به  سایت  کاتب  هزاره  خوش  آمد ید


K A T E B   H A Z A R A

تماس با ما همکاران قلمی آرشیف زنان حقوق بشر اخبار مقالات جدید هدف صفحه اصلی
 


مقالات جدید

 

 

نوشته از: ظاهر دقیق

سیاستها وتاریخ معاصر هزاره ها

اصلیت هزاره ها

قسمت اول:

اصلیت و بنیادی تاریخی هزارهها در جریان سالهای متمادی از طرف تاریخ دانا ن مورد جروبحث قرار گرفته ، بسیاری معلومات هائیکه در باره ای هزاره ها  تنها به شکل ارائه ای  گزارشات پایه کذاری شده و توسط   نمایندگان کشور هائی مختلف مانند انگلستان و روسیه  با یک هد ف معین سیاسی  نوشته شده است. تعداد زیادی از انها از نگاه ارزش  اکادیمیکی قابل شک و تردید بوده و  اکثرامنشآء  معلوماتی آنها از دست هائی دوم  سر چشمه  میگرند و به  مقاصد سیاسی انترو پولو جیستیکی ( مردم شناسی) و هدف تاریخ نویسیی استفاده  گردیده است، آکثرا این معلوماتها از طریق غربی ها و مسافزینیکه برای سیاحت میرفتند  منشائ گیرفته است .

ثانیا. مسا ئیلیرا  که آنها باید در باره ای  هزاره ها می آموختند ویا نوشته میکردند  صرف ازطریق ترجمان ویااز تکست های دست دوم  استفاده میکردند  وحتی خود نویسنده هیچ وقت از ا فغانستا ن دیدن ومشایعت نمی کردند.

سوم.  انحصاری قدرت وتبعیض نژادی توسط پتانها  در مقابل هزارهها در باره ای  اداره  و قدرت 200 دو صد ساله نه تنها  منجر به کمبود   رشد سیاسی  و اقتصادی در هزارستان  شد  بلکه همچنان  باعث عدم رشد  نهاد هائی کلتوری  وتا ریخی در افغانستان نیز  گردیدند.

چهارم . تحقیقات سیستماتیک  وعلمی  تاریخ هزاره ها  اضافه تر پیچیده تر شده  میرفت . به  علت هائی اینکه   مسا ئیلیکه در مورد این مردم نوشته میشد  مطالعا تی عمومی ووسیع در ایران و افعا نستان   وهندوستان  و( پاکستان امروز  ) جمع بندی و گرد آورده میشدند. با وجودی آنهم  این تحقیقات  در باره ای هزاره ها هیچ وقت  مورد قبول واقع نگردید از طرف قدرت حاکمه در افغانستان کنترول می گردید  و دانشمندا نی داخلی به این موضوع  جلب و تشویق نمیگردیدند .در حالیکه برای یک عالم غربی  پیشبرد ی   چنین  تحقیقات  با  موجودیت پرابلمهائی سیاسی  از  یک طرف  و پیچیدگیهائی منطقوی از طرف دگر    تقریباغیر ممکن  بود .بر علاوه  یک عالم غربی   در جریان این 200 سال  ا جازه رفتن  به افغانستان مرکزی را باید از حکومت پتان ها تقاضا میکردند  .  این دلائیل  مانع یک تحقیقاتی وپژوهش واقعی در مورد تاریخ هزاره ها شده است.

پنجم . به نسبت موجود یت  تبعیض نژادی و تفوق ملی   توسط دولت مرکزی در رابطه با هزاره ها ورود آزاد و  دسترسی  به اکثریت اسناد هائی با ارزش سیاسی  تاریخی و دست اول  توسط هزاره هائی مختلف،  خانواده  ها و شخصیتهائی انفرادی  نگهداری و محافظت میشدند به طوری عادی غیر ممکن نبودند.

بسیار  مسا ئیل در تاریخ افغانستان و خاصتا تاریخ هزاره ها تا به امروز  نا معلوم باقی مانده است.

در  نتیجه  این یک واقعیت است که کار  بسیار اندک  در افغا نستان از طرف  مردمان ارجل  و عمومی پیش برده شده، ولی کار ناچیزیکه از طرف علمائی خود افغا نستان   درین رابطه وقف شده  است متآسفانه   بخش  اعظم  آن و حتی اضافه تر از تکرار در بررسی و قضاوت  نظریاتی دانشمندان  غربی  که خود  این نظریات  دارائی نواقصات و کمبودیهای زیاداست  مصروف شدند .در ضمن  هیچگونه کار معتبر،  بنیادی و اکادیمیکی از طرف علما  و جامعه شناسان  وجود ندارند  نویسنده اظهار میدارند که این نظریات شخصی من است  وعوامل عمده آن موجودیت تیوریهائی  مختلف و عدم تحقیقات  علمی و اجتماعی  دانشمندان وعلما بخصوص  در بخش هائی  علوم مردم شناسی(انتروپولوجی)  وجامعه شناسی  افغانستان  می باشد.

تاریخ حکایت طولانی انسان ها و داستان گذر بشریت از مرزهای حیوانیت به تمدن های بزرگ است. انسان ها طی نسل های پی درپی ، حاصل دست رنج گذشتگان خود را توسعه دادند و به پیش رفتند. هر قومی بر ویرانه های اقوام پیشین مستقر شدند و هر یک گمان بردند که عالی ترین محصول همه تاریخ شده اند ولی پس از چندی غفلت ها و غرورها آنها را هم در خود گرفت.

اما آنچه بر جای ماند ، دستاوردهای تمام بشریت بود که خواه نا خواه ،از هر قومی به قومی دیگر منتقل می شد. تمدن ها از پی هم ظاهر شدند و به مرورو درطی قرن ها ، هنر و معماری وعلوم و دیگر دستاوردهای انسانی را گسترش دادند.

انسان این موجود پیچیده ، گاهی فجایع فراوانی به بار آورده و گاه عالی ترین نمونه های انسانیت را به پیشگاه تاریخ معرفی نموده است. اما به هر حال باید دانست که هرچه شده است ، حاصل دسترنج خود انسان است. لذا هرچه هستیم و هرآنچه می خواهیم باشیم یا آرزویش را داریم ، محصولی است که زمینه ها و نیازهایش را می توان مهیا نمود و می توان از نو ساخت و پدید آورد.

بررسی تاریخ در واقع، به معنای برخورد با سرگذشت تلخ وشیرین مردم یک سرزمین است. سنت تاریخی چنان میشود که گاهی قهرمانان یک سرزمین، در آن سوی دیگر دشمنان فراموش نا پذیر مردم اند. بطور نمونه مردم ما نام سلطان محمود و احمد شاه درانی را فاتحان کبیر می خوانند. در حالی که هردو برای مردم هندوستان، غارتگران کبیر هستند.

تاریخ ملی هر قومی، یاد نامه و حافظه ی سرزمین آنها است. اهمیت تاریخ، در حقیقت یابی آن نهفته است. پیش از تاریخ نگاری، به اندیشه های حقیقت بین، انصاف محور و تاریخ نگراحتیاج است. تاریخ نگار باید بستر تاریخ ( جامعه )، محور تاریخ ( مردم ) ، رفت و گذر تاریخ ( عنصر زمان ) و باور تاریخ ( تمدن و فرهنگ ملی اقوام ) را با دید انصاف نگری ببیند.

تشخيص اصلی هويت بومی و تاريخی هزاره، مستلزم تبيين واقعيت های تاريخی و برداشت شواهد و قراين از عمق جامعه هزاره بادرنظرداشت شيوه های معين تحريف هويت تاريخی اقوام تحت استبداد بخصوص هزاره ها از طرف حاكمان سركوبگر و استبدادی دوره های مختلف افغانستان مي باشد .

داكتر سيد عسكر موسوی، ديدگاه خود را درمورد قديمی بودن هزاره ها درين سرزمين با تذكار معلومات ارايه شده در مورد كوشانی ها و يفتلی ها در تاريخ مرحوم غبار ، چنين جمع بندی مي نمايد :

« برای اين منظور ما نيازمند بررسی تاريخ گذشته باميان - مركز هزاره جات - و تنديس های قديمی

 بودا هستيم.....

 

ازنظر تاريخی ، آيين بودائی حداقل ۱۵۰۰ سال قبل از حمله مغول ها به خراسان “ افغانستان امروز “ بطور وسيع در جنوب هندوكش حاكم بود ، به گونه ای كه اين آيين ، سالانه هزاران زائر چينی را به باميان مي كشانيد . مهم آنكه اين ناحيه برای چند قرن جايگاه دائمی برای گسترش نژاد زرد شد . دره باميان طی قرن اول ميلادی يكی از مراكز گسترش بوديسم بود .

باميان در آنزمان بخشی از امپراتوری كوشانی “ 40ـ 220 “ و تحت تأثير فرهنگ و مذهب بودائی بود . كوشانی ها اصولا جزو قبايل “ ستی “ بودند و در منطقه ای به امتداد كاشغر تا شمال “ دريای بلخ “ به سر مي بردند . شرقی ترين قبايل ستی “ یوچی “ ناميده ميشدند .

كوشانی ها از ميان یوچی ها برخاسته بودند و به دنبال جنگ های قبيلوی به سرزمين های جنوب آمودريا كشانده شدند . اگرچه امپراتوری كوشانی ها در 220 ميلادی در شمال هندوكش ازهم پاشيد اما كوشانيان تا سال 425 ميلادی در جنوب هندوكش به فرمانروائی خود ادامه دادند .

بوديسم در قرن سوم پيش از ميلاد توسط راهبان بودائی به نواحی جنوب كوه های هندوكش عرضه شده بود . با توجه به سكه های قديمی پيدا شده در باميان ، نقاشي های روی ديوار های معبد و اطراف تنديس های بودا ، نقاشی های به جا مانده از زمان آخرين شاهان كوشانی و همچنين شكل فزيكی تنديس ها ، مي توان چنين نتيجه گرفت كه ساكنان اين منطقه تا حدود 2300 سال پيش دارای همان تركيب فيزيكی صورت بوده اند كه هزاره های امروز هستند . بدين ترتيب چهره مغولی ساكنان هزاره افغانستان شمالی را مدت ها پيش از حمله چنگيز خان و امير تيمور كه ظهور آنها در صحنه تاريخی نسبتا جديد است ، جستجو كرد .

يفتلی ها “ 566 - 425 “ ، جانشينان امپراتوری كوشانی نيز به قبايل ستی با همان تركيب فزيكی و چهره تعلق داشتند . تأثير يفتلی ها را تا زمان پيدايش كلمات تركی در هزارگی ميتوان دنبال كرد . البيرونی رد پای يفتلی ها را تا ترك های تبت باز مي گرداند و اولين فرمانروای اين سلسله ـ که بيش از شصت فرمانروا داشته است ـ را “ برها تاگين “ يا” بَرَه تاگين “ ميشناسد . آخرين حاكمان تاگين “ تگين “ ، غزنوی ها بودند كه در حدود هزار سال پيش در غزنی حكومت كردند

پس از يفتلی ها ، نواحی جنوبی آمو دريا تحت فرمان سلسله های ترك آسيای مركزی و شرقی درآمد كه بيش از هزار سال بر آن جا حكومت كردند . مسلما طی اين دوره ، هزاره جات امروز تا حد زيادی ازين مردمان فاتح نيز تأثير پذيرفت .

بنابرين ، مدت ها پيش از ظهور مغل ها ، ساكنان هزاره جات امروز در معرض تآثيرات اقوام قديمی تر و ترك زبان با ويژه گی های فزيكی شبيه مغل ها قرار گرفتند » .

ادامه دارد

 

تاریخ نشر مطلب: روزدوشنبه 6 حوت 1386 خورشيدی برابر با 25 فبروری 2008  ميلادی/ آلمان

 
 
 
 

بازگشت

بالا

 

 


Publisher:

Ghulam Sakhi Oruzgani

Phone: +49 162 3702587

www.kateb-hazara.net

Email: info@kateb-hazara.net


مدیرمسؤل: غلام سخی ارزگانی

.استفاده از سایت کاتب هزاره با ذکر آن مجازاست

.مسؤلیت مقالات به دوش نویسندگان آن می باشد

.
از انتقادات و پیشنهادات سازنده شما استقبال می گردد