|
مقالات جدید

سخی ارزگانی
تداوم تحصن استاد محقق پیام آور
شکست
طلسم
سیاست میراث شؤنیزم تباری در افغانستان
در جنگ نور و ظلمت باید یکی گزیدن
یا راه نیکی رفتــن یا ظلمــت
آفریـــدن

در
کشور ما همه تحولات سیاسی بر پایه خصم، بیدادگری،
توطئه گری، خشونت، میهن فروشی و حتا کشتارهای دسته
جمعی مردم بیگناه از یک دست به دست دیگری اربابان
تک قبیلوی و تک قومی عقل گریز انتقال یافته و در
این بحبوحه شیرازه حیات اجتماعی مردم را به تل از
خاکدان نیز یکسان و مبدل داشته اند.
با درد
و دریغ فراوان که منش و کنش استبداد حاکم تعداد
انگشت شمار بدنام منحط قبیلوی در هرم قدرت سیاسی
کنونی کشور ما این بار در زیر نام حاکمیت قانون،
مشارکت ملی، رعایت معیارهای حقوقی بین المللی و
بالاخیره تحقق نظام دموکراسی به صورت «خزینده»
در سدد پیاده نمودن میراث های شوم عبدالرحمن خانی
و ملا عمر خانی در افغانستان هستند که گام به گام
بدان نزدیک می گردند که حتا ذهنیت جامعه جهانی را
هم اغفال نموده اند.
حلقات
نژادگرای خودکامه، جنایت کار و خود محور دولت
جمهوری اسلامی تحت رهبری غیر خردمندانه آقای حامد
کرزی در سطح کل کشور تا کنون عامل بحران های
گستردهء جدید در بدنه علیل و کشور مثله شده ای
افغانستان بوده و می باشند. به خصوص اینها در طی
این دو سال اخیر طالبان کوچی نقاب را به صورت
آفتابی در اشغال خونین و کشتار جمعی مردمان محلی
ولسوالی های بهسود، دایمیرداد و سایر مناطق
هزارستان سازماندهی نمودند تا بار دیگر کشور را
تسلیم تروریستان طالبی، القاعده، آی اس آی پاکستان
و سایر دشمنان مردم و آزادی افغانستان نمایند. در
این صورت اینها نه تنها ارزش های انسانی، اصول
دینی را مثل تروریستان طالبی و القاعده و سایر
همکیش شان به طور صریح پامال نموده، بلکه قانون
اساسی کشور، اعلامیه جهانی حقوق بشر و موازین
حقوقی بین المللی را نیز در افغانستان عملا نقض
نموده و صرفا از «قانون جنگل» در جامعه
استفاده می نمایند تا میراث شؤنیزم تک قبیلوی و تک
قومی را در کشور کثیرالاقوام ما بازهم ادامه
پیداکند
و بزم فاشیزم برقرار باشد.
اما بر
عکس باورمندان قانون جنگل، خشونت، تمدن ستیزی و
نسل کشی؛ این بار شخصیت هزارستانی به نام استاد
حاجی محمد محقق با ابتکار طرازنوین مبارزاتی خویش
از جمله «راه تحصن» را در برابر جنایات
طالبان کوچی نقاب و باندهای جنایت کار قومگرای
قبیلوی حاکم دولتی انتخاب نمود تا رسم خشونت سنتی
را از قلهء «قهر آمیز» به «طریق مسالمت
آمیز» انسانی ، مدنی و دموکراتیک در خدمت
مردم و مصالح ملی کشور تجزیه ناپذیر افغانستان
تبدیل نماید.
در این
برحهء حساس تاریخی استاد محقق با سایر همقطاران
خویش هرگونه راه های حل قانونی، ملی، وجدانی،
حقوقی و مدنی را جهت ریشه کن سازی «بحران کوچی-
هزاره» در کاخ استبداد تکتاز قبیلوی برای آقای
حامد کرزی تقدیم نمودند؛ اما با منش ها و کنش های
عریان طالب گونه آقای کرزی و باند نژاد پرست شان
بدان پاسخ منفی داده شدند که در تضاد کامل با تمام
ارزش های قانون مدنی ملی و بین المللی قرار دارد.
این دیگر خود ثابت نمود که آقای رئیس جمهور
مسؤل، متعهد و خدمت گار مردم افغانستان نبوده و
نیست، بله به صورت غیر حقوقی و آنهم روی اغراض
سیاسی از پدیده کوچیگری و اشغالگران طالبان کوچی
نقاب در ولسوالی های بهسود، دایمیرداد و سایر
مناطق هزارستان به صورت شفاف دفاع نمود و آب را به
آسیاب دشمنان مردم افغانستان می ریزاند. آیا
مردمان کشور ما به صورت کل و مردم هزاره به طور
خاص به همین سبب برای آقای حامد کرزی رأی اعتماد
دادند که با سرنوشت تمام مردمان اعم از مسلمان و
غیر مسلمان کشور اینگونه بازی نماید؟
از
همین رهگذر است که استاد محقق «کلید رمز»
شکست سیاست استبداد سه قرنهء تک قبیلوی و تک قومی
را با «گزینش تحصن» برای نخستین بار به دست
آورد که نه تنها خروج اشغالگران کوچی نقاب از
ولسوالی های بهسود، دیمیرداد و سایر مناطق
هزارستان را در پی خواهد داشت، بلکه یکی از مهم
ترین «ابزار» مبارزه مسالمت آمیز انسانی،
اسلامی، حقوقی و دموکراتیک را در جهت افشاء و بی
اعتباری سازی استبداد شؤنیزم قبیلوی حلقات حاکم
دولت جمهوری اسلامی و حامیان خارجی شان نیز تحویل
نسل کنونی و آیندگان نمود. استاد محقق در این
ابتکار و عملکرد کاملا معقول بشردوستانه و مدنی
خویش از یک سو سیاست مبتذل و کنش های سادیستی
نژادپرستانه و جنایت کارانهء شبکه های دولتی را به
صورت شفاف باطل کرده و افشاء نمود، بلکه روش های
جیره خوران و درباریان معامله گر مرکز شؤنیزم
فرتوت تک قبیلوی و تک قومی را نیز در دادگاه تاریخ
معرفی نمود.
استاد محقق در این هشت روز تحصن خود به دفاع از
حریم انسانیت ، حقوق مردم و تحقق حاکمیت قانون در
کشور خویش بستر مبارزه «صد ساله» را «یک
شبه» طی نموده که جای مبالغه نخواهد بود.
زیرا، استاد محقق این ذهنیت را برای فرودستان و
آحاد مردم میهنش عرضه نمود تا جهت حق تعیین سرنوشت
عادلانه و دموکراتیک خویش هرکز تسلیم فرعونیان،
یزدیان زمان و دولت های استبدادی در هیچ مقطع
زمانی و مکانی در حال و آینده نگردند.
همچنان
استاد محقق در دوران جهاد در دشوارترین لحظه ها در
کنار مردم خویش به خصوص در بدین شرایط عصر حاکمیت
سیاه و خونین امارت اسلامی طالبان در «دره صوف»
، «بامیان» و... به صورت قهرمانه مقاومت نمود.
استاد محقق هرگز مستمندان، پابرهنه گان، ریسمان
بدوشان و مردمان تحت ستم افغانستان را تنها نگذاشت
و از نوامیس شان فداکارانه دفاع و حراست نمود.
امروز هم که خیلی از حکام و رهبران سپیدی چشمان
همهء شان را ابرهای سیاه پوشانده و مصائب مردم
گرسنه، آواره، جنگ زده را از غرب تا جنوب، از شرق
تا شمال و به خصوص مناطق اشغال شده ولسوالی های
بهسود، دایمیرداد و سایر مناطق هزارستان را به
معامله گرفته تا به کرسی های حاکمیت چند مدت باقی
بمانند. اما آقای محقق این فرزند دردمند و متعهد
این خاک مقدس در این شرایط سخت بحرانی در جوار
مردمان بی سرنوشت، عذاب رسیده خویش سرفرازمندانه و
مزاری گونه ایستاده و جسم خویش را از طریق
«تحصن» قربانی منافع مردم و مصالح ملی کشورش
نموده است.
آیا
در این اعتصاب غذایی کدام رهبر، وکیل، وزیر،
داکتر، انجنیر، پروفیسر،
سرمایه دار، فرهنگی، نویسنده، سیاست دان، حقوق
دان، مامور، هنرمند، ورزشکار، محصل، شاگرد، دهقان،
کارگر، جوالی وغیره در جوار استاد محقق شجاعانه و
خردمندانه شرکت نموده است؟
آیا تداوم تحصن استاد محقق پیام آور شکست سیاست
طلسم شؤنیزم چند قرنهء تک تباری در شرایط کنونی به
حساب نمی آید؟ آیا اینگونه نبرد مسالمت آمیز
قانونی و مدنی استاد محقق، ذهنیت جامعه مثله شده
را به سمت خودآگاهی به خاطر شکستن سیاست استبداد
قبیلوی و قومی بارور نمی سازد؟ آیا این تصمیم
استاد محقق بالاخیره مردم افغانستان را به اصل
تعیین سرنوشت شان توسط خود آنها معتقد نمی کند؟
آیا این اعتصاب غذایی استاد محقق دور از تعلقات
قومی، منطقوی، مذهبی، حزبی، نژادی، ایدولوژیکی
وغیره اصلا بر محور کرامت انسانی ، آرمان والای
انسانیت ، منافع ملی تمام اقوام و مردم
سالاری در افغانستان تمرکز ندارد؟
از طرف
دیگرآیا در این شرایط دشوار، مبارزات گوناگون
پیروان و میراثداران شهید عبدالعلی مزاری را به
دفاع از حریم ولسوالی های بهسود، دایمیرداد و سایر
مناطق هزارستان در برابر طالبان کوچی نقاب و
حامیان دولتی آنها در جوار نبرد مسالمت آمیز و
مدنی استاد محقق تا حال مؤثریت نداشته و
نخواهند داشت؟ آیا هنوزهم قبول نداریم که استاد
محق «علم نور» را در برابر « ظلمت»
برافراشته و آنرا به نسل کنونی و آیندگان
نیز به میراث گذاشته است؟
اگر
تداوم تحصن استاد محقق مورد ضربات مستقیم و غیر
مستقیم دشمنان گوناگون قرار نگیرد؛ نتایج خیلی
مؤثر و ماندگار را در متن مناسبات دولتمداران و
جامعه خواهد گذاشت و ماهیئت ضد انسانی و ضد
دموکراتیک قومگرایان سادیست، جنایت پیشه و تمامیت
خواه را بیشتر بازتاب خواهد داد و به نوبهء خود
موجب شکست طلسم سیاست استبداد شؤنیزم تک
تباری در افغانستان خواهد شد.
به
امید پیروزی مردمان افغانستان علیه کلیه دشمنان
شان.
تاریخ
نشر مطلب: سه شنبه اول اسد 1387 خورشيدی برابر با
22 جولای 2008 ميلادی/ آلمان |