|
مقالات جدید
بنام خدا

اسدالله جعفری
زنده یاد محمد عیسی علی پور
نمی دانم تقدیر خدا چگونه رقم می خورد وبر اساس چه
راز ونیاز مقدر می گردد که بعضی انسان ها بالغ
نشده چهره در نقاب خاک می کشند وبعضی های دیگر
چنان می زیند که دیگران آرزوی مرگ شان را دارند.
از جمله کسانی که بسیار زود پرکشید واین خاکستان
را به مقصد دیار قدس وحریم یار ترک کرد و دوستان
اهل هنرش را در سوک نشاند وسیاه پوش کرد، زنده یاد
محمد عیسی علی پور یک تن از اعضای انجمن شاعران
جوان افغانستان واز شاگردان استاد سید حسین فاطمی
بود.

در آن روز گاری که علی پور در انجمن شعر جوان
افغانستان حضور می یافت وشعر ش را در معرض داوری
قرار می داد و با هربار سرایش شعر تحسین دوستانش
را بر می انگیخت، من در انجمن شاعران جوان حضور
نداشتم.اما از طریق جزوه های که از طریق انجمن شعر
جوان افغانستان منتشر می شد و یا جزوه های برای
نقد شعر اعضای انجمن در اختیار دوستان قرار می
گرفت، با شعر علی پور آشنایی هایی داشتم.
در همان وقت ها ناگهان خبری بسیارکوتاه و دکان
دهنده ی (محمد عیسی علی پور به رحمت خدا رفت) در
کوچه وپس کوچه های منطقه مهاجر نشین گلشهر پیچید و
دوستان علی پور در انجن شاعران جوان را در سوک
مبهوت وکشنده نشاند وسرشک ماتم را بر پهنای صورت
ترک خورده به غبارنشسته مهاجرت شان مهمان کرد.
علی پور همان روز ها در سرکوره های آجرپزی کار می
کرد وعصرروز های جمعه با بوی خوش خاک ویک سبد
لبخند ویک سینه پراز ترانه وپروانه به جمع دوستانش
در انجمن شاعران جوان می پیوست وبا حضورش شور می
آفرید و زندگی را به رقص وامی داشت .
تا اینکه آن روز غمگین و پراندوه فراسید وعصر
آدینه بود وجشمان دوستان علی پور بر آیینه در،
منتظر علی پورخیره بود تا او با لبان متبسم خود
وارد شود و جلسه شعر خوانی آغاز گردد. اما هرچه
انتظار بیشتر می شد سایه سنگین یک احساس غریب در
جان بچه های انجمن ریشه می دواند و نفس ها به
شماره می افتاد که ناگهان با خبری غیر منتظره: علی
پور به رحمت خدا رفت) انار احساسات شاعران جوان
خون شد.
آری اینگونه بود که علی پور بسیار زود هنگام از
میان دوستانش کوچ کرد وجامعه هزاره از قریحه جوشان
، خیال منشوروار، احساس برین وتعهد برین انسانی و
رسالت هنری او بی بهره ماند.
بعد ها من هم در انجمن شاعران جوان (نه به عنوان
شاعر بلکه به عنوان یک دوست واهل مطالعه) حضور می
یافتم و با برادر ایشان حسن علی پور آشنا شدم و
این آشنایی باعث آن شد که حسن علی پور تازه سروده
هایش را گه گاه به من بدهد تا من نیم نگاهی به آن
انداخته چیزی هایی در باره چند وچون آن بگویم.
در اول نمی دانستم که زنده یاد محمدعیسی علی پور
برادر حسن علی پور بوده است تا این که روزی ایشان
شعر های از ایشان را برای من خواند و گفت او برادر
ش بوده است.
به هرحال من بسیار دیر با مجموعه شعر آن زنده یاد
آشنا شدم .
مجموعه شعر های که از زنده یاد علی پوربیاد گار
مانده است، اگر چه زیاد نیست اما چند ویژگی منحصر
به فرد دارد که از جمله آنها تعهد برین انسانی
وتخیل منشور وار است.
در این فرصت پیش آمده دوشعر از آن مرحوم را تقدیم
عزیزان می کنم وبرای آن سفر کرده عزیز طلب غفران
را الهی را دارم
اسدالله جعفری

زنده یاد محمد عیسی علی پور
خون نامه ها
سینه آتشدان صد درد است درد
دیـــده ریزشگـــاه ماتم آه ســرد
اشکها خــون نامه های دردمـند
گوش کـــن این نالهـای دردمــند
ای جهــان برما بگوما کیــستیـم
ما مگراز نــسل انســـان نیستیـم
از چــه ما آمــاج تیــــر فتنه ایـم
سربــه دارکیـــنه دیـــرینـــه ایـم
خانـــه خود ما نبایــد کرد زیست
زنده گی مارا مگرشایسته نیـست
ای مجامــــع کوتکاپـــوی شمـــا
طـــــبل ها کـــوآن هیاهوی شمـا
زاده کوهستان
ای غریبــی درگمـــان خیـــش تن
ای خـــموشی ازچـــه تودرانجمن
ای که داری سربه زیربال خویش
غـــرق درگردابی ازاقبال خویش
ازچه می شرمی توسر بالا بگـیر
قــوت از امروز از فردا بـــــگیر
قامتت را راست کن مغرور باش
ازمه شب رنگ عزلت دوربــاش
پرکشـــا تا بال و پر داری به تــن
پرکـــشا راهـــی نمانــــده تا چمن
ای بــــداغ ســــرخ عضوی مبتلا
ای تــــو یـــــادی ازنـــبرد کربـلا
از چه درخود رفته ای حرفی بزن
در تو پنهان است یک دنیا ســـخن
کـــــی غریـــــبی آشنــــــایی آشنا
می شـــــــناسد رد پایـــت قلــه ها
پنجه ات برسخره ها دارد نشــان
نقش ذکرت دره ها دارد نشـــــان
پیچشش فریاد تو درگــــوش رود
آیــــــهء انـــــــا فتحــنا را سـرود
موج دریا از شکوهت سـربه زیر
قلهء پـــا میر در چنــگت اســـــیر
ای یل پیــکار ای دشــــمن شـکار
کوه بابا بـــرتـــــو دارد افتـــــخار
یاد کن یاد از شـــکوه اصــل خود
یاد از اوراغ سبــز نســـــل خـــود
یادی از آنـان که طرحی نو زدنــد
سینهء این عصــربرگـــی نوزدنـد
جنـــگ سخـــت میش با گفتار ها
رزم داس وبــــیل بـــارگــــبارها
نالـــهء آهـــن بــه نازشست مشت
قصــــهء کوبیــــدن طــبل درشت
صوت تکبــــیر و اذاندر غبـــــار
بــــعد قـــرنی از سرای هر مــنار
جملگی تصویری ازسیمای توست
چار سوی این جهان اوای توســت
نسل سخت سنگ هستی سخت کوش نسل سخت سنگ هستی سخت
کوش
زاده کـــــوهی و پیـــــوند خـروش
از نـــــگاه سرد یخبنــــدان نتــرس
سینه ات گرم است از بوران نترس
سال...3/6/87
یکشنبه
تاریخ نشر مطلب: دوشنبه 4 سنبله 1387 خورشيدی
برابر با 25 اگست2008 ميلادی/ آلمان |