده ما داده می شد. عدالت مرده بود و حق طلبی جرم تلقی می شد و معا مله گری دانش سیا سی . در همچون دوران تا ریخی با به با ایمان قوی ، با دل پر از عشق به مردم ، وطن وخدایش از قریه نا نوایی چار کنت و لایت بلخ سر زمین شخصیت خیز که زاد گاهش بود. با قدم های استوارو هد فمند کو له بار مسو لیت کشورش را بدوش میگرد. از همین زمان به بعد است که نام مزرای جذ به و کشیش خا صی پیدا می نماید . و تا آنجا پیش می رود که جا ویدانه میگردد.

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

ثبـــت اســـت در جریـــده عالـــــم دوام او

 دوستان خو بم برای شنا خت مزاری شهید تنها اند یشه وعمل ا و را به قضاوت های عجولا نه گرفتن کاری منطقی و پسند یده نیست ، که این چنین قضاوت ها نه به بزرگی مزرای وجا یگاه بلند تاریخی او میا فزاید و نه حتی اند کی از  شخصیت سیا سی او تقلیل می دهد  و نه گره  های سر به سر معمای افغانستان را از هم میگشاید. از اینرو بر ای شناخت ان شهید بزر گوار و شخصیت بنظیرش در تاریخ کشور لازم می بینم که تاریخ افغانستان خصو صا از صد سال اخیر به این طرف بر سی شود. چون مزاری فرزند همین زمان است ، هر آنچه را  که میگفت و انجام می داد آگاهانه و متأثر از زمان  ، مکان و عمل کرد چهره ها بود .

مزرای دارای یک پیام تا ریخی بود و عصارهء تاریخ یک قرن کشور  کشور ی که عرض شد. هم از نگاه سیاسی ، اقتصادی ، اجتما عی  وفر هنگی نه در درجه صفر که پاینتر از صفر قرار داشته و دارد در چنین شرایط مزاری بزرگ شد . او اگر میگفت :

 « ما در تصمیم گیری های سیاسی ، اجتما عی و فرهنگی  کشور سهم داشته با شیم » معنی  اش این نبود که که چند وزیر شیعه یا هزاره در حکو مت دا شته باشد هدف از « ما » گفتن مزاری شهید تمامی ملیت های محروم افغانستان که هزاره یک بخشی از همین محرومین جامعه افغانستان بوده است.  بله مزاری همواره از تمامی تو ده های مظلوم و کلیه اقوام سا کن کشور دفاع میکرد او افغانستان را خانه تما می ملیت های موجود در افغانستان می دانست.

ولی جای بسیار تأ سف است که کج اندیشان و دلالان سیا سی از اندیشه او فقط رسید ن به چو کی و داشتن چند وزارت را تفسیر و تاءویل نمودند.

مزاری خوب می دانست که در دوران به اصطلاح « دیمو کراسی » هم چند وزیر صاحب وکیل و سناتور صاحب از مردم هزاره در دولت مصروف بوند . ولی گرسنگی ، فقر ، بیسوادی و محرومیت همچنان بیداد میکرد . مزاری چوکی نمی خواست مزاری عدالت اجتماعی می خواست، مزاری دولتی  می خواست  که از منا فع همه ای مردم افغانستان بدون تبعیض دفاع کند  او حکومتی را می خواست که همه در کنار هم برادر وار زندگی و احساسی آرمش کنند. لذا است که مزاری فریاد میزند  ما عا شق روی هچکس نستیم ما برای محرومین جامعه حق می خواهیم ، او فریاد محرومین بود  و با این فریاد ها بو د که مزاری یک ملت شد . دیگر مزاری یک شخص نیست  او یک ملت است و از زبان ملت حرف میزند ،  نه عاشق غرب  بود ونه از شرق و نه  از کشور های سلطه طلب منطقه ونه از احزاب نا اگاه  کشور  او تنها عاشق مردم ، ملت وطن خود افغانستان ازاد بود. مزاری  در میدان سیاست سخنی غیر از اینکه « ما برای مردم خویش فکر می

کنیم ، برای افغانستان فکر می کنیم ، برای وحدت ملی فکر می کنیم این موضوع که در کنار این با شیم آ ن غلط است» و باز میفرمود :

« اگر حق است ، اگر تعهد است و اگر برای این مردم یک ذره فکر می کنید با سر نو شت این مردم اینطور بازی نکنید. مبارزه را مردم افغانستان کردند ولی تجارتش را اینها اینها با خون مردم افغانستان تجارت کردندو فعلا هم می خواهند تجارت کنند»

 مزاری یک ساستمدار خدا دار و مومن است او با کمک از کلام خدا  به مردم چنین خطاب می کند :

«به نظر من یک را ه وجود دارد که خود مردم افغانستان به صحنه بیا یند و این و ضع را تغیِر دهند ، خود شان سر نوشت خود را تعین کنند و بدست اینها نگذارند که اینها اسلام را اینطور  در اینجا دفن کنند که حتی دنیا به آن بخندد. نگذارند که اینطور افتخار مردم افغانستان را زیر پا کنند.»

 بلی همو طنان عزیز  سزده سال از شهادت این مرد پاک اندیش میگذ رد نه تنها دنیا به  افغانستان  نمی خندد  که مردم او را بعنوان تروریست بین المللی و و حشی در اغاز قرن 21ثبت تاریخ کرده اند . اری  مزاری می دانست که اگر سر نوشت مردم بدست این نا بخردان با فتد همین می شود که امروز ما و شما شاهد ان در کشوریم.  دو ستان وا قعیات تلخ تاریخی در کشور ما خلی زیاد است که بیان آن از حوصله این سمینار برون می با شد .

اما وا قعیتی که فعلا در افغانستان وجود دارد این است که جامعه جها نی ، امریکا و نا تو به تأ سی از توا فق نا مه « بن » آلمان در افغانستان حضور  فعا ل نظامی و سیا سی دارند . ظا هرا بعد از نشست بن  افغانستان دارای قا نون ا سا سی ، حکومت ، شورای اتخا بی مردم و قوه قضایه  می باشد و در این  قوای سه گانه دولت ظا هرا چهره ها و اشخاص از تمامی اقوام با شنده کشور دیده می شود . و لی  خو استه توده های ملت بر آورده نشد است . خواسته بجا و بر حق مردم از دولت  تاء مین امنیت جا نی و مالی و تا مین ازادی های فردی و اجتما عی  و پیا ده کردن عدالت در اجتماع است. شما می بینید  که هنوز  که هنوز است از امنیت در کشور خبری نیست . سیاست های خزندهء تما میت خواه بطور ملمو س با پشتوانه طرا حان نظم نو ین جها نی دارد افغانستان را باری دیگر بکام قبیله سا لاری و قوم پر ستی میکشاند.  با در نظر داشت این همه وا قعیات تلخ و کشنده  سوالی که در برابر ما افغانستانی های  خارج از کشور وجود دارد  اینست که : چه  با ید کرد ؟ و چراجامعه ما  نه تنها رشد که بسوی نا بودی در حر کت است. می خو اهند ریشه های  فر هنگی، فکری و استعداد های خدا دادی مردم افغانستان را با مصروف داشتن تو لید مواد مخدر از بین ببرد؟.

شما حتما شنیده و خواند اید که یک نهاد وابسطه به سا زمان ملل متحد می گو ید : افغانستان اکنون

93 در صد  مواد مخدر جهان را تو لید می کند. یا هر روز می بینم و می شنویم در گو شه و کنار این کشور بر ای از بین بردن امنیت  « امنیت که بستر تما می کمالات  انسانی است » دست به اعما ل انتحاری می زند، با این حر کات غیر منطقی و غیر انسانی خویش مملکت ما را بسوی نا بودی کا مل می بر ند. چرا؟

همو طنان و بزر گان قوم ، روشن فکران و فر هنگیان کشور با توجه به این چراها و اوضاع فعلی کشور.  ما چه می خواهیم و چرا پرا کنده شده ایم و چه علل و عواملی این و ضعیت را بو جود آ ورد است؟ و علت عدم اعتماد دولت و ملت به همد یگر و اقوام ساکن کشور  به همدیگر و احزاب و با ورهای عقدتی و ذهنی به هم دیگر چیست؟  ایا ما می توانیم  این همه احزاب مو جود در کشور را در چند حزبی وا قعا  ملی، اسلامی ، دیموکرات و ازادی  خواه  که در آن نه قوم مطرح با شد ، نه زبان  و نه مذ هب مطرح با شد ، نه سمت جمع کنیم ؟ و در خدمت مردم و وطن خود آبرو مندانه و سر بلند دست بکار شویم ؟ بله جواب همه ای این معضلات و گر فتار یهای کشور را  ر هبر شهید  عبد العلی مزاری داده است.  مزاری همش فر یاد می کرد اگر می خواهید در افغانستان یک حکو مت صد در صد اسلا می و ملی دا شته باشد.

شرط آن عدالت اجتماعی است . چون بشر همشه تشنه عدالت بوده و از تبعیض رنج برده است. تحقق عدالت در جامعه و استقرار جامعه بر اساس عدالت از دیر باز بعنوان یکی از بزرکترین آروز های بشر به ویژه نخبگان  فکری مطرح بوده است. و بخا طر عظمت عدالت است که قران هدف اصلی و اساسی انباء را دو نکته بیان میفر ماید :

 1 - توحید که مر بوط به ار تباط انسان با خدا می شود .

2- بر قراری عدالت یعنی ار تباط  انسانها با یگد یگر و  بر قراری روابط حسنه و صالحه میان افراد بشر . و بر اساس عدالت است که صلح ، صفا ، تعاون ، عا طفه و عشق خدمت به یگدیگر مصداق پیدا می کند . به امید آنروز که ما شا هد  عدالت اجتماعی که خواسته همیشگی رهبر شهید مان  در افغانستان عزیز بود  با شیم .

دورد بر مزاری بزرگ و سلام برهمه شهیدان راه عدالت .

بـــه آبی بــــه آتی بــه کشور سلام

بــه خـــون شهیدان ســـــنگر سلام

به دهقان و چو پان و کار گر سلام

به ریســمان بدوشان رنجــبر سلام

بــــه بابا ی ملـــــــت علی مــزاری

بـــه سر دار لشــــکر ابو ذر سـلام

بـــه بیـــوه زنان و یتـمان افغـــــان

به با میان و غزنی و خیـبر ســلام

در آ خیر از حو صله مندی شما عزیزان تشکر می کنم . و از مسو لین محترم مرکز  و شورایی محترم ریش سفیدان تشکر و یژه ای دارم مو فق با شند .

 

تاریخ نشر مطلب: جمعه 24 حوت 1386 خورشيدی برابر با 14 مارچ 2008  ميلادی/ آلمان  

 
 
 
 

بازگشت

بالا

 

 


Publisher:

Ghulam Sakhi Oruzgani

Phone: +49 162 3702587

www.kateb-hazara.net

Email: info@kateb-hazara.net

 


مدیرمسؤل: غلام سخی ارزگانی

.استفاده از سایت کاتب هزاره با ذکر آن مجازاست

.مسؤلیت مقالات به دوش نویسندگان آن می باشد

.
از انتقادات و پیشنهادات سازنده شما استقبال می گردد