|
مقالات جدید

آیت الله
ابراهیم حسن زاده يكاولنگي
نقد شبهه یهودی
ستیزی پیامبر(ص)
در قرآن
و روایات فريقین
فهرست
1-
چکیده.............................................................................ص3
2-
کلیدواژه...........................................................................ص3
3-
روایات اهل سنت
.............................................................ص4
4-
روایات
شیعه....................................................................ص4
5-
همراهی یهودیان با
مشرکان..................................................ص5
6-
توافقنامه..........................................................................ص7
7-
پیمان
شکنی......................................................................ص9
8-.نقد
روایات......................................................................ص11
9-
نتیجه.............................................................................ص14
10-
منابع.........................................................................ص15
چکیده
بنا
به روایات اهل سنت در مورد گزارش کشتار دسته جمعی
یهودیان اسیر و همچنان کوچ اجباری زنان وکودکان
وکهن سالان یهودیان ،.این شبهه را به وجود می آورد
که پیامبراعظم (ص) در قبال یهودیان مدینه سیاست
نسل کشی و جابجایی جمعیت و پاکسازی قومی را اتخاذ
نموده است..
ما
در این مقاله ابتدا با مراجعه به چند سند معتبر
تاریخی، آن روایات را نقل نموده ایم و سپس با توجه
به قرآن به نقد آن پر داخته ایم و جعلی بودن آن
روایات را اثبات می کنیم . در کتب معتبر شیعه چنین
روایاتی نقل نشده، و برخی منابع شیعی که به نقل
چنین روایاتی پرداخته که مرجع آن کتب اهل سنت
است . با استناد قرآنی آشکار می گردد که تصمیم
پیامبر(ص) با پشتیبانی وحی یکی از بهترین کارهای
بشر دوستانه و در حال جنگ، بی نظیر است. چون در
جنگ غیر نظامیان آنان را نکشته اند، فقط تعداد
اندکی از سربازان در جنگ کشته شدند و نظامی هایی
که اسیر شده بودند ، بدون محاکمه به جرم نقض عهد و
خیانت، جاسوسی به دشمن به میل خودشان به جای دیگری
پناهنده شدند و حتی این کار با نهایت احترام صورت
گرفت. .
کلید واژه ها
حقوق بشر، یهودیان مدینه، اخلاق اجتماعی پیامبر،(ص
) جنگ ،کشتار یهودیان،
پیش در آمد
پیامبر اسلام بر اساس روایات اسلامی در قبال
یهودیان، مرتکب نسل کشی ، سیاست جابجایی جمعیت، در
راستای پاکسازی قومی شده است؟
جنگ
و پیکار پیامبر اسلام(ص) با یهودیان مدینه بر اساس
روایات اهل سنت، موجب خلق شبهات گردیده که از آن
شبهات، رفتار نسل کشی و جابجای جمعیت استنباط می
گردد و این رفتار پیامبر(ص) را ناقض حقوق بشر نشان
می دهد. در برخی سایت های جهانی به استناد آن
روایات به ساحت مقدس پیامبر(ص) اهانت کرده اند و
این در حالی است که پیامبر معصوم(ص) از خطاست و او
رحمت بر جهانیان ، مظهر لطف و مهرورزی برای تمام
بشریت می باشد . چون خدای سبحان در شأن آن پیامبر
عظیم الشأن فرموده است؛ «ما ارسلناک الارحمة
للعالمین(انبیاء/107) » تورا جز رحمت یرای
حهانیان نفرستادیم..
پس
آن چه در جنگ با بنی قریضه اتفاق افتاده حقیقت و
واقعیت آن چه است؟.
روایات اهل سنت
یهودیان بنی قریظه( بنا بر نص قرآن ) از کفار قریش
در جنگ پشتیبانی کرده که در حقیقت نقض عهد نموده
اند، مستقیم درگیر جنگ شدند و بعد از بیست و پنج
روز محاصره و جنگ از برج و باروی قلعه های محکم و
دژهای تسخیر ناپذیر خود یاین آمدند و به پیامبر(ص)
تسلیم شدند و در کتب روایی گزارشی را از این
واقعه را می خوانیم: که پیامبر(ص) بعد از حکم سعد
بن معاذ انصاری به آ ن حکم تن داند . سپس ده ده
پیش داشت و گردن زدند و شماره شان هفتصد وپنجاه
نفر بود. ابن اسحاق گوید آنگاه یهودیان را از
قلعه ها بیرون آوردند . پیامبر آنان را در خانه
دختر حارث یکی از زنان بني نجار محبوس كردند.
پس
از آن به بازار مدينه كه هم اكنون پابرجاست رفت
، گفت: چند گودال بكندند و يهودان را بياورند و در
آن گودال ها گردنشان را بزدند ، شمار يهودان ششصد
يا هفصد بود و آن كه بيشتر گويد هشتصد تا نهصد
گويد.
حي
بن اخطب دشمن خدا و كعب بن اسد ، سالار قوم نيز در
آن ميانه بود! حتي خون هاي آنان به سنگ بازار
رسيده بود. علی(ع) و زبیر در حضور پیامبر (ص)
گردن آنان را می زدند.
روایات شیعه
در
تفسیر روایی قمی و مجمع البیان از زهری از
عبدالله بن کعب بن مالک از پدرش، مالک نقل شده
است... آن گاه رسول خدا دستور به کشتار آنان داد ،
مبارزان ایشان که بطوری گفته شده اند، ششصد نفر
بودند که محکوم به مرگ گردیدند ، بعضی ها گفته اند
چهارصدوپنجاه نفررا کشتند و هفتصد وپنجاه نفر
اسیر کردند و در روایت آمده که در موقعی که بنی
قریضه را نزد رسول خدا دست بسته می بردند، به کعب
بن اسد گفتند: هیچ می بینی به ما چه می کنند ؟
او
گفت حالا که بیچاره شدید، این حرف را می زنید ؟چرا
قبلا به راهنمای من اعتنا نکرد ید، کاش همه جا این
پرسش را می کردید . چاره کار خود را از خیر خواهان
می پرسیدید، به خدا سوگند دعوت کننده ما دست بردار
نیست، هر یک از شما برود، دیگر بر نخواهد گشت، چون
بخدا قسم هر یک از ما باپای خود به قتلگاهش می
رود.
همراهی
یهودیان با مشرکان
یهودیان بنی نضیر از نجات پیامبر(ص) ناخشنود شده و
به خونخواهی ابن الاشرف و ابن ابی الحقیق در صدد
ترور پیامبر(ص)بر آمدند ؛ اما ناکام مانده و توطئه
شان برملاشد. از آن جا که می دانستند پیامبر(ص)
آنان را کیفر خواد داد به قلعه خود پناه بردند.
پیامبر(ص)به سوی آنان لشکر کشید و محاصره شان کرد.
.یهودیان بنی نضیر چون از نجات خویش مأیوس شدند،
درخواست کردند همچون یهودیان بنی قینقاع به آنان
اجازه کوچیدن از مدینه داده شود . پیا مبر(ص)نیز
پذیرفت و آنان باتمام دارایی خود از مدینه بیرون
رفتند؛ بخشی از آنان در خیبر منزل گزیده و به
یهودیان آن جا پیوستند و برخی دیگر راه سرزمین
شام را در پیش گرفتند .
و
تنی چند از یهودیان بنی نضیر و بنی وایل از جمله
سلام بن الحقیق نضیری و هوذه بن قیس وایلی به مکه
رفتند و آنها را به جنگ پیامبر فراخواندند؛. گفتند
: ما با شمایم تا ریشه پیامبر اسلام را
بخشکانیم،.قریشیان به این یهودیان گفتند: شما اهل
کتابید و از موارد اختلاف ما و محمد(ص) خبر دارید
،آیا دین ما بهتر است یا دین او؟
یهودیان گفتند: دین شما بهتر است و شما به حق
نزدیک ترید از. این سخنان قریشیان خوشحال شدند،
برای جنگ با پیامبر کوشش آغاز کردند ، و یهودیان
می خواستند در جنگ دیگران را هماهنگ کنند، بنا بر
این پیش قبیله غطفان رفتند و آنان را به جنگ
پیامبر خدا تشویق نمودند و گفتند با آنان هستند و
قریش نیز همدلی می کنند، آن مردم دعوت یهودیان را
پذیرفتند ودر این مورد این آیات بر پیامبر نازل
گردید.
«اَلَم تَری الی الّذینَ اوُتوا نَصیباً من الکتاب
یؤمنون بالجبتِ و الطّاغوتِ وَ یَقولوُن للّذین
کَفروا هوُلاءِ اهدی منَ الذین آمنوا سبیلاً
اولئکَ الّذینَ لَعنَهُمُ الله وَ مَن یَلعنِ الله
فَلَن تَجدَ لهُ نَصیراً. اَم لَهُم نَصیبٌ منَ
المُلکِ فَاذاً لا یؤتونَ النّاسَ نَقیراً . اَم
یَحسدونَ النّاسَ عَلی ما آتاهمُ الله مِن فَضلِه
فَقد آتَینا آلَ ابراهیمَ الکتابَ وَ الحِکمةَ وَ
آتَیناهُم مُلکاً عَظیماً فَمِنهِم مَن آمَن بِه
وَ مِنهُم . مَن صَدّ عنه وَ کَفی بِجَهنَُّمَ
سَعیراً »
آیا
کسانی را که از کتاب آسمانی بهره ای یافته اند
ندیدی ؟ که به هر بت و طغیانگری ایمان دارند و
درباره کسانی که کفر ورزیده اند. می گویند اینان
از کسانی که ایمان آورده اند راه یافته ترند آنان
هستند که خدا لعنتشان کرده و هر که را خدا لعنت
کند هرگز برای او یاوری نخواهی یافت .
آیا
آنان نصیبی از حکومت دارند ، اگر هم داشتند به قدر
نقطه ای پشت هسته خرمای چیزی به مردم نمی دادند .
بلکه به مردم برای آن چه خدا از فضل خویش به
آنان داده، رشک می برند ،در حقیقت، ما به خاندان
ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان فرمان روای
بزرگی بخشیدیم . پس برخی از آنان به وی ایمان
آوردند و برخی از ایشان از او روی بر تافتند ،برای
آنان دوزخ پر شراره بس است.
روایاتی در باره ی شأن نزول آن آیات در
الدرالمنثور در ذیل آیه(الم تری الذین او توا
نصیبامن الکتاب ...سبیلا)آمده است که بیهقی در
کتاب دلایل وابن عساکر در تاریخ خود از جابر بن
عبدالله روایت کرده اند که گفت:وقتی کار رسول خدا
(ص)رسید بدانجا که رسید ,کعب بن اشرف ازمدینه
بیرون شد و به اصطلاح، خود را کنارکشیده به مکه
آمد،و در آنجا مسکن گزید و به مردم می گفت،من
حاضرم علیه محمد(ص)کسی را کمک کنم و نه خود با او
کمک کنم نه خود با او بجنگم ،از اوپرسیدند:ای کعب
دین ما بهتر است ویا دین محمد(ص)واصحاب او ؟
اوگفت :دین شما بهتر وقدیمی تراست ولی دین محمد
نوظهور است در این باره بود که آیه(الم ترای الذین
اوتو نصیبا من الکتاب ،الخ.).نازل شد
قرشیان نیروهای خود را جمع کرده،هم پیمانان خود و
دیگر گروه ها را فرخواندند.یهودیان نیز باجنگجویان
خود که شمارشان به ده هزار تن می رسید درخواست
قریش را اجابت کردند و مدینه را محاصره کردند ،خبر
خیانت بنی قریظه نیز به پیامبر (ص)رسید و ایشان دو
تن از بزرگان انصار؛یعنی سعدبن معاذ،بزرگ اوس و
سعد بن عباده بزرگ خزرج را برای یادآوری پیمان شان
باپیامبر (ص) و احتراز از خیانت به سوی یهودیان
فرستاد؛ آنان این دو را تمسخر و تصمیم خود را مبنی
بر حمایت از قریش اظهار کردند .
توافقنامه
سیاست پیامبر(ص)همگرای و همزیستی مسالمت آمیز در
راستای صلح و زدودن عوامل جنگ و دشمنی در جهان بود
.پیامبر (ص)نه تنها آورنده دین توحیدی برای بشریت
بود،بل آورنده صلح و آزادی هم بود.
در
آن عصر او یگانه ناجی بشریت از چنگال اهریمن جنگ و
بدرفتاری های شکننده بود که زندگی را در کام
بشریت تلخ کرده، و روح انسان را مثل سوهان ساییده
بود ،رنج گرسنگی و دشمنی ترس آفرین امنیت شان را
به کابوس و وحشت و نگرانی کشنده تبدیل نموده ،که
خوابشان بیدارخوابی و اشکشان خون و آرزوهایشان مرگ
بود.
در
چنین فضای فرهنگی پیامبراسلام(ص)به برکت قرآن روح
برادری و ایثار را در جامعه آفرید،انسان معنای
انسان بودند خود را فهمیدند ،انسانیت و کرامت بشر
تحقق عینی یافت و هر انسانی شریف وحریم خصوصی او
محترم شمرده شد،.زندگی برای توده های محروم شرین
گردید! و بجای کشتار همدیگر یاور یگدیگر
شدند.قرآن دیگرگونی این فضا را به تصویر می کشد.
«واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا واذکروا
نعمت الله اذکنتم اعدآءٌ فالف بین قلوبکم فاصبحتم
بنعمته اخوانا و کنتم علی شفا حفرة من النار
فانقذکم منها کذلک یبن الله لکمءایاته لعلکم
تهتدون. »
و
همگی به رشته ی الهی در آویزید و پراکنده نشوید،و
نعمت خدا را برخود یاد کنید که دشمن یکدیگر
بودید،پس او میان دلهای شما الفت داد و به موهبت
او باهم برادر شدید؛وبرلبه پرتگاه آتش بودید که
شما را ا ز آن رهانید؛.خداوند این گونه آیات خود
را برای شما بیان می کند تا هدایت یابید.
پیامبر(ص)باسیاست صلح آفرین و امنیت زا و آسایش
آور خود،در آغاز ورود به مدینه با مردم توافقنامه
ای امضاء کرد،که در برگیرنده اصولی است ،بارعایت
آن اصول،هر جامعه ای سعادتمند می گردد..بخشی از آن
حاوی چگونگی رابطه میان حکومت نبی و ا قلیت
یهودیان است، و بهترین راه کار تأمین حقوق اقلیت
در تاریخ بشریت می باشد.
1-
اگرمسلمان برای دفاع از مدینه مشغول جنگ
باشند،باید یهودیان به سهم خود هزینه جنگ را
بپردازد.
2-
یهودیان بنی عوف(تیره از انصار)بامسلمانان متحد
ودر حکم یک ملتند و مسلمانان و یهودیان درآیین و
دین خود آزادند،بندگان آنان از این بند مستثنی
نیستند یعنی آنان درآیین خود آزادند، مگر این که
گناهکار بیدادگرباشد که آنان فقط خود، و خانواده
شان را هلاک می کنند.
3-
یهودیان بنی نجار ،بنی حارث،بنی ساعده،بنی
ثعلبه،بنی شیطبه،...در حکم بنی عوف هستند .
4-
هم پیمانان یهودیان حکم آنان را دارند، کسانی با
یهود هم رازند حکم خود آنان را دارند.
5-
هیچکس حق ندارد، بدون اجازه محمد(ص)از این اتحادیه
بیرون برود.
6-
خون هر مجروحی از افراد محترم است و هرکسی خون کسی
را بریزد ،قصاص دامن گیر او شده و در نهایت خود و
خانواده شان را نابود کرده است.، مگر این که قاتل
ستمدیده باشد.
7-
در جنگی که یهودیان و مسلمانان باهم می جنگند،
هزینه جنگ به عهده هریک است.
8-
هرکسی با متحدان این پیمان بجنگد،باید با اتحاد با
او جنگید.
9-
اساس مناسبات هم پیمانان نیکی ،خوبی است ،و باید
از بدی دور باشند هیچ کس نباید در حق هم پیمانان
خود ستم کند در چنین شرایط باید ستمدیده را یاری
کرد.
10-
سر زمین یثریب برای امضاء کنندگان این منطقه، حرم
امن اعلام می گردد.
11-
جان پناهنده ای از هریک همسایگان،مانند جان خود
ماست ، و جان و مال پناهنده در امان است.
12-
هیچ زنی بدون اجازه بستگانش پناه داده نمی شود.
13-
مرجع حل اختلافات برای امضاء کنندگان این پیمان
از مسلمان و غیر مسلمان محمد(ص) است، خداوند باکسی
است، این پیمان را بیشتر محترم شمارد.
14-
به قریش و هم پیمانان شان پناه داده نمی شوند.
15-امضاء کنندگان این پیمان دفاع مشترک یثریب را
به عهده دارند.
16-
هرگاه مسلمانان یهودیان را برای صلح بادشمن دعوت
کردند باید بپذیرند ، هرگاه چنین دعوتی از سوی
یهودیان شود، مسلمانان باید قبول کنند، مگر این که
دشمن اسلام ومخالف نشر آِِیین اسلام باشد.
17-
آقا و غلام یهودیان شامل این قرارداد می شوند.
18-
این قرارداد ازظالم و جانی حمایت نمی کند.
19-
هرکس در مدینه بماند در امان است وهرکسی ازآن جا
بیرون رود درامان است،.مگر گناهکار وستمکار..
ان
الله جار لمن بر و اتقی و محمد رسول الله.(ص)
بنی
قریظه ،بنی مصطلق ،قینقاع..بعد از مدتی این پیمان
را امضاء کردندو این عبارت اضافه شد،هیچ کسی
برضرر، رسول خدا و یارانش قدمی بر ندارند،نه
بادست و نه بازبان!
اسلحه و مرکب در اختیار دشمنان او قرار
ندهند.هرگاه برخلاف متن این تواقنامه رفتار کنند،
جان ، مالشان احترام ندارند از طرف بنی نضیر. حی
بن اخطب و از جانب بنی قریظه کعب بن اسد و ازسوی
بنی قینقاع مخیر یق امضاء نمودند .
پیمان شکنی
در این که پیامبر بعد از استقرار در مدینه و اساس
مدینه النبی را پایه ریزی نمود با یهودیان پیمان
عدم تعرض و عدم خیانت بست، در عین حال که تمام
حقوق شهروندی آنان در حکومت اسلامی بدون مالیات
وخراج به رسمیت شناخت، چون آیات خراج و حقوق اهل
ذمه بعد ازنقض عهد آنان نازل شده است و به همین
جهت آنان با مسلمانان از حقوق برابر بر خوردار
بودند ولی آنان به اساس گزارش تاریخی به (خصوص نص
قرآن) پیمان شکنی نمودند و با دشمنان که در حال
جنگ بود برنامه ا ی بر اندازی حکومت نوپای رسول
الله «صلی الله علیه و آله و سلم» را با مشرکان
ریختند.و این مطلب را قرآن بیان کرده است.
«الذین عاهدتَ منهُم ثُمّ یَنقضُونَ عَهدهُم فی
کُلّ مرةٍ وَ هُم لا یَتّقون، فَامّا تَثقِفنّهُم
فِی الحرب فَشَرّدبِهِم مَن خَلفَهُم لَعَلّهُم
یَذّکَرونَ وَ امّا تَخافَنّ مِن قَومٍ خیانةً
فانبذ إلیهم عَلی سَواءٍ انّ الله لا یحبّ
الخائِنینَ. »
همان کسانی که از ایشان پیمان گرفتی ولی هر بار
پیمان خود را می شکنند و از خدا پروا نمی کند، پس
اگر در جنگ بر آنان دست یافتی با تاختن برآنان،
کسانی را از پشت سرآنهایند، پراکنده کن تاباشد
عبرت بگیرند.
هرگاه از قومی بیم خیانت در پیمان داشتی،تو هم
مثل خودشان پیمانشان را لغوکن تا طرفین به طور
یکسان بدانند پیمان گسسته است. زیرا خدا خائنان را
دوست نمی دارد.« و ان جنحوا للسَّلمِ فَاجنَح لها
وَ تَوکّل عَلی الله انّه هوَ السَّمیعُ العَلیم.
» اگر به صلح گراییدند تو نیز به آن پای بند
باش و برخدای توکل نما که او شنوای داناست.
و
بنابراین به شهادت قطعی تاریخ و صراحت قرآن که
یهودیان از دسیسه براندازی نظام حکومت اسلامی
نوپای پیامبر به هیچ وجه دست نکشیدند و از مصداق
بارز این آیه بودند.
«
الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه و یقطعون،ما
امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئک هم
الخاسرون .»
همانانی که پیمان خدا را پس از بستن آن می شکنند و
آنچه را خداوند پیوستش امر فرموده می گسلند ، در
زمین به فساد می پردازند ،آنان زیان کارانند .
قرآن گسترش جنگ را تا خاموش شدن شراره جنگ بیان
می کند و جنگ بیشتر از آن مورد رضایت خداوند نیست
و به همین دلیل به پیامبر می فرماید:اگر آنان
صلح کردند و شما هم صلح نمایید حتی اگرشما در
موقعیت پیروزی باشید.
در
تفسیر بیضاوی در ذیل( آیه الذین عاهدت منهم ثم
ینقضون عهدهم فی کل مرة.) گفته است، منظور یهودیان
بنی قریضه است که رسول خدا با ایشان معاهده بست،
به این که دشمنانش را کمک نکنند وآنان این معاهده
را نقض کردند وقتی به ایشان اعتراض شد گفتند ما
این معاهده را فراموش کرده بودیم آنگاه چیزی نگذشت
باز در جنگ خندق مشرکین را یاری کردند و کعب بن
اشرف از میان بنی قریضه به مکه رفت و با مشرکین
همکاری نمودند.
این
روایت از ابن عباس مجاهد نقل شده و از سعید بن
جیبر نیز روایت شده که گفته است این آیه در باره
شش طایفه ازیهود نازل شده که یکی از طایفه ابن
تابوت است روشن شدن نقض عهدی که آیه شریفه به آن
اشاره می کند، محتاج به این است که در وقایع و
حواشی که بعد از هجرت به مدینه در مدت هفت سال
میان آن حضرت و یهودیان اتفاق افتاده است، نگرسته
شود....
بعد
از آنکه رسول خدا به مدینه تشریف آورد وهمین
یهودیان را به اسلام دعوت کرد آنان از پذیرفتن
دعوتش سرباز زدند ،ناگزیر رسول باآنا ن معاهده
بست. خدا با ایشان که سه طایفه بودند بنام بنی
قینقاع ،بنی نظیر،بنی قریضه در اطراف مدینه سکونت
داشتند معاهده کرد ،لکن هرسه طایفه عهد خود را
شکستند،بنی قینقاع در جنگ بدر عهد خود را نقض
کردند، .بنی نظیر علی رغم قتل مسلمانی غدر به
پرداخت دیه نمود و قصد ترور پیامبر را کردند وبنی
قریضه نیز در عمل واردجنگ شدند
نقد روایات
کوچانیدن طایفه های یهودی ساکن در مدینه و اطراف
آن که عبارت است ازطایفه بنی نظیر ،بنی قریضه ،بنی
قینقاع و بنی مصطلق از سوی پیامبر مورد اتفاق
نوسندگان مسلمان می باشد .چون کشتار مردان بنی
قریضه و اسارت زنان و کودکان شان را در روایت ابن
اسحاق ازطرق متعدد نقل نمودیم ،این شبهه را به
وجود می آورد که نعوذ باالله پیامبر اسلام ،مانند
سایر ارباب قدرت برای توسعه قلمرو، و تحکیم قدرت
خود از سیاست جابجای جمعیت و پاکسازی قومی ونسل
کشی استفاده نموده است .
در
گزارش تاریخی در یک روز نزدیک نهصد نفر در مدینه
به دستور پیامبر کشته شده است. این داستان، کشتار
دسته جمعی و سیاست نسل کشی را را تأیید می کند،.
چون روایت مذکور از چند طریق از ابن اسحاق نقل شده
است.
از
نظر اهل سنت در درستی وصحت سند آن اشکالی دیده نمی
شود با توجه به این که کتاب تاریخ یعقوبی در کتب
رجالی توثیق شده و این حکایت در آن کتاب نیز آمده
است.
آن
چه این گزارش تاریخی را به مظان کذب می رساند
اظطراب متن و مخالفت آن با قرآن می با باشد.
چون
اگر مضمون حدیثی با نص وظاهر قرآن در تعارض باشد
فاقد اعتبار است . از نظر متن به اشکالات چندی بر
می خوریم :
اول
:پیامبر مردان بنی قریضه را در یک خانه ی یک زن
جمع نمود و این جمعیت بزرگ در خانه یک زن بیوه
معقول نمی باشد.
اختلاف مضمون روایات با هم دیگر در واقعه ی مهم
تاریخی در شهر مدینه ،در حضور پیامبر ،اضطراب
دارد.
-
2چون پيامبر خودش با وحي ارتباط دارد و او هيچ
كاري بدون وحي انجام نمي دهد، در چنين موضوع مهمي
صدها انسان كشته شود و آن هم گردن زده شود. پيامبر
به حکميت سعدبن معاذ تن در مي دهد و حكم بيشتر
شباهت به احكام ریشه دار دوران جاهليت دارد،با این
که جنگ با بنی قریضه به دستور وحی آغاز شده و در
نتیجه آن جنگ پایان یافته است.و پیامبر در مقام
تشریع به این امر مهم به قرآن پناه برده است. بدون
تشریفا ت قانونی و حفظ کرامت انسانی مانند گوسفند
سر زده اند و این گزارش با سیره رسول خدا در
تعارض است
3
- مخالف سيره پيامبر مي باشد. چون پيامبر با بني
نضير ، بني مصطلق و بنی قینقاع، فقط به جلاي وطن
به آنان حكم كرد و موقعيت آنان و همكاري آنان با
دشمن رسول خدا در يك مرتبه است و اين حكايت مخالف
سيره و معارض مي باشد و از همه بالاتر كه مخالف نص
صريح قرآن مي باشد سوره احزاب بسياري از آيات شرح
جنگ احزاب و جنگ پيامبر با يهوديان و همكاري آنان
با مشركان مكه مي باشد. در آيه 24 و 25 به صراحت
موضوع را بيان مي كند «وَ ردّ اللهُ الّذينَ
كَفروا بِغَيضِهِم لم يَنالوُا خَيراً وَ كَفي
الله المُؤمنینَ القِتالَ وَ كانُ الله قَوياً
عَزيزاً – و انزَل الّذين ظاهَروهُم مِن اهلِ
الكتابِ مِن صَياصيهِم وَ قَذَف في قُلوبهمُ
الرُّعبَ فَريقاً تَقتُلونَ وَ تَأسروُنَ فَريقا ً
»
و
خداوند آنان را كه كفر ورزيده اند بي آنكه مالي
رسيده باشند، به غیظ و حسرت برگرداند و خدا زحمت
جنگ را از مؤمنان برداشت و خداوند همواره نيرومند
شكست ناپذير است و كساني از اهل كتاب را كه با
مشركان هم¬پشتي كرده بودند، از دژهايشان به زير
آورد، و در دلهايشان هراس افكند . گروهي را مي
كشتيد و گروهي را اسير مي كرديد.
خداوند در اين آيه از ناكامي مشركان در جنگ احزاب
و از بازگشتن شان با دست خالي و نااميدانه خبر مي
دهد و همكاري اهل كتاب را به صراحت بيان مي كند و
پشتيباني و معاضدت اهل كتاب را با عناصر ورزيده
تربيت يافته با واژه گانی که هيچ پيچيدگي در فهم
آن نمي باشد، بيان نموده است.
«و
انزَل الّذين ظاهَروهُم مِن اهلِ الكتابِ مِن
صَياصيهِم، مراد از صیا صیهم»
كساني ا ز جنگجویان اهل كتاب که تيرانداز در برج
هاي دژ با تيركمان بردشمن حمله مي كنند و در جنگ
بسیار مهارت دارند، آنان را خدا از آن سنگرهاي
محكم شان پايين مي آورد.
واژه «و صياصيهم» جمع «صيص» كه به معني قلعه و دژ
به خصوص آن برج چهارطرف قلعه را مي گويد با
تيراندازي کمان داران؛ دشمن را از قلعه بدور نگاه
مي دارند و قرینه اضافه به ضمير نشان مي دهد، مراد
صياصيهم ، همان جنگ جويان در آن برج ها بودند،
هستند. با جمله، ضرب |