به  سایت  کاتب  هزاره  خوش  آمد ید


K A T E B   H A Z A R A

تماس با ما همکاران قلمی آرشیف زنان حقوق بشر اخبار مقالات جدید هدف صفحه اصلی
 


مقالات جدید
 

 

یورش آریایی

تهــــاجــــم فــــرهنــــگی

امروزه همگی شاهد آن هستیم که متاسفانه تهاجم و استعمار فرهنگی در ابعاد مختلف آن، چه در بعد  خارجی  و یا داخلی به گونه چشمگیر وجود دارد، که باید دست اندرکاران این عرصه مخصوصا وزارت اطلاعات و فرهنگ برای جلوگیری از این تهاجم فرهنگی اقدامات موثر را انجام دهند.

وارد شدن واژه های زبان بیگانه در حوزه زبان فارسی و پشتو به خصوص زبان انگلسی به حدی افزایش یافته است که کسانی که دم از فارسی و یا پشتو زبان بودن می زنند، نمی توانند واژه های بیگانه را از آنها تشخیص دهند و یا هم اگر تشخیص دهند، جرائت استفاده کردن واژه های اصیل زبان فارسی و پشتو را به جای آن ندارند و اگر هم این جرئت را پیدا بکنند چنان مورد ملامت و سرزنش قرار می گیرند که به پشیمانی می انجامد. بلاخص جوانان و نوجوانان ما هم از دختر و پسر دچار این بیماری مضحک شده اند بطوریکه از زبان مادری خویش هزاران فرسنگ فاصله گرفته اند. متاسفاً این بیماری به سرعت در حال شیوع یافتن بین اقشار مختلف جامعه است

و هیچ مرجع برای علاج و یا وقایۀ این بیماری اقدامی نمی نمایید.

برای نمونه می توان از واژه های مانند منجمنت ( اداره) ستریت ( سرک) ورکشاب ( محل کار) و هزاران واژۀ دیگر نا برد.

براستی در یک چنین شرایط مسئولیت نویسندگان و فرهنگیان کشور و بخصوص وزارت فرهنگ و اطلاعات چیست؟

آیا بجای اینکه چند کلمه فارسی را مغایر با "اصول فرهنگی و اسلامی" بدانیم، نباید اقدامات سازنده در جهت رشد و توسعه زبانهای ملی کشور خود انجام دهیم نباید جلو فحشایی روز افزون را در جامعه بگیریم؟

فرهنگء ترویج فحشا :

افغانستان یکی از سنتی ترین کشور های جهان است، اما متاسفانه تجارت جنسی در آن رو به افزایش است. خود فروشی در فاحشه خانه های پر از زنان چینی که هم با افغانها و هم با خارجی هایی مشغول در امور امنیتی، مامورین امداد و شرکتهای به اصطلاح کمک رسانی  مبادرت به فحشا می کنند به وضوح قابل مشاهده است. فاحشه های افغانی با توجه به دیدگاهها و عقاید متعصب مذهبی رایج در جامعه به صورت زیرزمینی عمل می کنند؛  در جامعه  ای که وجود آنها انکار می شود و خود فروشی رسوایی و بی شرمی بزرگی محسوب می شود. در این جامعه انتطار می رود که دختران افغان قبل از  ازدواج باکره بمانند.

بنابر قوانین حاکم در افغانستان  خودفروشی و فحشا زنا محسوب شده و بین 5 تا 15 سال حبس در پی خواهد داشت. از نظر قوانین اسلامی خودفروشی زنان متاهل حکم سنگسار را به دنبال خواهد داشت.

آسوشيتدپرس» در گزارشي گسترش فساد و فحشا در افغانستان را مورد اخیرا» بررسي قرار داده است. گزارش آسوشيتدپرس با اين عبارات آغاز مي‌شود: «رشته‌اي از چراغ‌ها نام يك بار را در پشت يك زيرزمين با حروف بزرگ به نمايش مي‌گذارد. بهشت(البته با حروف انگليسي).

در اين گزارش، سپس از تعداد زياد فاحشه‌هاي چيني ياد شده است كه در اين مكان در رفت‌وآمد و ارتباط با مردان چاق غربي به زبان شكسته بسته انگليسي هستند.

سپس نويسنده در پشت اين ظاهر، لايه آلوده‌تر فساد و فحشاي آشكار را به عنوان يك شغل بازشكافي مي‌كند.

نويسنده سپس تاييد مي‌كند كه اين روند پس از حضور تعداد زيادي از غربي‌ها در افغانستان بعد از حمله سال 2001 آمريكا به افغانستان شدت گرفته و فاحشه‌هاي چيني گاهي اوقات براي ورود به افغانستان صف‌هاي طويل تشكيل مي‌دادند.          

بر اساس اين گزارش، 96 زن چيني كه در سال 2006 از كشور اخراج شدند به سازمان جهاني مهاجرين گفته‌اند: آنها به تصور كار كردن با حقوق ماهي 300 دلار در يك رستوران به افغانستان آمدند ولي بعد از ورود دريافتند نه تنها خبري از حقوق نيست بلكه مجبور شدند به تن فروشي بپردازند.

بنا بر نقل قول مسولین مرکز تحقیقات جرائم جنسی وزارت داخله (کشور ) افغانستان پلیس هر هفته 2 تا 3 مورد فحشا را دستگیر می کند. آنها غالبا قربانیان نزدیک به 3 دهه جنگ بی رحمانه و فقر خانمانسوزی هستند که اکثر افغانها را مجبور به زندگی روزمره با کمتر از یک دالر می نماید.

خانم ارسلا اشرف فعال حقوق زنان در افغانستان می گوید که فحش در هر جامعه ای که فقر در آن وجود داشته باشد رایج می شود ولی جامعه افغان از پشت شیشه های دودی و تار به این مساله می نگرد و این مصایب را نادیده می گیرد. وی معتقد است که رسوم و سنن مذهبی گرچه افتخار آمیز است ولی در صورت پرداختن و صحبت کردن در مورد این اعمال حرام، سنت ها شکسته می شود.

در این گزارش فحشای دخترکهای 11 و 13 ساله به چشم می خورد که با این عمل خود نان آور خانواده .

عــــــوامل:

شاید به صورت قطع نتوان درمورد خاصی اشاره کرد که در ترویج فرهنگ ابتذال دخیل و دست‌اندرکار باشند ولی می توان به صورت کلی انگشت انتقاد را بر دسته ها و گروه های ذیل نشانه رفت:

1- اتباع کشورهای خارجی: بدلیل نبود کنترول ساختارمند و ضعف نهادهای امنیتی کشور، اتباع کشورهای خارجی آزادانه به افغانستان تردد دارند و برای نیل به مقاصد گوناگون رفت و آمد می کنند. قاچاق و خارج ساختن آثار باستانی و تاریخی، قاچاق و تزانزیت مواد مخدر، تاراج منابع و معادن طبیعی، تن فروشی، تبلیغ و ترویج عقاید دینی، تجارت، مأموریت های سیاسی و.. بیشترین موضوعاتی را تشکیل می دهند که سبب ورود و خروج گسترده اتباع کشورهای خارجی به افغانستان شده است. البته در این میان تعداد زیادی از آنان به منظور فعالیت و پیشبرد امور خیریه و کمک به پروسه بازسازی در افغانستان به سر می برند و بدون شک این اشخاص نیز در دامن زدن و ترویج ناهنجاری ها به خاطر حضورشان، در جامعه نقش قابل توجهی دارند.

ضعف فرهنگی، سیاسی و وابستگی کشور به کمک های خارجی سبب گردید که دولت در برابر ناهنجاری های اخلاقی که توأم با رفت و آمد  آزادانه و بی پروایی اتباع خارجی وارد فضای جامعه شده است سکوت اختیار کند و به پیامدهای ناگوار آن تن در دهد.

علی رغم درخواست ها و فشارهای مکرر مردم و مطبوعات  از دولت مبنی بر جلوگیری و کنترول فساد اخلاقی، تاکنون کمترین کاری از سوی دولت در این مورد صورت نگرفته و اقدامات اندکی که از طرف برخی از نهادهای دولتی صورت گرفت، کاملا نمایشی و فرمایشی می باشد.

تبعات و پیامدهای منفی ناشی از حضور غیر قانونمند و کنترول ناشده اتباع و شهروندان کشورهای خارجی به خصوص شهروندان کشورهای غربی، به صورت گسترده ای در پنج سال گذشته در رسانه ها منعکس شد و هشدارهای بسیاری را نیز از سوی علماء و خطباء مساجد و ائمه جمعه و جماعات به همراه داشت.

پیامدهای زیانبار حضور اتباع خارجی و عدم کنترول پایگاه های استقرار آنها در کشور در یکی از پایگاه های فرهنگی انترنتی کشور این گونه منعکس شده است:

«اکنون که افغانستان به تازگی وارد مرحله نوینی از حیات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی گردیده حرکت جامعه یک روند معکوس را نسبت به گذشته گرفته است که ثمره این روند معکوس به گسترش فساد به معنای عام و فحشا به معنای خاص منجر شده است.

امروزه با تاسف فراوان شاهد افزایش روز افزون میزان جرم و جنایت, گسترش فقر و فحشا و کمرنگ شدن ارزش های دینی مخصوصا در میان جوانان این قشر پویا می باشیم.

موجودیت مراکز خارجی در کشور و چشم پوشی حکومت فعلی از عملکردهای غیر اخلاقی آنها نیز در ترویج فحشا نقش اساسی دارد. همین اکنون در مرکز شهر کابل، هوتل ها و رستوران های عمدتا برای افراد خارجی وجود دارد که به مراکزی برای زنان خودفروش چینایی، تایلندی و...تبدیل گردیده است. از عوامل دیگر فساد و فحشا در جامعه موجودیت باندهای مافیایی است که با اهتمام و سعی فراوان در دور نگهداشتن جامعه از چتر دانش به فعالیت می پردازند تا بلکه از این طریق از جهل و نادانی مردم به نفع خود استفاده کنند.  ورود مشروبات الکلی, رایج شدن سی دی های بسیار مبتذل و فروش آن به صورت آزاد در مناطق مختلف شهر توسط باندهای مافیایی سازماندهی شده است. بدیهی است که سرمایه هر جامعه، جوانان آن اجتماع می باشند و وقتی که سرمایه مورد آسیب قرار گیرد جامعه کارایی خود را از دست خواهد داد. باندهایی مافیایی با درک این مسئله با هدف قرار دادن جوانان، می خواهند جامعه افغانستان را فلج کنند.

روشنفکران و فرهیختگان که مشعل داران و پیش قراولان جامعه به شمار می روند نباید استعدادهای هنری، ادبی و تعهد انسانی واسلامی شان را در خدمت بیگانگان و ادامه دهندگان پلیدی ها و زشتی ها قرار دهند و به خاطر جا و مقام, جوهر هنرشان را قربانی کنند. و نباید فراموش کرد که حفظ ، ترویج و رساندن فرهنگ ملی و مذهبی به آیندگان جزء وظایف اسلامی و انسانی هر فرد جامعه ما است.

2- کارگزاران داخلی: هستند کسانی که شیفته غرب و فرهنگ آن دیار می باشند؛ آن هم جنبه های علمی و عقلانی بلکه بیش از همه ابتذال، عریان گرایی و فساد پیشگی آن را می پسندند و به این طریق تجارت سیاسی و اقتصادی می کنند. در پنج سال گذشته چهره این طیف ها را در پشت کارکردهای آنان در ابعاد مختلف به خصوص رسانه های تجارتی که به راه انداخته‌اند دیدیم. ترغیب و تشویق زنان و دختران به کنار گذاشتن حجاب و تقلید و تبعیت از فرهنگ غربی از مهم ترین رسالت کاری آنان در طول این پنج سال به حساب می آید. بدون شک این طیف یا به صورت مستقیم آله دست کشورهای خارجی هستند و یا چنان شیفته فرهنگ مبتذل مغرب زمین شده اند که ترقی و پیشرفت را فقط در گرو کنار گذاشتن اخلاق، عفت و هنجارهای دینی و اجتماعی کشور می دانند.

3- جنگ سازمان دهی شده فکری:  بسیاری از کشورهای غربی از اسلام و مسلمانان و به خصوص اسلام سیاسی و مسلمانان متعبد و ضد استعمار بیم و هراس دارند و لذا در تلاش‌اند تا برای رسیدن به مقاصد خویش به شیوه های غیر مستقیم با آن مبارزه و مقابله کنند. دنیای غرب که هنوز هم خوی و خصلت ضد اسلامی دارد و منافع خود را از طریق استعمار و استثمارگری دنبال می کند، همواره کوشیده تا از طریق به راه انداختن جنگ فکری و فرهنگی، زمینه حضور خویش را در کشورهای اسلامی مساعد و هموار سازد. در پنج سال گذشته، همانند دهه های قبل نیز غربی ها به صورت سازمان دهی شده از طریق رسانه ها، موسسات خیریه، نهادهای تجارتی و.. وارد عمل شده است و برای تغییر ارزشها در افغانستان گام های را برداشته است. این فعالیت ها گاهی در قالب افکار و مفاهیم اجتماعی مدرن و گاهی زیر چتر کمک و مساعدت انسان دوستانه و زمانی از طریق رسانه ها تطبیق و پیاده گردیده است. در ذیل به بخشی از مطالبی که در رسانه های کشور در مورد جنگ فرهنگی کشورهای غربی منعکس شده اشاره می‌شود: «یکی از مشکلات جهان اسلام و مشرق زمین، مساله تهاجم فرهنگی است که به عنوان یک آفت مهلک و درد جانکاه نه تنها اندیشمندان دلسوز جامعه را مشغول داشته که پدران و مادران علاقمند به سرنوشت جوانان و مدیران را به فکر واداشته است. جهان امروز را جهان و عصر ارتباطات نامیده‌اند، که جامعه بشری را که به هم پیوسته و درهم تنیده شده است با کوه های سر به فلک کشیده و دریاهای بزرگ مانع مسافرت و رفت و آمد نمی‌شود. مسافرت های هوایی، زمینی، دریایی، ارتباطات پیشرفته جدید ماهواره ای، اینترنت و فکس، دنیای امروزی را علی رغم مساحت و وسعتش چون دهکده ای ساخته است که گویا فاصله ها چند متر یا حداکثر صد متری بیشتر نیست. طرح ها، کارکردها و اندیشه ها در کمترین زمانی قابل دسترسی است. امروز افکار، اندیشه ها، مذاهب و مکاتب همه در میدان و در محضر عموم قرار دارند و برای تصاحب فضای حاکم بر بشریت، سخت در رقابت و تلاش هستند. فرهنگ قوی، تهاجم را آغاز می کند و فرهنگ ضعیف انزوا را ترجیح می دهد. تهاجم فرهنگی برای مغرب زمینی ها، منافع بی شماری را فراهم آورده است و نظر به تهاجم نظامی هم زحمت و رنج و خرج کمتری دارد. در تهاجم فرهنگی طرف مهاجم لباس دوست می پوشد و شعار تمدن می دهد و هدف خود را عمران اعلام می کند. طرف مورد تهاجم نه تنها موضع خصمانه نمی گیرد و نه تنها به دفاع نمی پردازد بلکه با آغوش باز از او استقبال میکند.

آری! در تهاجم فرهنگی منظور تسلط بر تن نیست بلکه شکار قلب و دل است. تهاجم فرهنگی در محدوده ی لباس، آرایش، وسایل زندگی، مسافرت و رسم و رواج معمول جامعه خلاصه نمی شود بلکه تهاجم فرهنگی در جهت تغییر اصل زندگی است. در تهاجم فرهنگی منظور تنها بردن سرمایه مواد خام به کشورهای صنعتی نیست و باز هم تنها تهیه بازار مناسب فروش محصولات و مصنوعات شان نیست؛ مقصود تغییر فضای فکری جامعه است. پس تهاجم فرهنگی مسئله ای است کلیدی و دفاع در برابر آن مسئولیتی است همگانی.

بدون شک مقصود و منظور نویسنده کلی گویی نیست بلکه به طور غیر مستقیم به فضا و محیط جامعه افغانی اشاره دارد؛ جایی که هم اکنون جمعیت کثیری از شهروندان غربی را در خود گنجانیده است و این سرزمین نیز از آفت این قبیل تهاجمات در امان نبوده و نخواهد بود.

یکی دیگر از رسانه های نوشتاری کشور، به شدت از تهاجم فرهنگی کنونی و ترویج و تزریق فرهنگ بیگانه نگران است:

«اینک اهریمن غرب و بیگانه چون اژدهای هزار سر دهن گشاده تا فرهنگ اصیل، متمدن و اسلامی کشور عزیز ما را ببلعد و بیم آن می رود که روزگار فرهنگ ناب و پر بار ما را زیر چرخهای ماشین فرهنگ زدای غرب در حال پیشرفت و شکل گیری است. اگر فرهنگیان، دانشمندان وپژوهشگران باهمیاری رسانه های گروهی و جمعی در پی حفظ، حراست، تقویه وتکامل فرهنگ وزبان خود نشوند، شاید خیلی زود شاهد آن باشیم که لغات، اصطلاحات و واژه های ناآشناو بیگانه چون مهره های شطرنج بجای هر لغات و اصطلاحات بنشیند. و درخت پربار زبان ما را بی برگ و بر ساخته و سرانجام بخشکاند. فرهنگ ما در حالت رکود و دیگر گونی قرار گرفته که با تاسف ریشه های این رکود را می توان از سده های دور یعنی از زمان یورش ابرقدرت ها و مداخله گران پی گیری کرد.

دگرگونی های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ورود مداخله گران، تجربه حکومات مختلف، ورود اتباع خارجی و موسسات بیگانه، رفت و برگشت مهاجرین افغانی در کشورهای مختلف همه و همه زمینه رکود و دگرگونی فرهنگ ما را فراهم نموده است.

پذیرش فرهنگ بیگانه آگاهانه یا ناآگاهانه ضربه شدیدی بر پیکر نیمه جان فرهنگ ماست غربیان و دشمنان فرهنگ ما با جدیت تمام سعی می ورزند تا به نوعی از انواع فرهنگ و زبان ما را تاثیرپذیر و متروک سازند، اما این نقیصه را نباید تنها به دوش بیگانگان انداخت بلکه افراد آگاه و دانشمند جامعه ما نیز در این ماجران دخیل بوده اند. در قدم اول بی توجهی حکومت وقت و در ثانی بی پروائی افراد دانشمند و آگاه در آن بی تاثیر نیست. غربیان که از فرهنگ اصیل و متمدن برخوردار نیستند در پی آنند تا بهر ترتیب که شده داشته های فرهنگی ما را بربایند. پس وظیفه هر فردی از افراد این ملت است تا با تمام نیروی فکری و لازم از داشته های فرهنگی خود حفاظت نموده و در پی معادل سازی اصطلاحات بیگانه باشند، اگر دانشمندان و فرهنگیان ما از پشت تریبون ها و مایک های بلندگو ها به کمال افتخار لغات و اصطلاحات بیگانه و ناآشنا را مورد استعمال قرار بدهند هرگز زمینه آن فراهم نخواهد شد تا زبان خود را خالص ساخته و از آلودگی برهانیم. رسانه های تصویری و صوتی مکلف اند تا در غنا و خالص سازی فرهنگ خود کوشیده و از ورود اصطلاحات و فرهنگ بیگانه درزبان گفتاری ونوشتاری جلوگیری نماید. در فرهنگ و زبان مبین استعداد، خلاقیت، اندیشه و تفکر عالی هر جامعه و ملت است ما دچار فقر فرهنگی نه، بلکه دچار رکود فرهنگی هستیم که امید است با پشت کار و تلاش فرهنگیان و دانشمندان این تردد و تشویش بر طرف شده و دوباره صاحب فرهنگ ناب و زبان خالص و پر بار خود شویم.

رسانه ها و نشریاتی که دغدغه دینی و ملی دارند طرف دار و مدافع فرهنگ افغانی می باشند و تنها رسانه های آزاد و غیر دولتی نیستند بلکه صدای اعتراض و انتقاد رسانه های دولتی و وابسته به نهادهای حکومتی نیز بلند شده است و به صورت مستقیم و غیر مستقیم قابلیت های و ظرفیت های دین مقدس اسلام را به دولت گوشزد می کند:

«امروزه واژه های انلگیسی؛ مثل: آن تایم، اپریشن، پوزیشن، کانتکت و صدها کلمه دیگر زیب زبانها شده است که این همه عواقب بد و هویت زدایی زبان رادر قبال دارد. امروز در ادارات دولتی عقد قراردادها و پیشنهادات به زبان انگلیسی صورت می گیرد. اینجا دولت مسئولیت دارد که به طور جدی از تمام وزارت خانه ها، سفارت خانه ها و غیره موسسات بخواهد تا مکاتیب را به زبان های رسمی کشور بفرستند و یا وزارت خانه ها گروه های خاص ترجمه را ایجاد کنند تا همه مکتوبها به زبانهای ملی برگردانده شود. ظاهرا فعالیت صدها مرکز آموزش زبان انگلیسی نیز باعث گستردگی استفاده از زبان انگلیسی گردیده است. تشویق و حتی تهدید شاگردان مکاتب جهت آموختن زبان انگلیسی از سوی خانواده ها به عنوان یک اصل غیر قابل انکار، عامل دیگریست که به ترویج هر چه بیشتراین زبان کمک کرده است.

حضور زبان انگلیسی در بخشهای دیگر اجتماع افغانستان به خصوص در شهرها بیانگر کاربرد گسترده این زبان میباشد. اگر نظر کوتاهی به جاده ملک اصغر (فاصله میان چهارراهی انصاری الی ختم آن) در شهر نو انداخته شود، کمتر متوجه خواهید شد که در پایتخت افغانستان هستید. موجودیت صدها لوحه فروشگاه ها، رستورانت ها وغیره به زبان های انگلیسی و اردو چهره شهر کابل را دگرگون ساخته است.

وزارت اطلاعات و فرهنگ تاکنون هیچ فهرستی از کلمات معادل زبانهای خارجی را در اختیار ندارد؛ اما این وزارت تهدید می کند که اگر دکانداران لوایح خود را به زبان های ملی برگردان نکنند، برخورد جدی با آنان خواهد کرد.

یکی از وظایف دولت اسلامی، گسترش فرهنگ به زیباترین و بهترین صورت می باشد، اسلام آموزش دانش و علم را بر هر فرد مسلمان لازم دانسته و دولت اسلامی را نسبت به تهیه مقدسات آن ملزم ساخته است. در اینجا پرسش پیش می اید که با این همه تاکید اسلام بر تحصیل علم و گسترش دانش چرا مسلمانان در این مسئله دارای انحطاط و در این مرحله از عقب ماندگی قرار دارند؟ با مراجعه و دقت به تاریخ مسلمانان روشن می شود که مبداء عقب ماندگی مسلمین از هنگامی است که از پیروی دستورات سازنده و حیات بخش اسلام سر باز زده و اصالت خود را فراموش کردندو با غرق شدن در دنیای مادیات و انحطاط فکری، فرهنگ درخشان خویش را زیر پا نهادند تا قبل از بروز انحرافات فکری در آنان به اعتراف دانشمندان و محققین تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلام بر جهان سیطره داشت و دیگر کشورها را تحت الشعاع قرارداده بود، حتی در مقایسه کتاب، کتاب خانه، مدارس و دانشمندان آن زمان، به ویژه با در نظر گرفتن وسایل و امکانات در آن روزگار، بر مدارس و کتابخانه ها و دانشمندان امروزی برتری داشت و اگر مسلمانان به گسترش فرهنگ اصیل اسلامی توجه بنمایند دوباره آن عظمت و شوکت از دست رفته باز خواهد گشت. در این راه مسلمانان می توانند با تاسیس مدارس، روزنامه ها، مجلات، رادیو، تلویزیون، سینما و همچنین با استفاده از وسایل جدید روز مانند اینترنت و ... در محدوده ی مقدرات اسلام، دور از مفاسد بی بندو باری و پاک کردن آلودگی ها و تاسیس مراکز مختلف فرهنگی و تبلیغاتی، سطح جامعه را بالا برند.

 وباید گفت که  در این میان نقش انکشاف فرهنگی حساستر و پر اهمیت تر می باشد زیرا هیچ تحول و دگرگونی های اقتصادی، اجتماعی و سیاسي بدون زمینه های مناسب فرهنگی ممکن نیست در شرایط کنونی كشور ما به انكشاف ملی ضرورت حیاتی دارد و انکشاف همه جانبه ملی بدون رفع کاستیها و بحران های قبلی فرهنگی و رشد فرهنگ ملی ممکن نیست.

خوانندۀ عزیز، ای هموطن مسلمان دشمنان من و تو در طول دهه ها، صده ها و هزاره های متمادی همیشه کوشیده اند تا دین ، مذهب ، و وطن ما را از طرق مختلف گاه به عنون تاجک و پشتون و گاه به اسم اهل تشیع و تسنن رسوا و بدنام نموده و آن را از ما بگیرند ، گاه به اسم طالب و ملا وزمانی هم به نام تمدن غرب و دمکراسی. پس برماست تا آگاهانه در راه خنثی سازی پلان های شوم دشمنان وطن و اسلام که با حیله و نیرنگ و فراتر از آنچه که من و تو تصور می کنیم و به شکل بسیار مرموز در پی از بین بردن هویت اسلامی، فرهنگی و انسانی ماهستند، دست به کارشویم.

هرچند همۀ ما مسایل فوق الذکر را در اجتماع خویش احساس نموده ایم و با چشمان خود دیده ایم واز طریق رسانه های نوشتاری، صوتی وبصری مطلع هستیم اما و جیبۀ ملی، اسلامی وانسانی همۀ مااست تا حقایق را به سمع همه گان رسانیم تا با شد از نارسایی های جامعه جلوگیری نمایم. البته نه از طریق توصل به زور ، تفنگ ، خشونت وویرانگری، بلکه از راه مسالمت و غنامندی فرهنگی و آگاهی سیاسی و اجتماعی که به عقیدۀ من این معقول ترین راه برای رسیدن به اهداف بر حق ما است.                                                         

و مــــــــن الله توفیق

تابستان سال 1387 هجری شمسی ( کابل )

 

تاریخ نشرمطلب: يکشنبه 30 سرطان 1387 خورشيدی برابر با 20 جولای 2008 ميلادی/ آلمان

 
 
 
 

بازگشت

بالا

 

 


Publisher:

Ghulam Sakhi Oruzgani

Phone: +49 162 3702587

www.kateb-hazara.net

Email: info@kateb-hazara.net


مدیرمسؤل: غلام سخی ارزگانی

.استفاده از سایت کاتب هزاره با ذکر آن مجازاست

.مسؤلیت مقالات به دوش نویسندگان آن می باشد

.
از انتقادات و پیشنهادات سازنده شما استقبال می گردد