به  سایت  کاتب  هزاره  خوش  آمد ید


K A T E B   H A Z A R A

تماس با ما همکاران قلمی آرشیف زنان حقوق بشر اخبار مقالات جدید هدف صفحه اصلی
 


مقالات جدید
 

 

 

عبدالقدیر علم

تجلیل نمادین از روز استرداد استقلال افغانستان در کابل:

 روز استقلال افغانستان در سال جاری از لحاظ اسم ورسم به فال نیک گرفته میشود.چه هشتاد ونه سال قبل در چنین روزی مردم افغانستان فریاد استقلال وآزادی را از زبان شاه جوان شان شنیده بودند و امروز در چنین روزی شاهد پایان حاکمیت کسی هستند که 9 سال قبل افغانستان را بوسیله گروه بنام طالبان اشغال کرده بود وهمزمان باهشتاد ونهمین سالروز استقلال افغانستان از استعمار انگلیس زوال یافت.

تجلیل از روز استقلال افغانستان:تا چند ساعت قبل از بر گزاری جشن استقلال افغانستان  از امواج رادیو ها می شنیدم که جشن استقلال افغانستان امسال در کابل در محل نا معلوم بر گذار میگردد. در شگفت بودم که محل نا معلوم برای چه ودر کجا خواهد بود؟ سر انجام دوساعت قبل از بر گذاری معلوم شد که در جوار ریاست جمهوری ودور از نظر عامه مردم از سالروز استرداد استقلال افغانستان تجلیل بعمل میاید. طبعا این جشن بسیار محدود وسمبولیک بر گذار شد. اول محلش تا آخر معلوم نبود، دوم در جای تجلیل شد که جزء عده محدود دیگر کسی به آنجا توفیق رفتن نیافت. بناء از سالروز استقلال افغانستان در کابل کسانی تجلیل کردند که حالا هم استقلال ندارند وحساب شان از حساب ملت جداست.

هر پدیدۀ در دوام تاریح وقتی قابل ستایش وتمجید است که پیامد های نیکو داشته باشد. استقلال ویا آزادی افغانستتان از استعمار انگلیس به یک پدیده عاطفی وشعر ساز در تاریخ کشور ما بدل شده است که عدۀ در موج دود وخون وآتش و وابستگی های اقتصادی وفرهنگی به آزادی واستقلال ترانه می سرایند وگاهی هم به این نقطه متوجه نشده اند که آزادی واستقلال یعنی چه؟ اگر آنچه ما داریم استقلال باشد، نبودش بهتر است. استقلال یعنی آزادی که ما نداریم استقلال یعنی متکی بخود بودن که تعبیر در افغانستان ندارد استقلال یعنی غرور وسر بلندی واعتماد به نفس استقلال یعنی بی نیاز بودن از دیگران. در حالیکه هیچ یکی ازین مفاهم در حق ملت افغانستان ورهبران آن صدق نمیکند پس تجلیل از چه صورت میگیرد؟ از تصاویر گذشتگان؟!

یک ملت وقتی استقلال دارد که نیاز مند نباشد. اما متأسفانه ملت افغان از زمان ترنم ترانه استقلال تا هنوز در بستر نا آرامی ها وآشوب ها های سیاسی به سر بده ودرهیچ مقطع از زمان شاهد استقلال که وقار وغرور یک ملت را در جهان منعکس سازد نبوده. فقر اقتصادی که همه وابستگی ها را توجیح میکند همیشه دامنگیر افغانستان بوده ما در حال در برابر قشون متجاوز انگلیس رجز میخوانم که با چشمان پوشیده ودستان باز بدربارش به نیاز استاده ایم .

استقلال را از کی گرفته ایم؟ از کسیکه تا هنوز در اسارت آن قرار داریم ودر بند کمک های اقتصادی آن میباشیم؟.ملتیکه استغا نداشته باشد، آزاد نیست. ملتیکه دست طمع بسوی دیگران دراز میکند وابسته است وشایستگی تجلیل از آزادی واستقلال را ندارد.  اگر از شعر وترانه وعادت بگذریم ما تا هنوز اسیریم. اسیر یک استعمار نه که دهها استعمار دیگر.

ملتی ما همیشه با غرور وسر بلندی سوال کرده است و وابستگی های اقتصادی را عیب ندانسته پیوسته از سلحشوری ودشمن ستیزی صحبت نموده.  کسیکه دست نیاز بسوی دیگران دراز میکند استقلال ندارد وغرور آن نیز زیر سئوال می رود .امروز فقر وبیکاری در کشور بیداد میکند، مردم ما نه تنها به ابزار کار نیاز مند اند بلکه منتظر اند، بوجی ارد ولوبی با قطی روغن کشور های استعمار گر مانند شعاع امید بخش از کدام دریچه وارد خانه شان میگردد.

فرز ندان عزیز کشور اگر اسقتلال وآزادی این باشد که ما به آن افتخار میکنیم و با سرود ترانه میآمیزیم هر گز مباد؟ کشور ما از زمان سلطنت امانی تا هنوز در آشوب سیاسی به سر می برد، نه حاکمیت مشروع ومنتخب داشته ایم ونه هم استقلال اقتصادی وفرهنگی. حاکمان ما در حالیکه اسیر واجیر اند قصیده آزادی واستقلال را زمز زمه میکنند.ای کاش ما به آرد وگندم پاکستان محتاج نمی بودیم ودر انتظار پوند ودالر شب تا سحر ستاره نمی شمردیم. ایکاش ما من حیث یک ملت واحد ویکپارچه درد ورنج یکدیگر را در ک میکردیم. امروز جنوب به آتش میسوزد شمال آگاه نیمشود ودر شمال فجایع تکان دهنده چون تجاوز دسته جمعی به اطفال خورد سن ادامه دارد جنوب وشرق وغرب کشور خم به آبرو نمی آورند. ما در حال شعار استقلال وآزادی را سر میدهیم که نه استقلال سیاسی داریم نه استقلال اقتصادی ونه هم پیوند اجتماعی، فرهنگی واخلاقی. آخر خود را به یکی از جوامع بشری که به معارف انسانیت وبشریت آشنا باشد، پیوند دهید. ازین استقلال اسارت آفرین خود را نجات دهید آخر به یاد کدام دست آورد بنام کدام استغنا شعر می سرائیم.؟ ودر کدام عرصه صاحب استقلال میباشیم ملت محتاج وگدا استقلال ندارد حتی کسانیکه میجگند نیز لشکر ها ی مزدور وبه اجاره گرفته شدۀ خارجی ها اند.

پایان اقتدار مشرف در روز استقلال افغانستان:

قبلا یاد آور شدم که سالروز استرداد استقلال افغانستان زوال حکومت یکی از حامیان سر سخت طالبان را در پی داشت وازین رهگذر این روز برای افغانها روز خوب بوده است. عدۀ بر این عقیده اند که کنار رفتن مشرف بر بهتر شدن اوضاع امنیتی افغانستان اثر نخواهد داشت اما نویسنده این تبصره افول وزوال آنرا در روز یاد بود استرداد استقلال افغانستان گام مثبت بسوی استقرار وثبات در منطقه دانسته روی برخی از پیامد های این تحول طور مختصر به بحث می نشینم.

*اشتباه سیاسی مشرف: پرویز مشرف با مساعد ساختن زمینه های باز گشت نواز شریف وبی نظیربو تو ورهائی زرداری زمینه های سقوط خودرا خود فراهم ساخته بود. بخصوص اینکه قتل خانم بوتو به پیروزی حزبش در انتخابات اخیر پاکستان انجامید. مسلما در کشور های چون پاکستان وافغانستان مردم از ادامه حاکمیت ها ی مطلق العنان وغیر مسئول دلسرد وقطع نظر از پیامد ها آرزوی تغییرات در نظام سیاسی را به سر می پرورانند وروی آوردن مجدد مردم به نواز شریف وپیروان بی نظیر بو تو نیز از سلیقه وذوق ملتی ریشه میگیرد که از ادامه حکومت مشرف خسته شده بودند. ورنه همه کس میداند بعد ازین هیچکس نمیتواند جلو بحران سیاسی را در پاکستان مهار وبیشتر از مشرف ثبات سیاسی ورشد اقتصادی را تأمین نماید..پرویز مشرف علاوه از کودتای نظامی دوبار دیگر در پاکستان حکومت نظامی إعلان کرده بود هر چند از لحاظ قانونی درین نوبت صلاحیت انحلال پارلمان وإعلان حکومت نظامی را داشت ولی میدانست این بار بیشتر از پیش محبوبیت خود را در بین مردم از دست داده با تظاهرات گسترده وفریاد های مرده باد همه پاکستانی ها مواجه میشود. علاوه ازان نا کامی مشرف در مهار ساختن القاعده وتروریسم ومخالفت های پیهم آن از عملیات نیرو های ناتو بر مراکز وپایگاه های های القاعده در مناطق قبائلی بر نا رضائیتی مقامات آمریکائی نیز افزوده بود. همان بود که امریکا با نشان دادن چراغ سبز به مخالفین مشرف زمینه های سقوط وکنار رفتن آنرا تسریع بخشیدند.اما این به معنی رو گرداندن کامل آمریکا از مشرف نیست، بلکه آمریکا میخواهد با تبدیلی مهره ها تحولات آینده را به آزمایش بگیرد.

*آیندۀپرویز مشرف: مخالفین پرویز مشرف با تهیه طومار با درج موارد تخطی های قانونی در نظر دارند  تا پرویز مشرف را بخاطر کودتا ونقض مکرر قانون اساسی وبر طرف ساختن قضات به محکمه بکشانند، اما گمان میرود همین اسعتفا مجازات نهائی آن پنداشته شود. اول حامیان غربی پاکستان طرفدار بحرانی شدن بیشتر اوضاع سیاسی در پاکستان نیستند وثانیا اینکه نفوذ وإعتبار پرویز مشرف در داخل فوج مانع هر نوع انتقام گیری از وی خواهد شد. ازانجائیکه غرب نسبت به حکومت های ملکی در پاکستان بی إعتماد است، احتمالا مشرف را طور مؤقت به یکی از کشور های عربی خصوصا عربستان سعودی بفرستد تا در صورتیکه پاکستان دچار بحران و از کنترول بیرون شود مجدد فوج ودررأس پرویز مشرف را به صحنه بیاورد.

 آیندۀ افغانستان بعد از مشرف. عمق استراتیجیک أهداف پاکستان در افغانستان از قبل روشن است وضعیت افغانستان بدون اتحاد وهمبستگی خود افغانها با آمدن هیچ مهرۀ در پاکستان تغییر نمیابد از مشرف شروع  تا مولانا شیرانی ، نصر الله بابر .ومولانا فضل الرحمن همه در پی بی ثبات سازی افغانستان اند لذا مردم افغانستان باید خود در مورد تغییر سر نوشت خود بیأندیشند وانتظار تحول مثبت از طرف هیچ بیگانۀ نداشته باشند.

 مسلما بعد از مشرف کسانی به قدرت میرسند که قبلا تجربه شده ونیات شان نسبت به افغانستان روشن است. یکی افتخار نابودی اردو افغانستان را دارد. دیگری افتخار ایجاد طالبان را بنام خود ثبت کرده است لذا انتظار بهبودی اوضاع افغانستان بوسیله مهره های فعلی آزموده را آزمودن است..با تفاوت اینکه درین نوبت حکومت ملکی پاکستان در طراحی عملیات جا یگاه دوم را خواهد داشت والقاعده وطالبان که در حال طرح ریزی حکومت به نوع خود در مناطق قبائلی پاکستان اند نیرو های دست اول میباشند که هم افغانستان وهم پاکستان را مورد تحاجم قرار میدهند. حالا شرائط  ده سال قبل نیست که طالبان گام به گام دساتیر استخبارات پاکستان را عملی میساختند بلکه با مرور زمان شرائط در داخل پاکستان به نفع طالبان شیبی کرده است ومناطق زیاد از کنترول دولت پاکستان خارج وبمرکز تولید تروریسم وهسته گذاری نظام تروریستی تبدیل شده است.  

اما تفاوت کوچک به نفع افغانستان: آنچه مایه امید واریست این است که حکومت آینده پاکستان ضعیف تر از حکومت مشرف خواهد بود، شاید بعد ازین نیرو های آمریکا مستقر در افغانستان آسانتر  وبا دست بازبتوانند أهداف را در آنطرف خط دیورند مورد حمله قرار دهند و یک از شاخه های حکومت إئتلافی بخاطر بقا ودوام خویش ازین عملیات حمایت کند وبدین تر تیب هدف اصلی سر کوبی منابع ومراکز ترورستی در ماوراء خط دیورند باشد تا افغانستان.  واگر چنین نشود درانصورت مناطق قبائلی از کنترول حکومت پاکستان خارج ومن حیث منطقه یاغی به پایگاه القاعده وتروریسم تبدیل میشود که تجزیه تدریجی پاکستان را بدنبال دارد.

آینده پاکستان بعد از مشرف:حکومت فدرالی پاکستان در تحولات آینده نهایت آسیب پذیر بوده تجزیه آن نیز محتمل به نظر میرسد. این کشور بعد از تجاوز وشکست روس در افغانستان  به اوج قدرت نمائی خود رسید. او مجاهدین افغان نه که خودرا فاتح جنگ سرد میداند وبه همین دلیل تا حال از آمریکا ومتحدین غربی اش جزیه میگیرد. حال این قدرت طلبی قوس صعودی خود را پیموده ازین به بعد نوبت سرا شیبی آن فرا خواهد رسید. حکومت های ملکی در پاکستان پیوسته ضعیف تر از حکومت های نظامی و دچار بحران بوده اند که در اثر مداخله فوج به بحران نقطه پایان گذاشته شده وپاکستان از طریق حکومت های نظامی به أهداف استراتیجیک خود در افغانستان نزدیک تر شده است. حال که حکومت دوباره به أحزاب سیاسی تعلق میگیرد بدون تردید ضعیف تر از گذشته است. این در حالی است که گروه شامل حکومت إئتلافی با هم متحد نبوده ودر گذشته با هم در کشمکش بوده اند. من به این باورم که دو حزب مقتدر فعلی که حکومت إئتلافی را تشکیل داده اند هر گز صادق نبوده با کنار رفتن مشرف دوباره اختلافات شان اوج میگیرد طوریکه هیچ کدام قادر به ایجاد یک حکومت قوی مشروع ومقتدر در پاکستان نگردیده واختلافات شان زمینه های مداخله مجدد فوج را مساعد میسازد.

 

تاریخ نشر مطلب: دوشنبه 28 اسد 1387 خورشيدی برابر با 18 اگست2008 ميلادی/ آلمان

 
 
 
 

بازگشت

بالا

 

 


Publisher:

Ghulam Sakhi Oruzgani

Phone: +49 162 3702587

www.kateb-hazara.net

Email: info@kateb-hazara.net


مدیرمسؤل: غلام سخی ارزگانی

.استفاده از سایت کاتب هزاره با ذکر آن مجازاست

.مسؤلیت مقالات به دوش نویسندگان آن می باشد

.
از انتقادات و پیشنهادات سازنده شما استقبال می گردد