به  سایت  کاتب  هزاره  خوش  آمد ید


K A T E B   H A Z A R A

تماس با ما همکاران قلمی آرشیف زنان حقوق بشر اخبار مقالات جدید هدف صفحه اصلی
 


مقالات جدید

 

نوشته از: ظاهر دقیق

سیاستها وتاریخ معاصر هزاره ها

اصلیت هزاره ها

قسمت سوم( پایانی):

 آغاز تحقیقات در باره هزاره شناسی

گفته مي شود كه تحقيقات درمورد هویت هزاره قبل از قرن نوزدهم شروع شده است اما بخشی از نظرياتي كه توسط علاقمندان داخلی و خارجی در این باب ارايه گرديده است حامل بار سطحی نگری ، برخورد سياسی ، مشكل سازی در تحقيقات بوده و حتی گاهی نمايانگر ناشيانه بودن نظريات است .

بطور مثال عبدالحی حبيبی درحالي كه نظر محقق فرانسوی “ جی . پی . فرير “ را درمورد بومی بودن هزاره ها تأييد مي كند اما با برپا نمودن قيل و قال و بازی الفاظ مشكل ساز كوشيده است كه ريشه گويا پشتون بودن هزاره را ثابت كند . به اين ترتيب به نظر آقای حبيبی كلمه هزاره ، يك كلمه قديمی آريائی به مفهوم “خوشدل“ است و ترجمه فارسی كلمه مغلی مينگ “ هزار “ نيست . مرحوم عبدالحی حبیبی برای اثبات سخنان خود كدام دليلی ارايه نمي كند و پيش ازآنكه چنين نظر را ارايه نمايد ، حد اقل از مردم ترك تبار افغانستان هم معلومات خود را تكميل نكرده و نپرسيده است كه آيا مينگ معنی “ هزار “ را دارد ياخير ؟

تأسف وقتی عميقتر ميگردد كه “ ميخائيل وايرز “ زبان شناس آلمانی با اين نظريه ناشيانه همنوا مي گردد و مي گويد: « اطلاعات بدست آمده از مغول های افغانستان كه امروزه در آبادی های هرات و نزديكی آنها بسر ميبرند، نشان ميدهد كه چنين روابط آماری وجود ندارد » يعنی ساده تر گفته شود معنی مينگ “ هزار “ نيست .

نظر مرحوم عبدالحی حبيبی و تأييد آن توسط زبان شناس آلمانی ، يكی از شيوه های معلوم تحریف هويت ها است ؛ زیرا « مينگ » تركی “ اوزبکی ، تركمنی ، مغولی ، تاتاری ، باشقری ، قزاقی ، قرغزی ، آذربايجانی ... “ در هر حالت معنی “ هزار “ فارسی را دارد .اين چيزی نيست كه آن را با بازی كلمات ، سيلابه ها ، پسوند و پيشوند به بحث گرفت .

هدف ازين بيان ، تثبيت نادرست بودن بعضی از نظرات ارايه شده ميباشد .همچنانيكه مرحوم حبيبی در يكی از آثار خود يفتلی های ترک را “ هيبتلی ها “ نوشته كرده است تا اين نام به كلمه “ ابدالی “ نزديكتر شود و بعدا كوششی بی ثمر به خرج داده است تا به اثبات برساند كه يفتلی ها همان ابدالی ها است . محققين خارجی كه در مورد واقعيت های اجتماعی ، فرهنگی افغانستان اعم از ساختار بومی جامعه ، زبان ، مذهب ، تعداد نفوس هرقوم وغيره معلومات بدست آورده اند ، منشآ آن حكومات قبايلی بوده و اين نوع تحقيقات اغلبا فاقد اعتبار عينی ميباشد .

ویژه گی های این قوم

هزاره ها مردمی اند صادق، درستکار، آرام و صلح جو و در عین حال شجاع پرکار و زحمتکش. مشاغل طاقت فرسا دارند ولی کم در آمد اند. هم چنین اغلب کارهای تولیدی و سازندگی کشور بدوش این مردم میباشد .

آنان از قتل عامها ی فجیع و توطئه های بسیار تو انسته اند جان سالم بدر برند تحمل این قوم در برابر تهاجم ناملایمات روزگار سرمای شدید محیط گرسنگی و تشنگی فوق العاده زیاد است و با تمام فشارهایی که علیه آنان اعمال شده باز تو انستهاند پرچم تشیع را در قلب کشور بر افراشته نگهدارند به قسمی که در اذهان عامه مردم از ذکر اسم هزاره، تشیع نیز تبادر میکند. تقریبا ۹۰٪ هزارهها پیرو مکتب تشیع بوده و در اعتقاد به مبانی اسلام و انجام فرایض راسخ و استوا ر میباشند یکی از نویسندگان خارجی مینویسند “ اگر سراسر جهان را کفر فرا بگیرد اسلام در داخل درههای جبا ل هندوکش و بابا بر ای ابد خواهد ماند “

جامعه هزاره از بعضی مفاسد تباه کننده مانند : فحشا، بچه بازی، قمار، شراب، اعتیاد به مواد مخدر و دریوزگی بر کنار مانده اند. این یک ادعا نیست ؛ جهانگردانی که در باره هزاره تحقیق نموده به این حقیقت ا ذعان دارند بعضی از انها تحت تاثیر قرار گرفته از روی تعجب نوشتهاند “ با اینکه این مردم در اوج فقر بسر میبرند اما تن به گدایی و دریوزگی نمیدهند.

   لهجه هزارگی

پژو هش علم زبان شناسی در مورد هزارگی "لسان   هزارگی"در دو بخش خود را متمر کز نموده است.

اولآ. مناسبات بین هزارگی و لسانهائی مهم دگر ( فارسی . مغولی و ترکی) و تآثر آنها  با لائی   هزارگی و اندازه ای تاثر هر کدام اینها بالائی هزارگی.

ثانیآ . شاخصهائی فوقالعاده و اصلیتی خود هزارگی.

چیزیکه از تحقیقات در باره ای هزارگی واضح و روشن شده  اینست که هزارگی یک دیالکت مختلط از فارسی، منگول وترک با داشتن دهان (زبان) خود بوده،  اما بدونی عنعنه ای تحریری میباشد کدام کتابی هیچگاهی به هزارگی نوشته نشده . دانشمندان و نویسندگان هزاره همیشه به فارسی و عربی  آمو زش و نوشته میکنند. در لحظه ای فعلی به لسانهائی اروپائی مگر هیچ وقت به لسان هزارگی نوشته نکرده است.

از نگاهی علم زبانشناسی هزارگی یک دیالکت یک زبان است. بنابرین  مردم  می شمارند که فارسی یگانه لسانی این منطقه ( ایران افغا نستان و تاجکستان شوروی سابق محسوب میگردند(هیروی  سال 1983.73).و هر کدامی از آنها در داخل سرحدات سیاسی(برعکس کلتوری) دیالکت خود را دارند. دیالکت هزاره ها در افغا نستان و گیلانیسی ها در ایران از دیالکت هائی دگر است.در دیالکت هردو زیاد اصطلاحات استفاده میگردند. هردو دیا لکت بندرت اصطلاحات خالص فارسی را در تهران و کابل استفاده میکنند. در این دیالکتها اصطلاحات خارجی (قرضی)از لسانهائی دگر گرفته شده ا است.

هزارگی 80% از فارسی .10 % از مغولی و 10 % از لسانهای دگر تشکل شده است. دیالکت هزارگی  فرق فاحش از فارسی به علت تآثیرات  اصطلات ترکی و منگولیائی  دارد.

یاد داشتهائی در مورد ملیت هزاره 

هرارجات مناطق کوهی است و در افغانستان مرکزی واقع شده و خانه ای مردم هزاره است . این ساحه از نگاهی تاریخی هزارجات نامیده شده و بعضی ها آرزو دارند که بنام سابقه ای آن مراجعه کنند.

بامیان پایتخت هزارجات بوده و منبع کلتوری هزارهها است. هزارجات تقریبا 30 % خاک افغانستان را احتوا میکند . قسمت بزرگ هزارجات بولایات مختلف مانند ارزگان ؛ غزنی ؛ غور و مزار تقسیم گردیده است. قسمتهائی زیادی هزارجات مانند دای چوپان ،شاه جوی ، دایا و قسمت هائی زیادی هرات توسط پشتونها تحت حمایت دولت هائی حاکمه ای شان تغیر نفوس داده شده است.

چه  گونه و چه وقت هزاره ها مسلمان  شد ند؟

چرا هزاره ها شیعه را انتخاب کرده اند؟

اکثریت هزارهها مسلمان شیعه می باشند و در قلب افغا نستان مسکن گزین استند و توسط مسلمانان  سنی احاطه گردیده است. سوال ازینجا مطرح میشود چگونه و چه وقت هزارهها مسلمان شده اند؟  چرا آنها شیعه را انتخاب کرده است؟

باساس نظر ارسطو( 1895:286) هزاره ها اسلام را از مردمان محلی و بومی این سرزمین یعنی تاجکان قبول کرده و گفته میشدند آنها  شیعه بودند. واقعا درست بودن این فرضیه  مورد سوال و جروبحث است.

 در قدم اول ارسطو نتوانسته هیچ نوع اسناد در مورد حقا نیت تیوری اش ارائه نماید . ثانیا  سنیزیزم  دین خدائی خراسان (نام اصلی افغانستان) قرنها پیش  از آمدن شیعه بمثابه دین رسمی ایران سابقه اسلام سنی بود  . سنیزیم   مذهب حکمفرما  و  رسمی در تمام منطقه بود.

تیوری دوم  فرضیه میدهد که هزارهها مذهب شیعه را در زمان شاه عبا س سفوی (1589-1629) قبول کرده است. این تیوری برای اولین بار توسط وام بیری 1895 ارائه شد واین تیوری   بر این عقیده است که شاه عباس هزاره ها را جبرا به قبولی مذهب  شیعه مجبور ساخته است(1864:132)

بعد از مدت وزمان  واضح گردید که ایسخورمان  بدون معرفت با نکات اساسی تیوری وامبیری  تیوری معادلی را ایجاد کرد:

"شیعه ایزم  فقط در هزارستان  از طرف غرب فارس که یگانه  فورم ویا شکل اساسی  ملت شیعه در د نیائی اسلام بود  میتوانست  وارد شود. شیعه ایزم هزاره  مانند  شیعه ایزم  سرزمین پارس (ایران کنونی)Isna-Ashari ایسنا آشاری(twalver)دوازده گانه ای است.  شیعه ایزم در تاریخ به همان اندازه عمر دارد که خود اسلام  دارد . شیعه  فقط  با  پیدایش سفاویدیها(قرن 16) بود که بمثابه ای  فورم و یا شکل مکمل  از مذهب  پا بوجود  گذاشت  و مردم فارس  به طور مکمل شیعه شد ند.    اما  پیش از قرن 16   شیعه ایزم  به مثا به ای  بخش  از مذهب  وجود داشت و از مناسبات کم ویا زیادی و دشوار  با سنیزم مسلط  لذت می بردند. پس  مردم  میتواند به این نتیجه برسد که شیعه ایزم در بین هزاره ها  چند وقت بعد  از آمد ن سفویها ویا بعد از قرن 16   وارد شده باشد."(1962:120).

این تیوری  که هزاره ها  در دوران شاه عبا س  به شیعه ایزم پیوسته است , توسط خود  هزارهها  نیز تصدیق گردیده است. من این نظریه را در  میان هزاره ها  در هنگامی  ملاقات  با علمائی معتبری مانندی محمد اسماعیل مبلغ ,و محمد علی مدرس  دریافت نمودم . و لی  این تیوری همچنان  واقعا بدونی داشتن نقاط ضعیف  نیست.

اسکندر بیگ ترکمنی  به  آدامه  یکی از تکستهائی بسیار با اعتباری تاریخی دوران شاه عبا س وتاریخ امیر عباسیدیان  می نویسد:

" هزارهها در دوران شاه عبا س حا لا دگه شیعه بودند ;سه هزار سربازان هزاره تحت قومانده ای دین محمد خان ازبک در مقابل  اروی شاه عباس قیام کردند."(1916:567-9).

 یک تیوری سوم فرضیه  میدهد که هزاره ها شیعه ایزم را  به مجردی که آنها خود را به طرف اسلام بازسازی میکردند پزیرفته  بودند. و این تیوری برای اولین بار توسط تیمور خانوف ارائه  شده است. باساس نظر او هزاره ها  خدایان درو غین داشتند یعنی بت پرست بودند. و این سی سال بعد از مرگ هلاکو خان بود که پیروان او تغیری سیستم  به اسلام کردند.(32 ،1980:31). طبق نظر  راشیدودین فضل ا لا ,غازان خان از همان ابتداء تغیر عقید ه به  اسلام  تمائیل به شیعه ایزم نشان داده بود. غازان خان اکثرا به  زیارت مولا علی(ع) و فرزاندانش  سفر میکردند. گازان خان همیشه تمائیل و علاقه ای زیاد به سادات  و شیعه های معتبر داشت و بطور متواتر هزینه , پول وسرمایه برای مساجد هدیه میکرد. بعد از گازان خان پسر او  ابو سعید  عنعنات پدری خود را دوام دادند.(راشید , 985997,1959:984).

 پس طبق  فرضیه ای  این تیوری شیعه ایزم برای اولین بار درافغانستان توسط گازان خان و پسر او ابو سعید استقرار و تشویق گردیده است.

درینجا بجا است  که  اضافه نمائیم ,تیوریهائی  اسخور مان schurman وTemorkhanov تیمور خانوف هردوئی شان درست میباشند. باید علاوه کرد که گمان آن میرود, عده ای ازهزاره ها توسط گازا خان و ابو سعید به مذهب شیعه کشانیده شده باشند.  بنا بر این  میتوان  بیان کرد که شیعه در میان هزارهها  از همان دوران گازان خان شروع شده , اما این پروسه   تا به  مرحله ای سفویدی که در آن  شیعه ایزم بحیث مذهب رسمی  ایران بود تکمیل نگردیده بودند. البته  شیعه در افغانستان و کشورهائی دگر اسلامی پیش ازین زمان  بمثابه یک اپوزیسون تاریخی در مقا بل سنی ها  وجود داشتند.(ارزگانی 1913:69:72;یزدانی ,1989:38-56).

 مگر سفویها  قدرت و توانائی  آنرا داشتند که این اپوزیسیون را بیک قدرت سازمان یافته ,رسمی وسیاسی تبدیل نمایند .

شیعه هائی اصلی و اساسی در ایران و افغانستان  از شاخه ای حضرت علی (ع) بوده که  آنها بنام سادات و آلویها  مشهور می باشند.قسمت اعظم آنها در فرار و یا در حالت تبعید سیاسی  از دست آمویها و بعدا  عباسد ین  بسر می بردند  .(حبیبی -869,1988:868;یزدانی 1989 39-44).

 پس پیروان اصلی  شیعه ایزم در  افغانستان بسیا رقبل از مغولها    ;احتما لا در دوران امام رضا(امام هشتم  شیعه ها )  داخل شده بودند  ، تغیر هزارهها به شیعه ایزم در یک مرحله ای مشخص صورت نگرفته و این غیر ممکن است که ادعا شود که هزارهها در یک مرحله ای مشخص تاریخ به شیعه ایزم در آمده است ,البته تحلیل میخانیکی همچو پدیده ای تاریخی و اجتماعی نا درست است ,هر تغیرات در زندگی مشترک انسانی در جریانی مرخله معین رشد خود انجام می پذیرد.

شیعه شدن هزاره ها ما نند دگر پدیدههائی اجتماعی در جریانی مراحل طولانی  صورت گیرفته است. پس میتوان این فزضیه  را پیشنهاد کرد که هزاره ها در آغاز به شیعه ایزم در دوران گازان خان و همچنان در دوران حکومت فرزند او ابو سعید و بعد ها رشد داده شد .... و رشد و شگوفه ای کامل آن در دوران شاه عباسی سفوی  صورت گیرفت.

اکثریت هزارهها شیعه بوده ,  در صورتیکه بعضیها مانند  هزاره هائی شیخ علی و فیروز کوهی سنی باقی ماندند. شیعه ایزم خودش به شاخه هائی خوردتر تقسیم گردیده است .اکثریت شیعه ها دوازده امامی  می باشد .در حالیکه اسماعلیه ها اقلیت را تشکل میدهد در اصل در هند وپاکستان  زندگی مینمایند .اسماعلیه ها خود شان نیز به شاخه هائی کوچک تقسیم گردیده و این انشعاب نیز در افعانستان و خاصت در بین هزاره ها یافت گردیده است.(طبق نظر کانفیلد canfield).

ترویج اسماعلیه  در افغا نستان  به گفته هائی  در سال 755 بعد از عیسوی شروع شده  و در همین دوران  افغانستان از ایران نیز جدا  شده بود (1988:873).

 سنی و شیعه  تفاوت اساسی و تهدابی ندارند ،مگر در پراکتیک وریالیستیک تائید نمیگردد .موجودیت هستی این دو بخش  به جنگ هائی خونین منجر گردیده است .پیدایش و طلوع  سرحدات سیاسی  جدید و مذاهب طبقات اجتماعی را مشخص می سازد .در جریان 100 سال  گذشته  هزارهها در افغا نستان  قربانی اجتماعی  و چورو چپاول از نگاهی طبیعی و حقوقی انسانی به علت شیعه بودن     خویش  شده است .

 تا به سال 1919 عده ای هزارهها هنوز به مثابه ای بردهها  توسط پشتونها نگهداری میشد . با وجودیکه شاه امان ا له  برده داری را در زمان حکومت خویش  ممنوع قرار داده بود  اما این عنعنه  غیر رسمی سالها ئی زیادی وجود داشت.

رژیم پتانها  در دوران عبدالرحمن خان  بین سالهائی (1880-1901 )به حیث بد ترین وحشت انسانی  در تاریخ بشریت  شمرده  شده است.

عبدالرخمن خان  با استفاده از پشتبانی روحا نیون سنی هزاره ها را به حیث بی دین و کافر  اعلان کردند و بالائی آنها جهاد را روا داشتند (کا کر،1971:213).گناهی بزرگ آنها این بود که  آنها آماده نبودند  امام علی(ع) را به حیپ خلیفه چهارم بشنا سند .اما حقیقت آن است که حضرت محمد  (ص) یگانه ادامه دهنده ای راه  خود او را نامیده بود  واین بطور خلاصه  واقعیت تفاوت بین دو رسالت  اسلام ، شیعه و سنی است.

تیجه گیری :

درین یادداشت من از مطالب شروع  کردم   که شخصا برای خودم منحیث یک فرد و یک هزاره جالب بوده است . بنا بر این من این یاد داشت را یک پژوهش علمی نمیدانم  ولی تلاش کردم به آن سوالاتی  جواب پیدا کنم که  از سالهائی بسیار قبل در جستجوئی آن بودم. عدم داشتن معلومات کافی در مورد اصل و نصبم  قابل رنجش واذیتی وجدانم میشد.بخصوص  جروبحث های دوران های متعلیمی ومحصلی که بیادم میآ ید مرا وادار می سازد که زیادتر تاریخ ملیتی خود را مطالعه کنم و تمام روشنفکران افغا نستان  و بخصوص روشنفکران هزاره را تشویق نمایم  و از آنها بیطلبم هر چه راسخ تر بخا طر تبلغ حق یعنی تاریخ حقیقی هزاره ها  منحیث رسالت تاریخی شان  صادقانه  تلاش نمایند.چونکه دولتهائی مستبد و نشنلیستی آنقدر ذهنیتهائی مردم افغانستانرا از تاریخ جعل هزاره ها پر کرده است که بیرون کردن آن ازین ذهنیتها کار تبلیغا تی و ترویجی و زمان وتلاش فراوان را  می  خواهد.

 تحقیقات  داکتر مسوی در مورد "هزارههائی افغانستا ن" ،  محمد تقی خاوری شاعر بزرگ  ایرانی     " در مورد 'مردم هزاره و خراسان بزرگ' و همایون سهرابی"سیاستها وتاریخ معاصر هزارهها و سیاستهائی فرقوی "ودگر علما و دانشمندان  افغانی  تصو یر روشن و واقعبینانه ای  از هویت وتاریخ اصلی هزارهها را   طی این دهه ای اخیر انعکاس  میدهد ،وما ازین منا بع باید استفاده موثر و معقول را به خاطر روشن نمودن  واقعیت هائی تاریخی مرده هزاره انجام بدهیم

ما  داشتن این منابع را فعلا سرمایه ای خوبی میدانیم  ولی  امید وار هستیم علما ودانشمندان و جامعه شناسان و مردم شناسان افغانی و و زارت کلتور وفرهنگ افغانستان دررابطه با   تاریخ اقوام افغانستان و بخصوص هزارههائی افغانستان کارهائی  تخقیقاتی واقعبینانه را به  پیشببرد. داشتن اسناد و کتابهائی انگشت شمار واقعا  در همچون مبحث و پرابلم  کلان  کافی نمی باشد .

این جانب اصلا منحیث  خواننده این  منا بع درین مقاله حضور یافتم و حرفهائی علما و دانشمندانرا نقل قول کردم .اگر  اشتبا هات و غلط فهمی هائی در مطالبات شده باشد خوا نندگان محترم، بزرگان قوم و دانشمندان با بزرگواری شان بنده را مورد عفو قرار بدهند . بنده که از سهو وخطا عاری نیستند.

منظورم  در قدم اول خدمتی برای خودم  و بعدا برای قومم و در مجموع مردم افغانستان  بوده . من اگر از بحر قطره ای را گیرفته باشم بازهم به آن  افتخار می نمایم .الته در آینده  در همچون مباحثات خضور فعال خواهیم داشت.

منا بع :

1-آثار علمی محترم همایون سهرابی "سیاستها وتاریخ معاصر هزارهها و سیاستهائی فرقوی " در متن انگلیسی (Humayun Sarabi  2006)

2-بی.بی.سی فارسی در مورد کتاب نویسنده ای ایرانی محمد تقی خاوری"مردم هزاره و خراسان بزرگ"

3- پژو هش  مرتضی معراج  پیرامونی هو یت هزاره ها سال( 1386)

4-a bout hazara people of afghanistan

Mousavi.S.A:The Hazara of afghanistan ;An historical,cultural …..

Of Dost  Mohammad with notices  if Ranjit  Singh,

ظاهر دقیق

 مورخ 24-02-2008

 

 تاریخ نشر مطلب: روز سه شنبه 14 حوت 1386 خورشيدی برابر با 4 مارچ 2008  ميلادی/ آلمان

 
 
 
 

بازگشت

بالا

 

 


Publisher:

Ghulam Sakhi Oruzgani

Phone: +49 162 3702587

www.kateb-hazara.net

Email: info@kateb-hazara.net

 


مدیرمسؤل: غلام سخی ارزگانی

.استفاده از سایت کاتب هزاره با ذکر آن مجازاست

.مسؤلیت مقالات به دوش نویسندگان آن می باشد

.
از انتقادات و پیشنهادات سازنده شما استقبال می گردد