|
مقالات جدید

بومان علی قاسمی
شهید مزاری و شأن انسانی زن
خداوند (ج) از اغاز خلقت بشر، جهان را با وجود
یک پدر و یک مادر منورساخت.
و
از همان اغاز این دومخلوقش را برای تکامل اجتماع
بشریت و حفظ تعادل قوای بشری ، در کنار هم خلق
نمود .
زن
نصف از جامعه بشری را تشکیل میدهد و خداوند در
خلقت زن چنان لطافت را بکار برده که برتریت های
قابل توجهی را نسبت به مرد میتوان دران ملاحظه کرد
.
درابتدا ی خلقت بشر یعنی در خلقت ابوالبشر حضرت
ادم خداوند ادم را از خاک بدون روح و شعور و
دانش می افریند ، اما در خلقت زن یعنی ام البشر
حوا ، خداوند اورا از انسان ساخته شده ئی دارای
روح ، عقل و دانش بوجود می اورد .
خداوند به زن بزرگترین اعزاز را داده است که عبارت
از مادر بودن است و همه میدانند که عاطفه مادر را
هیچ هم نوعش ندارد . اغوش مادر پرورش گاه و تربیت
گاه انبیا و اولیای الهی ، و انسان های وارسته
روی زمین است که از خلقت بشر تا کنون ، هیچ
پرورشگاهی بزرگتر از این پرورشگاه نه بوده و نه
خواهد بود .
شهید مزاری خود یکی از صادق ترین و وارسته ترین
انسان های بود که در پرورشگاه اغوش مادر تربیه شده
بود .
حقیقتأ که در اخلاق ، خصلت ها و عملکرد های هر
انسان تربیه ابتدائی که همان اغوش گرم مادر است
نقش عمده و اساسی را دارد .
شهید مزاری بحیث یک انسان ازاده و عدالت خواه
همان گونه که در جامعه عدالت اجتماعی را دوای
درد بی عدالتی و نفاق و خود خواهی ها میدانست . در
زیر شعار عدالت اجتماعی به زن نیز بحیث یک مخلوق
خداوند ، همه حقوق و امتیازات را قایل بود.
رهبر شهید را ما بنام پرچمدار عدالت اجتماعی
میدانیم ، چون ان بزرگوار همیشه در سخنانش فریاد
عدالت را سرداده و به حکومت ها و کسانیکه دران عصر
با پدیده و مفکوره ملی گرایی و و انحصار گری قدرت
یک ملیت سخن میگفتند و با مفکوره حکومت بالای
دیگران ، میخواستند بازور همه ملیتها را تابع خود
سازند ، میفهماند که یگانه راه حل قضایای
افغانستان و پاک کردن دود بارود از فضای کشور ،
پیاده نمودن عدالت اجتماعی است .
از
دیدگاه رهبر شهید در اجتماع هر جنبنده حق زیستن
را دارد . و نظامی که بر بنای عدالت اجتماعی
روی کار می اید ، در ابتدا سالار بودن یک طبقه را
از بین میبرد .
در
افغانستانی که همیشه نظام مرد سالاری حاکم بوده و
زن بحیث مخلوق درجه دوم شناخته میشد ، فقط در
نظامی میتواند از زیر ظلم مرد سالاری بیرون امده
و دوشادوش مردان ، برای بهبود جامعه خدمت نماید که
قانون ، نظام و عملکرد های ان جامعه براساس عدالت
اجتماعی استوارباشد .
در
جامعه یی که عدالت اجتماعی حاکمیت داشته باشد ،
قبل از اینکه روی حقوق ملیت ها و مذاهب و ادیان
صحبت بعمل اید ، از همه اولا تر حقوق زنان تامین
خواهد شد که بزرگترین قشر یک جامعه را تشکیل
میدهد .
رهبر شهید درست در زمانی داد از عدالت اجتماعی
میزد و حل اصلی قضایای کشور را در تامین عدالت
اجتماعی میدید که شماری از رهبران با نفوذ و
قدرت مند جامعه افغانی ، به زنان که بزرگترین قشر
جامعه هستند حق بیرون شدن از خانه را نمیدادند .
چنانچه همه بیاد دارند که مولوی یونس خالص رهبر ،
حزب اسلامی شاخه خالص در کنفرانس ها و مطبوعات
اعلام مینمود که در جامعه افغانستان اگر انتخابات
هم برگزار شود دو قشر از این جامعه حق رائی دادن و
انتخاب شدن را ندارند و که عبارت از زنها و هزاره
ها هستند .
در
عصر مقاومت های رهبر شهید در غرب کابل ، هیچ فردی
سهیم در قدرت حاظر نبود که در مورد عدالت اجتماعی
چیزی را بشنود ، چی رسد براین که عدالت اجتماعی
را بحیث یک قانون عملی نمایند . چون با قانون مندی
عدالت اجتماعی و تامین ان در جامعه افغانستان ان
زمان نه به نفع حاکمان بود و نه به نفع افرادی
شریک در حاکمیت .
اندیشه رهبر شهید در تامین عدالت اجتماعی فقط این
نبود که با قانون مندی عدالت اجتماعی ، حق ملیت
ها تامین شود و درکنار دیگر ملیت ها هزاره ها نیز
شامل در چوکات حاکمیت گردند .
اگر
تنها موضوع سهم گرفتن در حاکمیت میبود، از همان
ابتدا حکومت های وقت احزاب مجاهدین ، چند وزارت و
ریاست را به حزب وحدت سپرده بود و ممکن چند تن
وزیر و رئیس با چهره هزاره گی در کابینه دیده
میشد . بنأ دلیل مخالفت رهبر شهید با حکومت وقت
بر سر چی بود ؟
رهبر شهید هیچ گاهی خواهش رسیدن به مقام دولتی را
نداشت، او یک رهبر بود و رهبری که بر قلب های
مردمش حاکمیت داشت .
رهبری که مردمش درحین نیایش با خالقشان ، برایش
دوعا میکردند و اورا از هر عزیز شان عزیز تر
میدانستند .
رهبر شهید رهبر یک حزب سیاسی نبود ، و نه رهبر یک
جبهه نظامی ، بلکه او رهبر ملیون ها انسانی بود
که تمام هستی خود را در او میدیدند . خوشبختی
خود را با پیروزی او و تباهی خود را با شکست او
امیخته بودند .
رهبر شهید عدالت اجتماعی را اساس نیکبختی های
جامعه افغانی میدانست و براین می اندیشید که با
تامین عدالت اجتماعی همه اقشار ملت بطور
مساویانه به حقوق حقه شان نایل میگردند و فقط با
تامین عدالت اجتماعی حق به حقدار میرسد .
دراندیشه رهبر شهید همان گونه که مرد حق حاکمیت ،
حق زیستن و حق امتیاز طلبی را داشت ، به همان
منوال زن هم حق داشت که از همه مزایای حقوقی
سیاسی و اجتماعی در برابری با برمردان مستفیذ
گردند .
رهبر شهید بابه مزاری ، به همان نحوی که تعصب
نژادی ، مذهبی و لسانی را محکوم میکرد و علیه این
پدیده های استعماری مبارزه میکرد ، به همان گونه
علیه تبعیض نسلی و طبقاتی نیز مبارزه میکرد و از
نظر ان بزرگمرد ، هرگونه تعصب محکوم بود .
ما
در شرایط کنونی وضعیت زنان را در کشور عزیز خود
می بینیم که چگونه در زیر سایه دموکراسی تحت شدید
ترین فشار ها قرار دارند و بیشترین طلم بر مادران
کشور از سوی ناقضین حقوق بشر و مردان زن ستیز صورت
میگیرد .
اطفال معصوم و دختران بی گناه که اصلا خوب و بد
را تمیز داده نمیتوانند و تاکنون به بازی های
کودکانه شان مشغول هستند ، از سوی مردان فاسد و
بی بند وبار مورد تجاوز قرار میگیرند.
شماری از نسل جوان که اندیشه روشن و فکر باز دارند
بدون جرم و گناه مرموزانه به قتل میرسند ویا برخی
توسط خانواده های شان بزور به مردانی فروخته
میشوند که اصلا انان اشنایی و اگاهی در مورد انها
نداشته و دیگر اینکه تفاوت سنی بین شان به ده ها
سال میرسد .
درسال روان خورشیدی تنها در ولایت هرات ده ها
زن دست به خود سوزی زدند که شماری در شفاخانه ها
منتقل و صحت یاب شدند و شمار دیگر جان های شیرین
شان را ازدست دادند .
امروز زن ستیزی بزرگترین هیولای است که در زیر بال
شعارهای دروغین دموکراسی و مساوات حقوق زن ومرد ،
توسط مردان بی دانش و به حمایت و پشتیبانی
نظام مرد سالاری و یا نشست ها و جرگه ها انجام
میشود .
بامید انروزی که استحکام عدالت اجتماعی در کشور .
درود بر روح پاک اته هزاره شهید مزاری (رح).
تاریخ
نشر مطلب: روز يکشنبه 19 حوت 1386 خورشيدی برابر
با 9 مارچ 2008 ميلادی/ آلمان |