به  سایت  کاتب  هزاره  خوش  آمد ید


K A T E B   H A Z A R A

تماس با ما همکاران قلمی آرشیف زنان حقوق بشر اخبار مقالات جدید هدف صفحه اصلی
 


مقالات جدید
 

ابراهيم حسن زاده یکاولنگی

تبيين اصول قرآني وحدت ملي و انسجام اسلامي

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                            صفحه

مقدمه 

معيار وحدت ملي در قرآن..........................................................      

1 حفظ كرامت انساني...............................................................      

2: عدالت..............................................................................      

3: پاشيدن بذر محبت و ريشه كني عداوت در جامعه.........................        

4- پاي بند بودن به اصول رفتاري قرآن در جامعه...........................        

- معيارانسجام اسلامي..............................................................      

1- توحید..............................................................................

2- شاخص داوري در نزاع      ................................................

3-تقويت مشتركات امت اسلامي.................................................

4-اخوت اسلامی

5- زبان تفاهم.........................................................................     

چکیده

وحدت  ملی و انسجام اسلا می  از مفاهیم سیاسی معنا دار است که در مدیریت  نظام  سیاسی در بر گرنده  معیار استراتژیک  کاربردی  در جهان اسلام می باشد. برخی از این  معیارها  را  قرآن  پشتیبانی  می نماید، آن  معیار ها  را  از قرآن استنباط  نموده ایم .

معیار های قرآنی  وحدت ملی  عبارتند: 1- حفظ کرامت انسانی 2-عدالت 3-ایجاد  بذر محبت  و ریشه کنی  عداوت.

معیار های انسجام اسلامی نیز عبارتند : 1- توحید 2- شاخص داوری  در  نزاع 3- تقویت  مشترکات  امت اسلامی 4- گسترش اخوت اسلامی و نها دینه کردن حقوق اخوت اسلامی در میان  امت اسلامی5- زبان تفاهم .

وحدت ملی، همبستگی و همدلی ملی  بدون  به  کار گرفتن  معیارهای  مذ کور در  جامعه  عینیت  نمی یابد  .بنا براین کرامت انسانی از ارزشهای مطلق شناخته می شود که تمام  افراد جامعه از آن  حیث که یکسان هستند  برخوردار از آن می باشند .

منزلت انسانی و رسالت اسلامی اقتضاء می کند ،دولت و ملت اسلامی ریشه عداوت و کینه را  از بیخ برکنند و درخت محبت را بکارند ،بامحبت ،تلخیها شرین  شود و ناکامی ها به موفقیت  تبدیل گردد.

همچنین برای تحقق انسجام اسلامی معیار  بنیادین  قرآنی راهنما ی حرکت کشورهای  اسلامی باشد. در این نوشتار برآنیم تا به تبیین اصول قرآنی وحدت ملی و انسجام اسلامی بپردازیم و معیارهی هریک را توضیح دهیم.

کلید واژه ها

وحدت ملی ،انسجام اسلامی ، کرامت انسانی ،عدا لت ، محبت، توحید ، مشترکات دینی ، زبان تفاهم ، اخوت اسلامی.

پیش درآمد

مصلحان  بشری در راستای سعادت و رفاه جامعه ی بشری و تحقق آرمان های انسانی  به  طرح راهکارهاِیی مبادرت نموده اند تا در قالب آن به اهداف  خود  برسند ، بسیاری از  مصلحان بشری ریشه جنگ ، غارت، ناداری و رنج ملت ها را در بی عدالتی سیستم حاکمیت می دانستند . برای خاتمه  دادن  رنج جنگ ، حفظ صلح ، گسترش عدا لت ، بردباری سیاسی  به  جدایی سیاست از گرایش مذهبی و قومی تن در دادند، قدرت  را  در  پرتو  قانون طبیعی با  اصول  لیبرالیسم مهار  کردند و تمام افکار و اندیشه های سیاسی و مذهبی و دینی را  به رسمیت شناختند؛ ولی آن  علایق را  در قدرت لحاظ  نمی کردند ، قدرت در قالب  دموکراسی سکولار ، جامعه پلورالیسم سیاسی ظاهر شد . این سیستم ناسازگاری ها وخشونت و نا کار آمدی  دولت را  مهار کرد، و به انسان در پر تو دانایی سرعت ،دقت، کیفیت، قدرت چند برابر در کار بخشید. تمام  توجه انسان را  معطوف  تامین رفاه و لذت کامی در این دنیا نمودند . این سیستم جامعه را  دچار خلأ معنوی کرد ، این موج دامن گیر کشور های اسلامی شد ، کشور های اسلامی را گرفتار بحران سیاسی و مشروعیت  قدرت نمودند. در این  موج  بی ثباتی سیاسی،  انقلاب اسلامی ایران با  رهبری  امام راحل  به ثمر نشست و سیستمی را پایه ریزی کرد که  دست آوردهای عالی بشری را حفظ کرد، و معنویت را  وارد متن زندگی انسان نمود.

سال 1386 شمسي را  مقام معظم رهبري  وحدت ملی و انسجام اسلامی نامید.  اين تركيب جديد  در  کتاب های لغت نامه و دایرة المعارف هاي سياسي، اجتماعي و عمومي و فلسفي يافت نمي شود. چون وحدت به معناي حقيقي خود استعمال نشده است.، مراد از وحدت، اتحاد در مقابل تفرقه و چند دستگي مي باشد، واژه ملي نيز بعد از جنگ جهاني اول کاربردی ویژه يافته است.

 مراد از ملي، مجموعه انسان هاي هست که در يك جغرافياي سياسي زندگي مي كنند. و همين جغرافياي سياسي باعث ایجاد و تفکیک  كشوری از ساير كشورها  مي گردد، مجموعه ی انسان ها یی که در قلمرو  چنین حکومتی زیست  می کنند ،  ملت نامیده می شود و هر وقت اين ملت نسبت به آن جغرافيا ی سياسي ربط داده شود، به واژه ملي تعبير مي شود.

مفهوم وحدت ملي

 بنابراين مفهوم وحدت ملي، همان همبستگي ملي با هر مذهب و دين وآيين و قوم ساكن در كشور با هر نوع گرايش سياسي در راستاي منافع ملي آن كشور مي باشد.

انسجام اسلامي

اين مرکب از واژه  انسجام و اسلام مي باشد . انسجام مشتق از« سجم» به معني روان شدن، روان بودن است و در این ترکیب به معناي هماهنگي مي باشد. مراد از انسجام اسلامي این است که  ساكنان كشورهاي كه عمدتاً مسلمان نشین هستند، متحد گردند. مراد از آن  هماهنگي امت اسلامي و همسوی دولت هاي اسلامي در جهت اعتلای امت اسلامی است.

معيارهای وحدت ملي از  دیدگاه قرآن

1- حفظ كرامت انساني

کرامت وتکریم انسانی از واژه هایی است  که بار معنوی فضیلت دارد است ؛ انسان صاحب قوه ی خرد ورزی وکمال پذیری می باشد و نسبت به سایر موجودات، انسان مزیتی استثنایی دارد که خدا  از  روحش به او دمیده است و به انسان قدرت تصرف بر نظام طبیعت داده است و در عین حال دارای تمام کمالات  موجودات زنده عالم می باشد . هر کمالی  که در موجود زنده ای موجود باشد، نوع عالی آن کمال در انسان موجود هست. آیات ذیل به تکریم و کرا مت انسانی توجه دارد.:

«لقد کرمنا بنی آدم وحملنا هم فی البرو البحر ورزقنا هم من الطیبات وفضلناهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا»

و براستی ما  فرزندان  آدم  را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا سیر دادیم و از نعمت های پاکیزه  روزی بخشیدیم و آنها را بر بسیاری از مخلوقات برتری دادیم، برتری کامل.

حفظ كرامت انساني، محترم شمردن انسانيت انسان است، و اين وظيفه سنگيني به دوش دولت و اكثريت سياسي مذهبي که جامعه را تشكيل مي دهند، می گذارد . حرمت  نهادن  به حريم انسانيت اقليت ها ی دینی و قومي و مخالفان سياسي و فرهنگ‌ اقليت هاي ديني و مذهبي نيز براي حفظ منافع ملي و امنيت ملي و سلامت بودن جامعه از نزاع و جدال، مهم است. وحدت فراهم شدن بستر جامعه در جهت تعاون و همگراي و مسئوليت پذیری هر يك از افراد در قبال جامعه ی خود مي باشد و اين معيار به صراحت در آيه شريفه ی سورة نساء بیان شده است:

« يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ ان اللّهَ كَان عَلَيْكُمْ رَقِيبًا.» 

اى مردم‏! از پروردگارتان که شما را از یک تن آفرید و همسرش را از او آفرید و از آن دو ،مردان وزنان بسیاری منتشر ساخت ، پروا کنید؛ و از خدای که با سوگند به او از یکدیگر در خواست می کنید و در مورد ارحام از خدا پرواکنید. همانا خداوند مراقب شماست.

انسانيت و خویشاوندي يعني شريك بودن در اصل آفرینش همه ی انسانها را  گوشزد مي كند و تحليل مرحوم علامه طباطبايي در این رابطه بسيار زيبا است:

«اين آيه مردم را دعوت مي كند كه همه در روابط خود با يكديگر داراي تقوي باشند، چه آن كه همه مردمي هستند كه در حقيقت انسانيت شريكند در وحدت هيچ فرقي بين مرد و زن، كوچك و بزرگ ناتوان و توانا نيست، خداوند بشر را در زندگي اجتماعي راهنمايي كرد تا سفارشش تكميل گردد، وحدت احكام و قوانين جاريه را به آنها الهام نمود، تا راه ورسم زندگيشان آسان شود، هستي دنيا ی فردي وحدت اجتماعي آن حفظ گردد، در چنين محيطي كه صرفاً براي سعادت بشر ،خداوند تمام تفاوت ها را از ميان برداشت، تا مبادا مرد به زن تجاوز كند، يا بزرگ به كوچك ستم روا دارد. به همين خاطر در آيه مردم مخاطب است نه مؤمنين ، اين آيه انسانيت را با توجه به وحدت نوعي آن امر به تقوي نموده و اساس واحدي كه (انسانيت) همه افراد به طور تساوي از آن بهره مندند، چنين دستور داده كه آثار وحدت و لوازم اين وحدت را حفظ كنند. امر به تقوي و حفظ ارتباط باهم دیگر نموده اند . با اين كه خداوند رقيب و نگران شماست و بديهي است كه از اين تعليل بزرگترين تهديد در مورد مخالفت با فرمان تقوي استفاده مي شود» .

بنابر این می توان از محتوای بلند این آیه چنین نتیجه گرفت که:

1-      معيار اتحاد در اين آيه انسانيت  است در آن حقيقت، همه با هم شريكند.

2-      خویشاوندي انسان که در اصل همه از یک پدر مادر هستند.

3-      محور اصلي كه همه آفريده شده پروردگار است و اين سه محور مسئوليتی را به انسان مي دهد که بايد به جامعه و حفظ كرامت انساني توجه لازم شود.

هر گاه در یک نظام سیاسی به کرامت انسان  توجه نشود، بستر« شهروندی مضاعف» برای برخی از اقشار جامعه فراهم می شود و تبعیض در رفتار حکومتی نسبت به مردم  به وجود می آید این رفتار موجب می گردد که شهر وندان به درجه یک و دو و سه تقسیم شوند و اقشاری که در قدرت شریکند و یانفوذ  در قدرت و قدرت مداران دارند، از منابع ملی به نفع خود استفاده کنند و از توانایی که از این طریق به دست آورده اند، به بهره کشی از طبقه زیر دست مبادرت کنند و در  نتیجه  در جامعه شکاف سیاسی و تبعیض اقتصادی به وجود می آید وملت، تعلق ملی خویش را از دست می دهند و بجای این که  در  جهت بهسازی جامعه و رشد اقتصادی بکوشند، به تخریب بنیان های مدنی می پردازند که حاصل آن خشونت سیاسی و بی اعتمادی ملی است و به این طریق وحدت ملی از هم می پاشد و کشور از تولید علم و تمدن سازی و رفاه جامعه بی نصیب می گردد و تفرقه سیاسی زمینه دخالت بیگانگان را فراهم می سازند.

-2- عدالت

عدالت را به دادن حقوق صاحبان حق  یا گذاشتن هر چیزی به سر جایش معنا کنیم  شامل عدالت رفتاری افراد جامعه وعدالت سیاسی می شود .

عدالت رفتاری افراد جامعه از اعتدال سه قوه حاصل می شود.

1–قوه شهویه

 2 – قوه غضبیه

 3 – قوه عقلیه 

وعدالت رفتاری در افراد جامعه بعد از تحقق عدالت سیاسی به  وجود می آید که  در لسان حقوق  به اهلیت تمتع واهلیت استفاء نام گذاری شده است. مفهوم عدالت سیاسی که  به دینگونه به دست می آید، مبتنی بر دو اصل است :

1 - هر کس حق دارد از آزادی بنیادین  برابر  با  دیگران  تا  آنجا که با حق مشابه  دیگران  وفق بدهد  بر خوردار باشد .

2 - نابرابری های اجتماعی طوری ترتیب  داده شود که حاصل جمع و یا نتیجه نهای آن به نفع عموم مردم باشد ، به این معنا که نا برابری در دراز مدت وضع محروم ترین گروه جامعه را  بهتر سازد . در ضمن دست یابی به مزایای حاصل از نابرابری برای همه ی افراد قابل حصول باشد . به این معنا که آن  مزایا  به مقام ها و مشاغل بستگی داشته باشد  نه  به اشخاص . دست یابی به آن مقام ها ومشاغل تحت شرایطی متساوی برای همگان مسیر باشد .

به این تر تیب توزیع ثروت  و درآمد، قدرت ومنصب با آزادی های برابر وبرابری در فرصت ها، در سلسله مراتب اجتماعی خواهد بود. بنا بر این  در تحلیل نهایی به نفع همگان است که مقداری از نابرابری مجاز شناخته شود تاجامعه از شور وشوق  وتکاپو باز نماند..

اما این نابرابری  محدود است و شرایطی دارد  و در هر حال دسترسی به  مناصب و مشاغل مزیت دار  به روی همه  استعداد ها باز باشد .به این معنا  که هر کس استعداد داشته باشد او  بخواهد منصبی را  به  دست آورد، باید  بتواند قدم پیش بگذارد و در را به روی خود بسته نبیند . برابری در فرصت ،هرکسی را قادر می سازد که بر اساس برابری حقوق به مزایا دست یابد  تقسیم منافع چنان باشد که بتوان همه را خوشنود سازد فقط  در صورتی قبول این دو اصل مشروع عدالت است که می توان رضایت محرومان را انتظار داشت .        

   بنابر این هر ملتي كه به احساس و تعلق خاطر واحدي نرسد وحدت میان ملت امكان پذير نيست. تعلق خاطر واحد رفع تبعيض و توزيع عدالت است. توزیع عدالت به معنای وسیع کلمه عبارت است از: عدالت در توزیع اقتصاد، و فرصت ها، امکانات، دست یابی به قدرت...که  عدالت به همه این معانی در قرآن از منزلت عالي بهره مند است.

بنابر آموزه های  قرآن حتي با دشمن نیز عدالت رعایت شود ودرحکومت،حقوق  شهروندی آنان که دشمن باشند مثل بقیه افراد جامعه رعایت گردد و خصومت نبايد مانع اجراي عدالت بشود.

 قرآن اجراي عدالت را در هر شرايط و براي تمام افراد جامعه از دوست و دشمن به عنوان يك اصل تكاملي معرفي مي كند. برای این که عدالت شرایط حق پذيري و حق گویي و باطل ستيزي را در جامعه فراهم مي سازد. حق پذیری زمینه ستم سوزی می گردد و ستم سوزی  مسئولیت های  مدنی را  در جامعه نهادینه می کند و افراد جامعه مسئولیت پذیر می شوند،عدالت موجب حفظ حقوق مردم می گردد،وهیچ کسی در کشور احساس غبن و زیان نمی کندو اعتماد ملی تقویت می شود ،اعتماد ملی همدلی و ایثار را به وجود می آورد ،همدلی و همبستگی ملی تحقق بخشنده وحدت ملی است. با چنین فرهنگی ، وجدان وظیفه شناسی ،وجدان کاری پدید می آید.و شان انسان حفظ می شود با حفظ کرامت انسانی وحدت ملی در جان ها جوانه می زند وپایه دار می گردد.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَان قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ ان اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ؛»

 اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! همواره براى {واجبات} خدا قیام کنید  و شاهدان به عدل  و داد باشید ،و هرگز دشمنی عده ای شما را بر آن  ندارد که عدالت نکنید ،دادگری کنید که آن به تقوا نزدیک تر است،و از خدا  بترسید  که خدابه آنچه انجام می دهید آگاه است.

دشمني و دوستي نيز نبايد زمينه ساز بي عدالتي و حق كشي گردد و جور و جفا جزء فرهنگ رفتاری جامعه شود. نگاه

 نابرابر و حب و بغض دولت مردان  شکاف در جامعه ایجاد می کند  و این تفرقه  مخالفان سیاسی را تبدیل  به اپوزیسیون می کند که برای بی ثباتی سیاسی  فعالیت می نمایند ، چند دستگی فعالان سیاسی ناهمگون، دیوار اعتماد ملی و ارکان وحدت ملی را می شکند تعارض سیاسی به جای همدلی زندگی را به کام ملت تلخ می کند. در راستای وحدت ملی حقوق معترضان سیاسی همچون موافقان یکسان  محترم شمرده شود .

«وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَان بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَان ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ»

به مال يتيم‏، جز به نیکوترین صورت نزدیک نشوید ،تا او به مرحله ی رشد خود برسد. حق پیمانه و وزن را به انصاف،ادا کنید.ما هیچ کس را جز به قدر توانش تکلیف نمی کنیم .و چون سخن گویید، داد گری کنید،هرچند[درباره ]  خویشان باشد و به پيمان خدا وفا كنيد، اين است آنچه  خدا شما را به آن سفارش كرده است، باشد كه شما  پند گيريد.

«أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى انفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ ان يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقَيرًا فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى ان تَعْدِلُواْ وَان تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَان اللّهَ كَان بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا» 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! پيوسته به عدالت قيام كنيدو براي خدا گواهي دهيد.هر چند به زبان خودتان يا زیان پدر و مادر و خويشاوندان شما باشد، اگر يكي از دو طرف دعوي، توانگر و يا نيازمند باشد. باز خدا به آن دو از شما سزاوارتر است، پس از پی هوس نرويد كه در نتيجه از حق عدول كنيد، و اگر به كژ ی گراييد و يا اعتراض نماييد  قطعا خدا به آنچه انجام مى‏دهيد، آگاه است.

این آیات نقش مردم را مانند دولت در تا مین عدالت بیان می کند ، مردم بارعایت  حرمت حقوق همدیگر ،مشارکت درتحقق وحدت ملی دارد، وحدت ملی بامشارکت مردم عینیت می یابد ، مشارکت مردم در در وحدت ملی بدون رفتار عادلانه مردم باهم نوعان شان تامین نمی گردد ،وحدت ملی حا صل پای بندی مردم و حکومت به میثاق ملی است که شالوده میثاق ملی عدالت وتامین عدالت در جامعه می باشد. در سایه وحدت ملی حرکت راقیه ملت و دولت دوام دار است. ایمان به عدالت مردم را به وحدت ملی می رساند. و به این اصل آیات ذیل صراحت دارد .

«أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ  وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ  وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ »

پيمانه را تمام دهيد و از كم فروشان مباشيد و با ترازوي درست بسنجيد و از ارزش اموال مردم مكاهيد و در زمين سر به فساد بر مداريد.

«وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَزِنُواْ بِالقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً »

چون پيمانه مى‏كنيد، پيمانه را تمام دهيد، با ترازوى درست بسنجيد. كه اين بهتر، و خوش فرجام تر است.

از مجموع آيات اين نكته بدست مي آيد که در هيچ شرايطي كسي حق استثمار از انسان ها را ندارد و نفي استثمار انساني در ارتباطات اقتصادي و داد و ستد و تعاون با هم گره خورده که از اصول بنيادي براي استمرار عدالت و توزيع فرصت ها و توزيع ثروت و پر كردن شكاف طبقاتي براي تحقق عدالت مي باشد. وحدت ملی بدون عدالت وتوسعه عدالت بمفهوم امروزی استحکام ندارد، در حقیقت جوهروحدت ملی عدالت است . با عدالت است که تعلق خاطر  ملی درذهن افراد جامعه شکل می گیرد ودر رفتار اجتماعی ظهور وبروز پیدامی کند.همانا وحدت ملی است.

3-ایجاد بذر محبت و ريشه كني عداوت در جامعه

بزرگترين عامل وحدت ملي در يك كشور و نیز وظیفه ملی دولت مردان ، عمق بخشی و توسعه دادن محبت در جامعه است که  اساس اعتماد متقابل در سايه ی محبت بين افراد جامعه و دولت شكل مي گيرد. جامعه به سوي تكامل مداوم حركت مي كند كه افراد جامعه با همديگر و نسبت به دولت مردان خود حسن اعتماد را داشته باشند، و محبت به وسيله احسان و اغماض از خطاهاي انساني در جامعه نمودار مي گردد . در گذشت واحسان محبت نهادينه مي گردد.

در همین مورد کلام مولا علی (ع) اشاره روشن دارد «فالستر العورةمأاستطعت یستر ه الله  منک ما تحب ستره من رعیتک اطلق عن الناس کل حقد واقطع عنک سبب کل وتر»:  تا توان داری خطا ولغزش مردم را بپوشان چنان خود دوست داری خدا  خطاهای تورا از رعیت پنهان کند ریشه ی تمام کینه ها را از میان مردم برکن وابزار دشمنی را از خودت و جامعه نابود ساز. دولت وحاکمیت وظیفه ی مهمی در برابر اسرار مردم دارند وچشم پوشی حکومت از خطاهای مردم باعث  ریشه کنی عقد و کینه ناخواسته می شود و البته ناگفته پیدا است که چشم پوشی حکومت از خطا های مردم  خطاهای سیاسی است. دولت حق  چشم پوشی از جرم وجنایت که موجب سلب حقوق مردم یا معصیت پروردگار گردد، ندارد.

خداوند ما را مأمور به احسان کرده واحسان به مردم را سپاس از خود قرار داده است.

«وَ ابتغِ فيما ءاتكَ اللهُ الدّار الآخرَة و لا تَنسَ نَصيبكَ مِنَ الدّنيا وَ اَحسِن كَما اَحسَنَ الله اليكَ وَ لا تبغ الفِساد فِي الارض ان اللهَ لا يُحبّ المُفسِدينَ »؛

و در  آنچه خدابه تو داده سراي آخرت بطلب وسهم خود را[نیز] از دنيا فراموش نكن و همان طورخدا به تواحسان کرده احسان کن و در زمين فساد مجوي كه خدا فسادگران را دوست نمي دارد.

خداوند انسان را مأمور به نيكویي با ديگران در مقابل شكر بخشش ها و احسان خود  مي نمايد. يعني سپاسگزاري از نعمت هاي خدا نيكي كردن به بندگان خداست. ضمن از هر نوع تجاوز و فساد به حق ديگران منع مي كند. وظيفه دولت و ملت در سايه فرهنگ قرآن  محبت در جامعه و حراست و حمايت از درخت محبت مي باشد و به همين دليل خداوند بردباري و گذشت از خطاي انساني را، وظيفه مؤمنان معرفي مي كند. چون محبت اعتماد ملی را به وجود می آورد و اعتمادملی انگیزه مشارکت مردم را تقویت می نماید  ومشارکت مردم وحدت ملی را می آفریند،وحدت ملی پاسدار استقلال کشور است.

درآیه ی دیگر خدای سبحان می فرمایند:

«ولا تستوی الحسنةولا السیئة ادفع با التی هی احسن  فاذا الذی بینک وبینه عداوةکانه ولی حمیم  »

ونیکی با بدی یکسان نیست ،بدی را با آچه که نیکوتر است دفع کن وآنگاه خواهی دید که همان کسی که بین تو و او دشمنی بود به دوست صمیمی بدل خواهند شد.

این آیه ی مبارکه بیان گر این اصل اجتماعی است که بخشیدن واحسان نمودن در موضع قدرت، رفتار کریمانه است که از انسان کریم سر می زند به مفهوم اولویت حاکمیت ، تکلیف سنگینی در قبال ملت دارد که همواره با مردم با احسان رفتار نماید تا پیش زمینه های دشمنی از بین برود .اگرنه  دشمنی در جامعه اعتماد ملی و وحدت ملی را نابود می کند. 

خداوند در آیه ی دیگر عوامل محبت را در جامعه بیان می نماید:در سایه آن عوامل محبت ملی، اعتماد ملی و مشارکت ملی به وجود می آِید، مشارکت ملی در جامعه وحدت ملی را خلق می کند .

1- انفاق در آشكار و نهان در هنگام فراخ دستی و تنگ دستي به مردم نيازمند. 2- فرو خوردن خشم. 3- گذشت از خطاي انساني

«الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّه